جعفر گلابی در اعتماد نوشت: پزشکیان روشها و ایدههای مردمی خوبی دارد و کار و تلاش صادقانهاش نشان میدهد که اراده لازم برای عملی کردن برنامههایش را هم دارد. وی در زمانهای سخت و پر از چالش سکان اداره کشور را به دست گرفته و افزون بر وقوع جنگها و تنشهای خارجی با مخالفتهای گوناگون در داخل هم روبهرو است.
افراطیون او را سازشکار میدانند و گاهی تا تهدید هم پیش میبرند و برخی اصلاحطلبان وی را حل شده در مناسبات نظام میدانند و در مواردی که با فکر و نظرشان مفارقت وجود دارد از فشار و حمله دریغ نمیکنند و گاهی تلاشی آشکار بروز میدهند که خلایق از موفقیت او ناامید شوند. با این همه پزشکیان بهرغم همه دشواریهای پیچیده و سهمناک دو سال گذشته استوار ایستاده است و اهل انصاف نه تنها نمره قبولی به او میدهند، بلکه تحسینش میکنند و چه بسا در تاریخ از وی به عنوان یکی از خادمان بزرگ ایران یاد کنند.
اما وی بخواهد یا نخواهد در چند جبهه در حال جنگیدن است و تقدیر چنین رقم خورد که در یکی از بیسابقهترین شرایط کشور به میدان اندر آید و همه تعهد و توان و اعتبار و دانش و تجربه خود را در طبق اخلاص نهد. وی اکنون در غیاب رهبر شهید میکوشد تا ضمن حفظ وحدت و انسجام داخلی خصوصا در مسائل مهم جنگ و مذاکره دیدگاههای بعضا متضاد را به هم نزدیک کند و در مقابل بیگانگان بنیانی مرصوص بسازد.
کاملا روشن است که فشارها از هر سو بر او وارد میشود، فشار از ناحیه کسانی که شرایط جنگی کشور را درک نمیکنند یا نمیخواهند درک کنند. یکی از مشکلات کشور ما این است که در قوانین تمهیدات ویژهای برای زمانهای اضطراری در نظر گرفته نشده و در حال حاضر رعایت مصالح جامعه بر اساس میزان درک و شعور و تعهد افراد صورت میگیرد و قانون مدونی وجود ندارد که با اعلام شرایط اضطراری هر کس وظیفه خود را بداند و از تزاحمها و مانعتراشیها و منفعتجوییهای گروهی و شخصی جلوگیری به عمل آید.
حتی در زمینه اقتصادی مدیران دولتی دستورالعمل سختگیرانهای ندارند که هزینههای اضافه را حذف کنند و از ریخت و پاشهای معمول پرهیز شود. رتق و فتق امور و معیشت مردم و حفظ چارچوبهای اداری و استمرار خدمات دولتی یکی از جبهههای جنگ رییسجمهور است ولی در عرصهای دیگر هم پزشکیان اشتغال همهروزه دارد که کمتر از آن یاد میشود.
دولت بزرگ با ساختاری پیچیده و کمبازده برای رییسجمهوری که میخواهد باری از دوش مردم بردارد، یک چالش حجیم است وعدم درمان و مدیریت آن بسیاری از امور مهم و حتی زیربنایی را تحتتاثیر منفی خود قرار میدهد. رییسجمهوری که حتی کولرهای محل کار خود را خاموش میکند تا الگویی برای همه مدیران کوچک و بزرگ کشور باشد، خوب میداند که برخی اصحاب نظر این کارها را عوامی میدانند یا فاقد اثر قلمداد میکنند، ولی واقعیت آن است که رییسجمهور اتفاقا انگشت روی نکته مهمی گذاشته و باید در این جهت مورد حمایت جدی قرار گیرد.
وقوع دو جنگ علیه کشور با زمینه سالها تحریم حداکثری، اهمیت انضباط شدید همه دستگاهها و شرکتها و سازمانهای دولتی و حکومتی را نشان میدهد. متاسفانه از آنچه شنیده و دیدهایم بر نمیآید که بسیاری از مدیران دولتی و حکومتی مشی و منش مقتصد رییس دولت را در مرام خود گنجانده و از ریخت و پاشهای معمول و دیرین پرهیز کنند.
هنوز همانطور که خود پزشکیان اشاره کردند بسیاری از مدیران پاداشهای کلان میگیرند در حالی که موفقیت چندانی از خود بروز ندادهاند. هزاران هیاتمدیره حاضر و هزینهساز هستند درحالیکه اعضا هر ماه درنهایت فقط در چند جلسه شرکت میکنند ولی حقوقهای آنچنانی میگیرند! مهمانیها، سفرهای خارجی، انواع همایشها و گردهماییهای بیفایده و برگزاری مستدام مراسم گوناگون، افزون بر بار مالی موجب بدبینی مردم است و این سوال را ایجاد میکند که اگر دولت در مضیقه پول است، هزینه این ریخت و پاشها از کجا تامین میشود؟
پزشکیان اولین رییسجمهوری است که پیرامون هزینههای بلاوجه و انضباط شدید مالی حساس است و شاید از این جهت هم تحت فشار باشد، ولی حتی اگر شرایط خاص کشور نبود باید این دغدغه درست و اصولی را ستود و از گسترش و تعمیق آن حمایت کرد. اینکه گفتهاند اگر بیابانی را دراختیار بخش دولتی قرار دهید بعد از ۵ سال با کمبود خاک مواجه میشوید سخنی کاملا درست و تجربه شده است.
بر همین اساس هر چه دولت بر نظارتها و حساسیتهای خویش نسبت به اموال مردم بیفزاید صحیح و درست عمل کرده است. با رصد تحولات پیرامونی روشن میشود که فشارهای اقتصادی امریکا افزایش خواهد یافت و دولت هیچ راهی ندارد جز اینکه بر انضباط مالی خویش بیفزاید. اگر دولت در این زمینه حساس است باید از توصیههای اخلاقی عبور کند و راهکارهای قانونی و سختگیرانه را به مورد اجرا بگذارد. اموال مردم در دست مدیران دولتی امانتی هستند که در شرایط جنگی هدررفت یک ریال از آنها مستوجب سرزنش و حتی تعقیب قضایی است.