انگیزش و هیجان

دسته‌بندی: روانشناسی
تاریخ انتشار: ۱۳۹۱ آذر ۲۴, جمعه ساعت ۳:۳۶۰ رأیبدون امتیاز
انگیزش و هیجان

\ \ انگیزش و هیجان یکی از موضوعات کلیدی و مهم روان‌شناسی است و این اثر علاوه بر توصیف و تبیین نظریه‌های روان‌شناختی انگیزش و هیجان، مبانی و عوامل مؤثر بر انگیزش و هیجان را در منابع و متون دینی نیز مورد بحث قرار داده است.\ \ \

انگیزش و هیجان یکی از موضوعات کلیدی و مهم روان‌شناسی است و این اثر علاوه بر توصیف و تبیین نظریه‌های روان‌شناختی انگیزش و هیجان، مبانی و عوامل مؤثر بر انگیزش و هیجان را در منابع و متون دینی نیز مورد بحث قرار داده است.
تعریف انگیزش :
عبارت از نتیجه ی رابطه ی متقابل ( تعامل ) فرد با موقعیت یا وضعیتی که در آن قرار می گیرد ، هنگام عمل مدیران برای افرادی که به نظر می رسد انگیزه ندارند ، برچسپ تنبلی می زند در صورتی که این تصور صحیح نیست ، زیرا ممکن است نداشتن انگیزه فرد به شرایط و محیط بستگی داشته باشد پس انگیزه را این گونه تعریف می کنیم ، میل به کوشیدن فراوان در جهت تامین هدف های سازمان به گونه ای که این تلاش در جهت ارضای برخی از نیازهای فردی سوق داده شود.

انگیزش یا انگیزه؟
بعبارت ساده ،انگیزه یک حالت بیرونی است که می می توانیم ان را مشاهده کنیم و ارتباط تنگاتنگی به نیاز های ما دارد و مثلا" در نیاز به گرسنگی انگیزه ما غذا محسوب می شودولی این نیاز یک حالت درونی است. و اما نقش انگیزش در این میان چیست؟انگیزش حالت انگیختگی است که ما را به سمت هدف که در مثال ما غذا می شود پیش می برد .پس انگیزش نیروی حرکت از نیاز به سمت انگیزه است. در بررسی مبحث انگیزش همیشه دو سوال همیشگی وجوددارد:
1.چه چیزی موجب رفتار می شود؟
به نظر شما چه عملی باعث می شود که به سمت انجام دادن بعضی فعالیتها پیش رویم و از انجام دادن بعضی از انها امتناع کنیم؟

2.چرا شدت رفتار تغییر می کند؟ (ریو،1388).
چرا در بعضی فعالیت ها هیجان زیاد ی داریم و تلاش می کنیم و لی در بعضی فعالیت ها فقط برای انجام وظیفه است و هیچ هیجانی نداریم منفعل هستیم؟

از این دو سوال اینگونه بر می اید که انگیزش پاسخ گوی هر دوی انهاست د رادامه و مبحث های دیگر به این دو سوال پاسخ خواهیم داد.

در تعریف دقیق انگیزش نظریه انگیزش به ما کمک می کند.در این نظریه اینگونه تعریف شده است که:انگیزش مربوط به فرایندهایی است که به رفتار انرژی و جهت می دهند(ریو،1388).

هنگامی که شما فعالیتی را انجام می دهید،مثلا" مطالعه کتاب رمان ،فرایند مطالعه کتاب یک فعالیت است ولی چه چیزی باعث می شود شما از بین گزینه ها مختلف و کتاب های مختلف به سراغ کتاب رمان بروید؟چرا کتاب تاریخ و یا دانشگاهی نه؟چرا شما از خواندن مدت زمان طولانی خسته نمی شوید و همچنان به خواند ادامه می دهید؟کمی فکر کنید؟آیا تعریف بالا از انگیزش می تواند رفتار شمارا توجیه کند؟


جایگاه انگیزش در روان شناسی

- «روان شناسی انگیزش» جایگاه مهمی در روان شناسی دارد و چنین استنباط می ‌گردد که روان ‌شناسی انگیزش با مسائل و پدیده‌ هایی سر و‌‌ کار دارد که کل روان‌ شناسی با آن روبرو است. با کمی دقت می‌ توان دریافت که برای پژوهشگران مسائل اساسی عبارتند از این که: چرا رفتار خاصی پدید می‌ آید؟ چرا رفتار هدف دار است؟ چرا رفتار به صورت پیوسته و متناوب اتفاق می ‌افتد؟ و ... این سوال ها و مسائل باعث پدیدآیی نظریه‌ های گوناگونی شده است. برخی از آن ها عبارتند از: نظریه غریزه(Instinet Theory)، نظریه سایق(Drive Theory)، نظریه انتظار - ارزش( Expectancy - Value Theory) و نظریه نیازها(Needs Theory).


موضوعات مورد توجه در روان شناسی انگیزش

- انگیزش، مسائل مختلفی را در برمی‌ گیرد. چندین نظام انگیزشی انسان ها را در تلاش مداوم برای رفع حالت های ناخوشایند می‌ دیدند، نظیر«فروید» که انسان را در یک میدان نبرد دائمی با نیرو های جنسی و پرخاشگری می‌ دید. در این حال چندین نظام انگیزشی، انسان ها را موجوداتی کنجکاو، هیجان خواه، با هدف و برنامه و تلاشگر در نظر می‌ گیرد. با این حال آن ها تا حدودی درست هستند و نه کاملا درست یا غلط. بنابراین انگیزش مسائل مختلفی را دربرمی‌ گیرد. انگیزش یک فرآیند است. انگیزش فرآیندی پویا است و نه ایستا. خیلی از انگیزه‌ ها(و نه همه آن ها) از یک فرآیند چهار مرحله‌ ای«پیش‌ بینی، برانگیختگی، عمل ‌رفتاری و پیامد» پیروی می‌ کنند. در مدت پیش بینی، فرد انتظار پیدایی انگیزه را دارد.
ویژگی آن وجود یک حالت محرومیت و تمایل به هدف است. در مدت برانگیختگی، محرک درونی یا بیرونی انگیزه را تحریک نموده و به رفتار جهت می‌ دهد. در مدت عمل رفتاری، فرد برای نزدیک شدن یا دور شدن از شی هدف انگیز، به رفتار هدف‌ گرا می ‌پردازد. در مدت پیامد، فرد پیامد های سیری یا اشباع انگیزه(فروکشی انگیختگی) را تجربه می‌ کند. هنگامی که رفتار توسط نیرو ها‌ی درونی(نظیر خستگی، کنجکاوی و ...) برانگیخته شده باشد، خود گردان است. انگیزش خودگردان معمولا از گرایش ‌ها، نیاز ها و واکنش‌ های فردی به رفتار شخص ناشی می‌ شود. در مقابل زمانی که رفتار توسط نیروهای بیرونی(نظیر پول یا جایزه و ...) برانگیخته می‌ شود، به صورت محیطی است. انگیزشی که توسط محیط کنترل می‌ شود، از پیامد های مصنوعی و بیرونی رفتار ناشی می‌ شود.

تغییر شدت انگیزه در طول زمان
انسان ها در هر لحظه معین چندین انگیزه را تجربه می‌ کنند. اغلب یک انگیزه نسبتا نیرومند است، در حالی که سایر انگیزه‌ ها در درجه دوم قرار دارند و نیرومندترین انگیزه بیشترین تاثیر را بر رفتار دارد. اگر چه انگیزه‌ های نسبتا درجه دو فورا رفتار را تحت تاثیر قرار نمی‌ دهند، ولی ما مجموعه‌ ای از این انگیزه‌ ها را که در نهایت می‌ توانند درجه یک شوند(وارد جریان تاثیرگذاری بر رفتار شوند)، در سر می‌ پرورانیم.

سلسله مراتبی انگیزه‌ ها

- برخی نظریه ‌پردازان نظیر مزلو(Maslow) و باک(Buck) انگیزه‌ های انسان را به صورت سلسله‌ مراتبی ارائه کرده‌ اند. مزلو انگیزه‌ های انسان را در پنج طبقه اصلی«انگیزه‌ های(نیازهای) فیزیولوژیک، نیاز های ایمنی، نیاز به تعلق‌‌ ‌‌پذیری، نیاز به احترام و نیاز به خود شکوفایی» قرار داد. در حالی که باک آن ها در پنج طبقه به گونه‌ ای دیگر شامل«غرایز، سایق‌ های نخستین، سایق ‌های اکتسابی، هیجان ‌ها و انگیزش شایستگی» طبقه‌ بندی می‌ کند. فایده چنین دیدگاهی در این است که به افراد اجازه می‌ دهد تا انگیزه‌ های بسیار متفاوت انسان را در یک شبکه واحد منسجم مربوط به هم طبقه ‌بندی کند.

آگاهی انگیزه‌ ها در سطح ناهوشیار

انگیزه‌ های انسان می ‌توانند آشکار و یا نه چندان آشکار، توجیه شده یا توجیه نشده و هوشیار یا ناهوشیار(Unconscious) باشند. برای مثال تحقیقات نشان داده‌ اند که مردم در روزهای آفتابی بیشتر لبخند می ‌زنند، در ماه های تابستان بیشتر از ماه های دیگر مرتکب اعمال پرخاشگری می‌ شوند و اگر بی ‌پولی را به صورت غیر منتظره پیدا کنند، به احتمال بیشتری به یک غریبه کمک می‌ کنند. هر یک از این موارد به دلیل انگیزه‌ هایی هستند که فورا آشکار نخواهند شد.

قابل کاربردی اصول انگیزش

- می ‌توان اصول انگیزشی را در سه زمینه اصلی«آموزش و پرورش، درمان و زمینه‌ های اجتماعی و شغلی» بکار برد. بهبود بخشیدن به آموزش و پرورش، سلامت روانی -هیجانی، افزایش قدرت تولید و رضایت شغلی و... اهداف جالبی هستند که مطالعه انگیزش با این هدف که«چگونه خود و دیگران را برای رسیدن به این اهداف برانگیزانیم؟» به ما بینش می‌ دهد.


نظریه ی تعیین هدف :

اگر هدف های خاص تعیین شوند بازدهی بسیار بیشتر خواهد بود اگر عواملی چون توانایی و قبول تامین هدف ثابت نگه داشته شوند در آن صورت می توان گفت که هر قدر هدفها مشکل تر باشند عملکردها در سطحی عالی تر خواهند بود ولی این موضوع هم امری منطقی است که هر قدر هدفها ساده تر باشند با احتمال بیشتری پذیرفته می شوند اما اگر یکی از کارکنان کار سخت و مشکلی را پذیرفت ، تقریباً آنچه از دستش بر می آید انجام می دهد تا به هدف مذبور برسد.
- ایجاد انگیزه در افراد: هدف نهایی کسب نتایج مطلوب و مورد انتظار است.
- ارزیابی افراد : برای ایجاد انگیزه لازم در افراد ، کاررابا ارزیابی اعضای گروه آغاز کنید.
- شناسایی تفاوت ها : برای بهره برداری بهینه از توانایی های تک تک افراد لاز م است که ابتدا انگیزه های فردی هر یک از آن ها ر ابشناسید و با آن ها در حد شایستگی و لیاقتشان رفتار کنید.
- ایفای نقش مناسب : افراد مختلف از مدیر خود انتظار دارند که نقش های مختلفی را برای آنها ایفا کند ، در هر صورت اگر ایفای نقش از نظر مدیریت توجیه داده ، از انجام آن دریغ نکنید ، لازم است که هم خشک باشید و هم انعطاف پذیر
- مشوق ها : مشوق ها ی فراوانی وجود دارند که به کمک آنهامی توانید در افراد ایجاد انگیزه کنید ، مشوق های مالی مثل ، پول ، ارائه خدمات بهداشتی ، مزایای جانبی برای اعضای خانواده ، وبیمه و ...

مشوق های غیر مالی به عنوان مثال می توانید به کارمندی که با اتومبیل سر کار می آید یک فضای اختصاصی بدهید که اتومبیل خود را در آن پارک کند ، هنگام استفاده از مشوق های مختف به نیاز کارمندان خود توجه کنید.
- تعیین اهداف واقع بینانه : انگیزه افراد و گروهها را با مشارکت دادن آنها در تصمیم گیری های مهم ( مثلاً در مورد بودجه ) افزایش دهید.
- بجا بودن مشوق : اگر کارمندان شما حقوق خوبی دریافت می کنند، شغل جالب و پر مسئولیتی دارند ، و از جانب شما که مدیر آنها هستید به خاطر حسن انجام امور محوله مورد قدردانی قرار می گیرند ، و در آن صورت دیگر برای خوب کار کردن نیاز به مشوق های پی در پی ندارند ، پاداش های استثنائی را برای مواقعی نگه دارید که افراد تلاش بسیاری برای رسیدن به اهداف توان فرسا انجام می دهند. اجازه ندهید کارمندان صرفاً به خاطر انجا م وظایف معمول خود از شما انتظار تشویق داشته باشند.

حفظ انگیزش :

- نظارت بر سطح انگیزش : برای پی بردن به روحیه کارکنان و شناسایی زمان و مکان لازم برای انجام اقدامات جدید به تحقیق ، تفحص ونظر سنجی بپردازید.

- اصلاح روش های کاری : هرگاه تغییری در شرایط کار ایجاد شود بازده ی افراد بالا تر می رود ودر زمان اعمال تغییر بازدهی افراد بالاتر می رود و در زمان اعمال تغییر ، میزان غیبت از کار تا 80 درصد کاهش می یابد ، البته اگر احساس کردید که شیوه های انجام کار باعث کاهش انگیزه افراد می شوند ، فوراً آن ها را اصلاح کنید.

- بازنگری سیستم ها : در فواصل زمانی منظم کلیه ی اجزای سیستم کاری خود ر ابررسی کنید همه ی سیستم های کاری ممکن است باعث بی انگیزگی افراد شوند ، اما در عین حال همه ی آنها قابل اصلاح و بهسازی هستند.

جلوگیری از بی انگیزگی :
- مصاحبه : اگر هنگام ایجاد انگیزه در یکی از اعضای گروه با مشکل روبرو شدید ابتدا سعی کنید که بفهمید که او متعلق به گروه است یانه و گروه از او استفاده می کند یا نه سپس جلسه ای را برای مصاحبه با این فرد ترتیب دهید و هدفتان را کاملاً بیان کنید و با اشاره به نکات مثبت او ترس و نگرانی وی را از بین ببرید و از او بپرسید که از شرایط راضی هست یا نه و از نظر او چه مواردی نیاز به اصلاح و تغییر دارند ، حتماً به قول هایی که در طول مصاحبه می دهید عمل کنید.

- صحبت رودرو : معمولاً مصاحبه شونده در طول مصاحبه مطابق انتظار شما به سوال ها پاسخ نمی دهد ، به دقت به حرف های او گوش دهید وسعی کنید با هم یک راه حل مناسب را پیدا کنید ، برای هر گونه سوء تفاهم اقدام کنید و هنگام خروج از اتاق به او یادآور شوید که هر زمان تمایل داشت مستقیماً نزد شما بیاید و مشکلاتش را در میان بگذارد.

- حل مشکلات : مشکلات شخصی و مشکلات کاری هر دو از علل احتمالی بی انگیزه شدن افراد در محیط کار هستند ، هرگز از مشکلات شخصی و عاطفی کارکنان خود ( حتی در صورت خوب بودن عملکردشان) غافل نشوید ، چراکه به احتمال زیاد این قبیل مشکلات بر کار آنها اثر گذار خواهد بود ، از انان بخواهید مشکلاتشان را با شما در میان بگذارند ، ببینید راه حلی وجود دارد که مورد قبول آنها باشد یا خیر اگر راه حل پیدا نشد ، از کسانی کمک بگیرید که بتوانند مشکل ایشان را حل کنند.

نکات کلیدی :
1- داشتن انگیزه برای کارمند و رضایت شغلی وبرای کارفرما انجام کار کیفی توسط افراد رابه دنبال دارد
2- اگر نمی دانید چه چیزی باعث ایجاد انگیزه در فرد می شود ، بهترین کار این است که از خود او سوال کنید.
3- نیازهای کارکنان خود را مشخص و آنها را در برآورده کردن این نیازها یاری کنید.
4- هنگام صحبت با کارکنان خود مستقیماً به چشم آنها نگاه کنید.
5- برای پاداش و تشویق سقف تعیین نکنید ، این کار انگیزه ی افراد را محدود می کند. 6- قبل از آن که ناگزیر به کنار گذاشتن اعضای گروه شوید همهی راه های ممکن را امتحان کنید.
7- با محول کردن کل کار به یک فرد مشخص می توانید انگیزه و کارایی او را افزایش دهید.


انگیزش و هیجان

- اغلب هیجان ها ما را برانگیخته می ‌کنند اما هیجان و انگیزش همیشه دارای هم پوشی نیستند. یکی از عناصر اصلی در انگیزش نحوه احساس کردن ماست. هیجان های ما واکنش های غیر عینی در مقابل محیط می‌ باشند که همراه با پاسخ های عصبی و هورمونی هستند. هیجان ها را واکنش های انطباق نیز می‌ دانند که روی نحوه فکر کردن ما اثر می ‌گذارند و عموما تحت عنوان خوشایند تجربه می ‌شوند.
اغلب هیجان ها ما را برانگیخته می ‌کنند اما هیجان و انگیزش همیشه دارای هم پوشی نیستند. بسیاری از اوقات ممکن است ما در جهت خاصی برانگیخته شویم بدون این که هیجانی را احساس کنیم. از طرفی این دو به هم مربوطند. رفتار ما نسبت به کسی که به او اعتماد داریم و نسبت به کسی که از او می ‌ترسیم متفاوت است و در مقابل رویداد ها وقتی سرحال و خوشحال هستیم و هنگامی که احساس غمگینی یا عصبانیت می‌ کنیم بطور متفاوت پاسخ می‌ دهیم به عبارت دیگر حالات هیجانی اغلب رفتار ما را برانگیخته می‌ کنند.

مرز میان انگیزش و هیجان
انگیزش و هیجان اغلب به اندازه‌ ای به هم بستگی دارند که تمییز بین آن ها مشکل است: ما اغلب به کارهایی دست می‌ زنیم که سبب بوجود آمدن احساس خوشایند در ما می ‌شوند و از انجام اموری اجتناب می‌ ورزیم که سبب بوجود آمدن احساس ناخوشایند در ما می ‌گردند اما گاهی اوقات هم به کارهایی دست می‌ زنیم حتی اگر بدانیم نتیجه آن عدم نشاط است و از انجام کارهایی اجتناب می‌ کنیم حتی اگر موجب شادی و خوشحالی ما شوند. پژوهشگران با متمرکز ساختن توجه خود روی واکنش های افراد در مقابل فشار روانی و اختلال عاطفی افسردگی به دنبال تبینی برای چنین تناقضاتی می‌ گردند.

سوالات مشترک بین انگیزش و هیجان

- اگر شما با این قبیل مسائل برخورد کرده باشید که چرا بعضی افراد برای نجات بیگانگان زندگی خود را به خطر می ‌اندازند؟ چرا برخی با پرخوری خود را به کام فربهی می‌ کشانند یا در اثر کم خوردن و به خود گرسنگی دادن جان خود را از دست می‌ دهند؟ چرا برخی گرفتار هیجان شدید حسادت می‌ شوند و چگونه این هیجان شدید و رفتارهای آن ها را تحت تاثیر قرار می‌ دهد؟ چرا برخی افراد کسانی را رنج می‌ دهند که هیچ گونه آسیبی به آن ها رسانده‌ اند؟ چرا برخی معتاد به مواد مخدر و گروهی معتاد به الکل می‌ گردند؟ چرا عده‌ ای در صدد بر می ‌آیند از قله های سخت و صعب العبور صعود کنند؟ و چرا برخی رهسپار سرزمین های غیر مکشوف می‌ شوند؟ در این صورت شما با مسائلی که پژوهشگران انگیزش و هیجان برخورد می‌ کنند، مواجه هستید.


تعیین کننده ‌های انگیزش و هیجان

- انگیزش و هیجان هر دو تحت تاثیر سه نوع عامل هستند عامل بیولوژیکی، عامل آموخته و عامل شناختی، مثلا علت غذا خوردن ما بوسیله ترکیبی از احساس های بدنی یا جسمانی گرسنگی که در نتیجه نیاز ما به غذاست تعیین می‌ شود(عامل بیولوژیکی) ترجیح دادن یک نوع غذا بر غذاهای دیگر(عامل آموخته) و اطلاعات ما درباره کیفیت و مغذّی بودن غذا مثلا استفاده از شیر به جای نوشیدنی دیگر(عامل شناختی) است. حالات هیجانی مانند ترس، خشم و برانگیختگی بوسیله علائم فیزیولوژیکی از قبیل تند شدن ضربان قلب و میزان تنفس، بالا رفتن فشار خون و سرخ شدن پوست مشخص می‌ شود، چنین تغییراتی ظاهرا به علت فعال شدن یا برانگیختگی قسمت های معینی در مغز و تولید هورمون های گوناگون در بدن بوجود می‌ آید.
هیجان ها هم چنیبن دارای جنبه‌ های آموخته و شناختی هستند که مربوط به تفاوت در نحوه‌ های مختلفی است که افراد به یک نوع تجربه واکنش نشان می‌ دهند. مثلا در حالی که یک نفر وقتی روی آب بر یک قایق سوار است، از ترس می ‌لرزد، دیگری از تصور عمق آب، دچار وحشت می‌ شود. گاهی اوقات پاسخ ما نسبت به احساس مان غیر منطقی است(مانند جیغ زدن، گریستن، خندیدن یا فرار کردن،میگنا دات آی آر) و گاهی پاسخ به طریقی که آموخته‌ ایم مناسب می ‌باشد(مانند بالا رفتن از یک درخت برای نجات یافتن از یک خرس و شمردن از یک تا ده برای جلوگیری از طغیان ناشی از خشم)، گاهی اوقات نیز ما به احساس های مبهمی که فکر می‌ کنیم مربوط به موقعیت خاصی باشند، عنوان هیجان می‌ دهیم. بطور کلی ترکیب واکنش های بیولوژیکی، آموخته شده و شناختی هم روی نحوه احساسات و هیجانات ما و هم روی انگیزش ما روی عمل تاثیر می‌ گذارد.


فیزیولوژی انگیزش

- انگیزش را فرآیندی می‌ دانند که به رفتار جهت و نیرو می‌ بخشد. در طی این فرآیند نیرودهی به رفتار، تغییراتی فیزیولوژیایی اتفاق می‌ افتد که قابل بررسی هستند. برخی از نظریه پردازان که به علل زیستی انواع انگیزه‌ ها توجه دارند بررسی فرآیند های فیزیولوژیک را در ایجاد انگیزش مهم می‌ دانند. برخی از آن ها از نیازهای زیستی صحبت می‌ کنند که سبب ایجاد انگیزش می‌ شوند. بر این اساس پژوهش هایی که در روانشناسی فیزیولوژیک صورت گرفته، مراکز و مکانیزم هایی را در جریان انگیزش شناسایی کرده‌ اند. برخی از این یافته‌ ها نشان می‌ دهند که مراکزی در مغز ظهور این انگیزه را کنترل می‌ کنند.

فیزیولوژی انگیزه گرسنگی

- گرسنگی می‌ تواند انگیزه پرتوانی باشد. بدن جاندار برای آن که بتواند به نحوی کارآمد ..

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...