پشت پرده افزایش تعرفه واردات خودرو؛ چه کسانی از محدودیت بازار سود می‌برند؟

دسته‌بندی: خودرو
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵ شهریور ۱۹, پنجشنبه ساعت ۲۲:۰۶۰ رأیبدون امتیاز
پشت پرده افزایش تعرفه واردات خودرو؛ چه کسانی از محدودیت بازار سود می‌برند؟

بررسی ساختار اقتصاد سیاسی در بازار خودروی ایران نشان می‌دهد که تصمیمات پیرامون افزایش تعرفه واردات و بالابردن هزینه‌های جانبی مانند اسقاط خودروهای فرسوده، تنها یک تغییر فنی و ساده در مقررات تجاری نیست. اگر از زاویه پشت‌پرده اقتصادی و نهادی به این ...

بررسی ساختار اقتصاد سیاسی در بازار خودروی ایران نشان می‌دهد که تصمیمات پیرامون افزایش تعرفه واردات و بالابردن هزینه‌های جانبی مانند اسقاط خودروهای فرسوده، تنها یک تغییر فنی و ساده در مقررات تجاری نیست. اگر از زاویه پشت‌پرده اقتصادی و نهادی به این تحولات نگاه کنیم، نتیجه عملی و ملموس این سیاست‌ها، بالا بردن شدید قیمت تمام‌شده خودروهای وارداتی، محدودتر شدن عرضه رقبای خارجی و در نهایت حفظ فاصله قیمتی عمیق بازار داخلی با محصولات جهانی است. هرچند که بخشی از منطق رسمی دولت برای این اقدامات، مواردی مانند اسقاط ناوگان فرسوده، مدیریت منابع ارزی و حمایت از تولید داخلی عنوان می‌شود، اما در لایه‌های زیرین این تصمیمات، ذی‌نفعان قدرتمندی حضور دارند که بقای اقتصادی آن‌ها به مسدود ماندن یا گران شدن مسیر واردات گره خورده است. در این گزارش تحلیلی، به کالبدشکافی دقیق هزینه‌های جدید واردات خودرو در سال ۱۴۰۵ پرداخته و با تکیه بر داده‌های اقتصادی، بررسی می‌کنیم که سود اصلی این سیاست‌های محدودکننده به جیب چه کسانی می‌رود و چرا مصرف‌کننده ایرانی همواره باید تاوان ناکارآمدی ساختارهای تولیدی را بپردازد.

مکانیزم افزایش هزینه‌ها در زنجیره تامین و واردات خودرو

در سال ۱۴۰۵، دیوارهای تعرفه‌ای و هزینه‌های جانبی ورود خودرو به کشور از چندین مسیر مختلف سنگین‌تر و پیچیده‌تر شده است. این تغییرات به گونه‌ای اعمال شده‌اند که حتی اگر یک شرکت واردکننده موفق به تامین ارز و عبور از سد ثبت سفارش شود، در مرحله ترخیص و شماره‌گذاری با کوهی از هزینه‌های تصاعدی مواجه خواهد شد. بررسی دقیق این مکانیزم‌ها نشان می‌دهد که سیاست‌گذار به جای تسهیل واردات برای تنظیم بازار، از ابزارهای مالی برای ایجاد یک سد بازدارنده استفاده کرده است. از یک سو تعرفه‌های گمرکی به شکل بی‌سابقه‌ای پلکانی شده‌اند و از سوی دیگر، فرمول‌های محاسبه هزینه‌های جانبی به شدت تغییر کرده‌اند. نکته منفی این بخش آن است که این افزایش هزینه‌های گمرکی، مستقیما بهای تمام شده خودرو را برای خریدار نهایی افزایش داده و دسترسی دهک‌های متوسط جامعه به خودروهای ایمن خارجی را عملا غیرممکن می‌سازد. با این حال، در یک نگاه مثبت و فنی، پلکانی شدن تعرفه‌ها بر اساس حجم موتور می‌تواند به ورود خودروهای اقتصادی‌تر با حجم موتور پایین‌تر کمک کند، هرچند که در عمل این خودروهای اقتصادی نیز به دلیل سایر هزینه‌ها با قیمت‌های نجومی به دست مصرف‌کننده می‌رسند.

جهش تعرفه‌های گمرکی و عوارض جانبی بر اساس حجم موتور

حقوق ورودی خودروهای بنزینی در مقررات جدید بر حسب حجم موتور به صورت پلکانی و به شدت افزایشی تعیین شده است. بر اساس مستندات ابلاغی، تعرفه برای خودروهای با حجم موتور تا ۱۵۰۰ سی‌سی معادل ۲۰ درصد، برای موتورهای ۱۵۰۱ تا ۲۰۰۰ سی‌سی معادل ۴۰ درصد، برای مدل‌های ۲۰۰۱ تا ۲۵۰۰ سی‌سی با یک جهش خیره‌کننده ۱۳۰ درصد، برای ۲۵۰۱ تا ۳۰۰۰ سی‌سی معادل ۱۴۵ درصد و برای خودروهای بالای ۳۰۰۰ سی‌سی رقم نجومی ۱۶۵ درصد اعلام شده است. البته در این میان، برای خودروهای هیبریدی تعرفه ۱۵ درصد و برای خودروهای تمام‌برقی تعرفه ۴ درصد در نظر گرفته شده است که نشان از یک جهت‌گیری مثبت به سمت خودروهای پاک دارد. اما داستان به همین جا ختم نمی‌شود؛ علاوه بر حقوق ورودی، واردکننده ملزم به پرداخت هزینه‌های سنگین دیگری است. هزینه استاندارد معادل هشت دهم درصد ارزش سیف کالا، عوارض شماره‌گذاری معادل ۱۰ درصد ارزش گمرکی، ۳ درصد مالیات نقل‌وانتقال در زمان شماره‌گذاری، و انواع مالیات‌ها و عوارض محلی، همگی زنجیره‌ای از هزینه‌ها را تشکیل می‌دهند که قیمت نهایی خودرو را در گمرک به شدت متورم می‌کنند. این زنجیره هزینه‌تراشی، عملا نقش واردات را از یک اهرم تنظیم‌گر بازار به یک منبع درآمدی برای نهادهای مختلف تبدیل کرده است.

گره کور گواهی اسقاط و خلق هزینه‌های پنهان نجومی

یکی از مهم‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین موانع جدید بر سر راه واردات، تغییرات بنیادین در سازوکار گواهی اسقاط خودرو است. در مقررات جدید، نرخ هر گواهی اسقاط خودروی سواری از ۳۵ میلیون تومان با رشدی حدود ۷۱ درصدی به ۶۰ میلیون تومان افزایش یافته است. اما فاجعه اصلی در اصلاحیه آیین‌نامه اجرایی ماده ۱۰ قانون ساماندهی صنعت خودرو نهفته است. در این اصلاحیه، تعداد گواهی‌های لازم برای شماره‌گذاری خودروهای وارداتی دیگر یک عدد ثابت نیست، بلکه مستقیما به ارزش یورویی خودرو و رتبه مصرف انرژی آن گره خورده است. برای یک خودروی سواری وارداتی، این نیاز می‌تواند بین یک تا ۱۴ گواهی اسقاط متغیر باشد. به عنوان مثال، یک خودروی وارداتی اقتصادی با ارزش کمتر از ۱۵ هزار یورو و رتبه انرژی A یا B تنها به یک گواهی نیاز دارد که همان ۶۰ میلیون تومان هزینه در بر دارد. اما واردات یک خودروی ۵۰ تا ۸۰ هزار یورویی با رتبه انرژی F یا G می‌تواند واردکننده را ملزم به ارائه ۱۴ گواهی کند. با احتساب نرخ ۶۰ میلیون تومانی، فقط هزینه اسقاط برای چنین خودرویی به عدد خیره‌کننده ۸۴۰ میلیون تومان می‌رسد. ترکیب تعداد بالاتر گواهی‌ها، نرخ جدید هر گواهی، تعرفه‌های سنگین گمرکی و نرخ ارز محاسباتی، یک دیواره آتشین در برابر واردات ایجاد کرده است که عبور از آن نیازمند سرمایه‌های کلان است.

منطق رسمی دولت در برابر واقعیت‌های پنهان بازار

دولت و نهادهای تنظیم‌گر بازار خودرو همواره برای دفاع از سیاست‌های افزایش تعرفه و سخت‌گیری در مسیر واردات، استدلال‌های مشخصی را مطرح می‌کنند. خروج خودروهای فرسوده از چرخه تردد برای کاهش مصرف سوخت، مدیریت محدودیت‌های ارزی کشور، حمایت از تولید داخلی و جلوگیری از ورشکستگی زنجیره قطعه‌سازی، و همچنین اعمال سیاست‌های کلان انرژی به نفع خودروهای برقی، از جمله این دفاعیات است. نکته مثبت این سیاست‌گذاری در روی کاغذ این است که می‌تواند به کاهش آلایندگی کلان‌شهرها و نوسازی ناوگان فرسوده حمل‌ونقل کمک شایانی کند. خودروهای تمام‌برقی در این مقررات نیاز به گواهی اسقاط بسیار کمتری دارند که نشان‌دهنده یک مشوق زیست‌محیطی است. اما نکته منفی و واقعیت تلخ بازار این است که این سیاست‌ها در بستر یک اقتصاد غیرشفاف، به جای حل معضلات، به ابزاری برای محدودسازی رقابت تبدیل شده‌اند. وقتی هزینه اسقاط به جای یک مکانیسم کارآمد برای حذف فیزیکی خودروی فرسوده، صرفا به یک برگه بهادار گران‌قیمت در دست دلالان تبدیل می‌شود، دیگر نمی‌توان ادعا کرد که هدف نهایی حفظ محیط زیست بوده است.

مدیریت منابع ارزی یا خلق درآمدهای پایدار برای دولت؟

یکی از استدلال‌های همیشگی برای محدود کردن واردات خودرو، جلوگیری از خروج ارز در شرایط تحریمی است. شکی نیست که واردات خودرو مستقیما تقاضای ارز ایجاد می‌کند و در شرایط مضیقه ارزی، دولت باید منابع خود را مدیریت کند. با این حال، نگاهی به ساختار تعرفه‌ها نشان می‌دهد که دولت از این محدودیت‌ها به عنوان یک منبع درآمد پایدار و هنگفت نیز استفاده می‌کند. اخذ حقوق ورودی سنگین، مالیات بر ارزش افزوده از قیمت متورم شده، و عوارض متعدد شماره‌گذاری، درآمدهای کلانی را به خزانه واریز می‌کند. تناقض سیاستی دقیقا در همین نقطه شکل می‌گیرد؛ دولت از یک سو ادعا می‌کند که واردات برای تنظیم بازار و شکستن قیمت‌های کاذب ضروری است، اما از سوی دیگر با اعمال انواع تعرفه‌ها و هزینه‌های جانبی، عملا همان ابزار تنظیم بازار را از کار می‌اندازد. در این چرخه، دولت هم درآمد سرشاری کسب می‌کند و هم ژست حمایت از تولید ملی را به خود می‌گیرد، اما دود این تناقض تنها به چشم مصرف‌کنندگانی می‌رود که از دسترسی به خودروی باکیفیت و ایمن محروم مانده‌اند.

معمای نوسازی ناوگان فرسوده و تجارت برگه‌های اسقاط

نوسازی ناوگان فرسوده کشور یکی از ضروری‌ترین پروژه‌های ملی است. ایران دارای میلیون‌ها دستگاه خودروی فرسوده با مصرف سوخت بالا و ایمنی فاجعه‌بار است که سالانه خسارات جبران‌ناپذیری به اقتصاد و سلامت عمومی وارد می‌کنند. ایجاد الزام به اسقاط در ازای واردات، در ذات خود یک سیاست مترقی و مثبت است. اما مشکل از جایی شروع می‌شود که فرآیند اسقاط شفاف و قابل ردیابی نیست. در یک سیستم سالم، باید در ازای هر گواهی، یک خودروی فرسوده به صورت فیزیکی از خیابان‌ها جمع‌آوری و امحا شود تا منفعت عمومی حاصل گردد. اما در بازار غیرشفاف فعلی، بازار گواهی اسقاط به یک بازار بورس ثانویه تبدیل شده است. تقاضای اجباری واردکنندگان برای خرید گواهی، قیمت این اوراق را به شدت بالا برده و به جای تسریع در روند خروج خودروهای فرسوده، صرفا هزینه تراکنش‌ها را برای واردات افزایش داده است. در واقع، دلالان و واسطه‌هایی که توانسته‌اند برگه‌های اسقاط را احتکار کنند، سودهای نجومی می‌برند بدون آنکه تاثیر ملموسی در کاهش آلودگی هوا یا ارتقای ایمنی جاده‌ها ایجاد شده باشد.

ذی‌نفعان اصلی محدودیت و گرانی واردات چه کسانی هستند؟

تحلیل واقع‌بینانه اقتصاد سیاسی بازار خودرو در ایران نشان می‌دهد که پیچیده شدن فرآیند واردات و افزایش هزینه‌های آن، ذی‌نفعان قدرتمند و مشخصی دارد. البته این به معنای اثبات یک تبانی سازمان‌یافته میان تمامی این بازیگران نیست، بلکه نشان‌دهنده هم‌سویی منافع ساختاری آن‌ها در حفظ وضع موجود است. وقتی بازار از رقبای خارجی خالی می‌شود یا حضور آن‌ها به شدت گران و لوکس درمی‌آید، گروه‌هایی سود می‌برند که بقایشان به این انحصار وابسته است. نکته منفی بارز در این ساختار، توقف رشد فناوری و کاهش انگیزه برای ارتقای بهره‌وری در صنایع داخلی است. با این حال، تنها نکته مثبتی که شاید بتوان برای این دیوارکشی‌های تعرفه‌ای متصور بود، حفظ موقت سطح اشتغال کارگری در کارخانه‌های خودروسازی داخلی در دوران فشارهای سنگین تحریمی است، هرچند که این اشتغال به قیمت افت شدید رفاه مصرف‌کننده تمام جامعه تمام می‌شود.

خودروسازان داخلی؛ برندگان بلامنازع دیوارهای تعرفه‌ای

مهم‌ترین و بزرگ‌ترین برنده محدود شدن واردات خودرو، خودروسازان داخلی و شبکه قطعه‌سازی وابسته به آن‌ها هستند. واردات آزاد، پایدار و ارزان‌قیمت محصولات باکیفیت جهانی، یک تهدید موجودیتی و رقابتی مستقیم برای تولیدکنندگان داخلی محسوب می‌شود. زمانی که تعرفه‌ها پایین باشد و خودروهای اقتصادی، کم‌مصرف و ایمن کره‌ای، ژاپنی یا حتی چینی با قیمت واقعی به دست مردم برسد، سه پیامد ویرانگر برای خودروساز داخلی رقم می‌خورد. مورد اول اینکه مشتری گزینه‌های جایگزین قدرتمندی پیدا می‌کند، مورد دوم اینکه شکاف عمیق کیفیت، ایمنی و مصرف سوخت محصولات داخلی با استانداردهای جهانی به وضوح دیده می‌شود، و مورد سوم اینکه قدرت قیمت‌گذاری دستوری و فروش در حاشیه بازار از خودروساز سلب می‌گردد. به همین دلیل، هر سیاستی که واردات را از طریق تعرفه، سهمیه، موانع ارزی، گواهی اسقاط یا بروکراسی‌های پیچیده اداری گران‌تر کند، در عمل به یک سپر حفاظتی فولادین برای تولید داخل تبدیل می‌شود. این انحصار تضمین‌شده باعث می‌شود تا خودروساز نیازی به سرمایه‌گذاری واقعی در بخش تحقیق و توسعه احساس نکرده و محصولات قدیمی خود را با هر قیمتی که بخواهد به بازار تحمیل کند.

شبکه مراکز اسقاط و شکل‌گیری بازارهای شبه‌رانتی

گروه دوم ذی‌نفعان، شبکه مراکز اسقاط و مالکان کلان گواهی‌های اسقاط هستند. افزایش رسمی نرخ گواهی از ۳۵ به ۶۰ میلیون تومان، ارزش دارایی‌های نامشهود این مراکز را یک‌شبه ده‌ها درصد افزایش داده است. زمانی که ارائه گواهی برای شماره‌گذاری خودروهای وارداتی به یک اجبار قانونی تبدیل می‌شود، واردکننده عملا به یک خریدار ناگزیر در این بازار انحصاری بدل می‌گردد. اگر ظرفیت اسقاط فیزیکی، نحوه عرضه گواهی‌ها، ساختار مالکیت مراکز و معاملات سامانه‌ای کاملا شفاف نباشد، این گواهی‌ها از یک ابزار نظارتی زیست‌محیطی به یک دارایی شبه‌رانتی و ابزار سفته‌بازی تبدیل می‌شوند. شفافیت زنجیره اسقاط، شامل تعداد دقیق خودروهای امحا شده و محل هزینه‌کرد درآمدهای حاصله، حلقه مفقوده این فرآیند است که باعث هدایت سودهای کلان به سمت واسطه‌ها و دلالان مجوز شده است.

واردکنندگان بزرگ و حذف تدریجی رقبای خرد از بازار

شاید در نگاه اول به نظر برسد که تمام شرکت‌های واردکننده از افزایش تعرفه‌ها و سخت‌گیری‌ها متضرر می‌شوند، اما واقعیت بازار تجارت خودرو چیز دیگری است. ساختار محدود، پیچیده و سرمایه‌بر واردات خودرو، معمولا به نفع واردکنندگان بزرگ‌تر و دارای ارتباطات قدرتمند تمام می‌شود. وقتی فرآیند واردات شامل عبور از خوان‌های تخصیص ارز، ثبت سفارش، اخذ تاییدیه استاندارد، ایجاد شبکه خدمات پس از فروش و تامین ده‌ها گواهی اسقاط برای هر خودرو باشد، شرکت‌های کوچک‌تر و نوپا که توان مالی و اداری کمتری دارند، به سرعت از گردونه رقابت حذف می‌شوند. در مقابل، شرکت‌های بزرگ‌تر و انحصارگر می‌توانند این هزینه‌های سربار را روی سبد محصولات خود سرشکن کرده و با ایجاد قراردادهای کلان تامین گواهی، بقای خود را تضمین کنند. این انحصار چندجانبه باعث می‌شود حاشیه سود هر دستگاه خودرو برای بازیگران باقیمانده به شدت افزایش یابد، زیرا رقابت میان عرضه‌کنندگان به حداقل ممکن رسیده است.

هشدار نهادهای نظارتی و پیامدهای اقتصادی برای مصرف‌کننده

سیاست‌های متناقض و تورم‌زای پیرامون واردات خودرو، واکنش‌ها و هشدارهای جدی نهادهای نظارتی کشور را نیز در پی داشته است. افزایش بی‌رویه تعرفه‌ها و هزینه‌های پنهان، نه تنها هدف اصلی واردات که همان تعدیل قیمت‌ها بود را محقق نکرده، بلکه خود به عاملی برای التهاب بیشتر بازار تبدیل شده است. نکته منفی اصلی در این بخش، بی‌توجهی سیاست‌گذاران اجرایی به نظرات کارشناسی نهادهای حسابرسی و قانون‌گذاری است که باعث آشفتگی حقوقی در بازار می‌شود. اما در بعد مثبت، ورود صریح نهادهایی نظیر دیوان محاسبات و کمیسیون صنایع مجلس به این پرونده، روزنه‌های امیدی را برای اصلاح رویه‌های غلط و ایجاد شفافیت بیشتر در فرآیند قیمت‌گذاری خودروهای وارداتی باز کرده است. با این وجود، تا زمانی که ساختار اجرایی بر طبل افزایش درآمد از محل عوارض می‌کوبد، بعید است که تغییر ملموسی در کف بازار احساس شود.

موضع‌گیری دیوان محاسبات و کمیسیون صنایع مجلس

دیوان محاسبات کشور صراحتا درباره احتمال اعمال تعرفه‌های یکنواخت و سنگین هشدار داده است. این نهاد نظارتی تاکید کرده که وضع تعرفه‌های ۱۰۰ درصدی یا بیشتر، با الزامات قانونی مبنی بر تعیین حقوق ورودی متناسب با حجم موتور، میزان مصرف سوخت و آلایندگی در تعارض آشکار است. به عبارتی، قانون‌گذار تاکید دارد که تعرفه نباید صرفا یک دیوار کور حفاظتی برای کسب درآمد یا مسدودسازی واردات باشد، بلکه باید ابزاری هوشمند برای هدایت بازار به سمت خودروهای پاک‌تر باشد. در همین راستا، یکی از نمایندگان و اعضای ارشد کمیسیون صنایع و معادن مجلس نیز در واکنش به این فشارها و افزایش هزینه‌ها هشدار قابل تاملی داده است.

اعمال تعرفه‌های سنگین و افزایش نجومی هزینه‌های جانبی مانند اسقاط، در نهایت به زیان مصرف‌کننده نهایی تمام می‌شود و تنها به تداوم انحصار بی‌قید و شرط خودروسازان داخلی کمک می‌کند؛ این رویه با روح قانون ساماندهی خودرو برای تنظیم بازار کاملا در تضاد است.

انتقال قطعی بار مالی به دوش خریدار نهایی

در تحلیل نهایی، باید صراحتا اذعان کرد که بازنده اصلی و قطعی تمام این سیاست‌گذاری‌های پیچیده، ساختارهای تعرفه‌ای سنگین و دلال‌بازی در بازار گواهی اسقاط، کسی نیست جز مصرف‌کننده ایرانی. خریدار خودرو در ایران مجبور است هزینه مجموع تعرفه‌های گمرکی، نرخ آزاد ارز، هزینه‌های نجومی اسقاط، انواع مالیات‌ها، عوارض شماره‌گذاری و حاشیه سود بالای واردکنندگان انحصاری را یک‌جا و در قالب قیمت نهایی خودرو بپردازد. سیاستی که قرار بود ناوگان فرسوده را با هدف حفظ محیط زیست نوسازی کند، با اجرای غیرشفاف و تبدیل شدن به یک اهرم درآمدزایی، عملا از اهداف اصیل خود منحرف شده است. تا زمانی که زنجیره تامین خودرو، از واردات تا اسقاط، به شفافیت کامل نرسد و انحصار ساختاری به نفع تولیدکننده داخلی شکسته نشود، هرگونه تغییر در اعداد و ارقام تعرفه‌ها تنها به معنای دست بردن عمیق‌تر در جیب مصرف‌کننده‌ای است که کمترین نقشی در این آشفته‌بازار رقابتی ندارد.

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...