ایران ورزشی آنلاین / وصال روحانی / بوکس روزهای پرابهامی را طی میکند. از یک سو افشین داوری سرپرست موقتی فدراسیون مشتزنی تدارکات اولیه برای برپایی مجمع بعدی فدراسیون و به واقع انتخابات جدید ریاست این نهاد را میبیند و خودش نیز بیتمایل به شرکت در این گزینش نیست و از جانب دیگر، ساختار باقی مانده از دوران ریاست 28 ساله احمد ناطق نوری و نفرات مرتبط با وی به رغم گوشهنشینی ظاهری در حال بالا و پایین کردن اوضاع و برآورد امور برای تعیین وضعیت آینده خود و ماندن یا رفتن هستند.
روحا... حسینی نایب رییس دو سال اخیر فدراسیون بوکس که عدهای میگویند در این دوران خوب کار نکرد و مشکلات این ورزش با تفویض قدرت اجرایی از جانب ناطق نوری به وی بیشتر شده بود، شایعات برکناریاش را که در هفتههای اخیر دهان به دهان میگشت تکذیب کرده و به طور تلویحی گفته است که خیال شرکت در انتخابات ریاست فدراسیون را دارد.
به گفته او، وی و حسین نهرودی مربی کارکشته بوکس در تصمیمسازیهای اخیر «داوری» که از یک ماه و نیم پیش جای «ناطق» مستعفی را در فدراسیون گرفت، دخیل بوده و به وی نظرات مشورتی دادهاند. حسینی تصریح کرده این یک کار خوب بوده که باید استمرار یابد زیرا به رغم سررشته داشتن داوری از امور ورزش، وی به هیچ روی یک چهره بوکسی و از خانواده این ورزش نیست.
شرط و لازمه ریاست چیست؟
حتی در توصیف داوری و درستی یا اشتباه بودن سپردن موقتی امور بوکس به وی اختلاف نظر در جامعه این ورزش وجود دارد. بعضیها مثل عیسی گلمحمدی مربی پیشین تیم ملی بوکس نوجوانان میگویند شرط الزام برای تصدی ریاست بوکس اهل این ورزش بودن نیست و کافی است فرد منتخب، «ورزشی» و با مناسبات آن آشنا باشد. به گفته او داوری با مکانیسمهای ورزشی کشور آشنا است و در نتیجه با داشتن مشاوران خوب بوکسی میتواند این ورزش را از شرایط فعلیاش خارج سازد.
حال مشتزنی خوب نیست
شرایط کنونی مشتزنی به اعتراف اکثر قریب به اتفاق ناظران خوب نیست. از یک سو سایه بلند و ماندگار حاج احمد ناطق نوری به سبب حدود سه دهه ریاست وی در فدراسیون بوکس هنوز حس میشود و او حتی کلید اتاق ریاست در فدراسیون بوکس را نیز هنوز تحویل نداده و در نتیجه رییس موقت (داوری) در اتاق دبیر (علی دانشمندفر) مینشیند.
تصمیمهای متخذه پس از رفتن وی نیز محل تردید و مناقشه بوده است. مثلا لغو اردوی مشترک بوکسورهای ایران و کوبا که توسط داوری اتخاذ و اجرا شد، به اعتقاد عدهای خوب بوده زیرا مسابقه بزرگ عاجلی در پیش نبود و نیست که بخواهیم برای آن هزینه کنیم ولی برخی دیگر میگویند چون قرار و مدار آن از قبل گذاشته شده بود، طرف کوبایی از لغو این اردو ناراضی است و شاید شکایت رسمی هم بکند. مسائل فوق جای سرمربی کوبایی تیم ملی بوکس بزرگسالان ایران را هم که باربارو فرناندز خیمنز نام دارد متزلزل کرده است. حسینی که مدعی است خودش این مربی کوبایی را از دو سال پیش به ایران آورده، معتقد به لزوم ادامه حضور خیمنز در جامعه بوکس ایران است اما میگوید تصمیمگیری با کمیته فنی فدراسیون بوکس است که باید بگوید حفظ این مربی ارجح است و یا قطع همکاری با وی.
توقف کارهای اساسی
عادت شدید و طولانی جامعه بوکس به ناطق نوری و منفعل ماندن سایرین طی 28 سالی که او در این ورزش حکومت میکرد، دل کندن از شرایط قبلی و ورود به دوره جدید را بسیار سختتر کرده و به همین سبب است که عدهای میگویند باید همه چیز را از نو و از نقطه صفر شروع کرد.
حتی وزیر ورزش هم در روز قبول استعفای ناطق، پست ولو تشریفاتی رییس افتخاری را به پاس سالها خدمات سرنوشتساز ناطق به وی اهدا کرد و از آنجا که بین وابستگان او در مورد ماندن در جامعه این ورزش یا جدایی از آن اختلاف سلیقه وجود دارد و وحدت رویه ندارند، انجام کارهای اساسی در مشتزنی متوقف و امور مهم بلاتکلیف مانده است.
داوری هم تا لحظهای که احساس ثبات نکند و رییس قطعی نشود (و این مستلزم حضور و پیروزی او در انتخابات فدراسیون است که نمیتوان قطعیتی را بر آن مترتب دانست) از انجام کارهای فراتر از معمول و شدت بخشیدن به چرخه تغییر، معاف و معذور است و در انتظار تعیین تکلیف نهایی خود به سر میبرد و در نتیجه بوکس دوره انتقالیاش و واگذاری کامل و واقعی اختیارات را از ناطق به جانشین قطعی و ثابت وی در یک روال مبهم و در پروسهای فاقد ضمانت و صراحت طی میکند.
احدی بهتر است یا...؟
مربیان بوکس نیز متفرق شدهاند و هر یک درباره شرایط موجود نظری میدهند. اکبر احدی سرمربی سالهای اخیر تیم ملی که یکی دو نوبت از این سمت جدا شد و سپس برگشت، مورد حمایت بخشی از جامعه بوکس قرار دارد اما بعضی دیگر میگویند ساختار زمان حضور ناطق نوری به بازنگری و تغییر اساسی نیاز دارد و این شامل مربیان هم میشود و اگر قرار بود مشتزنی تغییری نکند و با انگارههای سابق اداره شود، چرا رییساش عوض شد و فرد تازهای آمد و حتی اگر استعفای «ناطق» اختیاری نبوده و متاثر از قانون جدید انتخابات ریاست فدراسیونها بوده که حضور افراد بالای 70 سال را در انتخابات منع کردند، باید برای این ورزش فکری نو کرد و حالا که دوره جدیدی در فدراسیون بوکس شروع شده، فکر و روشها و عملکردها در این ورزش نیز باید به کلی تغییر یابد و آدمها و مسوولان سابق این ورزش هم این اصل را بپذیرند و با تغییرات همسو شوند و بپذیرند که چهرههای جوانتر و تازهتری بوکس را اداره کنند.
گرد و غبار غلیظ زمانه
از قضا مشکل از همین جا شروع میشود زیرا گزینه موقتی وزارت ورزش که البته مرد درست کرداری است تخصصی در بوکس ندارد و به سبب حضورهای موقتیاش در شش فدراسیون و انجمن متفاوت مشخص نیست که تخصص اصلی او چیست (شاید دو و میدانی باشد که مدتی رییس آن هم بود) و آنهایی هم که سالها است در جامعه بوکس زندگی میکنند و فرزندان و محصولات آن هستند چنان در 30 سال اخیر خاک رکود و عدم سکون خوردهاند که زدودن آن بسیار سخت می نماید.
به واقع بوکس در مسیری افتاده که انگار رقیب بیرحمش (کج مداریهای زمانه) با چند ضربه کاری و مهلک آن را اگرچه نه ناک اوت بلکه حداقل ناک دان کرده است.
