من تنهای تنها می میرم شعری از هالینا پوشویاتوسکا

دسته‌بندی: شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۵ دی ۱۳, دوشنبه ساعت ۱۰:۰۵۰ رأیبدون امتیاز

عزیزم وقتی من بمیرم و خورشید را ترک گویم و به موجود دراز غم انگیز نه چندان دلچسبی مبدل شوم مرا در آغوش می گیری و بغل می کنی ؟ بازوانت را به دور اندام من حلقه می کنی ؟ آنچه سرنوشتی ظالمانه مقدر ساخته ، بی اثر می کنی ؟ اغلب به تو می […]

عزیزم
وقتی من بمیرم و خورشید را ترک گویم
و به موجود دراز غم انگیز نه چندان دلچسبی مبدل شوم
مرا در آغوش می گیری و بغل می کنی ؟
بازوانت را به دور اندام من حلقه می کنی ؟
آنچه سرنوشتی ظالمانه مقدر ساخته ، بی اثر می کنی ؟

اغلب به تو می اندیشم
اغلب به تو می نویسم
نامه هایی احمقانه ی سرشار از لبخند و عشق را
سپس آن ها را در آتش پنهان می کنم
شعله ها بیشتر و بیشتر زبانه می کشند
تا برای اندک زمانی در زیر خاکستر به خواب روند

عزیزم
چون به درون شعله خیره می شوم
درمانده می مانم
آیا باید بترسم که بر سر قلب تشنه ی عشق من چه خواهد آمد ؟
اما تو هیچ عنایت نمی کنی
که در این دنیای سرد و تاریک
من تنهای تنها می میرم

ترجمه : کامیار محسنی

تگ ها: هالینا پوشویاتوسکا
Share 0
Tweet
Share 0
Share 0
Share 0

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...