کدو قلقله زن
دستهبندی: رسانه کودکتاریخ انتشار: ۱۳۹۵ اردیبهشت ۹, پنجشنبه ساعت ۱۲:۵۸

کدو قلقله زن\ یکی بود یکی نبود. پیرزنی بود که دخترش اون طرف جنگل زندگی می کرد. یک روز تصمیم گرفت به دیدن آنها برود.\ صبح روز بعد خاله پیرزن بقچه اش را بست و راه افتاد. هنوز راه زیادی نرفته بود، که یک گرگ بزرگ دید. گرگه گفت: به به عجب غذایی. پیرزن گفت: من لاغر و نحیفم، بگذار برم مهمونی، می خوام برم م...

