شعر کودکانه کانگورو

دسته‌بندی: رسانه کودک
تاریخ انتشار: ۱۳۹۵ مهر ۸, پنجشنبه ساعت ۲۲:۴۴۰ رأیبدون امتیاز

صبح شد و باز مامان جونم بدو بدو رفت سر کار با خنده گفت غصه نخور می آم پیشت وقت نهار کاش مامانم کانگورو بود روی دلش یه کیسه داشت وقتی می خواست بیرون بره منو تو اون کیسه می ذاشت طیبه رضوانی

صبح شد و باز مامان جونم

بدو بدو رفت سر کار

با خنده گفت غصه نخور

می آم پیشت وقت نهار

کاش مامانم کانگورو بود

روی دلش یه کیسه داشت

وقتی می خواست بیرون بره

منو تو اون کیسه می ذاشت

طیبه رضوانی

تگ ها: طیبه رضوانی
Share 0
Tweet
Share 0
Share 0
Share 0

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...