
سرانجام داستان دوازده ساله شهرداری سردار قالیباف بر تهران پایان یافت و همان عصر روز معارفه سردار سوار بر هواپیما راهی سفر حج شد تا شاید خستگی این دوازده سال را از تن بیرون کند. قالیباف حالا «شغل» ندارد(جز حضور در مجمع تشخیص مصلحت نظام که البته شغل محسوب نمیشود) و شاید ناچار باشد به سپاه و نیروی انتظامی برگردد و شاید منتظر حکمی است تا مدیریت جدیدی بر عهده بگیرد.
در تمام این دوازده سال اما اصلاحطلبان به عملکرد شهردار اصولگرای تهران نقد جدی داشتند، حضور بیش از حد نظامیان در سیاست، بی توجهی به توسعه جامعه محور در تهران، افزایش آلودگی و ترافیک شهر، به تعویق افتادن مکرر افتتاح پروژهها و افتتاحهای نمایشی و فرمایشی برای تبلیغات آقای شهردار، افزایش چشمگیر فساد مالی و اداری و …. از جمله محورهای نقد اصلاح طلبان به شهردار تهران بود.
با این حال در روز تودیع قالیباف و روز بعد آن، برخی شخصیتهای نزدیک به جریان اصلاحطلب یا مورد اعتماد و احترام این جریان، به تقدیر از قالیباف پرداختند.
اولین فرد سید حسن خمینی بود که در مراسم تودیع قالیباف گفت اینکه فردی مشکلات را لمس کرده باشد میتواند در حل آنها نیز اقدام لازم را انجام بدهد و یکی از رموز توفیق آقای قالیباف دردهایی است که حس کرده است. آقای قالیباف و امثال وی نتیجه تحول انقلاب هستند و تحول انقلاب نسلی را دگرگون کرده است. آقای قالیباف یک مدیر توانمند، مقتدر با عزم جزم بالا و پرکار و پرتلاش است و امیدوارم جامعه بتواند از ایشان و امثال وی در پستهای دیگر استفاده کند….
با اینکه سید حسن خمینی یک چهره اصلاحطلب به شمار نمیرود اما احترام او بین اصلاحطلبان به حدی بالا بود که عموما مقابل این جملات سکوت کردند و این دفاع را تعارفات معمول مراسم تودیع و معارفه خواندند.
اما چند ساعت بعد یکی از بزرگان جریان چپ مذهبی به تمجید از قالیباف پرداخت. موسوی خوئینی پدر معنوی دانشجویان خط امام در پیامی که به نجفی برای تبریک شهرداری تهران داده است جملاتی آورده که بر خلاف مشی و نظر اکثریت جریان اصلاحطلب در دوازده سال گذشته بوده است:
« مایلم، با عرض پوزش، مطلبی را یادآور شوم و آن این است که لطف بفرمایید و برخلاف آنچه در ماههای گذشته در برخی محافل و در بعضی رسانهها رواج داشته است، جنابعالی سنت حسنهای را که درخورِ شأن و شخصیت شماست در پیش بگیرید….در ماههای گذشته، اینجا وآنجا، همۀ سخنها بر سر این بوده است که شهرداری در گذشته چه مشکلاتی به وجود آورده است و چه گرفتاریهایی را به ارث گذاشته است و … درخواستِ بنده این است که به جای آنکه، در گزارشهای خود به همشهریانِ تهرانی، فهرستی از مشکلاتِ بهجامانده از گذشته ارائه بفرمایید، به مردم نوید دهید که شهر شما را آبادتر خواهیم کرد، شهر تهران سامانیافتهتر خواهد شد، و مردم را به کارهای مهمی که به خواست خدا انجام خواهید داد امیدوار کنید»
همین جملات باعث واکنش بعضی چهرهههای اصلاح طلب شد. آنها با اشاره به عملکرد دوازده سال گذشته قالیباف، انتظار داشتند نجفی به مردم شفاف گزارش بدهد چه چیزی تحویل گرفته است و در چهار سال آینده چه برنامهای برای تهران دارد. جدی ترین نقد را جواد روح در کانال تلگرامی اش نوشت و با مقایسه برخورد موسوی خوئینی با مهندس بازرگان در دهه پنجاه و برخورد امروز او با قالیباف نوشت :اینکه یک جریان یا نیروی سیاسی زمانی از دروازه عبور نکند و زمانی دیگر از سوراخ سوزن بگذرد؛ نشانه نادرستی اقدام او در هر دو مقطع است… اگر اصلاحطلبان امروز نگویند ایرادشان به نوع مدیریت قالیباف چه بوده؛ حاصلی جز آن ندارد که شهروندان تفاوتی میان دو جریان نبینند و مدیریت شهری اصلاحطلبان را عملا تداوم دوران قبل ببینند و رقابت بین دو جریان را جدالی بدون مابه ازای بیرونی برای آنان و “جنگ قدرت بزرگان” بدانند.
بیش از این نیز قسمتی از جریان اصلاح طلب رویکردی انتقادی به وزیر ارتباطات یا شهردار کرج داشت. باید دید سیاستمداران ریش سفید کرده میتوانند انتظارات جوانان پرشور معترض را براورده کنند؟