نحوه تخصیص سهمیه بنزین از دیرباز مورد توجه دولتهای مختلف بوده است. از افزایش پلکانی تا شوک. همگی نشان دادند که این موضوع از دید مسئولان دور نمانده است. با این حال دولتها از ترس ناآرامی های اجتماعی و نارضایتیهای گسترده خود را درگیر آزادسازی کامل قیمت بنزین نکرده اند. دولت چهاردهم از همان روزهای آغاز به کار خود وعده داد تغییراتی در قیمت بنزین صورت نخواهد گرفت مگر اینکه قبل از آن به طور کامل مردم را در جریان آن قرار داده باشد. با این همه اتفاقات رخ داده در کشور، وقوع جنگهای تحمیلی دوم و سوم، کاهش تولید پالایشگاهها، افزایش مصرف و ... دولت را بر آن داشت تا در راستای جبران کاهش تولید، کاری کند که مصرف نیز کاهش یابد تا به شکلی ناترازی مرتفع گردد. استفاده بی رویه، خودروی غیر استاندارد، قاچاق سوخت و حمله آمریکا و رژیم صهیونسیتی به زیر ساختها اضلاع اصلی ناترازی بنزین به حساب میآیند. این یادداشت به یکی از مهمترین اضلاع ناترازی بنزین یعنی خودروها میپردازد. همانطور که نمودار 1 نشان میدهد در سالهای 1390 تا 1404 میزان مصرف بنزین به حدود دو برابر رسیده است و به جز در سالهای 1399 و 1400، به دلیل کرونا، شاهد رشد متوسط 6 درصد سالیانه در مصرف بنزین بودهایم. درصورتی که این روند ادامه یابد و با وجود افزایش تعداد خودروهای نو و فرسوده، مصرف بنزین در پایان عمر دولت چهاردهم به عدد 170 میلیون لیتر در روز نزدیک میشود.

از طرفی نمودار تولید تعداد خودرو ( نمودار ۲) نشان میدهد که اگر چه در سالهای 90 تا 93 تعداد خودروهای تولیدی تقریبا نصف شده ولی مصرف بنزین حدود 8 میلیون لیتر در روز افزایش یافته است. یا در سالهای 1401 تا 1404 با اینکه تعداد خودروهای تولیدی کاهش پیدا کرده ولی مصرف بنزین به شدت افزایش پیدا کرده است که این موضوع احتمالا به دلیل افزایش ناوگان فرسوده و در کنار عوامل دیگری همچون قاچاق، هدر رفت بنزین و ... می باشد.

نکته دیگر به قیمت بنزین برمیگردد که افزایش آن تاکنون در کنترل مصرف بی رویه بنزین ناموفق بوده است. به عنوان مثال در بازه زمانی بین ۹۰ تا ۹۲، ۹۳ تا ۹۷ و ۹۸ تا ۱۴۰۳ که بنزین دارای نرخ های ثابتی بوده میزان افزایش مصرف بنزین به ترتیب برابر با ۱۱.۸، ۲۲.۲ و ۲۷.۴ درصد بوده است (نمودار ۳). به عبارت دیگر اگر چه اصلاح قیمت صورت گرفته ولی از نگاه مصرف کنندگان، بنزین همچنان به عنوان یک کالای ارزان قیمت قلمداد میشود. به بیان دیگر افزایش قیمت بنزین بدون تغییر رفتار مصرف کننده و نوسازی ناوگان نتیجه لازم را به همراه نخواهد داشت. این موضوع به این دلیل است که مصرفکنندگان با وجود یارانههای دولتی، بنزین را همچنان کالایی با کشش قیمتی پایین به حساب میآورند و صرفاً با گران شدن اندک آن میزان مصرف خود را کاهش نمیدهند. البته این جمله به معنای تحویز آزادسازی، شوکدرمانی و گران شدن بنزین نیست. در جای خود به راهکارها اشاره خواهد شد.

نکته پایانی به تنوع خودروهای موجود در بازار ایران برمیگردد. گزارشها نشان میدهند حدود ۲۶ میلیون خودرو در کشور وجود دارد که بیش از نیمی از آنها را خودروهای پراید، پژو۴۰۵، تیبا، پژو ۲۰۶ و پارس تشکیل میدهند که اکثر این خودروها به دلایلی از بازار رقابت حذف شده و جای خود را به مدلهای جدیدتر داده اند که خود این خودروها نیز نسبت به استانداردهای جهانی مصرف سوخت بالایی دارند. نکته جالب توجه این است که خودرو پراید به تنهایی حدود ۲۴ درصد کل خودروهای داخلی را تشکیل میدهد که ۶ سال پیش از خط تولید خارج شده است (نمودار ۴). این آمار نشان میدهد که میانگین سن ناوگان خودرویی کشور بالا رفته و با توجه به استفاده از این وسایل نقلیه در شهرها به عنوان تاکسی اینترنتی، پیک موتوری و ... علاوه بر اینکه مصرف سوخت را افزایش می دهند سبب آلودگی هوا نیز خواهند شد.

شاید در حال حاضر گزینه آزادسازی قیمت بنزین دمدست ترین راهحل به نظر برسد با این حال با توجه به شرایط خاص کشور و جلوگیری از حوادث تلخی همچون آبان ۹۸، این دارو تجویز نخواهد شد مگر اینکه به صورت پلکانی و همراه با افزایش یارانه نقدی قابل توجه برای دهکهای درآمدی پایین باشد. دولت چهاردهم باید تصمیمی بگیرد که مثلاً بعد از ۵ سال قیمت بنزین را به صورت پلکانی و تا سقف قیمت دلاری (مثلاً ۷۵ سنت) آزاد کند. نوسازی ناوگان نیز با حذف خودروهای بی کیفیت، واردات خودروهای هیبریدی و برقی و تخصیص سهمیه بنزین مورد نیاز به تاکسی های اینترنتی با ارز دولتی نیز راهگشا خواهد بود. مدیریت مصرف بنزین صرفاً از طریق گرانی امکانپذیر نخواهد بود بلکه از هوشمند کردن سیستم های سوخت رسانی، فرهنگ سازی و استفاده از ظرفیت شبکه های اجتماعی در کنار موارد پیش گفته میتوان به عنوان راهکار نام برد.