پشت پرده سخنرانی ترامپ درباره ایران

دسته‌بندی: گوناگون
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵ مهر ۱, چهارشنبه ساعت ۱۶:۴۸۰ رأیبدون امتیاز
پشت پرده سخنرانی ترامپ درباره ایران

سخنرانی ترامپ را بیش از آنکه پایان مسیر مذاکره بدانیم، باید تلاشی برای تعیین نقطه آغاز مذاکرات آینده و نمایش قدرت پیش از ورود احتمالی به یک معامله بزرگ‌تر تلقی کرد.

 سخنرانی دونالد ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل متحد را می‌توان یکی از صریح‌ترین بیان‌های رویکرد دولت آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران دانست؛ سخنرانی‌ای که در آن، تهران عملاً با دو مسیر متفاوت مواجه شد: پذیرش چارچوبی جدید برای مذاکره و توافق از منظر واشنگتن، یا مواجهه با تداوم و تشدید فشارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی.

، با این حال، از منظر ایران، بخش مهمی از پیام سخنرانی ترامپ نه در تهدیدهای مستقیم، بلکه در تلاش واشنگتن برای بازتعریف قواعد مذاکره و تحمیل معادله‌ای جدید به تهران نهفته است.

واشنگتن در برابر تهران؛ دو روایت متفاوت از قدرت

دونالد ترامپ در سخنان خود تلاش کرد نشان دهد که آمریکا در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند درباره آینده ایران تصمیم‌گیری کند. تأکید او بر اینکه هنوز مدت قابل‌توجهی از دوره ریاست‌جمهوری‌اش باقی مانده، در واقع پیامی مستقیم به طرف ایرانی بود که تهران نباید روی تحولات سیاسی داخلی آمریکا به‌ویژه انتخابات میان‌دوره‌ای، به‌عنوان عاملی برای تغییر سیاست واشنگتن حساب کند. در این چارچوب، پیام اصلی دولت آمریکا آن است که فشار بر ایران صرفاً تابع تحولات انتخاباتی نیست و واشنگتن قصد دارد سیاست خود را مستقل از رقابت‌های حزبی داخلی دنبال کند.

از سوی دیگر، یکی از محورهای مهم سخنرانی ترامپ، طرح این ادعا بود که ایران در برابر یک انتخاب اساسی قرار گرفته است: توافق با آمریکا یا تحمل فشار و پیامدهای بیشتر. این رویکرد در حالی مطرح می‌شود که از نگاه تهران، مذاکره زمانی معنا دارد که اصل حاکمیت ملی، منافع متقابل و تعهدات دو طرف رعایت شود. تجربه توافق‌های پیشین نیز از دید ایران نشان داده است که صرف امضای یک توافق نمی‌تواند تضمین‌کننده اجرای تعهدات طرف آمریکایی باشد. بنابراین، تلاش واشنگتن برای تعریف مجدد توافق بدون پرداختن به مسئله ضمانت اجرای تعهدات آمریکا، یکی از مهم‌ترین چالش‌های مسیر دیپلماسی محسوب می‌شود.

در همین زمینه، ادعای مطرح‌شده درباره پیشنهاد ایران برای بازگشایی محدود تنگه هرمز در برابر کاهش محاصره و فشارها نیز محل اختلاف جدی میان دو طرف است. نماینده ایرانی حاضر در این گفت‌وگو این گزارش‌ها را رد کرده و تأکید دارد که چنین پیشنهادی اساساً با آنچه در رسانه‌ها منتشر شده، مطابقت ندارد. از این منظر، مسئله اصلی برای تهران پایان دادن به جنگ و ایجاد یک وضعیت پایدار و فراگیر در منطقه است، نه انجام توافق‌های موقت و محدود که صرفاً بخشی از بحران را مدیریت کند.

در مقابل، طرف آمریکایی بر این باور است که ابزارهای فشار ایران از جمله موقعیت ژئوپلیتیکی آن در تنگه هرمز، ظرفیت‌های موشکی، شبکه نیروهای همسو در منطقه و تأثیرگذاری بر بازار انرژی، نمی‌تواند به‌تنهایی موازنه قدرت را تغییر دهد. تحلیل مطرح‌شده از سوی کارشناسان نزدیک به دیدگاه آمریکایی بر این اساس استوار بود که آمریکا همچنان برتری هوایی، دریایی و فضایی قابل‌توجهی دارد و بنابراین ادعای پیروزی نظامی ایران با معیارهای کلاسیک قدرت نظامی قابل اثبات نیست.

در برابر این روایت، دیدگاه ایرانی بر مفهوم متفاوتی از «پیروزی» تأکید دارد. از این منظر، معیار موفقیت یک جنگ صرفاً میزان خسارت واردشده به زیرساخت‌های نظامی طرف مقابل نیست، بلکه باید اهداف اعلام‌شده مهاجم و میزان تحقق آنها نیز بررسی شود. بر اساس این استدلال، اگر آمریکا و اسرائیل با وجود برخورداری از برتری ادعایی نظامی نتوانسته باشند تمام اهداف اعلام‌شده خود را محقق کنند، تهران می‌تواند ادعا کند که توانسته هزینه‌های قابل‌توجهی به طرف مقابل تحمیل کرده و مانع تحقق کامل اهداف جنگ شود.

تنگه هرمز؛ اهرم راهبردی ایران در برابر آمریکا

یکی دیگر از موضوعات مهم، مسئله توان ایران برای ادامه جنگ و استفاده از ظرفیت‌های منطقه‌ای بود. منتقدان ایران معتقدند که فشارهای نظامی و اقتصادی، ظرفیت‌های متعارف تهران را به‌شدت کاهش داده است. در مقابل، دیدگاه ایرانی تأکید دارد که قدرت ایران تنها در تجهیزات نظامی متعارف خلاصه نمی‌شود و تهران همچنان مجموعه‌ای از ابزارهای ژئوپلیتیکی، اقتصادی و منطقه‌ای در اختیار دارد. از این منظر، تنگه هرمز، دریای سرخ، باب‌المندب، گروه‌های همسو در منطقه و ظرفیت‌های موشکی و پهپادی، مجموعه‌ای از اهرم‌ها هستند که می‌توانند هزینه ادامه جنگ را برای آمریکا و متحدانش افزایش دهند.

در این چارچوب، اظهارات مقام‌های ایرانی درباره احتمال گسترش جغرافیایی جنگ را نیز باید بخشی از راهبرد بازدارندگی تهران دانست. پیام ایران این است که جنگ علیه ایران لزوماً در مرزهای ایران باقی نخواهد ماند و هرگونه تشدید حملات می‌تواند پیامدهای منطقه‌ای و اقتصادی گسترده‌تری ایجاد کند. البته این رویکرد همزمان با افزایش فشارهای خارجی، خطر گسترش دامنه درگیری را نیز افزایش می‌دهد و همین مسئله یکی از مهم‌ترین متغیرهای محاسبات آمریکا و کشورهای منطقه خواهد بود.

در نهایت، سخنرانی ترامپ را باید بخشی از تلاش واشنگتن برای افزایش قدرت چانه‌زنی پیش از هرگونه مذاکره احتمالی دانست. آمریکا می‌خواهد مذاکره آینده را از نقطه‌ای آغاز کند که ایران تحت فشار اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک قرار داشته باشد؛ در مقابل، تهران تلاش می‌کند نشان دهد که هنوز اهرم‌هایی برای افزایش هزینه‌های ادامه جنگ و فشار در اختیار دارد. به همین دلیل، اختلاف اصلی دو طرف تنها بر سر جزئیات یک توافق نیست، بلکه درباره این است که چه کسی چارچوب مذاکره را تعیین خواهد کرد.

بر این اساس، چشم‌انداز آینده بیش از هر چیز به این بستگی دارد که آیا واشنگتن حاضر خواهد شد مذاکره را بر مبنای توافقی متوازن و همراه با تضمین‌های قابل اتکا دنبال کند یا همچنان بر منطق «فشار برای تحمیل توافق» اصرار خواهد داشت. از سوی دیگر، تهران نیز باید میان ادامه تقابل، استفاده از اهرم‌های منطقه‌ای و حرکت به سمت یک مسیر دیپلماتیک، محاسبه دقیقی از هزینه‌ها و دستاوردها داشته باشد. هنوز پنجره دیپلماسی کاملاً بسته نشده، اما فاصله میان دو طرف درباره تعریف «توافق»، «ضمانت»، «امنیت منطقه‌ای» و حدود قدرت ایران بسیار عمیق است. بنابراین، سخنرانی ترامپ را بیش از آنکه پایان مسیر مذاکره بدانیم، باید تلاشی برای تعیین نقطه آغاز مذاکرات آینده و نمایش قدرت پیش از ورود احتمالی به یک معامله بزرگ‌تر تلقی کرد.

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...