تحولات روزهای اخیر در خلیج فارس، تصویری دوگانه از آینده منطقه ترسیم میکند؛ در حالی که همزمان با افزایش گمانهزنیها درباره احتمال ازسرگیری حملات نظامی آمریکا علیه ایران، نشانههایی از تلاش کشورهای منطقه برای جلوگیری از تکرار جنگ نیز دیده میشود. در همین فضا، نخستوزیر قطر از ضرورت شکلگیری یک چارچوب امنیتی جدید در منطقه سخن گفته و بر احترام به حاکمیت کشورها و جلوگیری از تبدیل شدن یک کشور به تهدید برای دیگری تأکید کرده است.
، این مواضع در شرایطی مطرح میشود که کشورهای عربی خلیج فارس همزمان با تهدیدهای امنیتی در تنگه هرمز و باب المندب، بیش از گذشته با مسئله آسیبپذیری مسیرهای انرژی و تجارت مواجه شدهاند.
دیدار اخیر محمد بن سلمان و عبدالفتاح السیسی نیز بر امنیت کشتیرانی در هرمز، باب المندب و دریای سرخ متمرکز بود. در چنین شرایطی این پرسش مطرح است که آیا کشورهای منطقه در حال فاصله گرفتن از الگوی «امنیت از مسیر تقابل» و حرکت به سمت یک سازوکار امنیتی منطقهای هستند یا اینکه این تلاشها در نهایت بخشی از ترتیبات امنیتی مورد نظر آمریکا برای مدیریت بحرانهای هرمز و باب المندب خواهد بود؟
علی بیگدلی، کارشناس و تحلیلگر مسائل بینالملل، در گفتوگو با فرارو به واکاوی ابعاد این پرونده پرداخته است.
ائتلافهای منطقهای؛ برای ایران یا علیه ایران؟
علی بیگدلی با اشاره به صحبتهای نخستوزیر قطر گفت: «آنچه نخستوزیر قطر درباره شکلگیری روابط منطقهای مطرح میکند، تا حدودی جنبه آرزویی دارد، اما از طرف دیگر، زمینههای تشکیل یک ائتلاف منطقهای نیز در حال شکلگیری است.»
وی افزود: «این موضوع بهخصوص پس از سفر محمد بن سلمان به مصر پررنگ شده است.»
این تحلیلگر تصریح کرد: «شرایط و اهداف برخی از این ائتلافها هنوز مشخص نیست، اما آنچه مشخص است، این است که آمریکاییها همچنان نقش مهمی در هدایت ترتیبات امنیتی منطقه دارند.»
وی در ادامه گفت: «آمریکاییها با دو مشکل اساسی مواجه هستند؛ یکی مسئله تنگه هرمز و دیگری مسئله باب المندب. در شرایط فعلی، یکی از اهداف اولیه ائتلافهای منطقهای میتواند رسیدگی به وضعیت باب المندب و تحولات یمن باشد.»
او ادامه داد: «به نظر میرسد هدف اولیه این ائتلاف، حل مسئله باب المندب است.»
بیگدلی افزود: «با توجه به اینکه آمریکا بارها از عربستان درخواست دخالت مستقیم کرده و در روزهای اخیر نیز ترامپ صحبتهای متضادی درباره نحوه مواجهه با تحولات منطقه داشته است، به نظر میرسد ائتلاف منطقهای در درجه اول با هدف رسیدگی به مسئله حوثیها شکل میگیرد.»
هرمز و باب المندب؛ دو گره امنیتی منطقه
این تحلیلگر سیاست خارجی با اشاره به پیامدهای اقتصادی بحران گفت: «مسئله قیمت نفت، اروپاییها را نیز بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد. بنابراین موضوع فقط یک مسئله امنیتی یا نظامی نیست.»
وی تصریح کرد: «هرگونه اختلال جدی در مسیرهای انرژی میتواند آثار گستردهای بر اقتصاد جهانی داشته باشد.»
بیگدلی ادامه داد: «به همین دلیل است که مسئله هرمز و باب المندب را نمیتوان جدا از اقتصاد جهانی بررسی کرد.»
وی افزود: «هر دو مسیر برای انتقال انرژی و تجارت اهمیت بسیار زیادی دارند و هرگونه ناامنی در آنها میتواند کشورهای منطقه و حتی کشورهای خارج از منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.»
این کارشناس اظهار داشت: «در هفتههای اخیر، همزمان با تشدید ناامنی در باب المندب، تلاشهایی نیز برای حفاظت از مسیرهای کشتیرانی در هرمز شکل گرفته است.»
وی گفت: «فرانسه و آمریکا نیز درباره حفاظت از آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز همکاریهایی را دنبال کردهاند.»
بیگدلی در پایان این بخش افزود: «از سوی دیگر، عربستان که تلاش کرده بود بخشی از صادرات نفت خود را از مسیرهای جایگزین عبور دهد، با افزایش فشارهای امنیتی در منطقه بار دیگر با محدودیتهای جدی در مسیرهای صادراتی مواجه شده است.»
«جنگ برنده ندارد»؛ آیا تهران به سمت مذاکره میرود؟
این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به مواضع اخیر برخی مقامهای ایرانی گفت: «ایران نیز با توجه به صحبتهایی که مقاماتی از جمله محسن رضایی اخیراً مطرح کردهاند، نشان داده است که مسیر مذاکره و توافق را به جنگ نظامی ترجیح میدهد.»
وی تصریح کرد: «شاید وقت آن رسیده باشد که بپذیریم جنگ نظامی هیچ برندهای ندارد.»
بیگدلی ادامه داد: «باید بپذیریم که لازم است انعطاف عقلانی سیاسی را در پیش بگیریم. جامعه ما تحمل به دوش کشیدن بار سنگین سیاسی و اقتصادی را ندارد.»
وی تأکید کرد: «ادامه جنگ، فقط مسئله نظامی ایجاد نمیکند؛ اقتصاد، تجارت، انرژی، امنیت کشتیرانی و زندگی روزمره مردم نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.»
او افزود: «بنابراین اگر قرار باشد یک چارچوب امنیتی جدید در منطقه شکل بگیرد، باید موضوع کاهش تنش و ایجاد سازوکارهایی برای جلوگیری از تکرار درگیری نیز در مرکز آن قرار داشته باشد.»
نیویورک؛ فرصتی برای میانجیگری؟
بیگدلی درباره سفر مسعود پزشکیان به نیویورک و احتمال شکلگیری مذاکرات میان ایران و آمریکا گفت: «سفر آقای پزشکیان به مجمع عمومی سازمان ملل متحد شاید باعث شود مذاکراتی در نیویورک شکل بگیرد.»
وی افزود: «اما با توجه به فضای داخلی، بسیار بعید است ملاقاتی مستقیم بین مقامات ایران و آمریکا شکل بگیرد.»
این کارشناس تصریح کرد: «شاید بتوان به واسطهها در این سفر امیدوار بود.»
وی بیان کرد: «بهطور مشخص، چین به عنوان یک کشور با وزن سیاسی بالا و یک قدرت جهانی میتواند واسطه محکمی باشد.»
او تأکید کرد: «مشکل ما با وساطت ترکیه و پاکستان حل نمیشود و به نظر من چین میتواند نقش متفاوتی داشته باشد.»
وی درباره نقش پکن ادامه داد: «با توجه به سفر شی جین پینگ به واشنگتن این احتمال تا حدودی وجود دارد که چین بتواند در این زمینه نقش ایفا کند.»
بیگدلی اظهار داشت: «در حال حاضر یک آرامش نسبی در حوزه نظامی وجود دارد و انتظار داریم طرفین تا حدودی از سطح انتظارات خود بکاهند تا به یک حد وسط برسند.»
او اضافه کرد: «اگر قرار باشد چنین مسیری شکل بگیرد، نیازمند کاهش سطح مطالبات از سوی هر دو طرف است.»
وی تأکید کرد: «هیچ مذاکرهای زمانی که هر دو طرف صرفاً بر خواستههای حداکثری خود اصرار داشته باشند، به نتیجه نمیرسد.»
بعد از هرمز، پرونده هستهای دوباره روی میز میآید
این تحلیلگر در ادامه با اشاره به پرونده هستهای ایران گفت: «نادیده گرفتن پرونده هستهای در مناقشات موجود بسیار سخت است و چارهای نیست که در کنار پرونده هرمز، به مسئله هستهای نیز پرداخته شود.»
وی افزود: «درست است که اکنون عمده تمرکزها روی بازگشایی تنگه هرمز قرار دارد، اما این موضوع موقتی است.»
بیگدلی گفت: «بعد از تنگه هرمز، دوباره پرونده هستهای مطرح خواهد شد.»
او در پایان خاطرنشان کرد: «بنابراین اگر قرار باشد یک مسیر دیپلماتیک جدید آغاز شود، نمیتوان انتظار داشت تنها درباره یک موضوع محدود مذاکره شود.»
وی یادآور شد: «مسئله امنیت منطقه، تنگه هرمز، باب المندب و پرونده هستهای به یکدیگر متصل شدهاند و هر توافق پایدار، ناگزیر باید برای مجموعه این مسائل راهحلی پیدا کند.»