رفتارهای نوجوان و تربیت والدین

دسته‌بندی: روانشناسی
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶ شهریور ۵, یکشنبه ساعت ۰:۲۳۰ رأیبدون امتیاز

  تربیت و برخورد والدین با کودکان نقش مهمی در شکل گیری شخصیت و نحوره رفتار آن ها دارد،پدر و مادری که با ارتباط صمیمی و دوستانه ضمن آگاه کردن فرزند خود از اشتباه رفتار محب آمیزی با آن ها دارند بسیار در تربیت و شکل دادن به شخصیت نوجوان خود موفق تر هستند. اغلب […]

تربیت و برخورد والدین با کودکان نقش مهمی در شکل گیری شخصیت و نحوره رفتار آن ها دارد،پدر و مادری که با ارتباط صمیمی و دوستانه ضمن آگاه کردن فرزند خود از اشتباه رفتار محب آمیزی با آن ها دارند بسیار در تربیت و شکل دادن به شخصیت نوجوان خود موفق تر هستند.

اغلب مواقع از والدین می‌شنویم که می‌گویند، دخترم بدخلق و کم‌حوصله است، نمی‌دانم چه اشتباهی مرتکب شده‌ام؟ توانایی پسرم از دخترم بیشتر است ، اما دخترم موفق‌تر از اوست، فرزند کوچک من خیلی شلوغ است و به حرفم‌ گوش نمی‌کند ولی سایر فرزندانم چنین نیستند، من با همه فرزندانم برخوردی یکسان دارم ولی نمی‌دانم چرا یکی از آن‌ها ناراضی است و ما را دچار مشکل می‌کند؟
سؤالاتی از این قبیل، اغلب موجب می‌شوند تا والدین از خود بپرسند چه اشتباهی مرتکب شده‌ایم؟ بسیاری از رفتارهای دوران بلوغ الزاماً با نحوه برخورد والدین با فرزندانشان ارتباط ندارد، زیرا برخی از رفتارها ویژه‌ی سنین نوجوانی هستند.
عوامل محیطی تأثیری مهم در تغییر و یا تعدیل رفتارها دارند اما متأسفانه برخی از کارشناسان، رفتار پدر و مادر را تنها عامل مؤثر در رفتار فرزندانشان می‌شمارند، طبیعی است که رفتار والدین بر رفتار کودکان تأثیر دارد اما نمی‌توان والدین را مسئول رفتار فرزندانشان دانست.
برخی از نوجوانان می‌توانند زندگی والدین خود را فلج کنند و همان‌طور که والدین در رشد و سلامت فرزندان خود تأثیر دارند، فرزندان نیز در رفتار و سرنوشت خانواده‌ی خود مؤثرند.
قبلاً تصور می‌شد شرایط محیطی عاملی تعیین‌کننده در شکل‌گیری شخصیت و رفتار انسان‌هاست، به‌مرورزمان روشن شد که چیزهای زیادی وجود دارند که ما نمی‌دانیم، از جمله این که وراثت نیز نقشی ارزنده در تعیین شخصیت افراد دارد.
شرایط محیطی در شکل‌گیری شخصیت موثر است ولی کودکانی وجود دارند که شخصیت خود را در همان سنین کودکی نشان می‌دهند، مثلاً عده‌ای از همان دوران کودکی پافشاری می‌کنند به‌طوری که در 18 ماهگی کارهای خود را، اعم از لباس پوشیدن و حمام رفتن، انجام می‌دهند و پوشاک و نوع غذا را خود انتخاب می‌کنند ولی کودکانی نیز هستند که وابستگی شدیدی به والدین دارند و تا 18 سالگی نیز ممکن است از والدین‌شان برای لباس پوشیدن کمک بخواهند.
طرز تفکر، احساسات و رفتار همه کودکان یکسان نیست، یکی ممکن است بگوید دختر کوچک من خیلی برون‌گراست و با هر کسی صحبت می‌کند برعکس، پسر بزرگ‌تر من خجالتی و حساس است و کم‌تر حرف می‌زند.
با وجود این‌که بسیاری از والدین به تفاوت میان فرزندان‌شان آگاهند، اما اغلب روشی یکسان را برای همه آن‌ها به‌کار می‌برند مثلاً اگر به کسی بگویید «تو خیلی چاق شده‌ای» از این برخورد ناراحت می‌شود ولی دیگری می‌خندد و به شوخی می‌گذراند، بنابراین روش برخورد با افراد، باید متناسب با شخصیتی که دارند، متفاوت باشد این اصل را باید در برخورد با فرزندان خود نیز رعایت کنیم.
اگر روش تربیتی شما در مورد برخی از فرزندانتان موثر باشد ولی در مورد برخی دیگر موفق نباشد، نقص از روش شما نیست، بلکه روش شما برای برخی کودکان مناسب و برای برخی دیگر نامناسب است.
باید متناسب با شخصیت فرزندانتان، شیوه‌هایی متفاوت به‌کار ببرید، هر چه شیوه‌های شما متنوع‌تر باشد، امکان موفقیت شما بیشتر خواهد شد.
آیا یک کودک، با یک شخصیت از قبل تعیین شده متولد می‌شود و یا شخصیت او پدیده‌ای است که در برخورد با محیط شکل می‌گیرد و امری اکتسابی است؟ برخی از کارشناسان اهمیت بیشتری برای وراثت قائل‌اند و برخی دیگر، محیط و یادگیری را عامل اصلی در شکل‌گیری شخصیت افراد می‌شمارند.
با وجود این، گروه قابل‌ملاحظه‌ای از آن‌ها به هر دو عامل وراثت و محیط اهمیت می‌دهند و معتقدند که کودک با ویژگی‌های شخصیتی خاصی متولد می‌شود، اما محیط تعیین می‌کند که کدام‌ یک از این ویژگی‌ها غالب و کدام‌یک مغلوب شوند، وراثت تعیین می‌کند که کدام ویژگی‌های شخصیتی در افراد حضور داشته باشد و محیط، غالب و مغلوب شدن آن‌ها را مشخص می‌سازد، بنابراین محیط پیرامون، اهمیت زیادی در تغییر شخصیت افراد دارد.
برخی از والدین با نگرانی می‌گویند: «رفتار فرزندم طوری است که گویی همیشه سمج بوده و چنین خواهد بود.» به نظر من او سمج متولد شده است ولی این بدان معنا نیست که شخصیت او غیرقابل تغییر است و نمی‌توان برخی از ویژگی‌های اخلاقی او را از حالت غالب به مغلوب بدل کرد.
یک کودک ممکن است خجالتی بوده و باکسی گفت‌وگو نکند و هنگام صحبت کردن پشت مادر خود پنهان شود.
اگر این کودک در محیطی رشد کند که آکنده از داد و فریاد و تحقیر کردن و رفتارهای نامطلوب باشد، ویژگی خجالتی بودن او تقویت می‌شود اما اگر در محیطی قرار گیرد که به او احترام بگذارند، مسئولیت بدهند و اعتماد به نفس او را تقویت کنند، ویژگی خجالتی بودن او از میان می‌رود و نقش ضعیفی در زندگی او ایفا می‌کند.
والدین باید هنگام برخورد با کودکان خود به یاد داشته باشند که آن‌ها دارای ویژگی‌های شخصی متفاوتی هستند، لذا باید از به‌کار بردن روشی یکسان در برخورد با شخصیت‌های مختلف خودداری نمایند، روش والدین می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در تغییر شخصیت فرزندان داشته باشد.
منبع/یافت نیوز

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...