چرا تهران و واشنگتن هنوز به یک نقطه مشترک نرسیده‌اند؟

دسته‌بندی: بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵ مهر ۳, جمعه ساعت ۱۲:۳۶۰ رأیبدون امتیاز
چرا تهران و واشنگتن هنوز به یک نقطه مشترک نرسیده‌اند؟

هم‌زمان با مجمع عمومی سازمان ملل، پرونده ایران و آمریکا بار دیگر در مرکز رایزنی‌های دیپلماتیک قرار گرفته است. تهران بر آمادگی برای مذاکره همراه با حفظ مواضع خود تأکید دارد و واشنگتن مسیر توافق را دشوار و چندلایه می‌داند. اختلافات هسته‌ای، تحریم‌ها، مسائل منطقه‌ای، هرمز و بی‌اعتمادی، همچنان موانع اصل...

هم‌زمان با برگزاری نشست‌های مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، پرونده ایران بار دیگر به یکی از محورهای مهم رایزنی‌های دیپلماتیک تبدیل شده است. حضور مقامات کشورهای مختلف در نیویورک فرصتی برای گفت‌وگو درباره جنگ‌ها و بحران‌های بین‌المللی فراهم کرده، اما در میان این موضوعات، اختلافات تهران و واشنگتن همچنان یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های مورد بحث در حاشیه نشست ها است.

دو روایت متفاوت از مسیر مذاکره ایران و آمریکا

، در این میان، سخنان مقام‌های ایران و آمریکا نشان می‌دهد که هنوز فاصله قابل توجهی میان ادبیات دو طرف وجود دارد. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، بر دشوار و طولانی بودن مسیر دستیابی به توافق تأکید کرده و هم‌زمان گزینه‌های مختلف از جمله گزینه نظامی را در محاسبات واشنگتن باز گذاشته است. در مقابل، مسعود پزشکیان در سخنرانی خود در مجمع عمومی تلاش کرد تصویری متفاوت از ایران ارائه دهد؛ تصویری که در آن تهران ضمن تأکید بر آمادگی برای دیپلماسی و مذاکره، بر مقاومت در برابر تحریم‌ها و حفظ مواضع خود نیز تأکید می‌کند.

سخنرانی مسعود پزشکیان را می‌توان در دو سطح داخلی و خارجی بررسی کرد. در سطح خارجی، تلاش اصلی بر ارائه روایت ایران از تحولات منطقه، انتقاد از اقدامات اسرائیل و آمریکا و تأکید بر آمادگی تهران برای تعامل دیپلماتیک متمرکز بود. در سطح داخلی نیز این سخنرانی می‌تواند تلاشی برای توضیح چرایی حضور رئیس‌جمهور ایران در آمریکا و استفاده از ظرفیت سازمان ملل برای انتقال دیدگاه‌های تهران باشد. این مسئله به‌ویژه در شرایطی اهمیت پیدا می‌کند که هرگونه مذاکره مستقیم با آمریکا در داخل ایران با حساسیت سیاسی قابل توجهی همراه است.

مسعود پزشکیان در سخنان خود تلاش کرد میان دو ضرورت تعادل برقرار کند: نخست، نشان دادن آمادگی ایران برای مذاکره و استفاده از مسیرهای دیپلماتیک و دوم، حفظ موضعی که از سوی ساختار سیاسی ایران به‌عنوان ایستادگی در برابر فشار خارجی تعریف می‌شود. اشاره مکرر به توافق هسته‌ای پیشین و تحریم‌های اقتصادی نیز در همین چارچوب قابل بررسی است. این پیام می‌تواند به این معنا باشد که تهران مذاکره را به‌طور کامل کنار نگذاشته، اما همچنان آن را در چارچوبی مشخص و با توجه به تجربه توافق پیشین دنبال می‌کند.

در مقابل، موضع واشنگتن نشان می‌دهد که آمریکا صرفاً به دنبال بازگشت به چارچوب توافق هسته‌ای گذشته نیست و مسئله را در قالبی گسترده‌تر دنبال می‌کند. تأکید بر طولانی بودن مسیر دستیابی به توافق نشان می‌دهد که حتی در صورت آغاز یا ازسرگیری مذاکرات، مسائل متعددی باید حل‌وفصل شود. مسئله هسته‌ای، تحریم‌ها، امنیت منطقه‌ای، تنگه هرمز و موضوعات مرتبط با برنامه موشکی و نقش منطقه‌ای ایران، همگی می‌توانند به بخش‌هایی از یک مذاکرات پیچیده تبدیل شوند.

دیپلماسی در میانه فشار؛ تهران و واشنگتن در مرحله سنجش مواضع

تنگه هرمز نیز در این میان به یکی از عناصر مهم معادله تبدیل شده است. اهمیت این تنگه صرفاً به روابط ایران و آمریکا محدود نمی‌شود و هرگونه اختلال جدی در امنیت آن می‌تواند بر بازار انرژی و تجارت جهانی تأثیر بگذارد. به همین دلیل، مسئله هرمز می‌تواند هم‌زمان یک موضوع امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک باشد و در محاسبات همه طرف‌های درگیر نقش داشته باشد.

در کنار هرمز، اشاره به باب‌المندب و نقش حوثی‌ها نشان می‌دهد که پرونده ایران و آمریکا در محدوده مرزهای دو کشور باقی نمانده است. هرگونه مذاکره میان تهران و واشنگتن ناگزیر با مجموعه‌ای از پرونده‌های منطقه‌ای نیز ارتباط پیدا می‌کند؛ از یمن و دریای سرخ گرفته تا لبنان، عراق و سوریه. همین گستردگی پرونده‌هاست که رسیدن به یک توافق جامع را دشوار می‌کند.

یکی دیگر از متغیرهای مهم، زمان‌بندی سیاسی در آمریکا است. انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره و تحولات داخلی آمریکا می‌تواند بر محاسبات دولت این کشور تأثیر بگذارد، اما نباید نقش این عامل را بیش از اندازه قطعی تلقی کرد. سیاست خارجی آمریکا تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل نهادی، امنیتی، اقتصادی و سیاسی قرار دارد و نمی‌توان صرفاً بر اساس نزدیک شدن یک انتخابات، مسیر مذاکرات را پیش‌بینی کرد.

در نهایت، مهم‌ترین نکته درباره وضعیت کنونی این است که کانال دیپلماسی همچنان باز است، اما میان باز بودن کانال مذاکره و نزدیک بودن توافق فاصله زیادی وجود دارد. تهران از یک سو تلاش می‌کند آمادگی خود برای مذاکره را نشان دهد و از سوی دیگر، خطوط قرمز و ملاحظات داخلی خود را حفظ کند. واشنگتن نیز از یک سو از امکان توافق سخن می‌گوید و از سوی دیگر، فشار و گزینه‌های نظامی را از روی میز خارج نمی‌کند.

بنابراین، مرحله کنونی را باید بیشتر دوره‌ای از آزمون و خطا، ارسال پیام و سنجش مواضع طرف مقابل دانست تا مرحله‌ای که بتوان از آن به‌عنوان روند قطعی دستیابی به توافق یاد کرد. هرگونه پیشرفت واقعی نیازمند آن خواهد بود که دو طرف ابتدا درباره موضوعات اصلی، سازوکار مذاکرات، سطح امتیازات متقابل و نحوه اجرای تعهدات به درک مشترکی برسند. در چنین شرایطی، سازمان ملل و مجمع عمومی این سازمان بیش از آنکه محل حل مستقیم اختلاف ایران و آمریکا باشند، به بستری برای نمایش مواضع، انتقال پیام‌های سیاسی و سنجش فضای بین‌المللی تبدیل شده‌اند.

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...