ایالات متحده آمریکا در دوران ترامپ با چالش هژمونی قدرت روبهرو شده است با بروز نشانههایی مبتنی بر کاهش تدریجی قدرت آمریکا و شکلگیری نظام جهانی جدید با بروز و تاثیر قابل توجه و روزافزون قدرت منطقه استراتژیک خاورمیانه همچون جمهوری اسلامی ایران از یک سو و قدرت فرامنطقهای همانند روسیه که خواهان ایفای نقش بیشتر در معادلات جهانی هستند؛ مواجه شده است.
وحید سلوکی (پژوهشگر مسائل بینالمللی)
ایالات متحده آمریکا در دوران ترامپ با چالش هژمونی قدرت روبهرو شده است با بروز نشانههایی مبتنی بر کاهش تدریجی قدرت آمریکا و شکلگیری نظام جهانی جدید با بروز و تاثیر قابل توجه و روزافزون قدرت منطقه استراتژیک خاورمیانه همچون جمهوری اسلامی ایران از یک سو و قدرت فرامنطقهای همانند روسیه که خواهان ایفای نقش بیشتر در معادلات جهانی هستند؛ مواجه شده است.
ترامپ، رئیسجمهور آمریکا هرچند به نظر میرسد به دنبال بهبود روابط دیپلماسی با کشور روسیه است اما رویکرد روسیه در قبال منطقه اوکراین و از طرف سوی دیگر عدم عقبنشینی استراتژیک در منطقه خاورمیانه به ویژه در سوریه و مواضع خود، این هدف ترامپ ناممکن خواهد بود، لذا نمایندگان مجلس سنا، کنگره و جمهوری خواهان حاضر به قبول ایفای نقش روسیه و اتحاد شکلگرفته میان سه قدرت منطقهای و فرامنطقهای ایران، ترکیه و روسیه نیز نیستند، بنابراین با توجه به افول هژمونی ایالات متحده در دو دهه اخیر به ویژه از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ که به دلیل تقابل با دنیا و عدم رعایت آداب دیپلماسی و سیاسی، نارضایتی داخلی و خارجی را در پی داشته است و نیز عدم اطمینان و اعتماد به آمریکا از سوی کشور ترکیه که متحد آمریکا در منطقه خاورمیانه محسوب میشده، که در عین حال پل انرژی خاورمیانه و اروپاست، این عوامل اهمیت کشور ترکیه را دو چندان میکند. دولت ترکیه و در راس آن رجب اردوغان به واسطه نقش آمریکا در کودتای 15 جولای 2016 و از طرف دیگر اختلافات روسیه با آمریکا در پی حوادث منطقه اوکراین، به نظر میرسد نظم نوین جهانی در جهت چندقطبی شدن جهان در حال شکلگیری است، لذا نفوذ ایران در سطوح منطقهای و بینالمللی در حال گسترش بوده که این موفقیت ایران طی چهارسال گذشته با به کارگیری دیپلماسی و قدرت نرم در پی مذاکرات هستهای میان کشورهای 1+5 که نتیجه آن سند برجام گردید، ارتباطات دیپلماتیک و سیاسی و به تبع آن اقتصادی به طور فزایندهای افزایش چشمگیری یافت.
افزایش نفوذ ایران در کشورها، به معنای کاهش نفوذ قدرت دیگر مثل آمریکابوده و رهبران و سیاستمداران آمریکایی این را به خوبی درک کردهاند. دونالد ترامپ به دلیل آنکه ایران به سبب گفتمان صلح و تعامل همهجانبهگرا و تنشزدایی و همگرایی منطقهای با همسایگان، دارای وزن بالایی در معادلات منطقه شده و این میتواند سبب شکلگیری نظام امنیتی جدید در منطقه استراتژیک خاورمیانه شود.
با توجه به موقعیت برتر جمهوری اسلامی در عرصههای نظامی، سیاسی، اقتصادی و موقعیت ژئواستراتژی، ژئوپلیتیک و حتی ژئواکونومیکی،آمریکا توان رویارویی با ایران را نخواهد داشت، لذا دونالد ترامپ و نمایندگان آمریکا رویارویی با ایران را به وسیله تمدید و تصویب تحریمهای اقتصادی و نظامی خود و نیز با روش جنگ نیابتی با استفاده ابزاری از عربستان سعودی پیگیری میکنند. مداخلات منطقهای همچون حضور در سوریه در جهت تضعیف محور مقاومت و تقابل با جمهوری اسلامی است. در واقع ایران چالش اساسی آمریکا در شرایط فعلی است که میتواند بحرانی در یک دهه آینده برای آمریکا به حساب بیاید و نشانههای آنچه گفته شد به وضوح قابل مشاهده است چرا که روابط آمریکا با کشورهای اروپایی و اعضای ناتو بسیار کمرنگتر از قبل شده و دیگر کشورهای اروپا از هشدارهای آمریکا در رابطه با ایران، هراسی ندارند و بدون آنکه از آمریکا کسب اجازه نمایند به رابطه سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی با ایران قدم گذاشتهاند. در واقع آمریکا دیگر وجه ابرقدرتی خود را از دست داده و به نوعی به گوشه نشینی سیاسی در حال مبتلا گشته است.
آمریکا با توجه به آنکه سیستم نظام جهانی تکقطبی دچار ضعف شده، از درون هم با مشکلات عدیده داخلی نیز مواجه شده و از اینرو به منظور حفظ موقعیت خود در عرصه بینالمللی، در بحران سوریه و سایر کشورها مداخله میکند. لیکن از آنجایی که ایران و روسیه سهم بزرگی در جنگ علیه تروریستها در منطقه خاورمیانه و به ویژه در سوریه برعهده داشته و به موفقیت هم نایل آمدهاند، عملا آمریکا در یک وضعیت پارادوکس قرارگرفته است. تداوم چنین وضعیتی در خاورمیانه و درگیریهای لفظی با کشورهایی همچون کره شمالی، وضعیت هژمونی ایالات متحده را در عرصه بینالملل به شدت به چالش میکشد و این شکست سیاستهای ترامپ میتواند چالشی اساسی و گامی در راستای جهان چندقطبی محسوب شود. آمریکا با توجه به آنچه گفته شد به دنبال آن است تا ایران را با رفتارهای تحریکآمیز، مجبور به اقداماتی خارج از عرف جهانی و اقدامات دیپلماتیک کند تا آنچه را طی مذاکرات هستهای و روابط دوستانه با کشورهای جهان به دست آورده، تهی کند و جمهوری اسلامی را به چندین سال قبل بازگرداند.
ایالات متحده آمریکا در دوران ترامپ با چالش هژمونی قدرت روبهرو شده است با بروز نشانههایی مبتنی بر کاهش تدریجی قدرت آمریکا و شکلگیری نظام جهانی جدید با بروز و تاثیر قابل توجه و روزافزون قدرت منطقه استراتژیک خاورمیانه همچون جمهوری اسلامی ایران از یک سو و قدرت فرامنطقهای همانند روسیه که خواهان ایفای نقش بیشتر در معادلات جهانی هستند؛ مواجه شده است.
ترامپ، رئیسجمهور آمریکا هرچند به نظر میرسد به دنبال بهبود روابط دیپلماسی با کشور روسیه است اما رویکرد روسیه در قبال منطقه اوکراین و از طرف سوی دیگر عدم عقبنشینی استراتژیک در منطقه خاورمیانه به ویژه در سوریه و مواضع خود، این هدف ترامپ ناممکن خواهد بود، لذا نمایندگان مجلس سنا، کنگره و جمهوری خواهان حاضر به قبول ایفای نقش روسیه و اتحاد شکلگرفته میان سه قدرت منطقهای و فرامنطقهای ایران، ترکیه و روسیه نیز نیستند، بنابراین با توجه به افول هژمونی ایالات متحده در دو دهه اخیر به ویژه از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ که به دلیل تقابل با دنیا و عدم رعایت آداب دیپلماسی و سیاسی، نارضایتی داخلی و خارجی را در پی داشته است و نیز عدم اطمینان و اعتماد به آمریکا از سوی کشور ترکیه که متحد آمریکا در منطقه خاورمیانه محسوب میشده، که در عین حال پل انرژی خاورمیانه و اروپاست، این عوامل اهمیت کشور ترکیه را دو چندان میکند. دولت ترکیه و در راس آن رجب اردوغان به واسطه نقش آمریکا در کودتای 15 جولای 2016 و از طرف دیگر اختلافات روسیه با آمریکا در پی حوادث منطقه اوکراین، به نظر میرسد نظم نوین جهانی در جهت چندقطبی شدن جهان در حال شکلگیری است، لذا نفوذ ایران در سطوح منطقهای و بینالمللی در حال گسترش بوده که این موفقیت ایران طی چهارسال گذشته با به کارگیری دیپلماسی و قدرت نرم در پی مذاکرات هستهای میان کشورهای 1+5 که نتیجه آن سند برجام گردید، ارتباطات دیپلماتیک و سیاسی و به تبع آن اقتصادی به طور فزایندهای افزایش چشمگیری یافت.
افزایش نفوذ ایران در کشورها، به معنای کاهش نفوذ قدرت دیگر مثل آمریکابوده و رهبران و سیاستمداران آمریکایی این را به خوبی درک کردهاند. دونالد ترامپ به دلیل آنکه ایران به سبب گفتمان صلح و تعامل همهجانبهگرا و تنشزدایی و همگرایی منطقهای با همسایگان، دارای وزن بالایی در معادلات منطقه شده و این میتواند سبب شکلگیری نظام امنیتی جدید در منطقه استراتژیک خاورمیانه شود.
با توجه به موقعیت برتر جمهوری اسلامی در عرصههای نظامی، سیاسی، اقتصادی و موقعیت ژئواستراتژی، ژئوپلیتیک و حتی ژئواکونومیکی،آمریکا توان رویارویی با ایران را نخواهد داشت، لذا دونالد ترامپ و نمایندگان آمریکا رویارویی با ایران را به وسیله تمدید و تصویب تحریمهای اقتصادی و نظامی خود و نیز با روش جنگ نیابتی با استفاده ابزاری از عربستان سعودی پیگیری میکنند. مداخلات منطقهای همچون حضور در سوریه در جهت تضعیف محور مقاومت و تقابل با جمهوری اسلامی است. در واقع ایران چالش اساسی آمریکا در شرایط فعلی است که میتواند بحرانی در یک دهه آینده برای آمریکا به حساب بیاید و نشانههای آنچه گفته شد به وضوح قابل مشاهده است چرا که روابط آمریکا با کشورهای اروپایی و اعضای ناتو بسیار کمرنگتر از قبل شده و دیگر کشورهای اروپا از هشدارهای آمریکا در رابطه با ایران، هراسی ندارند و بدون آنکه از آمریکا کسب اجازه نمایند به رابطه سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی با ایران قدم گذاشتهاند. در واقع آمریکا دیگر وجه ابرقدرتی خود را از دست داده و به نوعی به گوشه نشینی سیاسی در حال مبتلا گشته است.
آمریکا با توجه به آنکه سیستم نظام جهانی تکقطبی دچار ضعف شده، از درون هم با مشکلات عدیده داخلی نیز مواجه شده و از اینرو به منظور حفظ موقعیت خود در عرصه بینالمللی، در بحران سوریه و سایر کشورها مداخله میکند. لیکن از آنجایی که ایران و روسیه سهم بزرگی در جنگ علیه تروریستها در منطقه خاورمیانه و به ویژه در سوریه برعهده داشته و به موفقیت هم نایل آمدهاند، عملا آمریکا در یک وضعیت پارادوکس قرارگرفته است. تداوم چنین وضعیتی در خاورمیانه و درگیریهای لفظی با کشورهایی همچون کره شمالی، وضعیت هژمونی ایالات متحده را در عرصه بینالملل به شدت به چالش میکشد و این شکست سیاستهای ترامپ میتواند چالشی اساسی و گامی در راستای جهان چندقطبی محسوب شود. آمریکا با توجه به آنچه گفته شد به دنبال آن است تا ایران را با رفتارهای تحریکآمیز، مجبور به اقداماتی خارج از عرف جهانی و اقدامات دیپلماتیک کند تا آنچه را طی مذاکرات هستهای و روابط دوستانه با کشورهای جهان به دست آورده، تهی کند و جمهوری اسلامی را به چندین سال قبل بازگرداند.
