سریال جدید «Sterling Point» محصول پرایم ویدئو، داستان نوجوانی ۱۷ ساله را روایت میکند که پس از دریافت خبری غیرمنتظره درباره گذشته مادرش، راهی جزیرهای در کانادا میشود؛ سفری که او را با رازهای خانوادگی، فقدان و بخشهایی ناشناخته از هویت خودش روبهرو میکند.
به گزارش فرارو به نقل از ورایتی، در سالهای اخیر، مجموعههای تلویزیونی متعددی با محوریت مخاطبان نوجوان و جوان در سرویسهای استریم و شبکههای تلویزیونی ساخته شدهاند؛ از «The Summer I Turned Pretty» و «Off Campus» گرفته تا «Cruel Intentions» و «Every Year After» که همگی از محصولات پرایم ویدئو هستند. با این حال، بخش قابلتوجهی از این آثار بیش از هر چیز بر روابط عاشقانه متمرکزند و تقریباً تمام روایت خود را حول نخستین تجربههای عاشقانه، کشف خود و هیجانهای ناشی از شکلگیری روابط عاطفی بنا میکنند.
در چنین شرایطی، سریال جدید «استرلینگ پوینت» تلاش میکند مسیر متفاوتی را در پیش بگیرد. این درام که با تهیهکنندگی اجرایی شرکت LuckyChap متعلق به مارگو رابی ساخته شده و از پرایم ویدئو پخش میشود، به قلم و با خلاقیت مگان پارک، سازنده «My Old Ass»، شکل گرفته است. پارک در این مجموعه به سراغ موضوعاتی مانند سوگ، کشف هویت، خودشناسی و شجاعت برای مواجهه با گذشته میرود و به همین دلیل، «استرلینگ پوینت» را میتوان یکی از متفاوتترین و واقعگراترین آثار نوجوانانه سالهای اخیر دانست.
داستان با نمایی از یک خانه مجلل در منهتن آغاز میشود؛ جایی که آنی جیکوبسون، دختر ۱۷ ساله خانواده با بازی درخشان الا روبین، از خواب بیدار میشود. پردههای اتوماتیک اتاق کنار میروند، آنی چشمبند ابریشمی خود را برمیدارد و دستگاه پخش صدای اتاق را خاموش میکند. سپس وارد یک برنامه طولانی و دقیق برای بهداشت، مراقبت از پوست و رسیدگی به ظاهرش میشود؛ برنامهای که حتی میتواند با روتینهای لوکسترین اینفلوئنسرها رقابت کند.
اما تمام این مراقبتها نمیتواند اضطراب او را از بین ببرد. آنی در آستانه ورود به سال آخر دبیرستان است و منتظر نتیجه درخواستش برای حضور در یک برنامه تابستانی معتبر در مدرسه وارتون است. وقتی ایمیل رد درخواست از راه میرسد، پدرش استیون، با بازی جی دوپلاس، و برادر دوقلویش کانر، با بازی کین رافالو، سعی میکنند او را دلداری دهند. با این حال، از آنی میخواهند کمی از کمالگرایی و وسواس همیشگی خود فاصله بگیرد و آخرین تابستان دوران نوجوانی را بدون فشار و نگرانی سپری کند.
اما زندگی، همانطور که انتظار میرود، برنامه دیگری برای او دارد. مدتی بعد، وکیلی به خانه خانواده جیکوبسون میآید و خبر مهمی را به دوقلوها و پدرشان میدهد. پدر و مادر آنی و کانر، که آنها را از بدو تولد به فرزندی پذیرفته بودند، سالهاست درباره بخشی از گذشته خانوادگی سکوت کردهاند. اکنون پدرِ مادر مرحوم آنها، مردی به نام گوردون، درگذشته و برای آنی و کانر یک صندوق امانی و همچنین ملکی به نام «استرلینگ پوینت» در منطقه موسکوکا در کانادا به ارث گذاشته است.
کانر نسبت به این خبر واکنش چندانی نشان نمیدهد، اما آنی بلافاصله کنجکاو میشود. بهویژه آنکه متوجه ناراحتی و اضطراب غیرعادی پدرش هنگام صحبت درباره پدربزرگ بیگانهشدهشان میشود. کنجکاوی آنی زمانی جدیتر میشود که نامهها و کارتهای متعددی را که سالها در گاوصندوق پدرش پنهان شدهاند پیدا میکند. او همچنین نامهای را میخواند که گوردون برای خودش نوشته است.
آنی که احساس میکند این نامه میتواند پاسخی برای پرسشهای بیشمارش درباره مادرش باشد، بیخبر راهی کانادا میشود تا به این ملک برود و بفهمد مادرش واقعاً چه کسی بوده است. اما جزیره و خانهای که گوردون برای آنها به ارث گذاشته، هیچ شباهتی به تصور آنی ندارد. جزیرهای که گوردون مالک آن بوده، چشماندازی خیرهکننده و زیبا دارد؛ اما آنی خیلی زود متوجه میشود که در کنار این زیبایی، مجموعهای از رازهای خانوادگی نیز پنهان شده است.
او در کلبه گوردون در کنار دریاچه مستقر میشود و بهتدریج با گروهی از ساکنان محلی آشنا میشود. اونا، دختر پرانرژی و سرزنده، و خواهر ۱۲ سالهاش مِیپل از جمله نخستین دوستان او هستند. آنی همچنین با الیس آشنا میشود که پدرش، جو، مالک اسکله تفریحی منطقه است. سالی نیز در این جمع حضور دارد؛ فردی که مادرانش صاحب فروشگاه مواد غذایی و کافه شهر هستند. روری، دوست قدیمی آنی از نیویورک، نیز به این مجموعه اضافه میشود.
اما بزرگترین شوک زمانی اتفاق میافتد که آنی با رامونا روبهرو میشود؛ دختری سرخمو، جدی و کمحرف که از نظر ظاهری شباهت حیرتانگیزی به مادر مرحوم آنی دارد. رامونا نیز ادعا میکند گوردون پدربزرگ او بوده است.
رامونا در ابتدا برخوردی سرد و تدافعی با آنی دارد، اما این دو دختر بهتدریج شروع میکنند اطلاعاتی را درباره زندگی خود با یکدیگر مقایسه کنند و درباره آینده خانه محبوب گوردون و سرنوشت آن تصمیم بگیرند. رابطه شکننده میان آنها زمانی وارد مرحله تازهای میشود که کانر بهطور غیرمنتظره از راه میرسد و ایدهها و برنامههای خودش را برای «استرلینگ پوینت» مطرح میکند. در همین زمان، هر سه نفر متوجه میشوند که درباره گذشته خانواده و زندگی خود، هنوز رازهای بیشتری وجود دارد که باید کشف شوند.
«استرلینگ پوینت» در مجموع یک اثر ارزشمند و متفاوت است. ریتم آرام و سنجیده سریال و بازیهای پخته بازیگران، به آن کیفیتی میدهد که در بسیاری از آثار نوجوانانه معاصر کمتر دیده میشود. این مجموعه به جای آنکه صرفاً بر هیجان، روابط عاشقانه و درگیریهای معمول نوجوانان تمرکز کند، فضایی جدیتر، احساسیتر و در عین حال نوستالژیک ایجاد کرده است.
شاید یکی از دلایل این حس، فضای متفاوت جزیره باشد؛ جایی که تقریباً خبری از پوشش تلفن همراه نیست و شخصیتها ناچارند ارتباط خود را با دنیای دیجیتال تا حد زیادی کنار بگذارند. اما بخش مهمی از موفقیت سریال نیز به بازیهای الا روبین و آملی هوفرله و همچنین فیلمنامه مگان پارک بازمیگردد.
«استرلینگ پوینت» از نظر حالوهوا یادآور برخی درامهای نوجوانانه دهه ۱۹۹۰ مانند «Dawson’s Creek» و «My So-Called Life» است. برای مخاطبانی که آن دوران را به یاد دارند، سریال میتواند حس نوستالژی ایجاد کند؛ در حالی که برای نسلهای جدیدتر، از جمله نسل زِد و نسل آلفا، تصویری واقعگرایانهتر از تجربه نوجوانی ارائه میدهد؛ تصویری که در بسیاری از مجموعههای جدید با فرمولهای مشابه کمتر دیده میشود.
عشق و روابط عاطفی همچنان یکی از عناصر مهم داستان هستند، اما «استرلینگ پوینت» آنها را تنها مسئله مهم زندگی نوجوانان نمیداند. سریال نشان میدهد زخمهایی که والدین در دوران کودکی بر فرزندان خود باقی میگذارند، ممکن است تا سالهای بزرگسالی نیز ادامه پیدا کنند. همچنین روشن میکند که رازهای خانوادگی، حتی اگر برای سالها پنهان بمانند، لزوماً برای همیشه دفنشده باقی نمیمانند.
فضای سرسبز و چشمنواز کانادا نیز نقش مهمی در جذابیت بصری مجموعه دارد. موسیقی متن فولکپاپ و فضای آرام جزیره، در کنار داستان خانوادگی و شخصیتهای پیچیده، جهانی متفاوت از بسیاری از درامهای نوجوانانه امروزی ایجاد میکند.
در نهایت، مهمترین ویژگی «استرلینگ پوینت» شاید این باشد که نوجوانان را صرفاً مجموعهای از هورمونهای سرکش، احساسات عاشقانه و تصمیمهای عجولانه نمیبیند. سریال یادآوری میکند که نوجوانان، با وجود تجربه نکردن کامل فرایند بلوغ فکری و رشد مغز، انسانهایی کامل هستند که تلاش میکنند با امکانات و دانشی که در اختیار دارند، با فراز و نشیبهای زندگی کنار بیایند.
به همین دلیل، «استرلینگ پوینت» تنها داستان چند نوجوان درگیر روابط عاطفی نیست؛ بلکه روایتی درباره فقدان، خانواده، گذشته، هویت و تلاش برای فهمیدن این موضوع است که چگونه اتفاقات پنهان زندگی نسلهای پیشین میتوانند مسیر زندگی نسل بعد را شکل دهند. همین نگاه است که سریال را از بسیاری از آثار کلیشهای ژانر نوجوانانه متمایز میکند و به آن عمق و ماندگاری بیشتری میبخشد.