بهترین شعرهای پاییزی از شاعران مشهور ایران

دسته‌بندی: شعر
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵ مهر ۵, یکشنبه ساعت ۲۰:۱۸۰ رأیبدون امتیاز
بهترین شعرهای پاییزی از شاعران مشهور ایران

پاییز یکی از شاعرانه‌ترین تصویرهای ادبیات فارسی است؛ فصل خزان، باران، برگ‌ریزان و دلتنگی که از مولانا و حافظ تا اخوان ثالث، فروغ، شاملو، سهراب سپهری و شمس لنگرودی به شکل‌های مختلف وارد شعر شده است. در این مجموعه، شعر پاییز را در چند دسته پیدا می‌کنید: شعر

پاییز یکی از شاعرانه‌ترین تصویرهای ادبیات فارسی است؛ فصل خزان، باران، برگ‌ریزان و دلتنگی که از مولانا و حافظ تا اخوان ثالث، فروغ، شاملو، سهراب سپهری و شمس لنگرودی به شکل‌های مختلف وارد شعر شده است.

در این مجموعه، شعر پاییز را در چند دسته پیدا می‌کنید: شعرهای کوتاه، شعر شاعران مشهور، شعر نو، شعر عاشقانه، شعر مناسب مدرسه و ترانه‌های پاییزی. ساختار مطلب در مهر ۱۴۰۵ بازبینی شده تا پیدا کردن شعر موردنظر ساده‌تر باشد.

دنبال چه نوع شعر پاییزی هستید؟

شاعران مشهور
شعر پاییز کوتاه
شعر نو درباره پاییز
شعر عاشقانه پاییزی
پاییز و مدرسه
ترانه‌های پاییزی
سوالات متداول

شعر پاییز از شاعران مشهور ایرانی

اگر عبارت‌هایی مثل «شعر پاییز مولانا»، «شعر پاییز فروغ»، «شعر پاییز شاملو» یا «شعر پاییز سهراب» را جست‌وجو کرده‌اید، این بخش نقطه شروع خوبی است. برای شاعران معاصر تازه‌اضافه‌شده، به‌جای بازنشر کامل آثار، فقط بخش کوتاهی از شعر و توضیحی درباره جایگاه پاییز در آن آمده است.

شاعراثر یا بخش پیشنهادیحال‌وهوای پاییزی
مولاناغزل «ای باغبان…»خزان، پژمردگی و دگرگونی باغ
مهدی اخوان ثالثباغ بی‌برگیپاییز به‌عنوان تصویر مرکزی شعر
فروغ فرخزاداندوه‌پرستپاییز، ملال و شور درونی
احمد شاملوفصل دیگرتوفان رنگ‌های پاییزی در برابر سرمای درون
سهراب سپهریهم‌سطر، هم‌سپیدپاییز در یک تصویر فلسفی و مینیمال
هوشنگ ابتهاج (سایه)پاییزباران، غم و شب‌های خزان
شمس لنگرودیدست‌های تو بودفقدان و ناپدیدشدن برگ‌ها
حافظغزل ۱۹؛ اشاره به باد خزانخزان به‌عنوان بخشی از چرخه زندگی

شعر در مورد پاییز از مولانا؛ «ای باغبان…»

مولانا

ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزانبر شاخ و برگ از درد دل بنگر نشان بنگر نشان

این ابیات آغاز غزل شماره ۱۷۹۴ دیوان شمس‌اند و یکی از روشن‌ترین نمونه‌های شعر کلاسیک فارسی با تصویر مستقیم خزان هستند.

منبع تطبیق: گنجور؛ غزل ۱۷۹۴ دیوان شمس

باغ بی‌برگی؛ شعر پاییز اخوان ثالث

شعر پاییز مهدی اخوان ثالث (م.امید)؛ پادشاه فصل‌ها پاییز (شعر پاییز اخوان)

مهدی اخوان ثالث (م.امید)

آسمانش را گرفته تنگ در آغوشابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکشباغ بی برگیروز و شب تنهاستبا سکوت پاکِ غمناکشسازِ او باران، سرودش بادجامه‌اش شولای عریانی‌ ستور جز، اینش جامه‌ای بایدبافته بس شعله ی زرتار پودش بادگو بروید، هرچه در هر جا که خواهد، یا نمی‌خواهدباغبان و رهگذران نیست.باغ نومیدانچشم در راه بهاری نیستگر زچشمش پرتو گرمی نمی‌تابدور برویش برگ لبخندی نمی‌روید؛باغ بی‌برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟داستان از میوه های سربه گردونسایاینک خفته در تابوت پست خاک می‌گویدباغ بی‌برگیخنده‌اش خونیست اشک‌آمیزجاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آنپادشاه فصل‌ها، پاییز

خزانی؛ مهدی اخوان ثالث

مهدی اخوان ثالث (م.امید)

پاییز جان! چه شوم، چه ترسناکاینک، بر این کناره دشت، اینکاین کوره راه ساکت بی‌رهروآنک، بر آن کمرکش کوه، آنکآن کوچه باغ خلوت و خاموشتاز یاد روزگار فراموشتپاییز جان! چه سرد،‌ چه درد آلودچون من تو نیز تنها ماندستیاي فصل فصل‌هاي‌ نگارینمسرد سکوت خودرا بسراییمپاییزم! اي قناری غمگینم

اندوه‌پرست؛ شعر پاییز فروغ فرخزاد

شعر پاییز فروغ فرخزاد؛ اندوه پرست

فروغ فرخزاد

کاش چون پاییز بودمکاش چون پاییز خاموش و ملال‌انگیز بودمبرگ‌های آرزوهایم یکایک زرد می‌شدآفتاب دیدگانم سرد می‌شدآسمان سینه‌ام پر درد می‌شدناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می‌زداشک‌هایم همچو باران دامنم را رنگ می‌زدوه … چه زیبا بود اگر پاییز بودم

شعر پاییز شاملو؛ «فصلِ دیگر»

احمد شاملو

یادش به خیر پاییزبا آن توفانِ رنگ و رنگکه برپا در دیده می‌کند!

شاملو در «فصل دیگر» از پاییز به‌عنوان تصویری درخشان و رنگارنگ یاد می‌کند و آن را مقابل سرمای درونی شعر قرار می‌دهد. شعر در سال ۱۳۴۹ سروده شده است.

منبع : وب‌سایت رسمی احمد شاملو

شعر پاییز سهراب سپهری؛ «هم‌سطر، هم‌سپید»

سهراب سپهری

پاییز، روی وحدت دیواراوراق می‌شود.

در «هم‌سطر، هم‌سپید» از مجموعه «ما هیچ، ما نگاه»، پاییز بخشی از فضای تصویری و فلسفی شعر است؛ نه صرفاً یک توصیف فصل.

شعر پاییز هوشنگ ابتهاج (سایه)

هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)

شب‌های ملال‌آور پاییز استهنگام غزل‌های غم‌انگیز استگویی همه غم‌های جهان امشبدر زاری این بارش یکریز است

این شعر با عنوان «پاییز» در مجموعه‌های آنلاین اشعار سایه به‌طور گسترده بازنشر شده است. برای جلوگیری از اختلاف نسخه‌ها، در اینجا فقط مطلع مشهور آن آمده است.

دست‌های تو بود؛ شعر پاییز شمس لنگرودی

شعر پاییز شمس لنگرودی؛ دست‌های تو بود

شمس لنگرودی

دست‌های تو بودکه به نان طعم می‌دادپنیر را به سفیدی برف می‌کردو روز می‌آمد و سر راهش با ما می‌نشست.حالا که تو رفته ییو ملال غروبی نان را قاچ می‌کندو برگ درختانبه بهانۀ پاییزناپدید می‌شوند.

غزل حافظ با اشاره به خزان

حافظ

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاستمنزل آن مه عاشق کش عیار کجاستشب تار است و ره وادی ایمن در پیشآتش طور کجا موعد دیدار کجاستهر که آمد به جهان نقش خرابی دارددر خرابات بگویید که هشیار کجاستآن کس است اهل بشارت که اشارت داندنکته‌ ها هست بسی محرم اسرار کجاستهر سر موی مرا با تو هزاران کار استما کجاییم و ملامت گر بی‌کار کجاستباز پرسید ز گیسوی شکن در شکنشکاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاستعقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کودل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاستساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولیعیش بی یار مهیا نشود یار کجاستحافظ از باد خزان در چمن دهر مرنجفکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

سینمای خزان؛ شهریار

شعر پاییز شهریار؛ سینمای خزان

شهریار

شب است و باغ گلستان خزان رؤیاخیزبیا که طعنه به شیراز میزند تبریزبه گوشوار دلاویز ماه من نرسدستاره گرچه به گوش فلک شود آویزبه باغ یاد تو کردم که باغبان قضاگشوده پرده پائیز خاطرات انگیزچنان به ذوق و نشاط آمدم که گوئی بازبهار عشق و شبابست این شب پائیزعروس گل که به نازش به حجله آوردندبه عشوه باز دهندش به باد رخت و جهیزشهید خنجر جلاد باد می غلتندبه خاک و خون همه در انتظار رستاخیزخزان خمار غمش هست و ساغر گل زردبهار سبز کجا وین شراب سحر آمیزخزان صحیفه پایان دفتر عمر استباین صحیفه رسید است دفتر تا نیزبه سینمای خزان ماجرای خود دیدمشباب با چه شتابی به اسب زد مهمیزهنوز خون به دل از داغ لاله ام ساقیبه غیر خون دلم باده در پیاله مریزشبی که با تو سرآمد چه دولتی سرمددمی که بی تو به سر شد چه قسمتی ناچیزعزیز من مگر از یاد من توانی رفتکه یاد تست مرا یادگار عمر عزیزپری به دیدن دیوانه رام می گرددپریوشا تو ز دیوانه میکنی پرهیزنوای باربدی خسروانه کی خیزدمگر به حجله شیرین گذر کند پرویزبه عشق پاک تو بگذشتم از مقام ملککه بال عشق تو بادم زند بر آتش تیزتو هم به شعشعه وقتی به شهر تبریز آیکه شهریار ز شوق و طرب کنی لبریز

اجاق سرد؛ نیما یوشیج

شعر پاییز نیما یوشیج؛ اجاق سرد

نیما یوشیج

مانده از شب های دورادور،بر مسیر خامُش جنگل،سنگچینی، از اجاقی خُرد،اندرو خاکسترِ سَردی.همچنان کاندر غبار اندودۀ اندیشه‌های من ملال‌انگیز،طرح تصویری، در آن هر چیز،داستانی حاصلش دردی.روز شیرینم که با من آتشی داشت،نقش ناهمرنگ گردیده،سرد گشته، سنگ گردیده،با دم پاییز عمر من، کنایت از بهار روی زردی.همچنان که مانده از شب‌های دورادور،برمسیر خامُش جنگل،سنگچینی از اجاقی خُرد،اندرو خاکستر سردی.

پاییز کوچک من؛ حسین منزوی

شعر پاییز حسین منزوی؛ پاییز کوچک من

حسین منزوی

پاییز کوچک مندنیای سازش همه ی رنگ‌هاستبا یک دیگرتا من نگاه شیفته‌ام رادر خوش‌ترین زمینه به گردش برمو از درخت‌های باغ بپرسمخواب کدام رنگیا بی‌رنگی را می‌بیننددر طیف عارفانه پاییز؟

درباره حافظ: غزل «ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست» یک «شعر پاییزی» به معنای کامل نیست؛ اما بیت «حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج…» اشاره مستقیم و مشهور به خزان دارد. به همین دلیل آن را با عنوان دقیق‌تر «غزل حافظ با اشاره به خزان» آورده‌ایم.

شعر پاییز کوتاه؛ تک‌بیت و شعرهای جمع‌وجور

برای کپشن، استوری، تکلیف مدرسه یا وقتی دنبال یک شعر در مورد پاییز کوتاه هستید، این قطعه‌ها سریع‌تر و کاربردی‌ترند.

کلبه‌ای چوبی

رویا شاه حسین زاده

جنگل.پاییز.کلبه‌ای چوبیو دودی که از دودکشش بالا می‌رودکاش با تودر چهارچوب همین تابلوآشنا شده شده بودم.

پائیز بهاری است که عاشق شده است

میلاد عرفان پور

زرد است که لبریز حقایق شده استتلخ است که با درد موافق شده استشاعر نشدی وگرنه می‌فهمیدیپائیز بهاری است که عاشق شده است

درخت‌ها چه زود به گریه می‌افتند!

حافظ موسوی

پاییز هیچ حرف تازه‌ای برای گفتن نداردبا این‌همهاز منبر بلند بادبالا که می‌روددرخت‌ها چه زود به گریه می‌افتند!

پاییز را سرد نبودن نکن

افشین صالحی

تابستان را که داغ نیامدن کردیپاییز را سرد نبودن نکن.گناه دارد…

پاییز حدیث کوچ برگی سرخ است

هادی فردوسی

پاییز حدیث کوچ برگی سرخ استخندیدن گل زیر تگرگی سرخ استبر لاله چرا کفن بپوشم، وقتیزیبایی زندگی به مرگی سرخ است

منطقِ پاییز

کامران رسول زاده

منطقِ پاییزمثل بی‌منطقیِ زنی ستکه وقتی دارد از زندگی مردی می‌رودموهایش را رنگ می‌کند

پاییز شدم

رضا کاظمی

آن‌قدر نیامدیکه از چهره‌ام بهاربرگ به برگ ریختپاییز شدمدیگر نیاآشفته می‌شود خواب‌های رنگی‌ام

چون برگی پژمرده

محمد علی رستمی

مرا چون برگی پژمرده با خود میبردمن در رنگ باخته خودو رودخانه نزدیکمان غرق میشوم

تنها چند برگ دیگر

نجوا رستگار

چیزی نمانده استتنها چند برگ دیگرمانده بر شاخه‌هایماین بار که بِوَزیدیگر برگی نمی‌ماند بر این تنِ خستهو من آرام خواهم شدمثل همین درخت پاییزیوقتی تمام برگ‌هایش راباد برده باشد

پاییز من!

بتول مبشری

پاییز من!بیا رنگ‌هاي‌ با شکوه تو رابا بی‌رنگی‌هاي‌ ساده من طاق بزنیممن سردم است

مثل یک باران پاییزی

سیدعلی میرافضلی

مثل یک جریان موسیقیمثل یک باران پاییزیناگهانی بودنت عشق است!

پاییز که می‌شود

میلاد آهنگربهان

پاییز که می‌شودحرف شال را نمی زنيتا خیال‌بافی‌امگردن تو باشد

پاییز شد که خاطره‌ها دوره‌ام کنند

فرامرز عرب عامری

پاییز شد که خاطره‌ها دوره‌ام کنندفصل خزان، محاکمه دوره گردهاست

اي باد چه در گوش طبیعت گفتی؟

میلاد عرفان‌پور

از سجده و لذت عبادت گفتی؟یا آیه ای از صبح قیامت گفتی؟برگ از پی برگ، بر زمین ریخته استای باد! چه در گوش طبیعت گفتی؟

آبرویِ پاییز

محمد مهدوی‏ اشرف

سهمِ باد و باران‌ند؛برگ و شاخه‌هاي‌ خشکآبرویِ پاییزند؛این انارهای سرخ

شعر نو درباره پاییز

در شعر معاصر، پاییز فقط یک فصل نیست؛ گاهی تصویر تنهایی است، گاهی تغییر و گاهی بهانه‌ای برای حرف‌زدن از خاطره، فقدان و گذر زمان. نمونه‌های زیر از شعرهای نو و معاصرِ موجود در نسخه قبلی مقاله حفظ شده‌اند.

دوستت دارم

شعر پاییز احمدرضا احمدی؛ دوستت دارم

احمدرضا احمدی

دوستت دارم …باید در چشمان نگریست.یا در گوش‌ها گفت؟جنبش انگشتانت که به روی هم انباشته شده بودو مروارید چشمانتدلیل بود؟در عصر یک پاییزدر اتوبوس بودیمدورمان دیوار شیشه‌ای سبز …سبزی شیشه‌ها، زرد پاییز راسبز خرم کرده بود.از سبزی برگ‌ها بهار به اتوبوس نشست.بیرون خزان در کار بود.‌نمی‌دانستم در بهار درون باید گفت؟یا در خزان برون؟من و بهار پیاده شدیمبهار در خیابان محو شدپاییز در کنارم راه می‌آمد.

در برابر همه‌ی دست‌هایش که گشوده است

شعر پاییز بیژن الهی؛ در برابر همه‌ی دست‌هایش که گشوده است

بیژن الهی

من آمده‌امتا به جای پنجه‌های مرده‌ی پاییزپنجه‌های زنده‌ی تو را بپذیرممن آمده‌ام تازه‌تر از هر روزتا تو را با پیشانیت بخاهمکه بلندتر از رگبار است‌می‌خواهم دوباره بیآغازماین بهاری را که خواهی نخواهیخون مرا در راه‌ها می‌دواندو به دل‌ها می‌برداین بهاری کهچه عاشقانه است؛ و من در برابر همه‌ی دست‌هایشکه گشوده استناگزیر به پاسخم.

تو را در کوهستان به خاطر می‌آورم

شعر پاییز غلامرضا بروسان؛ تو را در کوهستان به خاطر می‌آورم

غلامرضا بروسان

تو را در کوهستان به خاطر می‌آورمبه هنگام در به دریِ بادوقتی پلی را از جا می‌کنددر اتاقی کوچک، به اندازه‌ی کف دستو پرچمی که پاییز را دشوار کرده است.تو را به هنگام باریدن باران-حلزونی که بیهوده برگی را مرطوب می‌کند-تو را در مهوقتی که به رود نزدیک می‌شود.چون پیغامی خونین به خاطر می‌آورمو سنگ‌هاسعی می‌کنند خونت را پنهان.

پاییز آمد

شعر پاییز سعید سلطانپور؛ پاییز آمد

سعید سلطانپور

پاییز آمددر بین درختانلانه کرده کبوتراز تراوش باران می‌گریزدخورشید از غمبا تمام غرورش پشت ابر سیاهیعاشقانه به گریه مینشیندمن با قلبی به سپیدی صبحبا امید بهارانمی روم به گلستانهمچو عطر اقاقیلابلای درختان می نشینمباشد روزی به امید بهارانروی دامن صحرا لاله رویدشعر هستی بر لبانم جاریپر توانم آریمیروم در کوه و دشت و صحراره‌پیمای قله‌ها هستم منراه خود در توفاندرکنار یاران می‌نوردمدارم امید که دهد روزی سختی کوهستانبر روان و جانمپاکی این کوه و دشت و صحراباشد روزی برسد به جهان شعر هستی بر لبجان نهاده بر کفراه انسان‌ها را در نوردمره‌پیمای قله‌ها هستم منراه خود در توفاندرکنار یاران می‌نوردمدر کوهستان یا کویر تشنهیا که در جنگل‌هارهنوردی شاد و پر امیدمشعر هستیبودن و کوشیدنرفتن و پیوستناز کژی بگسستنجان فدا کردن در راه حق است

بهار من

شعر پاییز سید علی صالحی؛ بهار من

سید علی صالحی

بهار به بهاردر معبر اردیبهشتسراغت را از بنفشه‌هاي‌ وحشی گرفتمو میان شکوفه‌هاي‌ نارنجدر جستجویت بودمدر پاییز یافتمتتنها شکوفه جهانکه در پاییز روییدی

برگ‌هایم ریخت بر روی زمین یعنی درخت

کاظم بهمنی

سینه‌ام این روزها بوی شقایق می‌دهدداغ از نوعی که من دیدم، تو را دق می‌دهدبرگ‌هایم ریخت بر روی زمین یعنی درختخود به مرگ خویشتن رأی موافق می‌دهدچشم‌هایت یک سوال تازه می‌پرسد ولیچشم‌هایم پاسخت را مثل سابق می‌دهدزندگی توی قفس یا مرگ بیرون از قفس؟دوّمی! چون اوّلی دارد مرا دق می‌دهد

تب ِ پاییز

حسنا محمدزاده

اردیبهشتم در تب ِ پاییز ، گم شددر برگ ریزان های وهم آمیز، گم شدهی دانه دانه دانه گل های انارمدر بادهای وحشی و یک ریز، گم شدانگورهای آبدار ِ تاک هاماندر خمره های از تهی لبریز، گم شدتاریخ من با آخرین اسطوره هایشبین غبار لشگر چنگیز گم شدفریادهای ِ سینه ی مشروطه خواهمپشت سکوت ممتد تبریز ، گم شدمن ماندم و ماه و شبی یلدایی اماابری رسید از راه – ماهم نیز- گم شددیوانه ای با کفش های وصله دارشدر کوچه ی عشقی خیال انگیز گم شد

برگ‌ها از شاخه می‌افتند و تنها می‌شوند

مهدی مظاهری

پر زدن از دام ابریشم به من هم می‌رسدشادمانی‌ها بعد از غم به من هم می‌رسدبرگ‌ها از شاخه می افتند و تنها می‌شونداز جدایی ، گرچه می‌ترسم به من هم می‌رسدهر کجا هستم من از یاد تو غافل نیستمدر خیابان شاخه مریم به من هم می‌رسدگندم گیسوی تو از باغ مینو بهتر استاز گناه حضرت آدم به من هم می‌رسدگرچه از من هیچ کس غیر از وفاداری ندیدبی وفایی‌های این عالم به من هم می‌رسدهر کجا سروی به خاک افتاد با خود گفته‌امنوبت هیزم شکن کم کم به من هم می‌رسد

پاییز است، پاییز است حالا

فرشته فکور

زمین سمفونی برگ‌هاستنم می‌زند بارانبدجور بوی غربت می‌دهد این هوانبش قبر خاطرات مرده است انگارفصل تنهایی‌ستپاییز است، پاییز است حالا

وقتی خزان می‌رسد

نسیم بداندیش

وقتی خزان می‌رسدناله‌های حزین سازی آشنابا کشش یکنواختقلب مرا می‌نورددنمی‌خواهم گذر زمان را باور کنمیک مرتبه صدای زنگ ساعتمرا بخود می‌آوردحس می‌کنم زمان خیال ایستادن داردخودم را آهسته به باد می‌سپارم

چیزی که ویران‌مان می‌کند پاییز نیست

محمد رضا رحمانی

چیزی که ویران‌مان می‌کند پاییز نیستمثل کودکی که با بی‌اعتنایی به سیبی نگاه می‌کندبه آسمان خیره مانده‌امآسمانی که بین طلوع و غروبشحتی سنجاقکی پوست نمی‌اندازدآسمانی که روزش نیمی خورشید و نیمی زخم استو شبش نیمی اضطراب و نیمی ماه

شعر عاشقانه پاییزی

ترکیب پاییز و عشق یکی از پرتکرارترین تصویرهای شعر معاصر است؛ از باران و برگ‌ریزان تا انتظار و خاطره. اگر دنبال شعر پاییزی عاشقانه هستید، این بخش مناسب‌تر است.

بگذار شکوفه دهد دست هایم

رضا ضراب

این روز‌هاسخت درگیرِ عشقم!بگذار شکوفه دهد دست هایمروی تنِ خیالت!بگذار بگویند معجزه‌ی این پاییزهمین شکوفه هاست!تا از فردا شعر هایمبا عطرِ شکوفه‌های پاییزی…همه را عاشق کند!

باز پاییز برای تو نبارم سخت است

پویا جمشیدی

باز پاییز برای تو نبارم سخت استپای هر خاطره‌ات بغض نکارم سخت استای نفس‌گیرترین رویداد فصل خزانمن بـه اسمت برسم, سخت نبارم, سخت است

این برگ‌های زرد به خاطر پاییز نیست که از شاخه می‌افتند

شعر پاییز یغما گلرویی؛ این برگ‌های زرد به خاطر پاییز نیست که از شاخه می‌افتند

یغما گلرویی

این برگ‌هاي‌ زردبه خاطر پاییز نیستکه از شاخه می‌افتندقرار است تو از این کوچه بگذریو ان‌هاپیشی می گیرند از یک دیگربرای فرش کردن مسیرت

دو قدم مانده به پاییز، دلم می‌لرزد

الهام عمومی

سرد و بی طاقت و یک ریـز، دلم می لرزددو قدم مانده به پـــایـــیــز دلم می لرزدمی رسی، شط نگاهت چه تماشا داردموج با موج گلاویز… دلم می لرزدبعد می میرم و می میرم ومی میرم و بازمن و یک حس غم انگیز، دلم می لرزدو تــــو می آیی و می آیی و می…از صدای نفست نیز دلم می لرزدمن پر از حرفم و صد مهر خموشی بر لبو تــــو از حنجره لبریز… دلم می لرزد…

اردیبهشتی هم که باشی اهل پاییزی

سیدایمان سیدآقایی

شادی به ظاهر، منتهی از درد لبریزیاردیبهشتی هم که باشی اهل ِ پاییزیوقتی نگاهم می‌کنی از عمق ِ تنهاییداری نمک بر زخم یک دیوانه می‌ریزیدرمانده‌ام درمان ِ دردت را نمی‌دانمشرمنده‌ام قابل ندارم چیز ِ ناچیزیای کاش لختی چوب ِ رخت ِ خلوتت باشمتنهایی‌ات را روی دوش من بیاویزی«من» سیصد و سالی است در چشمان تو گم شدشاید از این خواب هزاران ساله برخیزیاما تو خوابت برده و حتی درون خوابهر وقت می‌بینم تورا با غم گلاویزیدنیا به کام هیچ کس شیرین نخواهد ماندای بیستون بی شک تو هم یک روز می‌ریزیناف تو را با درد از روز ازل بستنداردیبهشتی هم که باشی اهل پاییزی

اگر پاییز نبود

بهرام محمودی

اگر پاییز نبودهیچ اتفاق شاعرانه‌ای نمی‌افتادنه موسیقی باد بودنه سمفونی کلاغ‌هانه رقص برگو منهیچ بهانه‌ای برای بوسیدن تودراین شعر نداشتم

باد پاییز وزید و دل ما عاشق شد

نسرین جهاندیده

باد پاییز وزید و دل ما عاشق شدعاشق برگ خزان و این همه‌ی زیباییمن و تنهایی و آوارگی برگ خزان هم رنگیمخالی از نیرنگیمروی گلبرگ پریشان در باد مینویسم از عشقمیروم تنهایی در شبی بارانیتا که سیراب شوم از می‌ ناب پاییزباده را تا به سحر مینوشم از تب عشقعشق را در قدحی میبینم که دلش بارانی استمی‌نویسم روی هر برگ خزان از غم دلکه چرا پنهانی است؟که چرا این دل غم دیده منشده لبریز ز عشق پاییز؟غم من تنهاییستدل من بارانی است

شعر در مورد پاییز و مدرسه

برای دانش‌آموزان بهتر است شعر کوتاه، ساده و قابل‌فهم باشد. چهار نمونه زیر برای استفاده در فعالیت کلاسی، روزنامه دیواری یا ایده‌گرفتن برای تکلیف مدرسه نوشته شده‌اند و به شاعر دیگری نسبت داده نشده‌اند.

شعر کوتاه پاییز برای ابتدایی

پاییز آمد از راهبا برگ زرد و با ماهباران نشست آرامروی علف و روی کاه

شعر در مورد پاییز و مدرسه

باز آمــد؛ بویِ مـــاهِ مدرسه
بوی بازی های راهِ مـــدرسه
بوی ماه مهر… ماهِ مهـــربان
بوی خورشیـدِ پگاهِ مدرســه

شعر کودکانه درباره برگ‌های پاییزی

برگ زرد و نارنجیمی‌چرخد آرام‌آرامروی زمین می‌افتددار دار، دارا رام

شعر ساده برای انشای پاییز

باران به شیشه می‌زدباد از میان باغ گذشتپاییز با رنگ‌هایشآرام به شهر ما رسید

ترانه و شعر پاییزی

پاییز در ترانه‌های فارسی هم حضور پررنگی دارد. در نسخه فعلی چطور، «هر روز پاییزه» با شعر حسین صفا و صدای محسن چاووشی وجود داشت؛ فایل صوتی همان نسخه حفظ شده و ویدیوی جدیدی به صفحه اضافه نشده است.

ترانه «هر روز پاییزه»؛ حسین صفا با صدای محسن چاووشی

شعر پاییز حسین صفا؛ ترانه هر روز پاییزه (با صدای محسن چاووشی)

حسین صفا

ترانه «هر روز پاییزه» یکی از شناخته‌شده‌ترین ترانه‌های پاییزی معاصر است. فایل صوتی موجود در نسخه قبلی مقاله حفظ شده است.

هم دیدنی بودی، هم خواستنی بودیهم چیدنی بودی، هم باغچه مون گل داشتزنجیر می خواستم، دستتاتو بخشیدیاز من تا اون دستا، هر دره ای پل داشتپل بود اما ریخت، گل بود اما مردعمر منم قدِّ عشقت تحمل داشتهر روز پاییزه هر هفته پاییزههر ماه پاییزه هر سال پاییزهپنهونم از چشمات، ماه پس ابرممن کاسه صبرم، این کاسه لبریزهآروم نمی گیرم، از دست زنجیرمبی عشق می میرم، من روز دیدارماز دوستی پُر من، از دوست دلخور منآجر به آجر من، من پشت دیوارملعنت به این دیدار، لعنت به این دیوارلعنت به این آوار، من زیر آوارمهر روز پاییزه، هر هفته پاییزههر ماه پاییزه، هر سال پاییزه

سوالات متداول درباره شعر پاییز

شعر معروف مولانا درباره پاییز کدام است؟

غزل شماره ۱۷۹۴ دیوان شمس با مصرع «ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان» یکی از روشن‌ترین نمونه‌های شعر مولانا درباره خزان است.

شعر پاییز فروغ فرخزاد چیست؟

«اندوه‌پرست» از دفتر «دیوار» با عبارت مشهور «کاش چون پاییز بودم» یکی از شناخته‌شده‌ترین شعرهای پاییزی فروغ فرخزاد است.

احمد شاملو درباره پاییز چه شعری دارد؟

شعر «فصل دیگر» از احمد شاملو تصویری مستقیم از پاییز دارد و در بخشی از آن از «توفان رنگ و رنگ» پاییز یاد می‌شود.

شعر پاییز سهراب سپهری کدام است؟

در شعر «هم‌سطر، هم‌سپید» از مجموعه «ما هیچ، ما نگاه»، سهراب سپهری تصویر کوتاه و ماندگاری از پاییز ارائه می‌کند.

آیا حافظ شعر مستقلی درباره پاییز دارد؟

غزل مشهور «ای نسیم سحر…» سراسر درباره پاییز نیست، اما بیت «حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج…» یکی از شناخته‌شده‌ترین اشاره‌های حافظ به خزان است.

برای مدرسه چه شعر کوتاهی درباره پاییز مناسب است؟

برای دبستان و فعالیت‌های کلاسی، شعرهای چهارمصراعی با واژه‌های ساده مثل مهر، باران، برگ زرد و مدرسه مناسب‌ترند. در همین مقاله چند نمونه تألیفی کوتاه آمده است.

بهترین شعر پاییز از نظر شما کدام است؟

از «باغ بی‌برگی» اخوان تا «اندوه‌پرست» فروغ و غزل خزان مولانا، تصویر پاییز در شعر فارسی شکل‌های بسیار متفاوتی دارد. شما کدام شعر یا کدام شاعر را بیشتر با حال‌وهوای پاییز پیوند می‌دهید؟ در بخش دیدگاه‌ها بنویسید.

فروشگاه چطور - مجموعه صوتی چطور می‌توانیم شادتر زندگی کنیم؟

مجموعه صوتی چطور می‌توانیم شادتر زندگی کنیم؟

فرمول شادی و مثبت‌اندیشی را یاد بگیرید و با افسردگی خداحافظی کنید

۱۰،۰۰۰ تومان


مشاهده

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...