چرا بعضی آهنگ‌ ها بیشتر از بقیه در ذهن ما ماندگار می‌شوند؟

دسته‌بندی: موسیقی
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵ مهر ۱۵, چهارشنبه ساعت ۴:۵۴۰ رأیبدون امتیاز
چرا بعضی آهنگ‌ ها بیشتر از بقیه در ذهن ما ماندگار می‌شوند؟

تا به حال شده یک آهنگ را فقط یک یا دو بار بشنوید، اما چند ساعت بعد بدون اینکه قصدی داشته باشید، بخشی از ملودی […] نوشته چرا بعضی آهنگ‌ ها بیشتر از بقیه در ذهن ما ماندگار می‌شوند؟ اولین بار در نیوزین . پدیدار شد.

تا به حال شده یک آهنگ را فقط یک یا دو بار بشنوید، اما چند ساعت بعد بدون اینکه قصدی داشته باشید، بخشی از ملودی آن دوباره در ذهن‌تان پخش شود؟ گاهی حتی چند روز بعد، با شنیدن یک کلمه، دیدن یک ویدئو یا قرار گرفتن در موقعیتی خاص، همان آهنگ ناگهان به ذهن برمی‌گردد.

این اتفاق تصادفی نیست. بعضی آهنگ‌ ها از نظر ملودی، ریتم، تکرار، ساختار، متن ترانه و ارتباط عاطفی، ویژگی‌هایی دارند که بازیابی آن‌ها را برای مغز آسان‌تر می‌کند. در روان‌شناسی موسیقی، یکی از شناخته‌شده‌ترین شکل‌های این پدیده با اصطلاح Involuntary Musical Imagery یا به اختصار INMI شناخته می‌شود؛ یعنی زمانی که قطعه‌ای از موسیقی بدون تلاش آگاهانه فرد در ذهن او بازپخش می‌شود. اصطلاح رایج‌تر برای این تجربه earworm یا آهنگ چسبنده است. پژوهش‌های انجام‌شده در این زمینه نشان می‌دهند که این تجربه در میان افراد بسیار رایج است و معمولاً با بخش کوتاهی از یک آهنگ، به‌خصوص قسمت‌های تکرارشونده، ارتباط دارد.

اما چرا یک آهنگ در ذهن می‌ماند و آهنگ دیگری که حتی ممکن است از نظر کیفیت تولید یا محبوبیت تفاوت زیادی با آن نداشته باشد، خیلی زود فراموش می‌شود؟

«ناب صدا؛ یک مرجع تازه برای دنبال‌کنندگان موسیقی ایرانی»

پاسخ را باید در ترکیبی از ویژگی‌های خود موسیقی و تجربه شنونده جست‌وجو کرد.

آهنگ ماندگار در ذهن دقیقاً چه معنایی دارد؟

ماندگاری یک آهنگ فقط به این معنا نیست که فرد بتواند نام خواننده یا چند خط از متن آن را به خاطر بیاورد. در بسیاری از موارد، مغز یک قطعه کوتاه از ملودی را بدون حضور صدای واقعی در محیط بازسازی می‌کند.

برای مثال ممکن است هنگام کار، رانندگی یا راه رفتن ناگهان متوجه شوید که یک قسمت از ترجیع‌بند آهنگی در ذهن‌تان تکرار می‌شود. این اتفاق معمولاً بدون تصمیم قبلی رخ می‌دهد و ممکن است فرد حتی تلاش نکرده باشد آن آهنگ را به یاد بیاورد.

پژوهش‌های مربوط به INMI نشان می‌دهند که آهنگ‌های گرفتارکننده ذهن اغلب کوتاه، تکرارشونده و نسبتاً ساده هستند. در یک مرور علمی از مطالعات این حوزه، آشنایی زیاد با آهنگ، علاقه به آن، حضور ترجیع‌بند و وجود کلام از ویژگی‌هایی بودند که در تجربه earworm بارها دیده شده‌اند.

بنابراین ماندگاری یک آهنگ را نباید با پیچیدگی آن اشتباه گرفت. یک ملودی بسیار ساده می‌تواند در حافظه ماندگارتر از یک قطعه پیچیده موسیقایی باشد، چون مغز می‌تواند الگوی آن را سریع‌تر تشخیص دهد و دوباره بازسازی کند.

مغز چگونه یک آهنگ را به خاطر می‌سپارد؟

مغز چگونه یک آهنگ را به خاطر می‌سپارد؟

موسیقی برخلاف یک جمله ساده، تنها یک نوع اطلاعات را در اختیار مغز قرار نمی‌دهد. هنگام شنیدن یک آهنگ، ویژگی‌هایی مانند ارتفاع صدا، ریتم، سرعت، ملودی، هارمونی، صدای خواننده و کلمات ترانه هم‌زمان پردازش می‌شوند.

به همین دلیل حافظه موسیقایی می‌تواند چند لایه داشته باشد. ممکن است فرد متن آهنگ را فراموش کند، اما ملودی را همچنان به یاد داشته باشد. گاهی نیز یک عبارت از ترانه به‌تنهایی می‌تواند کل آهنگ را در ذهن فعال کند.

پژوهش‌های علوم اعصاب نشان داده‌اند که پردازش موسیقی با شبکه‌ای از نواحی مغز در ارتباط است و شنیدن موسیقی آشنا نسبت به موسیقی ناآشنا فعالیت بیشتری را در بخش‌هایی مرتبط با هیجان، حافظه و سیستم پاداش ایجاد می‌کند. در یک مطالعه fMRI، موسیقی آشنا فعالیت بیشتری را در ساختارهایی مانند آمیگدال، هسته اکومبنس، قشر کمربندی قدامی و تالاموس ایجاد کرد.

این نکته اهمیت زیادی دارد: آشنایی فقط باعث نمی‌شود آهنگ را بهتر تشخیص دهیم؛ می‌تواند نحوه واکنش احساسی مغز به آن را نیز تغییر دهد.

آشنایی؛ یکی از مهم‌ترین دلایل ماندگاری آهنگ

اگر یک آهنگ را چندین بار بشنوید، مغز با الگوی آن آشناتر می‌شود. این آشنایی باعث می‌شود تشخیص ملودی و پیش‌بینی ادامه آن آسان‌تر شود.

یک مطالعه درباره ارتباط آشنایی و واکنش مغز به موسیقی نشان داد که موسیقی آشنا نسبت به موسیقی ناآشنا فعالیت بیشتری در شبکه‌های مرتبط با هیجان و پاداش ایجاد می‌کند. پژوهش‌های مرورشده در یک فراتحلیل تصویربرداری عصبی نیز نشان داده‌اند که آشنایی و تکرار می‌توانند بر واکنش عاطفی و میزان پسندیدن موسیقی اثر بگذارند.

به همین دلیل آهنگی که مرتب در رادیو، شبکه‌های اجتماعی، ویدئوهای کوتاه، مهمانی یا محیط کار می‌شنویم، شانس بیشتری برای تبدیل شدن به یک آهنگ ماندگار در ذهن دارد.

البته تکرار به‌تنهایی کافی نیست. اگر یک قطعه فقط به دلیل پخش مداوم شناخته شود، الزاماً به یکی از آهنگ‌های مورد علاقه فرد تبدیل نمی‌شود. حتی پژوهش‌ها نشان داده‌اند که تکرار بیش از حد می‌تواند در برخی شرایط اثر معکوس داشته باشد و علاقه به یک قطعه را کاهش دهد.

چرا بعضی آهنگ‌ها در ذهن گیر می‌کند؟

یکی از مهم‌ترین قسمت‌های یک آهنگ برای شکل‌گیری earworm، ترجیع‌بند یا Chorus است.

ترجیع‌بند معمولاً بیش از یک بار در آهنگ تکرار می‌شود و از نظر ملودی و متن، بخش مشخص‌تری نسبت به بسیاری از قسمت‌های دیگر دارد. همین تکرار به مغز فرصت می‌دهد الگوی موسیقایی را تثبیت کند.

بررسی‌های پژوهشی درباره تصاویر موسیقایی غیرارادی نشان داده‌اند که این تجربه‌ها اغلب حول ترجیع‌بند شکل می‌گیرند. در یک پژوهش، حدود ۹۰ درصد earwormهای ایجادشده در شرایط آزمایشی از ترجیع‌بند سرچشمه گرفته بودند.

ترجیع‌بند موفق معمولاً چند ویژگی را هم‌زمان دارد: جمله موسیقایی کوتاه، ریتم قابل تشخیص، تکرار مناسب و بخشی که شنونده بتواند آن را بدون تلاش زیاد زمزمه کند.

به همین دلیل ممکن است یک آهنگ سه یا چهار دقیقه‌ای را کامل به خاطر نیاورید، اما همان ۱۵ یا ۲۰ ثانیه از ترجیع‌بند مدام در ذهن‌تان تکرار شود.

ملودی ساده همیشه بهتر است؟

سادگی یکی از عوامل مهم است، اما منظور از سادگی، قابل پیش‌بینی بودن کامل نیست.

یک آهنگ بیش از حد یکنواخت ممکن است جذابیت کافی برای جلب توجه نداشته باشد. در مقابل، ملودی‌هایی که پایه‌ای آشنا دارند اما در یک نقطه از الگوی معمول خارج می‌شوند، می‌توانند توجه بیشتری ایجاد کنند.

یک پژوهش بزرگ درباره ویژگی‌های آهنگ‌های earworm با بررسی داده‌های مربوط به بیش از ۳۰۰۰ شنونده نشان داد که این آهنگ‌ها معمولاً تمپوی سریع‌تری نسبت به میانگین آهنگ‌های پاپ دارند و در کنار یک ساختار ملودیک نسبتاً آشنا، از پرش‌های ملودیک یا تکرارهای غیرمعمول استفاده می‌کنند.

این ترکیب را می‌توان به شکل ساده چنین تصور کرد:

الگوی آشنا + یک ویژگی متفاوت = احتمال بیشتر برای به خاطر سپرده شدن

برای نمونه، اگر ملودی در بیشتر قسمت‌ها قابل پیش‌بینی باشد اما ناگهان یک فاصله صوتی مشخص یا یک الگوی تکراری غیرمنتظره داشته باشد، همان بخش می‌تواند به نقطه‌ای تبدیل شود که ذهن آن را راحت‌تر تشخیص دهد.

ریتم و تمپو چه نقشی دارند؟

ریتم و تمپو چه نقشی دارند؟

سرعت آهنگ نیز با ماندگاری آن در ذهن ارتباط دارد. پژوهش‌های مربوط به earworm نشان داده‌اند که قطعاتی که به‌طور غیرارادی در ذهن تکرار می‌شوند، در بسیاری از موارد تمپوی بالاتری نسبت به آهنگ‌های مقایسه‌شده دارند.

ریتم منظم و قابل پیش‌بینی نیز به شنونده کمک می‌کند الگوی بعدی را حدس بزند. این مسئله در موسیقی پاپ اهمیت زیادی دارد، چون بسیاری از آهنگ‌های این سبک از الگوهای ضربی تکرارشونده استفاده می‌کنند.

ارتباط ریتم با حرکت بدن نیز قابل توجه است. در پژوهش‌های مرتبط با earworm، بخشی از تجربه‌های موسیقایی غیرارادی در موقعیت‌هایی مانند راه رفتن یا انجام حرکات تکراری گزارش شده‌اند. بعضی مطالعات نیز ارتباط میان حرکت، زمزمه کردن و شکل‌گیری earworm را بررسی کرده‌اند.

به همین دلیل آهنگی که ریتم مشخص و قابل دنبال کردن دارد، ممکن است نه فقط در گوش، بلکه در الگوی حرکتی بدن نیز ثبت شود.

چرا بعضی آهنگ‌ها با یک بار شنیدن در ذهن می‌مانند؟

تکرار معمولاً احتمال ماندگاری را افزایش می‌دهد، اما تنها عامل نیست.

گاهی یک آهنگ در همان بار اول شنیدن، به دلیل یک ملودی خاص، یک جمله کوتاه، صدای متفاوت خواننده یا یک تغییر ناگهانی در موسیقی توجه ما را جلب می‌کند. اگر این ویژگی با یک الگوی ساده و قابل تکرار ترکیب شود، ممکن است مغز آن را سریع‌تر رمزگذاری کند.

از طرف دیگر، میزان توجه شنونده اهمیت دارد. آهنگی که هنگام یک اتفاق مهم، سفر، رابطه عاطفی، مهمانی یا دوره‌ای خاص از زندگی شنیده شده باشد، می‌تواند بعدها با همان خاطره پیوند بخورد.

در یک پژوهش درباره حافظه زندگی‌نامه‌ای، آشنایی با آهنگ با جزئیات بیشتر خاطرات مرتبط با آن موسیقی و ارزیابی مثبت‌تر این خاطرات ارتباط داشت.

پس یک آهنگ ممکن است به دو دلیل متفاوت در ذهن بماند: ساختار موسیقایی آن و تجربه‌ای که شنونده هنگام شنیدن آن داشته است.

احساسات، حافظه را به موسیقی گره می‌زنند

آهنگی که با یک تجربه عاطفی مهم همراه شده باشد، معمولاً فقط یک قطعه صوتی در حافظه باقی نمی‌ماند. ممکن است بو، مکان، چهره، دوره زمانی یا احساس خاصی را نیز فعال کند.

این همان دلیلی است که باعث می‌شود یک آهنگ قدیمی پس از سال‌ها ناگهان خاطره‌ای بسیار مشخص را زنده کند.

پژوهش‌های تصویربرداری مغزی درباره نوستالژی موسیقایی نشان داده‌اند که شنیدن موسیقی نوستالژیک، در مقایسه با موسیقی آشنای غیرنوستالژیک یا موسیقی ناآشنا، با فعالیت شبکه‌هایی مرتبط با حافظه، خودارجاعی، هیجان و پاداش همراه است. این مطالعه روی ۵۷ نفر انجام شد و تفاوت‌هایی را میان افراد جوان و سالمند نیز نشان داد.

بنابراین وقتی می‌گوییم یک آهنگ در ذهن ما ماندگار شده، همیشه منظور حفظ چند نت و کلمه نیست. گاهی مغز یک شبکه کامل از صدا، احساس و خاطره را همراه آن آهنگ ذخیره کرده است.

نقش کلمات ترانه در ماندگاری آهنگ

ملودی تنها عامل نیست. کلمات نیز می‌توانند یک آهنگ را به حافظه متصل کنند.

در مرور پژوهش‌های مربوط به earworm، کلام یکی از رایج‌ترین ویژگی‌های گزارش‌شده بود. یک مطالعه نیز نشان داد که موسیقی دارای کلام، تقریباً ۵۰ درصد بیشتر از موسیقی بی‌کلام موجب گزارش earworm شده است.

کلمات کوتاه، تکرارشونده و ریتمیک معمولاً راحت‌تر همراه ملودی پردازش می‌شوند. وقتی یک عبارت چند بار در آهنگ تکرار شود، شنونده فرصت بیشتری برای پیش‌بینی آن پیدا می‌کند.

از طرف دیگر، یک جمله ترانه می‌تواند نقش محرک حافظه را داشته باشد. ممکن است فقط یک کلمه را در مکالمه روزمره بشنوید و همان کلمه، بدون اینکه خودتان بخواهید، بخشی از یک آهنگ را فعال کند.

اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...