پس از اکران عمومی ناموفقی که «رخ نیلو» در زمستان سال گذشته داشت، چند روزی است که فیلم سید جلال اشکذری وارد چرخه آنلاین شده است. فیلمی که درباره آن نقدهای خوبی نخوانده بودم و تنها میدانستم که اثری درام و سیاسی است.
روایت رخ نیلو
به گزارش هم میهن، فیلم با روایتی جادهای در دل کویر آغاز میشود. در همان دقایق ابتدایی، یک تماس تلفنی از سوی بازیگر نقش اول زن، نشان میدهد که او آقازاده شخصیتی سیاسی است اما برای ورود به داستان اصلی باید دقایق زیادی را منتظر ماند و فهمید که روایتی که قرار است بیان شود، پیرامون تاثیر فساد بر روند زندگی نزدیکان شخصیتهاست، روندی که تا پایان کار ادامه دارد.
این همه ابهام
«رخ نیلو» را میتوان فیلمی مبهم در سینمای ایران دانست. از وقتی که فیلم وارد داستان اصلی میشود این سوال برای بیننده ایجاد میشود که علت جدایی دختر و پسر چیست؟ ابتدا اینطور تصور میشود که شاید سیاسی بودن نقش اول مرد منجر به جدایی به اجبار شده است اما گذر زمان نشان میدهد که پای پدران آنها در میان است که اسیر فساد اقتصادی شدهاند. اما ابهام همینجا شروع میشود. آیا دستور پدر دختر که فردی سیاسی است باعث شده که پسر راضی به جدایی از نامزدش شود یا اینکه مرد برای حفظ پدرش دست به این کار زده است و دختر را رها کرده است؟ کارگردان در هیچ کجای فیلم نمیتواند اشاره درستی به این موضوع داشته باشد و بیننده پس از پایان فیلم هم به جواب این سوال نمیرسد.
در کنار ابهامی که داستان فیلم دارد، میتوان به این موضوع دیگری هم اشاره کرد. بازیهای مصنوعی در فیلم زیاد است، به گونهای که در برخی سکانسها میتوان به راحتی بازیهای مصنوعی را تماشا کرد.
نقطه روشن
خارج از نقدهایی که بیان شد، به دو نقطه روشن میتوان اشاره کرد. نقطه روشن اول فیلم را میتوان پیرامون دو بازیگر دید. در بین بازیهای مصنوعی، میتوان گفت که نیلوفر کوخانی موفقترین چهره فیلم است که سعی کرده است واقعیت را در بازیاش نشان دهد و به نوعی نقش یک دختر آسیبدیده از جدایی را به خوبی نشان دهد. پس از او هم میتوان نام روحالله زمانی را برد که عملکرد نسبتا خوبی دارد.
نقطه روشن دیگر که میتوان درباره فیلم به آن اشاره کرد و شاید کمتر به آن توجه شده، مربوط به سکانسی است که بازیگران دختر در دل کویر به تماشای برکهای نشستهاند. سکانسی که شاید قصد دارد این را بگوید که در دل سختترین موقعیتها هم میتوان به معجزهای امیدوار بود. معجزهای که در سکانسهای پایانی و همراه شدن دختر و پسر با هم، به نوعی نمایش داده شده است.
فیلم چه میگوید؟
در مجموع میتوان گفت که کارگردان سعی داشته تاثیر فساد بر زندگی شخصی اطرافیان را نشان دهد و بگوید که فساد میتواند زندگی شخصی افراد درجه یک در خانواده را هم تحت تاثیر قرار دهد و به فروپاشی منجر شود، هر چند در پایان سعی شده این پیام به مخاطب منتقل شود که قدرت عشق فراتر از همه اینهاست.
در مجموع ابهامهای فیلم آنقدر زیاد است که بتوان «رخ نیلو» را اثری ضعیف در بین آثار سیاسی سینمای ایران دانست. اثری که بیش از یکبار ارزش دیدن ندارد.