راز پیشگیری از آلزایمر!

دسته‌بندی: گوناگون
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵ شهریور ۱۰, سه‌شنبه ساعت ۲۲:۱۲۰ رأیبدون امتیاز
راز پیشگیری از آلزایمر!

تا ۴۵ درصد موارد زوال عقل ممکن است با اصلاح سبک زندگی و تغییر عوامل خطر قابل پیشگیری باشد، اما آگاهی‌رسانی به‌تنهایی برای تغییر رفتار افراد کافی نیست.

فرارو- مطالعاتی جدید نشان می‌دهند پیشگیری از زوال عقل نیازمند رویکردهایی فراتر از اطلاع‌رسانی عمومی است و برنامه‌های شخصی‌سازی‌شده، مشارکت‌محور و مبتنی بر جامعه می‌توانند نقش مؤثرتری در کاهش خطر این بیماری ایفا کنند.

به گزارش فرارو به نقل از نیوزویک، نتایج یک پژوهش جدید از دانشگاه کرتین استرالیا نشان می‌دهد نزدیک به نیمی از موارد ابتلا به زوال عقل را می‌توان با کنترل و اصلاح عوامل خطر قابل تغییر مانند کم‌تحرکی، مصرف دخانیات، سطح پایین تحصیلات، خواب نامناسب و انزوای اجتماعی پیشگیری یا دست‌کم به تعویق انداخت. با این حال، پژوهشگران هشدار می‌دهند راهبردهای فعلی سلامت عمومی، اگرچه آگاهی مردم را افزایش می‌دهند، اما در تبدیل این آگاهی به تغییر واقعی و پایدار در رفتار افراد چندان موفق عمل نکرده‌اند.

این مطالعه تأکید می‌کند مقابله با زوال عقل تنها از طریق اطلاع‌رسانی عمومی امکان‌پذیر نیست و برای دستیابی به نتایج مؤثرتر باید از روش‌هایی استفاده کرد که افراد را به‌صورت فعال در فرآیند تغییر سبک زندگی درگیر کند.

بررسی برنامه‌های پیشگیری از زوال عقل در هشت کشور

در این پژوهش، محققان کمپین‌ها و برنامه‌های سلامت عمومی مرتبط با پیشگیری از زوال عقل را در هشت کشور مختلف مورد بررسی قرار دادند. نتایج این مرور جامع نشان داد کمپین‌های گسترده اطلاع‌رسانی اگرچه می‌توانند پیام خود را به طیف وسیعی از مردم برسانند، اما معمولاً تنها به افزایش محدود آگاهی منجر می‌شوند و تأثیر اندکی بر تغییر رفتارهای روزمره افراد دارند.

به گفته پژوهشگران، برای کاهش واقعی خطر ابتلا به زوال عقل، لازم است برنامه‌هایی طراحی شوند که مشارکت افراد را جلب کرده، متناسب با شرایط شخصی هر فرد باشند و بر ظرفیت‌های اجتماعی و محلی تکیه کنند. یافته‌های این بررسی نشان داد روش‌های تعاملی، در مقایسه با کمپین‌هایی که صرفاً اطلاعات ارائه می‌کنند، به‌طور مداوم موفق‌تر بوده‌اند و افراد بیشتری را به تغییر عادت‌های ناسالم تشویق کرده‌اند.

برنامه‌هایی که بیشترین تأثیر را داشتند

بررسی پژوهشگران نشان داد برخی از رویکردها نسبت به سایر روش‌ها اثربخشی بیشتری داشته‌اند. از جمله این برنامه‌ها می‌توان به دوره‌های آموزشی آنلاین اشاره کرد که افراد را مرحله‌به‌مرحله با راهکارهای عملی برای حفظ سلامت مغز آشنا می‌کنند.

همچنین ارزیابی‌های شخصی‌سازی‌شده خطر، که به هر فرد نشان می‌دهد سبک زندگی او چگونه بر احتمال ابتلا به زوال عقل تأثیر می‌گذارد، از دیگر روش‌های موفق شناخته شدند. این نوع ارزیابی‌ها به افراد کمک می‌کند ارتباط مستقیمی میان رفتارهای روزمره خود و سلامت مغزشان برقرار کنند.

برنامه‌های مبتنی بر جامعه نیز عملکرد موفقی داشتند؛ برنامه‌هایی که توسط افراد مورد اعتماد جامعه، از جمله مربیان همسال، کارکنان حوزه سلامت و رهبران محلی اجرا می‌شوند. به باور پژوهشگران، اعتماد اجتماعی نقش مهمی در پذیرش پیام‌های سلامت و ایجاد انگیزه برای تغییر رفتار دارد.

از سوی دیگر، برنامه‌هایی که محتوای خود را با فرهنگ و شرایط هر جامعه هماهنگ کرده بودند، در محیط‌های آشنا اجرا می‌شدند و اهدافی واقع‌بینانه و قابل دستیابی برای شرکت‌کنندگان تعیین می‌کردند، بیش از سایر برنامه‌ها توانستند تغییرات رفتاری ماندگارتری ایجاد کنند.

فاصله میان دانستن و عمل کردن

ماریو سیروو، یکی از نویسندگان این مطالعه، معتقد است یافته‌های این پژوهش شکاف قابل توجهی را میان آنچه مردم درباره عوامل خطر می‌دانند و آنچه در عمل انجام می‌دهند، آشکار می‌کند. او می‌گوید: «تا ۴۵ درصد موارد زوال عقل با عواملی مرتبط هستند که قابلیت تغییر دارند؛ عواملی مانند سبک زندگی، وضعیت سلامت و محیط زندگی. اما صرفاً گفتن اینکه این عوامل چه هستند، کافی نیست. کمپین‌های آگاهی‌بخشی اهمیت دارند، اما به‌تنهایی به ندرت می‌توانند باعث تغییرات معنادار و ماندگار در رفتار افراد شوند.»

به گفته او، چالش اصلی این است که مردم را از مرحله دانستن به مرحله عمل رساند؛ موضوعی که نیازمند روش‌های نوین و مؤثرتر در آموزش سلامت است.

قدرت عضلات؛ عاملی مهم و کمتر مورد توجه

همزمان با این بررسی، پژوهش دیگری که آن نیز توسط تیمی از دانشگاه کرتین هدایت شده، به نقش قدرت عضلانی و ترکیب بدنی در خطر ابتلا به زوال عقل پرداخته است؛ عاملی که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته بود.

در این مطالعه، نزدیک به ۵۰۰ هزار فرد بزرگسال طی بیش از یک دهه تحت پیگیری قرار گرفتند. نتایج نشان داد افرادی که هم از قدرت عضلانی پایین برخوردار بودند و هم چربی بدن بالایی داشتند، وضعیتی که به آن «چاقی سارکوپنیک» گفته می‌شود، بیش از دیگران در معرض ابتلا به زوال عقل قرار داشتند.

نکته قابل توجه این بود چاقی به‌تنهایی، در صورتی که قدرت عضلات حفظ شده باشد، با افزایش خطر زوال عقل ارتباطی نشان نداد. این یافته نشان می‌دهد حفظ سلامت عضلات، در کنار داشتن ترکیب بدنی مناسب، اهمیت ویژه‌ای دارد و نباید تمام توجه تنها بر کاهش وزن متمرکز باشد.

به بیان دیگر، سلامت عضلات ممکن است به اندازه کنترل وزن در محافظت از عملکرد مغز اهمیت داشته باشد.

آگاهی کافی نیست؛ تغییر رفتار دشوارتر است

لورا بویارسکایته، عصب‌شناس دانشگاه اسلو، در واکنش به نتایج این دو مطالعه، تأکید کرد مهم‌ترین و شاید ناخوشایندترین یافته این پژوهش آن است که صرف اطلاع‌رسانی به مردم، تغییر محسوسی در رفتار آن‌ها ایجاد نمی‌کند. او توضیح داد طی سال‌های گذشته، تمرکز اصلی پژوهشگران بر شناسایی عوامل خطر زوال عقل بوده و اکنون فهرست نسبتاً کاملی از این عوامل در اختیار داریم؛ عواملی مانند کم‌تحرکی، استعمال دخانیات، کاهش شنوایی، سطح پایین تحصیلات، انزوای اجتماعی و موارد دیگر.

به گفته او، این مطالعه جهت پرسش را تغییر می‌دهد. دیگر سؤال اصلی این نیست که «عوامل خطر چیستند؟» بلکه این است که «چرا مردم با وجود آگاهی از این خطرها، رفتار خود را تغییر نمی‌دهند؟» او افزود کمپین‌های آگاهی‌بخشی تقریباً همیشه باعث افزایش دانش عمومی می‌شوند، اما میان دانستن و عمل کردن فاصله زیادی وجود دارد و حل این مشکل، چالشی پیچیده‌تر اما واقع‌بینانه‌تر برای نظام‌های سلامت است.

با این حال، بویارسکایته هشدار داد نباید مفهوم «قابل پیشگیری بودن» را به اشتباه تفسیر کرد. او توضیح داد این برآورد، یک شاخص جمعیتی است و نه تضمینی برای هر فرد. به گفته او، اگر این عوامل خطر در سطح کل جمعیت کاهش پیدا کنند، ممکن است تا ۴۵ درصد موارد زوال عقل قابل پیشگیری یا دست‌کم با تأخیر مواجه شوند.

اما این بدان معنا نیست که هر فرد صرفاً با رعایت تمام توصیه‌ها می‌تواند با اطمینان از ابتلا به این بیماری جلوگیری کند. همچنین نباید این یافته‌ها به ابزاری برای سرزنش افرادی تبدیل شود که باوجود رعایت توصیه‌های سلامت، همچنان به زوال عقل مبتلا می‌شوند.

پیام اصلی پژوهش چیست؟

در مجموع، نتایج این تحقیقات نشان می‌دهد برنامه‌های پیشگیری از زوال عقل باید از چارچوب سنتی اطلاع‌رسانی عمومی فراتر بروند. صرف ارائه اطلاعات کافی نیست؛ بلکه لازم است افراد به‌طور فعال در فرآیند تغییر سبک زندگی مشارکت داده شوند، توصیه‌های سلامت متناسب با شرایط فردی آنها ارائه شود و افراد مورد اعتماد در جامعه نیز در اجرای این برنامه‌ها نقش داشته باشند.

این یافته‌ها همچنین تعریف گسترده‌تری از «عوامل خطر قابل تغییر» ارائه می‌کنند. در کنار عواملی که سال‌هاست به‌عنوان عوامل شناخته‌شده خطر زوال عقل مطرح هستند، مانند سیگار کشیدن، کم‌تحرکی، تحصیلات پایین و انزوای اجتماعی، اکنون حفظ قدرت عضلانی نیز به‌عنوان هدفی عملی و مهم برای کاهش خطر این بیماری مطرح شده است. به همین دلیل، پژوهشگران توصیه می‌کنند تمرینات مقاومتی و برنامه‌های تقویت عضلات، در کنار حفظ وزن مناسب و سایر عادت‌های سالم، به بخشی از راهبردهای پیشگیری از زوال عقل تبدیل شوند.

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...