ایران ورزشی آنلاین / فرشاد کاسنژاد / استقلال نه فقط به دلیل ناکامی اخیرش در لیگ بلکه به دلایل مهمتر و اساسیتر به موجی از انتقاد نیاز دارد. مساله استقلال شکست در این بازی و آن بازی نیست، مساله مهمتر، شکست در روش و دیدگاهی است که در اداره باشگاهها به تنها روش تبدیل شده. یک روش منسوخ و ورشکسته که جز بدهیهای سنگینتر و بحرانهای اقتصادی بزرگتر محصول دیگری نخواهد داشت، همان چه گستره آسیبهایش فوتبال ایران را فرا گرفته است.
برای استقلال اما بهترین اتفاق رخ داده. دکتر محمد حسین قریب، رییس هیات مدیره باشگاه استقلال و غایب تمام جلسات هیات مدیره با این روشها سازگار نیست. او مدیریتی را که بدهیهای بیشتر و دردسرهای بزرگتر و خرید تا سرحد ورشکستگی را تنها راه موفقیت میداند، تاب نمیآورد یا امیدواریم که اعتباری برای این سیاق قایل نباشد. بهترین اتفاق برای استقلال همین است، بزرگترین منتقد سیستم، عالیترین مقام مدیریتی باشگاه باشد.
اما از دکتر قریب جز اعتراض به سیستم معیوب با غیبت در جلسات هیات مدیره، اقدام و عمل نیز توقع میرود. او رییس هیات مدیره است و البته باتجربهترین عضو هیات مدیره در مدیریت فوتبال. اوست که در جلساتش با وزیر ورزش و جوانان باید درباره ساز و کار اقتصادی باشگاه استقلال گفت و گو کند و البته فارغ از راهکارهای مقطعی برای رفع بحرانهای مالی، ایجاد تشکیلات خلاق و صاحب درکی دیگر از اقتصاد ورزش را نوید بدهد. استقلال تا امروز یک راه را آموخته و از این راه یک قدم پا پس نمیکشد، خرید و خرید و خرید بدون استراتژی و نگاه به فردا، ایجاد بدهیهای بزرگ و دست دراز کردن برای حل بحرانهای مالی. استقلال نخستین باشگاه ورشکسته پیش از فصل هم بوده و درآمدهای این فصلش را پیشتر هزینه کرده. این ماجرا سرانجامی خواهد داشت که دکتر قریب چه بسا با نگرانی از همین سرانجام، غایب جلسات هیات مدیره است. وزارت ورزش و جوانان اگر دنبال تغییراتی در این طریق باشگاهداری است و اگر میخواهد فضا را برای خصوصیسازی آماده کند و گامی به سوی پایان این روند بردارد باید آغوش باز کند برای نقد همین روشها که جز خلق بدهی تولید کننده جریان دیگری نیست.
اندیشه تازهای که نظام باشگاهداری دولتی در ایران به شدت محتاج آن است، از دل نقد این روشهای رایج تیمداری درمیآید. نمیدانیم تندترین نقد را باید به نام رییس هیات مدیره استقلال ثبت کنیم که در جلسات هیات مدیره استقلال شرکت نمیکند یا نه. اگر دکتر قریب سرسختانه منتقد است، اگر تغییر دیدگاه را طلب دارد، از او منتظر گفت و گو برای تغییر و بحث برای گشودن راه تازه هستیم.
وزارت ورزش و جوانان در شروع دوبارهاش باید نگاههایی بلند مدت به طریق مدیریت در استقلال و پرسپولیس داشته باشد و دکتر قریب اگر چراغی برای این راه تازه روشن کرده باید ببینیم در چه حوزههایی منتقد است و چه ساز و کار جایگزینی را پیشنهاد خواهد داد. چه بسا تغییراتی در پی باشد یا مهمتر اینکه تغییراتی در دیدگاهها در پی باشد. وزارت ورزش و جوانان با فوتبالی مواجه است که باشگاههایش از هر سو تهدید میشوند، حتی تا آنجا که مجوز حرفهایشان به دلیل بدهیهای انباشته باطل شود. استقلال و پرسپولیس باید با ظرفیتهای فوقالعادهای که برای درآمدزایی دارند الگوهای خصوصیسازی باشند، نه الگوی بدهی و ورشکستگی و در تهدید محرومیت از سوی ای اف سی و فیفا. مدیریت این باشگاهها در طی سالیان سال اما آنها را به همین الگوهای وارونه تبدیل کرده. دکتر قریب اگر در این زمینهها بحث دارد و دنبال جدل در این زمینههاست، بهترین جدل را انتخاب کرده اما فقط با غیبت در جلسات هیات مدیره قدمی برداشته نمیشود.
برای پیگیری این بحث: چند روز پیش به بهانه گفتوگو با مصطفی هاشمیطبا یک پرده از آنچه را که در باشگاه استقلال میگذرد، به بحث گذاشتیم. استقلال یک مصداق است برای این بحث که گستردگیاش نظام باشگاهداری را در بر میگیرد. با لینک زیر میتوانید آن یادداشت را بخوانید تا زمینه انتقادات از سیاق مدیریت در استقلال شفافتر باشد و یادداشت «آقای قریب، استقلال چاپخانه اسکناس نیست» در سایت ایران ورزشی توقعات از دکتر قریب را مطرح میکند.
آنچه هاشمیطبا میگوید، همانچه در استقلال میگذرد
آقای قریب، استقلال چاپخانه اسکناس نیست
