یک مونولوگ زیبا با کمردرد و جیغ!

دسته‌بندی: تئاتر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۳ مهر ۲۷, یکشنبه ساعت ۱۱:۰۵۰ رأیبدون امتیاز

*حسن دهقان|\ نمایش مونولوگ «شغال» با بازی و کارگردانی منیژه ستوده آخرین شب اجرای خود را در تالار استاد هودی شیراز تجربه کرد. این نمایش گرچه با بازی و کارگردانی خوب ستوده به دل...

*حسن دهقان|

نمایش مونولوگ «شغال» با بازی و کارگردانی منیژه ستوده آخرین شب اجرای خود را در تالار استاد هودی شیراز تجربه کرد. این نمایش گرچه با بازی و کارگردانی خوب ستوده به دل تماشاگران نشست اما باز هم یادآور مشکلات سخت افزاری تئاتر شیراز بود.

به گزارش "توریسم آنلاین" روزنامه خبر جنوب نوشت:صندلی های غیر استاندارد که کمر دردی دل نشین(!) را برای تماشاگران به یادگار می گذارد تا آکوستیک نبودن تنها سالن بلک باکس شیراز که دیالوگ ها را با جیغ های شورانگیز(!) بچه ها در شهر بازی پارک آزادی در هم می آمیزد.
نمایش شغال به نویسندگی مهران مقدر و تهیه کنندگی آرین صفوی از 16 تا 25 مهرماه در شیراز به روی صحنه رفت و شب هایی ماندگار را برای تئاتری های شیراز رقم زد.

نمایش تک نفره «شغال» در بر دارنده سه مقطع مختلف از زندگی زنی است به نام لیلا که منیژه ستوده در نقش آن ظاهر می شود. نمایش شروعی کوبنده و پر از تنش و درگیری دارد. در اولین معارفه، تماشاگر لیلا را زنی عصیانگر می یابد که در دنیای مردانه اطراف خود اسیر است.

لیلا دل در گروی عشق مردی به نام مسعود دارد اما مسعود نسبت به او کم اعتنا است. لیلا وابستگی بیمارگون به مرد محبوبش دارد و حاضر است برای جلب رضایت او تن به هر کاری بدهد. مرد از زن نهایت سوءاستفاده را می کند اما هرگز روی خوش به او نشان نمی دهد؛ سرانجام لیلا کنج تیمارستان، عقل باخته و اندوهگین در توهم بچه نداشته اش از مسعود، بر گذشته ویرانش می گرید...

عکسها:بابک حقی

گرچه ایده محوری نمایش «شغال» تکراری است و بارها در عرصه سینما و تئاتر مورد استفاده قرار گرفته است؛ این ایده در قالب مثلث نمایشنامه نویس(مهران مقدر) ، کارگردان و بازیگر با پرداخت متفاوتی به اجرا در آمده است. موقعیت هایی که زن تجربه می کند، طرز برخوردش با آدم های دور و ورش و بزنگاه های پرتعلیق دراماتیک به گونه ای طرح ریزی شده اند که تماشاگر در هیچ یک از صحنه ها احساس تکرار نمی کند و خود را با اجرای متفاوت یک سوژه آشنا مواجه می بیند.

حفظ تعلیق و پیشبرد قصه آن هم فقط توسط یک بازیگر واقعا دشوار است . منیژه ستوده در مقام بازیگر خیلی خوب صحنه را اداره می کند و نمی گذارد قصه از تب و تاب بیفتد. اپیزود اول به معرفی لیلا و روزگار پرادبار او اختصاص دارد. نویسنده موفق شده تا در همان نقطه آغاز با ایجاد چند موقعیت درست نمایشی مخاطب را با موضوع درگیر کند، بازیگر نیز نقش را به گونه ای می باوراند که انگیزه لازم برای تعقیب ماجرا فراهم آید.

اپیزود دوم از دیگر اپیزودهای نمایش قوی تراست؛ نمایش سقوط اخلاقی لیلا با ورود او به مکانی با چراغ قرمز فوق العاده و در تئاتر ایران بسیار کمیاب است. اپیزود سوم چه از نظر اجرا چه از حیث متن چندان قابل دفاع نیست؛ با آن که نمایش و نمایشنامه از مشاوره روانپزشک و پشتوانه تحقیقاتی بهره مند بوده اما حاصل نهایی اپیزود سوم سرشار از خطاهای واضح علمی است. بازی ستوده در نقش بیمار روانی بیش از حد اگزجره(اغراق آلود) است و با گفتار و رفتار این قبیل بیماران در عالم واقع همخوانی ندارد.

کارگردان بر کاربرد نور مسلط است و کاملا مشخص است که می داند در کدام موقعیت از نور موضعی، نوسان نور و نورهای تک رنگ استفاده کند. اجرا از کاربردهای نمایشی طراحی لباس و چهره پردازی تا حد زیادی محروم است. چهره لیلا علی رغم میمیک مناسب و مطابق با موقعیت ها فاقد گریم است! گذشت زمان و تغییر سن لیلا برای بسیاری از تماشاگران مشهود نیست؛ می شد با یک چهره پردازی حتی آماتوری تا حدودی بر این نقص آشکار غلبه کرد. در اپیزود سوم رنج و شکستگی در چهره لیلا دیده نمی شود. برای نمایش سقوط اخلاقی لیلا می شد به اکت هایی خاص متوسل شد.
پوشش لیلا دراپیزودهای دوم و سوم با نقش های متفاوتش در گذر زمان همخوان نیست. انحراف اخلاقی لیلا و ابتلایش به بیماری روانی در رنگ و فرم لباس هایی که می پوشد آن چنان منعکس نیست و به چند تعویض لباس سطحی بسنده می شود.

اما نمایش از «مدیریت زمان» هدفمندانه ای برخوردار است. قصه بیش از حد کش داده نمی شود. ضرب آهنگ کار خوب است. گذر از یک موقعیت به موقعیت دیگر تصنعی از آب درنیامده است. خلق شخصیت هایی که حضور فیزیکی ندارند در نمایش های تک نفره آسان نیست اما «شغال» در این زمینه واقعا یک استثناء است. تماشاگر می تواند به مدد متن قوی مهران مقدر و نقش آفرینی جذاب ستوده تمام آدم هایی که طرف صحبت لیلا هستند را در ذهن مجسم کند.

«اکت» ها، «ژست» ها و بالاخص «ایست»های ستوده طراحی مناسب و فکرشده ای دارند و به درک موقعیت ها بسیار مدد می رسانند. او در صحنه راه رفتن لیلا در حالی که فقط یک کفش پاشنه بلند به پا دارد و پای دیگرش بدون کفش است، اجرای هنرمندانه ای دارد و موقعیت لرزان و متزلزل لیلا را به خوبی بازتاب می دهد.

طرح پوستر و بروشور نمایش فوق العاده حرفه ای است و از رنگ بندی و گرافیک بسیار خوبی برخوردار است. من حیث المجموع «شغال» با وجود برخی ملاحظات نمایشی قابل اعتناست که نمی توان به سادگی از کنارش گذاشت. این نمایش نوید تولد کارگردان موفقی را می دهد که در آینده از او بسیار خواهیم شنید.



+ 2
- 0

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...