هملت به روایت مردم کوچه و بازار

دسته‌بندی: کتاب
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶ شهریور ۱, چهارشنبه ساعت ۵:۵۰۰ رأیبدون امتیاز
هملت به روایت مردم کوچه و بازار

دسته: شل سیلور استایناز متن کتاب: \ - پادشاه کتش رو دورش می‌پیچه و میگه: “ گوش کن چی میگم،\ - کسی که خدمت خواهرت رسید هملت بود،\ - و همون بود...

از متن کتاب:
پادشاه کتش رو دورش می‌پیچه و میگه: “ گوش کن چی میگم،
کسی که خدمت خواهرت رسید هملت بود،
و همون بود که تو شکم پدرت چاقو کرد.
اون وقت همش زار می‌زنی؟ تو دیگه چه‌جور برادر و پسری هستی؟
اگه سر خونوادۀ من همچین بلایی میاورد، می‌دونستم چی کارش کنم. چسبِ تنش می‌شدم و ولش نمی‌کردم.
حالا … این یه شمشیر با نوک زهرآلوده.
به هر احمقی بخوره، می‌فرستتش به سفری که برگشت نداره،
کافیه یه خراش کوچولو موچولو بندازه …

این کتاب پیشتر به صورت تایپ شده در سایت قرار گرفته بود.

حق تکثیر: نامیرا، 1380

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...