تبدیل ژان والژان به هیولا

دسته‌بندی: گوناگون
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶ تیر ۲۶, دوشنبه ساعت ۱۵:۰۳۰ رأیبدون امتیاز
تبدیل ژان والژان به هیولا

این روزها صفحات حوادث و اجتماعی نشریات و خبرگزاری‌ها همگی پر شده است از تحلیل‌ها پیرامون حادثه دردناک و غم انگیز قتل کودکی در شمال غرب کشورمان، هر تحلیل هم از زاویه‌ای خاص به حادثه نگاه کرده است.

این روزها صفحات حوادث و اجتماعی نشریات و خبرگزاری‌ها همگی پر شده است از تحلیل‌ها پیرامون حادثه دردناک و غم انگیز قتل کودکی در شمال غرب کشورمان، هر تحلیل هم از زاویه‌ای خاص به حادثه نگاه کرده است.

این روزها صفحات حوادث و اجتماعی نشریات و خبرگزاری‌ها همگی پر شده است از تحلیل‌ها پیرامون حادثه دردناک و غم انگیز قتل کودکی در شمال غرب کشورمان، هر تحلیل هم از زاویه‌ای خاص به حادثه نگاه کرده است. برخی از نگاه حقوقی یا روانی یا جامعه‌شناس یا تربیتی و هرکدام از کارشناسان و فعالین اجتماعی نیز با توجه به جبهه‌گیری نظراتش بخش از جامعه یا نهاد و موسسات جامعه را مسئول پدید آمدن چنین حوادث ناگواری قلمداد کرده است‌. همزمان با به اشتراک گذاشته شدن این تحلیل‌ها در بین کاربران پیام رسان‌ها و شبکه‌های مجازی، یک فیلم چند دقیقه‌ای هم در فضای مجازی منتشر شده است که در زیر نویس این فیلم می‌خوانیم متهم پرونده قتل دختربچه در پارس‌آباد مغان چند سال پیش از مغازه میوه فروشی جنب مغازه‌اش مقداری میوه دزدیده است‌. در این فیلم که زمان و مکانش مشخص نیست، فردی میان‌سال در کنار بساط میوه‌فروشی ایستاده و پس از چند ثانیه دست در بساط میوه‌فروش می‌کند و مقداری پیاز را در جعبه‌ای می‌ریزد که تعدادی خربزه در آن قرار دارد‌. بعد از مدتی مکث و پاییدن اوضاع سوژه یا همان مرد میان سال در فیلم ضبط شده جعبه حاوی خربزه‌ها و پیاز‌ها را به داخل ملک دیوار به دیوار میوه فروشی می‌برد و تمام این تصاویر نیز از زاویه دید دوربین مدار بسته میوه فروشی برداشته شده است‌. اگر مدعای زیر‌نویس فیلم به اشتراک گذاشته را بپذیریم و فرد داخل فیلم را متهم به قتل دختربچه پارس‌آبادی بدانیم یا حتی این زیرنویس را به حساب یک شایعه اینترنتی بگذاریم یک نکته را نباید فراموش کنیم؛ هدف کسانی که این فیلم را در فضای مجازی پخش کرده‌اند این است که نشان دهند اگر با خلاف کوچکی مقابله می‌شد، امروز شاهد بزرگ‌تر شدن خلاف نبودیم.
اما متاسفانه این تنها یک سوی ماجراست و اصل را بر برائت نمی‌گذارد؛ بلکه معتقد است مجرم باید بدون هیچ‌گونه تعلل و رحمی ‌متناسب با هر جرمی ‌مجازات شود؛ اما این تنها یک سوی ماجراست؛ ویکتور هوگو نویسنده و سیاستمدار شهیر فرانسوی در شاهکار ادبی‌اش « بینوایان» به شکلی دقیق چنین وضعیتی را ترسیم کرده است‌. ژان والژان قهرمان رمان بینوایان در جوانی و در دوران تهیدستی‌اش سکه‌ای 5 سانتی از کودکی می‌دزدد و برای خود نانی می‌خرد و به‌خاطر همین یک جرم، سرنوشتش تغییر می‌کند؛ اما در همان رمان ویکتور هوگو از زبان قهرمان اثرش زمانی‌که او در سال‌های بعد در زندگی‌اش تبدیل به آقای مادلن و شهردار محترمی‌شده است، می‌گوید‌. اگر برخورد دوستانه و محبت‌آمیز کشیش داستان نبود و در قبال جرم کوچک و بی اهمیت و ناچیز او گذشت نمی‌شد، چه بسا ژان والژان هیچ وقت به آقای مادلن شهردار و کارخانه دار تبدیل نمی‌شد‌. بجاست که در تحلیل‌ها و برخورد‌ها و قضاوت‌هایمان مجازات‌هایمان روند و رویه‌ای را پی بگیریم که در پی آن ژان والژان‌ها به هیولا تبدیل نشوند.
اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...