معمای امیر قلعه‌نویی

دسته‌بندی: گوناگون
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵ مرداد ۲۷, سه‌شنبه ساعت ۱۱:۵۸۰ رأیبدون امتیاز
معمای امیر قلعه‌نویی

وضعیت فعلی نیمکت تیم ملی فوتبال ایران در تکرار همان تراژدی غم‌انگیزی است که سال‌‌هاست گریبانگیر ورزش ما شده؛ یعنی بلاتکلیفی مزمن و عادت به تاخیر انداختن تصمیمات سرنوشت‌‌ساز تا لحظات آخر.

در حالی که جام جهانی ۲۰۲۶ تازه به پایان رسیده و تمام تیم‌‌های دیگر در حال برنامه‌‌ریزی برای چرخه جدید و مسابقات پیش‌ رو هستند در فوتبال ایران همچنان در برزخ ماندن یا رفتن امیر قلعه‌نویی گرفتاریم. اینکه امروز در میانه‌های تابستان هنوز نمی‌دانیم سکان هدایت تیم ملی در دستان چه کسی است؟ نشان‌دهنده فقدان یک نقشه راه مدون و حرفه‌ای و اتفاقات پشت پرده‌ای است که انگار کسی نباید از آنها با خبر شود. 

در دنیای فوتبال مدرن برنامه‌‌ریزی یک پروسه علمی و بلندمدت است، اما در فرهنگ مدیریتی فدراسیون فوتبال ما دقیقه نودی بودن به یک اصل نانوشته تبدیل شده است. ما همواره منتظر می‌مانیم تا کارد به استخوان برسد و فشار افکار عمومی به اوج برسد و سپس با شتاب‌زدگی دست به انتخابی بزنیم که احتمالا وصله ناجوری بر پیکره تیم ملی خواهد بود.

اما ابهام در مورد وضعیت قلعه‌نویی فراتر از یک تغییر مربی ساده است. این وضعیت نشان‌دهنده نبود استراتژی کلان در فدراسیون فوتبال است. در روزهای بعد از جام جهانی مهدی تاج در چندین نوبت همانند گذشته از حضور قطعی امیر قلعه‌نویی روی نیمکت تیم ملی ایران برای جام ملت‌های آسیا خبر داد. اما هر چه زمان جلوتر رفت از شدت این قطعیت کاسته و مشخص شد تمدید قرارداد قلعه‌نویی که ابتدای مرداد قرارداد قبلی‌اش به اتمام رسیده چندان هم آسان نیست. مخالفان در داخل هیات رییسه، مخالفان غیرفوتبالی و از همه مهم‌تر افکار عمومی مانع از تحقق وعده تاج شدند. هر بار هم مدیران فدراسیون از برگزاری جلسه جدید و تعیین تکلیف نهایی خبر دادند این امر به روزهای آینده موکول شد و حالا که این گزارش نوشته می‌شود تقریبا یک ماه است تیم ملی ایران سرمربی ندارد!

این وضعیت دو بخش دارد: فنی و غیرفنی. در بخش فنی می‌توان عملکرد تیم ملی در دوران حضور قلعه‌نویی را بررسی کرد؛ مخصوصا جام جهانی و سپس به این سوالات پاسخ داد: آیا عملکرد تیم در جام جهانی مورد قبول بوده که تمدید قرارداد صورت بگیرد؟ یا اینکه نیاز به تغییر نسل و تحول تاکتیکی احساس می‌شود؟ البته این سوالات باید ماه‌ها قبل پاسخ داده می‌شدند نه حالا که زمان برای آماده‌سازی اردوها و مسابقات مقدماتی جام ملت‌ها یا بازی‌های دوستانه به سرعت در حال از دست رفتن است، اما باز هم هر چه سریع‌تر جمع‌بندی صورت بگیرد بهتر است. با این حال وقتی تصمیم‌گیری‌‌ها به دقیقه نود موکول می‌شود اولین قربانی کیفیت فنی تیم است. مربی جدید جایگزینی اگر در کار باشد زمان کافی برای شناخت بازیکنان، پیاده‌سازی تفکرات تاکتیکی و ساختن هارمونی تیمی نخواهد داشت و در نهایت همه‌ چیز به دست تقدیر و توانایی‌‌های فردی بازیکنان سپرده می‌شود. اگر هم قلعه‌نویی بماند هم باید با افکار عمومی بجنگد، هم با توجه به اتفاقات رخ داده دوباره جایگاهش را در تیم ملی بیابد. او با این وقفه رخ داده دیگر آن فردی نیست که همه ‌چیز زیر دستش باشد.  علاوه بر همه اینها بلاتکلیفی باعث ایجاد فضای دوقطبی در جامعه هواداری و حتی میان بازیکنان می‌شود. شایعات در چنین خلئی رشد می‌کنند و تمرکز تیم را به هم می‌ریزند. بازیکنی که نمی‌داند قرار است با چه سیستمی و تحت نظر چه تفکراتی بازی کند، طبیعتا انگیزه و تمرکز خود را در سطح باشگاهی و ملی از دست می‌دهد. اما مصیبت اصلی اینجاست که ما از این سیکل معیوب درس نمی‌گیریم و تصور می‌کنیم که با شوک وارد کردن در دقایق پایانی می‌توانیم معجزه کنیم. اما فوتبال امروز جایگاه معجزات لحظه‌‌ای نیست و جایگاه برنامه‌‌ریزی و ثبات است. تا زمانی که مدیریت فوتبال ایران به جای تکیه بر اتاق‌‌های فکر و ارزیابی‌های فنی دقیق به فرهنگ باری به هر جهت و انتظار برای رسیدن به ضرب‌‌الاجل‌‌ها ادامه بدهد نباید انتظار جهشی بزرگ در نتایج تیم ملی داشت. 

امروز 27 مرداد ۱۴۰۵ است، اما ما همچنان در حال درجا زدن در سال‌های گذشته هستیم در حالی که دنیا با سرعت در حال حرکت است ما همچنان نگرانیم که آیا نیمکت‌نشین بعدی همان انتخاب دقیقه نودی همیشگی خواهد بود یا خیر؟ آیا آن‌طور که گفته می‌شود گروهی در هیات رییسه با راهبری مدیری که در یکی از تیم‌های پرهوادار کار می‌کند، قصد کنار زدن قلعه‌نویی را دارد یا آن افرادی که از شرایط تیم ملی ناراضی بودند تصمیم به تغییرات بنیادین در فوتبال از جمله فدراسیون و کادرفنی تیم ملی گرفته‌اند؟ 

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...