گزارش تحلیلی مجله نیویورکر از پرونده‌های سیاسی و مالی داماد ترامپ

دسته‌بندی: گوناگون
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵ شهریور ۲۴, سه‌شنبه ساعت ۱۵:۴۰۰ رأیبدون امتیاز
گزارش تحلیلی مجله نیویورکر از پرونده‌های سیاسی و مالی داماد ترامپ

کوشنر و ویتکاف رویکردی متفاوت از دیپلمات‌های سنتی آمریکا داشتند. آن‌ها مذاکرات را بیشتر شبیه یک معامله تجاری می‌دیدند: طرفین امتیازاتی می‌دهند، در ازای آن چیزی می‌گیرند و در نهایت به توافق می‌رسند.

 دکستر فیلکینز در یادداشتی با عنوان «دیپلماسی دلاری جرد کوشنر» نوشت: داماد دونالد ترامپ نمونه‌ای از آن نوع چهره‌های واشنگتنی است که برایشان منصب عمومی وسیله‌ای برای دستیابی به ثروتی هنگفت است. 

به نقل از نیویورکر، کوشنر گرفتار تعارض منافع است. او قرار است برای مردم آمریکا کار کند، اما در واقع انگیزه‌های مالی بسیار بزرگی دارد که منافع سرمایه‌گذارانش را پیش ببرد.» 

مذاکرات ایران؛ جایی که دیپلماسی با جنگ گره خورد

در ماه مه، در ژنو، جرد کوشنر در اتاقی خصوصی نشسته بود و به مذاکراتی درباره برنامه هسته‌ای ایران گوش می‌داد. استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ، در حال مذاکره با عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، بود. کوشنر قرار نبود در آن جلسه حضور داشته باشد. او حتی مقام رسمی دولت آمریکا هم نبود. اما در دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، داماد رئیس‌جمهور به یکی از مهم‌ترین مشاوران غیررسمی او تبدیل شده بود؛ فردی که در موضوعاتی از ایران و اسرائیل گرفته تا روسیه، اوکراین و کشورهای عربی خلیج فارس نقش ایفا می‌کرد. 

کوشنر و ویتکاف رویکردی متفاوت از دیپلمات‌های سنتی آمریکا داشتند. آن‌ها مذاکرات را بیشتر شبیه یک معامله تجاری می‌دیدند: طرفین امتیازاتی می‌دهند، در ازای آن چیزی می‌گیرند و در نهایت به توافق می‌رسند. اما در مورد ایران، مسئله بسیار پیچیده‌تر بود. 

حمله به ایران و ادعای تهدید هسته‌ای

در سال ۲۰۲۵، اسرائیل و آمریکا حملاتی را علیه ایران انجام دادند. دولت ترامپ استدلال می‌کرد که ایران در آستانه دستیابی به توانایی ساخت سلاح هسته‌ای قرار گرفته است. ترامپ و بنیامین نتانیاهو هشدار داده بودند که زمان برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای رو به پایان است. با این حال، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نشانه‌ای از آنچه آمریکا و اسرائیل ادعا می‌کردند، پیدا نکرده بود. 

کوشنر در مذاکرات ایران بدون داشتن تخصص فنی در زمینه برنامه هسته‌ای این کشور نقش مهمی داشت. یکی از مقام‌های سابق آمریکایی گفت مشکل این بود که در اتاق مذاکرات، «هیچ‌کس واقعاً نمی‌دانست درباره چه چیزی صحبت می‌کند.» هم‌زمان، ویتکاف درگیر مذاکرات مربوط به جنگ اوکراین نیز بود. 

امتیازهای تهران و اختلاف در واشنگتن

عراقچی در جریان مذاکرات پیشنهادهایی برای محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران مطرح کرد. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، نیز در این روند حضور داشت. اما برخی مقام‌های سابق آمریکایی معتقد بودند که تیم ترامپ بیش از اندازه به دنبال یک توافق سریع بود. کوشنر از طرفداران رویکرد سخت‌گیرانه‌تر بود و معتقد بود ایران در حال وقت‌کشی است. برخی دیگر از مقام‌های آمریکایی اما معتقد بودند که تهران واقعاً آماده دادن امتیاز است. 

ویتکاف حتی درباره یکی از تأسیسات هسته‌ای ایران ادعاهایی مطرح کرد که بعداً مشخص شد نادرست بوده است. کلسی داونپورت، کارشناس کنترل تسلیحات، گفت چنین اشتباهاتی نشان می‌دهد که تیم آمریکا درک دقیقی از جزئیات فنی مذاکرات نداشته است. یکی از نزدیکان ویتکاف درباره کوشنر گفت: «آدم دوست‌داشتنی‌ای است، اما لعنتی، خیلی بالاتر از حد توان و تخصصش وارد این ماجرا شده است.» 

جنگی که قرار نبود چنین طولانی شود

بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، تلاش کرده بود مانع وقوع جنگ شود. او با جی. دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، دیدار کرد و از واشنگتن خواست به مذاکرات فرصت بیشتری بدهد. اما در نهایت آمریکا و اسرائیل حملات خود را آغاز کردند. 

رهبر شهید انقلاب و شماری از فرماندهان و مقام‌های ارشد ایران کشته شدند. مقام‌های دولت ترامپ بعدها گفتند که جنگ بسیار سریع‌تر از آنچه تصور می‌کردند آغاز شد. 

استدلال کوشنر این بود که ایران تنها چند روز یا چند هفته با دستیابی به توانایی ساخت سلاح هسته‌ای فاصله داشته است. اما بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی چنین نتیجه‌ای را تأیید نکرده بودند. 

نقش نتانیاهو در تصمیم ترامپ

نتانیاهو ماه‌ها ترامپ را برای حمله به ایران تحت فشار قرار داده بود. مارکو روبیو نیز به این نتیجه رسیده بود که جنگ اجتناب‌ناپذیر است. جنگ ماه‌ها ادامه یافت و پیامدهای گسترده‌ای داشت: زیرساخت‌های غیرنظامی آسیب دید، آب و برق مختل شد، یک مدرسه دخترانه هدف حمله قرار گرفت و حملات موشکی گسترده‌ای انجام شد. در نهایت، درگیری‌ها به تنگه هرمز نیز کشیده شد. 

با این حال، برای کوشنر مسئله ایران تنها یکی از چند پرونده‌ای بود که درگیر آن بود. 

میلیاردها دلار در کنار سیاست خارجی

در حالی که کوشنر درگیر دیپلماسی خاورمیانه بود، شرکت سرمایه‌گذاری او، Affinity Partners، میلیاردها دلار سرمایه را مدیریت می‌کرد. این هم‌زمانی، پرسش‌های جدی درباره تعارض منافع ایجاد کرد. 

در دولت دوم ترامپ، مرز میان تجارت خصوصی و سیاست خارجی بیش از گذشته مبهم شده بود. شماری از مقام‌های نزدیک به ترامپ هم‌زمان با سیاست‌گذاری دولتی، روابط تجاری گسترده‌ای داشتند. 

اما در مورد کوشنر، این مسئله ابعاد ویژه‌ای داشت؛ زیرا بسیاری از سرمایه‌گذاران شرکت او همان دولت‌ها و افراد خارجی بودند که در سیاست خارجی دولت ترامپ اهمیت داشتند. 

بازگشت کوشنر به مرکز قدرت

پس از پایان دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ، کوشنر به فلوریدا رفت و بیشتر وقت خود را صرف ساختن شرکت سرمایه‌گذاری‌اش کرد. اما وقتی ترامپ برای دومین بار به کاخ سفید بازگشت، دوباره از دامادش کمک خواست. کوشنر ابتدا تمایلی به بازگشت نداشت. همسرش، ایوانکا ترامپ، نیز در شوخی گفته بود که دیگر نمی‌خواهد دوباره وارد این زندگی شود. با این حال، کوشنر برگشت. 

اوکراین؛ معامله‌ای به سبک املاک و مستغلات

در پرونده اوکراین نیز کوشنر و ویتکاف نقش مهمی داشتند. کوشنر مسائل پیچیده ژئوپولیتیکی را اغلب با زبان تجارت و املاک توضیح می‌داد. برای او، حتی اختلافات میان روسیه و اوکراین نیز می‌توانست مانند یک معامله حل‌وفصل شود. او درباره ولادیمیر پوتین گفته بود که «آدم بدی نیست» و ارتش روسیه را نیرویی بسیار قدرتمند توصیف کرده بود. 

طرح صلحی که در آن دوره مطرح شد، امتیازات قابل توجهی به روسیه می‌داد و با انتقاد شدید اوکراین و برخی کشورهای اروپایی روبه‌رو شد. 

اتهام ارتباط تجاری با روسیه

هم‌زمان، گزارش‌هایی منتشر شد که کوشنر در حال بررسی یا مذاکره درباره چند پروژه تجاری مرتبط با روسیه بوده است. یک گزارش اروپایی محرمانه نیز مجموعه‌ای از سرمایه‌گذاری‌ها و پروژه‌های احتمالی را مطرح کرده بود. کوشنر این اتهامات را رد کرد و گفت هیچ معامله‌ای با دولت روسیه یا نهادهای تحت کنترل آن انجام نداده است. 

با این حال، منتقدان می‌گفتند حتی احتمال وجود چنین روابطی می‌تواند در زمان مذاکره درباره امنیت اروپا مشکل‌ساز باشد. 

اعتمادبه‌نفس کوشنر؛ از سیاست تا تجارت

کوشنر به توانایی خود در مذاکره اعتماد بسیار زیادی دارد. او در سال ۲۰۲۴ در سخنرانی‌ای در دانشگاه هاروارد، درباره سیاست خارجی دولت‌های پیشین آمریکا با لحنی بسیار انتقادی صحبت کرد و گفت بسیاری از توافق‌های گذشته به این دلیل شکست خورده‌اند که مذاکره‌کنندگان بیش از حد به فرایند دیپلماتیک اهمیت داده‌اند. 

او خود را کسی می‌دید که می‌تواند با کنار گذاشتن تشریفات، معامله را مستقیماً به نتیجه برساند. 

خانواده‌ای که ثروت و سیاست را درهم آمیخت

کوشنر در خانواده‌ای ثروتمند در نیوجرسی بزرگ شد. پدرش، چارلز کوشنر، یکی از چهره‌های قدرتمند بازار املاک و مستغلات نیویورک بود. جرد در مدرسه فرِیش تحصیل کرد و سپس به دانشگاه هاروارد رفت؛ دانشگاهی که خانواده‌اش در آن کمک مالی قابل توجهی کرده بودند. او در همان دوران جوانی وارد کسب‌وکار خانوادگی شد. 

در سال ۲۰۰۵، چارلز کوشنر به اتهام جرایم مالی و انتخاباتی محکوم شد. پرونده او شامل پرداخت‌های غیرقانونی، فرار مالیاتی و تلاش برای تأثیرگذاری بر شاهدان بود. جرد پس از محکومیت پدرش، بخش مهمی از مسئولیت شرکت خانوادگی را بر عهده گرفت. 

او بعدها با ایوانکا ترامپ آشنا شد و ازدواج آن‌ها، پیوند خانواده کوشنر با خانواده ترامپ را شکل داد. 

انتقام سیاسی از کریس کریستی

یکی از نخستین اقدامات سیاسی مهم جرد کوشنر، مقابله با کریس کریستی، دادستان سابق نیوجرسی، بود. کریستی همان دادستانی بود که پرونده پدر کوشنر را پیگیری کرده بود. کوشنر بعدها از نفوذ خود در محافل سیاسی برای کنار گذاشتن کریستی از حلقه ترامپ استفاده کرد. 

کوشنر در آغاز ورود به سیاست حتی جمهوری‌خواه حرفه‌ای هم محسوب نمی‌شد. اما ترامپ به او اعتماد داشت. وفاداری برای ترامپ اهمیت زیادی داشت و کوشنر در این زمینه امتیاز بزرگی داشت. او در دولت اول ترامپ عنوان مشخص و پررنگی نداشت، اما در بسیاری از پرونده‌های حساس حضور پیدا می‌کرد. 

خاورمیانه؛ مهم‌ترین حوزه نفوذ کوشنر

کوشنر به‌سرعت به یکی از مهم‌ترین چهره‌های سیاست خاورمیانه ترامپ تبدیل شد. او روابط نزدیکی با اسرائیل و دولت‌های عربی خلیج فارس برقرار کرد. رابطه خانوادگی ترامپ با نتانیاهو نیز به این نزدیکی کمک می‌کرد. اما مهم‌ترین رابطه او با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، شکل گرفت. 

رابطه نزدیک با محمد بن سلمان

کوشنر و محمد بن سلمان، که به M. B. S. معروف است، رابطه‌ای بسیار نزدیک برقرار کردند. در سفر ترامپ به عربستان سعودی، قراردادهای تسلیحاتی به ارزش حدود ۱۱۰ میلیارد دلار اعلام شد. کوشنر در تماس‌های مستقیم با مقام‌های سعودی درباره قراردادهای بزرگ از جمله قراردادهای مربوط به شرکت لاکهید مارتین نقش داشت. او و بن سلمان حتی در خارج از فضای رسمی نیز با یکدیگر وقت می‌گذراندند. 

در سال ۲۰۱۷، عربستان سعودی و متحدانش قطر را تحریم و محاصره کردند. کوشنر در ابتدا از موضع عربستان حمایت کرد. این موضوع با مخالفت رکس تیلرسون، وزیر خارجه وقت آمریکا، و جیم متیس، وزیر دفاع، روبه‌رو شد. منتقدان معتقد بودند کوشنر بیش از اندازه به دیدگاه سعودی‌ها نزدیک شده است. 

معامله ۶۶۶ خیابان پنجم

شرکت کوشنر برای ساختمان مشهور ۶۶۶ خیابان پنجم در نیویورک به سرمایه عظیمی نیاز داشت. او و تیمش به دنبال سرمایه‌گذاران خارجی بودند. یکی از پیشنهادها این بود که یک صندوق قطری در پروژه سرمایه‌گذاری کند. این موضوع در حالی مطرح شد که دولت ترامپ درگیر بحران سیاسی با قطر بود. 

پس از قتل جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار سعودی، در کنسولگری عربستان در استانبول، فشار زیادی بر دولت ترامپ وارد شد تا روابط خود با بن سلمان را محدود کند. اما کوشنر از حفظ رابطه با ولیعهد سعودی دفاع کرد. او استدلال می‌کرد که منافع استراتژیک آمریکا در منطقه ایجاب می‌کند رابطه با عربستان حفظ شود. 

کوشنر خود را کسی می‌دانست که می‌تواند منافع آمریکا را بدون گرفتار شدن در قواعد سنتی دیپلماسی پیش ببرد. اما منتقدان می‌گفتند او تجربه و تخصص کافی برای چنین نقش گسترده‌ای نداشت. یکی از بحث‌برانگیزترین نمونه‌ها، رابطه او با محمد بن نایف، ولیعهد سابق عربستان بود. وقتی بن سلمان برای کنار زدن بن نایف اقدام کرد، گزارش‌هایی درباره تماس مستقیم او با کوشنر منتشر شد. بن نایف بعدها بازداشت شد. 

توافق‌های ابراهیم؛ دستاورد بزرگ کوشنر

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای کوشنر در دولت اول ترامپ، شکل‌گیری توافق‌نامه‌های ابراهیم بود. اسرائیل با امارات متحده عربی و بحرین روابط رسمی برقرار کرد و سپس کشورهای دیگری نیز به این روند نزدیک شدند. کوشنر این توافق‌ها را نمونه‌ای از دیپلماسی مبتنی بر منافع اقتصادی و امنیتی می‌دانست. اما مسئله فلسطین تا حد زیادی از این روند کنار گذاشته شد. 

پس از خروج ترامپ از کاخ سفید، روابط کوشنر با دولت‌های خلیج فارس به شکل دیگری ادامه یافت. در سال ۲۰۲۱، صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان سعودی تصمیم گرفت حدود ۲ میلیارد دلار در شرکت Affinity Partners سرمایه‌گذاری کند. این تصمیم حتی در داخل کمیته سرمایه‌گذاری سعودی نیز با مخالفت‌هایی روبه‌رو شد. برخی اعضا معتقد بودند عملکرد کوشنر و تیمش برای چنین سرمایه‌گذاری بزرگی کافی نیست. 

اما محمد بن سلمان تصمیم نهایی را گرفت. 

دو میلیارد دلار سعودی برای شرکت کوشنر

سرمایه‌گذاری عربستان تنها بخشی از منابعی بود که Affinity جذب کرد. امارات و قطر نیز سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی در این شرکت انجام دادند. درآمد سالانه شرکت از محل کارمزد مدیریت این سرمایه‌ها به ده‌ها میلیون دلار می‌رسید. کوشنر در عین حال از دریافت حقوق مستقیم از دولت آمریکا خودداری می‌کرد. 

اما منتقدان می‌گفتند مسئله اصلی حقوق دولتی نیست؛ بلکه رابطه میان تصمیم‌های سیاست خارجی و منافع مالی شخصی است. 

ویرجینیا کانتر، مشاور سابق کاخ سفید، گفت: «کوشنر گرفتار تعارض منافع است. او قرار است برای مردم آمریکا کار کند، اما در واقع انگیزه‌های مالی بسیار بزرگی دارد که منافع سرمایه‌گذارانش را پیش ببرد.» 

هیچ مدرک مستقیمی منتشر نشده که نشان دهد کوشنر در ازای سرمایه‌گذاری کشورهای خارجی، تصمیم مشخصی در دولت آمریکا گرفته است. اما منتقدان می‌گویند همین رابطه مالی می‌تواند اهرم نفوذ ایجاد کند. 

از عربستان تا شرکت‌های فناوری

Affinity Partners تنها فعالیت تجاری کوشنر نیست. او در شرکت‌های فناوری نیز سرمایه‌گذاری کرده است. یکی از این سرمایه‌گذاری‌ها Brain Co. بود؛ شرکتی مرتبط با فناوری و هوش مصنوعی. کوشنر همچنین با چهره‌هایی مانند لوئیس ویدگارای، پاتریک کولیسان و برایان آرمسترانگ در ارتباطات تجاری و فناوری قرار گرفت. 

در دولت ترامپ، سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی به یکی از اولویت‌های مهم تبدیل شد. 

کوشنر تنها عضو حلقه ترامپ نبود که چنین روابطی داشت. دیوید ساکس، هاوارد لاتنیک و چند مقام دیگر نیز روابط گسترده‌ای با بخش خصوصی داشتند. 

در همان زمان، ترامپ نیز وارد فعالیت‌های گسترده در حوزه رمزارز شد. شرکت‌هایی مرتبط با خانواده ترامپ از سرمایه‌گذاران خارجی، از جمله امارات، سرمایه جذب کردند. 

غزه؛ طرحی چند میلیارد دلاری

پس از آغاز جنگ غزه، کوشنر یکی از چهره‌هایی بود که درباره آینده این منطقه صحبت کرد. او از طرح‌هایی برای بازسازی غزه با سرمایه‌گذاری عظیم اقتصادی سخن گفت. در یکی از طرح‌ها، هزینه بازسازی به حدود ۱۱۲ میلیارد دلار می‌رسید. کوشنر این طرح را نوعی «موفقیت فاجعه‌بار» توصیف کرده بود؛ عبارتی که نشان‌دهنده نگاه اقتصادی او به آینده منطقه بود. 

کوشنر حتی پیش از آغاز رسمی دولت دوم ترامپ در مذاکرات مربوط به غزه حضور داشت. او با مقام‌های اسرائیلی و قطری دیدار کرد. یکی از مقام‌های دولت بایدن گفت همکاری در این زمینه تا حد زیادی فراتر از اختلافات حزبی انجام شده بود. با این حال، حماس نسبت به نقش کوشنر و طرح‌های او بدبین بود. 

در نهایت، دولت ترامپ طرحی ۲۰بندی برای پایان جنگ غزه ارائه کرد. این طرح شامل ایجاد ساختاری به نام هیئت صلح بود. قرار بود مدیریت آینده غزه تا حد زیادی بر پایه یک ساختار بین‌المللی و اقتصادی جدید شکل بگیرد. 

اما در عمل، وضعیت غزه بسیار پیچیده‌تر بود. حماس همچنان سلاح در اختیار داشت، ارتش اسرائیل بخش‌هایی از منطقه را در کنترل داشت و شمار زیادی از غیرنظامیان کشته شده بودند. 

نیکولای ملادِنوف در تدوین برخی از طرح‌های مربوط به آینده غزه نقش داشت. اما اسرائیل با بخش‌هایی از طرح مخالفت کرد.در حالی که میلیاردها دلار برای بازسازی وعده داده می‌شد، پول واقعی به‌سرعت وارد غزه نمی‌شد. هم‌زمان، بحران انسانی ادامه داشت: کمبود غذا، سوءتغذیه، کمبود آب و تخریب گسترده زیرساخت‌ها. 

آلبانی؛ پروژه رؤیایی کوشنر

در سال ۲۰۲۱، کوشنر و ایوانکا ترامپ در یک سفر به آلبانی با ادی راما، نخست‌وزیر این کشور، دیدار کردند. 

آن‌ها به پروژه‌ای در جزیره سازان علاقه‌مند شدند. سازان جزیره‌ای زیبا و نسبتاً دست‌نخورده در دریای آدریاتیک است که در دوران حکومت کمونیستی آلبانی، محل استقرار نظامی بود. کوشنر این منطقه را فرصتی برای ساخت یک مجموعه گردشگری لوکس دید. 

طرح کوشنر شامل ساخت هتل‌ها، ویلاها و مراکز گردشگری لوکس بود. ارزش پروژه حدود ۴ میلیارد دلار برآورد می‌شد. برخی سرمایه‌گذاران قطری نیز به این پروژه علاقه نشان دادند. راما از این طرح حمایت می‌کرد و آن را فرصتی برای تبدیل آلبانی به مقصدی مهم در گردشگری بین‌المللی می‌دانست. 

اما در آلبانی مخالفت‌ها بالا گرفت. منتقدان می‌گفتند پروژه‌های بزرگ املاک و مستغلات در کشوری با سابقه فساد و پول‌شویی می‌تواند به نفع گروه محدودی از الیگارش‌ها تمام شود. 

فاتوس لوبونیا، نویسنده و منتقد آلبانیایی، گفت مشکل تنها یک پروژه نیست؛ بلکه سیستمی است که در آن پول و قدرت سیاسی بیش از حد به یکدیگر نزدیک شده‌اند. 

ادی چلا، روزنامه‌نگار آلبانیایی، نیز درباره نفوذ الیگارش‌ها هشدار داد. 

بخشی از زمین‌های مورد نیاز پروژه در اختیار مالکان محلی بود. برخی خانواده‌ها می‌گفتند زمین‌ها نسل‌ها در اختیار آن‌ها بوده است. مینلا کونومی، یکی از مالکان، گفت خانواده‌اش برای سال‌ها مالیات این زمین‌ها را پرداخت کرده‌اند. با این حال، شرکت‌های مرتبط با پروژه شروع به خرید زمین‌ها کردند. یکی از افرادی که در این روند نقش داشت، آرتور شِهو بود. شِهو سابقه‌ای جنجالی داشت و در پرونده‌هایی مرتبط با قاچاق نیز نامش مطرح شده بود. 

پرداخت ۱۲۵ میلیون دلار برای زمین

شرکت کوشنر در نهایت حدود ۱۲۵ میلیون دلار برای خرید زمین‌های مرتبط با پروژه پرداخت کرد. 

اما درباره مالکیت قانونی برخی از این زمین‌ها اختلاف وجود داشت. برای شِهو حکم بازداشت صادر شد و منتقدان مدعی شدند بخشی از زمین‌ها به شکل غیرقانونی جمع‌آوری شده است. کوشنر گفت شرکت او در روند خرید، مرتکب تخلفی نشده است. 

جنگ ایران و کاهش اعتماد کشورهای خلیج فارس

با آغاز جنگ ایران، برخی از دولت‌های عربی خلیج فارس که پیش‌تر از نزدیکی به دولت ترامپ سود می‌بردند، ناامید شدند. 

آن‌ها انتظار داشتند سیاست آمریکا در منطقه ثبات بیشتری ایجاد کند. اما جنگ طولانی شد و هزینه‌های آن افزایش یافت. در همین زمان، Affinity Partners همچنان رشد می‌کرد. 

در سال ۲۰۲۵، دارایی‌های تحت مدیریت Affinity حدود ۳۰ درصد افزایش یافت و از ۶ میلیارد دلار عبور کرد. بازده سرمایه‌گذاری‌های شرکت نیز حدود ۲۵ درصد اعلام شد. Affinity در اسرائیل و چند بازار دیگر سرمایه‌گذاری‌های مهمی انجام داد. این رشد باعث شد شرکت کوشنر به یکی از بازیگران مهم سرمایه‌گذاری خصوصی تبدیل شود. 

خرید ۵۵ میلیارد دلاری Electronic Arts

یکی از بزرگ‌ترین معاملات مرتبط با کوشنر، خرید شرکت بازی‌سازی Electronic Arts بود. محمد بن سلمان و صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان در این معامله نقش داشتند. 

ارزش معامله حدود ۵۵ میلیارد دلار بود. اندرو ویلسون، مدیرعامل EA، نیز در این روند حضور داشت. معامله با پرسش‌های نظارتی و سیاسی روبه‌رو شد، اما در نهایت تأیید شد. موفقیت تجاری کوشنر در شرایطی رخ می‌دهد که او همچنان به حلقه نزدیک ترامپ دسترسی دارد. 

دموکرات‌ها و برخی منتقدان جمهوری‌خواه می‌گویند چنین وضعیتی می‌تواند به دولت‌های خارجی امکان دهد از طریق سرمایه‌گذاری در شرکت‌های نزدیک به رئیس‌جمهور، نفوذ سیاسی به دست آورند. کوشنر این اتهامات را رد می‌کند. او می‌گوید فعالیت‌هایش تجاری است و تصمیم‌هایش بر اساس منافع سرمایه‌گذاری انجام می‌شود. 

پرسش اصلی: چه کسی از چه کسی سود می‌برد؟ 

ران وایدن، سناتور دموکرات، درباره فعالیت‌های مالی کوشنر پرسش‌های متعددی مطرح کرده است. او خواستار شفافیت بیشتر درباره سرمایه‌گذاری‌های خارجی و درآمدهای Affinity Partners شده است. اما بسیاری از اطلاعات مالی شرکت خصوصی کوشنر عمومی نیست. 

این مسئله باعث شده منتقدان بگویند میزان واقعی ارتباط میان سیاست خارجی دولت ترامپ و منافع تجاری کوشنر مشخص نیست. کوشنر گفته است قصد ندارد برای همیشه در دولت فعالیت کند. 

اما روابط او با دولت‌های خارجی، به‌ویژه عربستان، امارات و قطر، همچنان ادامه دارد. پیش از انتخابات نیز کشورهای خلیج فارس حدود ۱.۵ میلیارد دلار دیگر در پروژه‌ها و شرکت‌های مرتبط با او سرمایه‌گذاری کرده بودند. 

یکی از منتقدان درباره این رابطه با لحنی بسیار تند گفت کشورهای خلیج فارس در صندوق جرد سرمایه‌گذاری می‌کنند و برای گرفتن امتیازات سیاسی از دولت ترامپ، به او خوش‌خدمتی می‌کنند. 

کوشنر مانند مقام‌های رسمی دولت، حقوق دولتی دریافت نمی‌کند و به همین دلیل بسیاری از قوانین معمول مربوط به تعارض منافع درباره او به همان شکل اعمال نمی‌شود. اما ویرجینیا کانتر معتقد است این مسئله نباید باعث شود نگرانی‌ها نادیده گرفته شوند. 

او می‌گوید: «او قرار است برای مردم آمریکا کار کند، اما در واقع انگیزه‌های مالی بسیار بزرگی دارد که منافع سرمایه‌گذارانش را پیش ببرد.» 

در نهایت، پرسش درباره جرد کوشنر فقط این نیست که آیا او از سیاست خارجی آمریکا برای ثروتمندتر شدن استفاده کرده است یا نه. پرسش بزرگ‌تر این است که در دولت ترامپ، مرز میان خدمت عمومی، قدرت سیاسی و ثروت خصوصی تا کجا محو شده است.

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...