[۳۰ اوت ۱۹۱۸ برابر با ۷ شهریور ۱۲۹۷] ولادیمیر لنین، رهبر شوروی، پس از سخنرانی در کارخانهای در مسکو هدف اصابت دو گلوله از سوی فانیا کاپلان، از اعضای حزب سوسیالیست انقلابی، قرار گرفت. لنین بهشدت مجروح شد اما از این سوءقصد جان سالم به در برد. این اقدام به ترور، موجی از اقدامات تلافیجویانه را از سوی بلشویکها علیه سوسیالیستهای انقلابی و سایر مخالفان سیاسی رقم زد. همزمان با فرورفتنِ عمیقترِ روسیه در گرداب جنگ داخلی، هزاران نفر اعدام شدند.
لنین با نام اصلی ولادیمیر ایلیچ اولیانوف در سال ۱۸۷۰ زاده شد و پس از آنکه برادرش در سال ۱۸۸۷ به جرم توطئه برای ترور تزار الکساندر سوم اعدام شد، به آرمانهای انقلابی روی آورد. او در رشته حقوق تحصیل کرد و در پتروگراد (سنپترزبورگ کنونی) به وکالت مشغول شد؛ جایی که با محافل انقلابیِ مارکسیستی پیوند خورد. در سال ۱۸۹۵، او به سازماندهی گروههای مارکسیستی پایتخت در قالب «اتحادیه مبارزه برای رهایی طبقه کارگر» کمک کرد؛ تشکیلاتی که در پی جذب کارگران به آرمان مارکسیسم بود. در دسامبر ۱۸۹۵ [آذر/دی ۱۲۷۴] لنین و دیگر رهبران اتحادیه بازداشت شدند. لنین یک سال را در زندان گذراند و سپس به مدت سه سال به سیبری تبعید شد.
لنین پس از پایان دوران تبعیدش در سال ۱۹۰۰، به اروپای غربی رفت و در آنجا به فعالیتهای انقلابی خود ادامه داد. در همین دوران بود که او نام مستعار «لنین» را برای خود برگزید. وی در سال ۱۹۰۲ رسالهای با عنوان چه باید کرد؟ منتشر ساخت و در آن استدلال کرد که تنها یک حزب منضبط متشکل از انقلابیون حرفهای میتواند سوسیالیسم را برای روسیه به ارمغان آورد. در سال ۱۹۰۳، او در لندن با دیگر مارکسیستهای روس دیدار کرد و «حزب سوسیالدموکرات کارگری روسیه» (RSDWP) را بنیان نهاد. با این حال، از همان آغاز میان بلشویکهای لنین (اکثریتگرایان) که هوادار میلیتاریسم بودند، و منشویکها (اقلیتگرایان) که از یک جنبش دموکراتیک به سوی سوسیالیسم جانبداری میکردند، انشعاب افتاد. این دو گروه در درون حزب سوسیالدموکرات کارگری روسیه به رویارویی فزاینده با یکدیگر پرداختند و لنین سرانجام در کنفرانس سال ۱۹۱۲ حزب بلشویک، این جدایی را رسمی کرد.
با وقوع انقلاب ۱۹۰۵ روسیه، لنین به کشور بازگشت. این انقلاب که عمدتاً متشکل از اعتصابات سراسری در امپراتوری روسیه بود، پس از آن پایان یافت که نیکلای دوم وعده اصلاحات داد؛ ازجمله تصویب قانون اساسی روسیه و تأسیس یک مجلس قانونگذاری انتخابی. با این همه، بهمحض برقراری مجدد نظم، تزار بیشتر این اصلاحات را باطل کرد و لنین در سال ۱۹۰۷ بار دیگر ناچار به تبعید شد.
لنین با جنگ جهانی اول که در سال ۱۹۱۴ آغاز شد، به عنوان منازعهای امپریالیستی مخالفت کرد و از سربازان پرولتاریا خواست تفنگهایشان را به سوی رهبران سرمایهداری نشانه بگیرند که آنان را به درون سنگرهای مرگبار فرستاده بودند. برای روسیه، جنگ جهانی اول فاجعهای بیسابقه بود؛ شمار تلفات روسیه از تلفات هر ملت دیگری در جنگهای پیشین تاریخ فراتر رفت. همزمان، اقتصاد کشور بر اثر هزینههای سرسامآور جنگ به شکلی نومیدکننده دچار فروپاشی شد و در مارس ۱۹۱۷ [اسفند ۱۲۹۵] در پی کمیابیِ مواد غذایی، شورشها و اعتصاباتی در پتروگراد درگرفت. نیروهای سرخورده ارتش به اعتصابکنندگان پیوستند و در ۱۵ مارس [۲۴ اسفند ۱۲۹۵]، نیکلای دوم ناچار به کنارهگیری از قدرت شد که به قرنها حکومت تزاری پایان داد. در پی انقلاب فوریه (که به دلیل کاربرد تقویم ژولینی در روسیه به این نام خوانده میشود)، قدرت میان «دولت موقت» ناکارآمد و ساویتها (شوراها)ی متشکل از کمیتههای سربازان و کارگران تقسیم شد.
پس از وقوع انقلاب فوریه، مقامات آلمانی به لنین و یارانش اجازه دادند در مسیری از سوئیس به سوئد، با یک واگن قطارِ مهرومومشده از خاک آلمان عبور کنند. برلین امیدوار بود (و این امیدواری درست هم از آب درآمد) که بازگشت سوسیالیستهای ضدجنگ به روسیه، تلاشهای جنگی روسیه را که زیر نظر دولت موقت ادامه داشت، تضعیف کند. لنین خواهان سرنگونی دولت موقت از سوی شوراها شد و رهبران دولت او را به عنوان «عامل آلمان» محکوم کردند. در ژوئیه، او ناچار به فرار به فنلاند شد، اما شعار او مبنی بر «صلح، نان و زمین» با حمایت روزافزون مردمی روبهرو گشت و بلشویکها در شورای پتروگراد اکثریت را به دست آوردند. در اکتبر، لنین مخفیانه به پتروگراد بازگشت و در ۷ نوامبر، گاردهای سرخ تحت هدایت بلشویکها، دولت موقت را ساقط و استقرار حکومت شورایی را اعلام کردند.
لنین به دیکتاتور بالفعل نخستین دولت مارکسیستی جهان بدل شد. دولت او با آلمان صلح کرد، صنایع را ملی ساخت و زمینها را توزیع نمود، اما از سال ۱۹۱۸ ناچار شد درگیر جنگ داخلی ویرانگری علیه نیروهای تزاری شود. در سال ۱۹۲۰، نیروهای تزاری شکست خوردند و در سال ۱۹۲۲ «اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی» (USSR) تأسیس گردید. پس از مرگ لنین در اوایل سال ۱۹۲۴، پیکر او مومیایی شد و در آرامگاهی در نزدیکی کرملین مسکو قرار گرفت. پتروگراد نیز به افتخار او، لنینگراد نامیده شد. پس از مبارزهای بر سر جانشینی، همرزم انقلابیاش، ژوزف استالین، به عنوان رهبر اتحاد جماهیر شوروی جایگزین لنین شد.