در حالی که رویکرد جسورانه کلود مونه در واپسین سالهای حیاتش از نگاه منتقدان روزگار نوعی «خودکشی بصری» قلمداد میشد، نبوغ یک زن مجموعهدار پیشرو در کشف این شاهکارها، امروز رکورددار یکی از گرانقیمتترین حراجهای تاریخ هنر فرانسه شده است.
به نقل از تایمز، در اواخر سده نوزدهم و سالهای پایانی زندگی کلود مونه، جامعه هنری فرانسه با ناباوری و سوءظن شدید به تابلوهای متأخر او مینگریست؛ آثاری که روز به روز مرزهای امپرسیونیسم را درمینوردیدند و زبانی انتزاعی به خود میگرفتند. کار به جایی رسید که یکی از سرشناسترین و بانفوذترین منتقدان پاریسی آن دوران، خلق چنین شاهکارهایی را بیپروا «خودکشی بصری» نامید.
با این حال، در همان فضایی که هنر مونه در گرداب انزوای سلیقهای گرفتار شده بود، یک زن پیشرو و جسور به تحسین شجاعت هنری او ایستاد: ژان شلومبرژه، بزرگبانوی یکی از مقتدرترین خاندانهای صنعتی تاریخ فرانسه، شیفته هنر آوانگارد بود و آثاری را گردآوری میکرد که ذهنیت محافظهکار معاصرانش هرگز یارای درک ماهیت رادیکال آنها را نداشت.
اکنون، پس از گذشت بیش از پنج دهه که این گنجینه در پستوی خانوادگی پنهان مانده بود، ۲۸ شاهکار بیبدیل از مجموعه اختصاصی او برای نخستین بار در معرض تماشای عموم قرار گرفته و قرار است در حراجی شعبه پاریس مؤسسه ساتبیز چوب حراج بخورند.
کارشناسان برجسته بازار هنر برآورد میکنند مجموع ارزش این حراج تاریخی از مرز ۴۰ میلیون یورو فراتر برود؛ رقمی خیرهکننده که این حراجی را به گرانبهاترین و باشکوهترین مزایدههای آثار امپرسیونیستی و هنر مدرن در تاریخ حراج فرانسه بدل میسازد. در این مجموعه ممتاز، افزون بر تابلوهای چشمنواز مونه، آفرینشهای ماندگاری از پل سزان، گوستاو کوربه، گوستاو مورو و تندیسهای شگفتانگیز کامیل کلودل نیز خودنمایی میکنند.
بدون شک نگین درخشان این مجموعه، تابلوی مونه با نام «زنبق» (Iris) است؛ اثری تمامعیار و آخرین قطعه از مجموعه پرآوازه نیلوفرهای آبی و زنبقها که در سال ۱۹۲۵ میلادی، یعنی دقیقاً یک سال پیش از درگذشت نقاش خلق شد. این اثر استثنایی تنها تابلوی با چنین مقیاس شگفتانگیزی از واپسین دهه زندگانی مونه است که هنوز در مالکیت یک کلکسیونر شخصی باقی مانده و ارزش تخمینی آن بین ۲۲ تا ۳۰ میلیون یورو تعیین شده است.
ماریان ماتیو، مورخ سرشناس هنر و کیوریتور ارشد پیشین موزه مارموتان مونه در پاریس، درباره ارزش بنیادین این اثر تأکید میکند: «مونه در غروب دوران حرفهای خویش، مفهوم نقاشی را از بیخ و بن بازتعریف کرد و عملاً دروازه ورود به جهان هنر انتزاعی را گشود. او دیگر به تصویر کشیدن صِرف مناظر طبیعی بسنده نمیکرد، بلکه در پی بازنمایی عناصر بنیادین فضا، اتمسفر و گذار زمان بود. اگر او در آغاز راه، بومهای نقاشی را همچون پنجرهای باز به جهان واقعی میپنداشت، در سالهای پایانی به فراتر از بازنمایی طبیعت دست یافت. او زنبقها را در جهانی پالوده شده از خطوط سنتی پرسپکتیو و افقهای ثابت ثبت کرد؛ فضایی که در آن ساقه گلها، آب، آسمان و انعکاس نور در هماهنگی تمام به یک تجربه حسی فراگیر تبدیل میشوند.»
مونه که در میانسالی شهرتی جهانگیر به دست آورده بود، در اواخر عمر با استقبال سردی مواجه شد؛ چرا که پردههای غولآسا، خطوط رها و فرمهای محو او از منظر جامعه آن روز کاستی در ترکیببندی تلقی میشد. او پس از سال ۱۹۱۲ از برپایی نمایشگاه تازه خودداری کرد و عموم مردم تا پس از مرگش این تابلوها را ندیدند؛ تا آنکه در دهه ۱۹۵۰ منتقدان دریافتند کارهای او ریشه مکتب اکسپرسیونیسم انتزاعی بودهاند.
توما بومپارد، مدیر مشترک بخش هنر مدرن و معاصر در ساتبیز، در این باره اظهار داشت: «ژان شلومبرژه با همفکری کاتیا گرانوف، دلال نامدار آثار هنری در پاریس، نخستین کسانی بودند که این نبوغ سرکش را دریافتند. آنها فهمیدند آثار پایانی مونه فرجام امپرسیونیسم نبود، بلکه سرآغاز دوران مدرنیسم به شمار میرفت.»
شلومبرژه فراتر از یک مجموعهدار، شخصیتی مستقل و نمادی از تحولخواهی در جامعه فرانسه بود؛ زنی که در ۱۸ سالگی، یعنی سال ۱۹۰۷، گواهینامه رانندگی گرفت و در ۷۵ سالگی نوههایش را به کنسرت بیتِلز برد. پس از مرگ او در سال ۱۹۸۳، این آثار در عمارتی در خیابان لاسکاز پاریس نگهداری شد و هرگز به هیچ موزهای امانت داده نشد.
اکنون علاوه بر «زنبق»، تابلوی دیده نشده «بید مجنون» اثر مونه نیز با ارزش ۸ تا ۱۲ میلیون یورو به مزایده گذاشته میشود؛ آثاری که به خواست نقاش فاقد ورنی بوده و شفافیت رنگهای اصیل خود را حفظ کردهاند. سه تابلوی ارزشمند از مجموعه دیواری پل سزان، پرده «رؤیای مشرق زمین» اثر گوستاو مورو و مجسمه برنزی «والس» ساخته کامیل کلودل نیز در این حراج عرضه میشوند تا پس از یک قرن، ارزش تاریخی انتخابی شجاعانه را به نمایش بگذارند.