استفان والت استاد روابط بینالملل دانشگاه هاروارد
به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن پالیسی، دونالد ترامپ بیشک یکی از تأثیرگذارترین رؤسای جمهور در تمام تاریخ ایالات متحده آمریکا بوده است؛ اما تأثیرگذاریای که در مسیری کاملاً ویرانگر و غلط رقم خورده است.
شاید اطرافیان، حامیان خاص و اعضای خانواده او از منافع کوتاهمدت این دوران بهرهمند شوند، اما نتیجه اقدامات ترامپ نه بازگشت به عظمت، بلکه ظهور آمریکایی بسیار ضعیفتر و متفرقتر است.
در ادامه، ده روش محوری که ترامپ از طریق آنها موقعیت ایالات متحده را در جهان تضعیف کرد، بررسی شده است:
نابودی اعتماد جهانی به وعدهها و تعهدات آمریکا
شاید اهمیت «اعتبار دیپلماتیک» گاهی در نظریهها اغراقآمیز جلوه کند، اما هیچ کشوری حاضر به همکاری با واشنگتن نخواهد بود اگر احساس کند تعهدات این کشور اعتباری ندارد.
ترامپ درست همانگونه که در سوابق تجاری پر از دادگاه و ورشکستگیاش رفتار میکرد، در عرصه سیاست خارجی نیز نشان داد که تهدیدهایش غالباً لفاظیهای توخالی و وعدههایش کاملاً بیارزش هستند.
تغییرات مداوم در سیاستهای تعرفهای، تهدیدهای پیدرپی برای قطع حمایت از متحدان کلیدی و تغییر موضع ناگهانی در قبال اوکراین بهروشنی ثابت کرد که روی حرف رئیسجمهور آمریکا نمیتوان حساب باز کرد.
فرسایش توان نظامی واقعی و اختلال در بازدارندگی
ترامپ و پیت هگست، وزیر دفاع او، با وجود لفاظیها درباره «مرگبار بودن ارتش» و صرف هزینههای بیسابقه، توان واقعی نیروهای مسلح را تضعیف کردهاند.
آغاز تنشهای نظامی نسنجیده در منطقه، تخلیه ذخایر تسلیحات راهبردی آمریکا و نگهداشتن فرسایشی ناوها و پرسنل نظامی در ماموریتهای طولانیمدت، نیروهای مسلح را مستهلک کرده است.
این فرسایش ساختاری، توانایی واشنگتن را برای ایجاد بازدارندگی در برابر قدرتهای بزرگی نظیر چین بهشدت تحلیل برده است.
انحلال و فلجسازی ساختار دیپلماسی
مارکو روبیو عناوین متعددی از وزارت امور خارجه تا مشاور امنیت ملی را یدک میکشد، اما کارکرد واقعی دستگاه سیاست خارجی عملاً به حاشیه رانده شده است. روبیو و دستگاه دیپلماسی در پروندههای کلیدی عملاً نقشی ندارند؛ در حالی که ساختار دیپلماتیک آمریکا به گونهای تخریب شده که بازسازی ظرفیتهای بینالمللی آن ممکن است دههها زمان ببرد.
ضربه به پیشگامی علمی و دانشگاهی
زیربنای برتری آمریکا در قرن بیستم، زیرساخت دانشگاهی، مراکز پژوهشی و جذب نخبگان بینالمللی بود.
حملات مداوم دولت به نهادهای تحقیقاتی، موسسات ملی بهداشت (NIH) و ایجاد موانع شدید در برابر نخبگان علمی خارجی، ضربهای جبرانناپذیر به مزیت فناورانه و نوآوری کشور وارد ساخته است.
غفلت فاجعهبار از گذار به انرژیهای پاک
انکار دیرینه بحران اقلیمی توسط ترامپ و اصرار بر سوزاندن سوختهای فسیلی، آمریکا را از رهبری بازار آینده انرژیهای تجدیدپذیر بازداشته است.
در شرایطی که رقبای ژئوپلیتیک مانند چین بازارهای جهانی فناوریهای سبز را تسخیر میکنند، بازگشت به سیاستهای کهنه نفتی، اقتصاد ایالات متحده را در بلندمدت آسیبپذیر خواهد کرد.
تضعیف حاکمیت قانون و استفاده ابزاری از دادگاهها
بیاعتنایی ترامپ به چارچوبهای قانونی کاملاً آشکار است؛ او سازوکارهایی ایجاد کرد تا خود را از هرگونه محدودیت حقوقی مصون نگه دارد.
وی دستگاه قضایی را برای تسویهحساب با مخالفان به کار گرفت که این امر ساختار حاکمیت قانون در آمریکا را از درون تهی کرده است.
تهدید بنیادین سلامت انتخابات
زیر سؤال بردن فرآیندهای دموکراتیک و تلاش برای مصادره سازوکارهای نظارتی، اعتماد عمومی شهروندان را به صندوق رأی متزلزل ساخت.
این بحران داخلی، توان اخلاقی آمریکا را برای سخن گفتن از دموکراسی در عرصه بینالمللی نابود کرده است.
به هم ریختن سیستم تفکیک قوا
تمرکز قدرت در نهاد ریاستجمهوری و نادیده گرفتن جایگاه نظارتی کنگره، نظام نظارت و موازنه را تا مرز فروپاشی پیش برده است. این رویکرد، سازوکار سیاستگذاری واشنگتن را به تصمیماتی هیجانی و فردی وابسته کرده است.
سقوط اخلاقی و ابتذال در گفتمان سیاسی
ترامپ بیش از هر فرد دیگری مسئول رواج ادبیات تهاجمی و ابتذال در فضای عمومی ایالات متحده است. قطبیسازی شدید جامعه و تبدیل گفتگو به تخریب، سرمایه اجتماعی و وحدت داخلی را نابود کرده است.
سوزاندن تمامعیار «قدرت نرم» آمریکا
ترکیب تمامی موارد فوق منجر به فروپاشی ارزشهایی شد که دههها تصویر مثبتی از آمریکا میساختند. بهکارگیری اجبار تعرفهای، خشونتهای نهادهای مهاجرتی و نقض هنجارهای بینالمللی سبب شده تا جایگاه ایالات متحده در چشم افکار عمومی جهان سقوطی تاریخی را تجربه کند.