احمد زیدآبادی در یادداشتی تحت عنوان «میدان سرخ و جسد مومیایی لنین!» نوشت: «میدان سرخ مسکو بسیار زیبا و باشکوه است، اما نه به صورت اسرارآمیزی که در عکسها و فیلمها جلوهگر میشود.
کلیسای واسیلی با معماری هندی و رنگ و لعابهای زنده و درخشان، همان چیزی است که در عکسها و فیلمها به میدان سرخ جنبهی اسرارآمیزی میدهد، اما این کلیسا که به دستور ایوان مخوف در جنوب میدان، مشرف به رودخانهی مسکو بنا شده است، چندان عظمت فیزیکی ندارد و فقط گنبدهای گوناگون و رنگی آن، زیبایی خیرهکنندهای پدید آورده است.
در ضلع غربی میدان سرخ، کاخ کرملین در پشت دیوار بلند و مستحکمی خودنمایی میکند. کاخ دور از دسترس و به عنوانِ چیزی کاملاً محرمانه به نظر میرسد؛ درست مثل سیاست دولت ولادیمیر پوتین که در پشت آن حصارهای نفوذناپذیر پنهان از چشم مردم، جریان دارد.
کاخ کرملین و نوع معماری بیرونی آن و تشریفات و نحوهی حفاظتش، به خودی خود جنس سیاست روسیه را عیان میکند.
سیاست در روسیه منحصر به سازمان دولت و محبوس در کاخ کرملین است و انگار ربطی به جامعه ندارد.
جالب اینکه عکس پوتین در هیچ نقطهای از شهر دیده نمیشود. آیا این، از عدمِ کیش شخصیت پوتین نشأت میگیرد یا اینکه اصلاً نیازی به آن احساس نمیکند؟ نمیدانم!
اماددرست در پشت دیوار شرقی کاخ کرملین که ضلع غربی میدان سرخ است، مجسمههای سنگی نیمتنهی رهبران سیاسی اتحاد جماهیر شوروی در ردیفی طولانی خودنمایی میکند. استالین هم در میان آنهاست اما انگار نوشتهی زیر آن تراشیده و مخدوش شده است. جسد مومیاییشدهی لنین نیز در همان بخش از میدان سرخ، در محفظهای شیشهای در زیرزمینی خنک به نمایش در آمده است. پس از ساعتها انتظار در صف، فقط میتوان از کنار محفظهی شیشهای عبور کرد و امکان هیچ توقفی وجود ندارد.
لنین پوشیده در کت و شلواری مشکی و پیراهنی سفید و کراواتی بر گردن، آرام و باوقار در گور شیشهای خود خفته است. سرش تاس و چهرهاش بسیار سفید و درخشان و پوست صورتش بیهیچ چین وشکن و چروکی است. ریشی پروفسوری هم بر آن سیمای صاف و براق نشسته است.
آیا خودش نیز به همین صورت بوده یا اینکه مشاطهگری مومیاییگران او را بدین شکل درآورده است؟ نمیدانم!
قد کوتاه ۱۶۰ سانتی لنین اما غیر قابل اصلاح و یا مخفیکاری بوده است! هر بینندهای با خود میگوید، این مرد کوتوله با کدام اراده توانست کشوری بدان پهناوری را ابتدا به قیمت واگذاری بخش عظیمی از خاک روسیه به آلمان و سپس از طریق سیاست مشت آهنین به تسخیر خود در آورد؟
قد اما نقشی در ارادهی معطوف به قدرت رهبران سیاسی ندارد! استالین هم که عکسها و مجسمههایش او را غولپیکر نشان میدهد، به نسبت ریزاندام بوده است! ناپلئون هم به قد کوتاهش شهرت دارد!
آنچه اما از نمایش جسد مومیایی شدهی لنین نوعی انزجار در بیننده ایجاد میکند، نفاق و ریاکاری ایدئولوژیکِ نهفته در نفس این ماجراست!
در مرام اشتراکی بلشویکها اصالت با جمع است و بنابراین فردیت افراد نه فقط ارزشی ندارد بلکه باید با آن مبارزه کرد!
حال چگونه است که در کشورهای کاپیتالیستی که اصالت با فردیت افراد بشر است، جسد هیچ رهبر و مقامی را مومیایی نکرده و به نمایش نگذاشتهاند اما جسد رهبر «کشور شوراهای خلق» که مدافع اصالت جمع و نافی فردیت بوده است، چونان بتی در محفظهای شیشهای به مدت یک قرن نگهداری میکنند تا دور آن طواف شود؟»