سهشنبه شب رئیسجمهوری به تلویزیون آمد تا با مردم از برنامههای دولت دوازدهم بگوید اما او به قدری اوضاع را خوب جلوه داد و در این میان از برنامههای کاربردی آینده غافل شد که حتی داد همحزبیهای خود را درآورد به طوری که صادق زیباکلام که همواره به عنوان حامی حجتالاسلام روحانی شناخته میشد در فضای مجازی از این گفت که انگار کشوری که در ذهن رئیسجمهوری است با واقعیتی که ما در آن ساکنیم متفاوت است! اما اگر بخواهیم منصفانه به گفتوگوی زنده رئیسجمهور با مردم توجه کنیم نباید از این نکته که او بر خلاف سنوات گذشته گلایهای از کارشکنی و برخورد تند با منتقدان غافل شده و این موضوع را جزو بزرگترین نقاط قوت رئیسجمهوری میتوان عنوان کرد و گفت که او تلاش زیادی در ایجاد وحدت جامعه داشت که در جای خود قابل توجه و تقدیر بود. پاسخگویی درباره انتخاب کابینه رئیسجمهوری برای شفافسازی در جهت انتخاب اعضای کابینه به مردم گفت که به طور طبیعی پس از انتخابات رایزنی را برای کابینه آغاز کرده و با همه چهرههای معروف سیاسی، جناحها و احزاب مشورت کرده است. البته این را نیز گفت که همه آنها کمک کرده و در این بین پیشنهاداتی داشتند. رئیسجمهور در ادامه درباره تفاوت کابینه یازدهم و دوازدهم گفت: «بزرگترین فرقی که از نظر من بین کابینه یازدهم و دوازدهم وجود دارد این است که کابینه دوازدهم عموما افرادی هستند که با آنها یا مستقیم یا غیرمستقیم بنده در ۴ سال گذشته با آنها کار کردم بنابراین شناخت دقیقتری نسبت به آنها دارم و نیمی از کابینه همان وزرا هستند که سمتهای خود را ادامه میدهند و از مجلس رأی اعتماد گرفتهاند. سایر وزرا هم برخی از آنها معاونان سابق بودند مانند وزیر کنونی ارتباطات و وزرای آموزش و پرورش و اقتصاد که همه افرادی بودند که قبلا معاونت وزیر را در همان وزارتخانه برعهده داشتند برخی از آنها هم افرادی بودند که من با آنها مستقیم کار کردم.» گلایه از دولت ماقبلِ قبل! به سبک و سیاق قدیمی گریزی به دولت قبلی خواست بزند که با توجه به اینکه دولت قبلی دولت خودش بود به دولت ماقبل قبلی بازگشته و خاطراتی از دولت قبل از یازدهم را برای مردم زنده کرد و گفت: «آغاز دولت یازدهم ما با مشکلات بسیار عظیم و بزرگی روبهرو بودیم، امروز آن مشکلات یا از بین رفته و یا خیلی کاهش پیدا کرده است. ما با تورم بزرگ، بیکاری و رشد منفی روبهرو بودیم مردم ما سالها با مذاکرات هستهای مواجه بودند و در افکار عمومی مردم این بود که این مذاکرات چه میشود. گروههایی میرفتند مذاکره میکردند برمیگشتند و بعد هم قطعنامه علیه ملت ما در شورای امنیت سازمان ملل تصویب میشد. امروز دیگر آن نگرانیها در آن زمینه کمتر شده است. اما معنای آن این نیست که مشکلات تمام شده ما مشکلات فراوانی پیشرو داریم و به این معنی نیست که راه هموار شده و در حقیقت هنوز سنگلاخهایی پیشرو داریم اما با ارادهای قویتر، روشنی بیشتر راه خود را ادامه خواهیم داد و مسیرمان را میشناسیم.» اما با وجودی که رئیسجمهوری درباره اینکه نتایج به ثمر نشستن مذاکرات در سند برجام چه تاثیری در زندگی مردم داشته و آنها در معیشت روزمره خود این موضوع را چطور حس خواهند کرد چیزی نگفت، افزود: «من امروز بسیار امیدوارتر از آغاز دولت یازدهم برای موفقیت این دولت هستم و حتماً با کمک مردم و عنایت آنها ما میتوانیم مشکلات را پشتسر بگذاریم. در بحث هستهای آن موقع که ما در دولت یازدهم شروع به کار کردهایم، برنامه بر این بود که هر چند ماه یکبار تولید نفت ما کاهش پیدا کند. تحریمها افزایش پیدا کند. امروز از نظر ما بازگشت به تحریم گذشته علیه ایران امکانناپذیر است. آمریکاییها حالا ممکن است تصورات دیگری داشته باشند، اما به هیچ عنوان تحریم به صورت قبلی نسبت به جمهوری اسلامی برنخواهد گشت. شرایط بینالمللی نسبت به ایران کاملاً تغییر کرده است، نگاه جهانیان نسبت به ایرانیان کاملاً عوض شده است و ما بسیاری از مشکلات بزرگ را پشت سر گذاشتهایم. به هر حال در مسائل اقتصادی، امروز مردم احساس آرامش بیشتری میکنند. در مسائل سیاست داخلی و سیاست خارجی مردم احساس آرامش بیشتری دارند.» اما انتظار داشتیم که درباره تغییرات ملموس و تاثیرات آن در کشور بشنویم که چیزی نشنیدیم! مشکلاتی که برایش برنامه داریم اما توضیح نه!! بخش مهمی از صحبتهای رئیسجمهوری به این خلاصه میشد که برنامههایی برای مشکلات موجود وجود دارد اما او درباره نحوه عملکرد و جزییات برنامهای که برای مهار مشکلات ادعای وجودش را داشت مصداقی نمیآورد و وارد جزئیات نمیشد! مثلا او درباره مشکلات محیطزیستی و آب این را گفت که «ما برای این مسیر برنامهریزی کردهایم، بنابراین نوع مشکلات ممکن است عوض شده باشد، امید ما بیشتر است، تجربه ما بیشتر است و به اعتقاد من مردم ما آمادهتر هستند برای کمک و شرایط جامعه ما شرایط آرامتری است و انشاالله این آرامش ادامه خواهد یافت.» نگران گردش نخبگان و جوانان بدون راهحل! رئیسجمهور میگوید که نگران گردش مدیریت در بین جوانان و نخبگان است در حالی که برای رفع این نگرانی اقدام موثر و قابل لمسی انجام نمیدهد! برای این نگرانی دستوری را به وزرایش داده: «به همه وزرای دولت دستور دادهام هر وزیری حداقل باید دو نفر از جوانان را در سمت معاون وزیر یا مشاور وزیر یا دستیار وزیر بگمارند و حتماً یکی از خانمها را در یکی از این سمتهای مشابه از وجود آنها در تحول وزارتخانهها استفاده کنند. بنابراین ما باید زمینه را آماده کنیم برای جوانگرایی و برای اینکه بانوان ما بتوانند از ظرفیت خودشان بیشتر استفاده کنند.» توجه کمی یا کیفی به بانوان! روحانی میگوید: «در آخرین مصوبهای که ابلاغ شد، برنامه این بود که ما باید ظرفیت مدیریت را در بخشهای دولتی برای بانوان تا ۳۰ درصد افزایش بدهیم، یعنی ۳۰ درصد مدیران ما از بانوان باشند در سالهای آینده، و این کار آغاز شده است و اعتقاد من بر این است که از بانوان استفاده شود. در سطوح مدیریتی کشور و در بخشهای مختلف فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه ما و از جوانان ما باید به خوبی استفاده و بهرهبرداری بشود.» اما او انگار تنها به کمیت توجه دارد و برایش همین قدر که بگوید از بانوان سی درصد استفاده کرده بس است چراکه درباره کارایی آنها چیزی نگفت در صورتی که منطقی این بود که میگفت اگر بانوانی با کارایی و توان بهتر دیدیم باید کارها را به دست آنها بسپاریم حتی اگر نسبتشان بیش از ۳۰ درصد بخشنامهای شود! این موضع درباره اقلیتها هم صدق میکند، وقتی قانون اساسی ما که قانون مترقی است جنس، نژاد و دین الهی را مانعی برای پیشرفت نمیبیند چرا باید برای این مسیر درصدسازی کنیم؟! هماهنگتر میشویم «به نظرم دولت دوازدهم نسبت به دولت یازدهم هماهنگتر است و یکی از اصول من برای انتخاب وزرا و معاونین همین بوده که بتوانیم با هماهنگی بیشتری کار کنیم.» این را هم باید جزو وعدههای روحانی یادداشت کرد و اینکه روحانی انگار فراموش کرده که حالا وقت برشمردن وعدههای عملیاتی شده است نه وعده مجدد دادن! وی ادامه داد: «بنده جلسه شورای هماهنگی اقتصادی در دولت یازدهم داشتم و در دولت دوازدهم هم خواهم داشت البته ممکن است ترکیب آن مقداری فرق کند، تصمیمات اساسی درباره مسائل اقتصادی دولت در آنجا اتخاذ میشود و بعد آن مقداری که لازم است امکان دارد به شورای اقتصاد و هیأت وزیران و... برود اما تصمیمات مهم و اساسی آنجا اتخاذ میشود.» رئیسجمهور در پاسخ به این سوال که آیا این اقدام باعث ایجاد تداخل وظایف نمیکند، گفت: «خیر، وزرا هر کدام اختیار خودشان را دارند اما تصمیمات اساسی قرار است اتخاذ شود در بخش اقتصاد که هماهنگی سطح بالا نیاز دارد و این هماهنگی توسط خود انجام میشود، بنده در دولت یازدهم حدود ۲۰۰ جلسه هماهنگی داشتم و در دولت دوازدهم هم همین تعداد و یا بیشتر جلسه خواهیم داشت» برای پیشرفت اقتصاد نیروهای مسلح کمک کنند روحانی به نکته مثبتی اشاره کرد که معمولا در مدت بعد از جنگ بارها و بارها از دولتها توسط رسانهها درخواست شده بود که از توان نیروهای مسلح برای کارهای جهادی و سازندگی بهره گرفته شوداو گفت: «ما برای اینکه در اقتصاد هم پیشرفت کنیم، نیروهای مسلح هم باید به ما کمک کنند و باید امکانات نیروهای مسلح هم در کنار دولت قرار گیرد. در بخش آموزش، امداد و مسائل اقتصادی و جهاد سازندگی، نیروهای مسلح در زمان صلح در کنار دولت هستند و خدای نکرده اگر جنگ پیش بیاید، دولت در کنار نیروهای مسلح است، بنابراین حتماً به صورت یک حادثه نخواهد بود چنین دیدارهایی و قطعاً دائمی و فرایندی است و این موضوع به عنوان وظیفه و اراده دو طرف شناخته میشود که امیدواریم این وحدت و هماهنگی را بهتر از گذشته داشته باشیم.» این سخن رئیسجمهوری گرچه برخلاف آن چیزی بود که قبلا در عمل و حتی در برههای در مواضعش مشاهده کرده بودیم اما جای امیدواری دارد که از ظرفیت و پتانسیل موجود در این نیرو در زمان صلح بهترین بهرهبرداری صورت گیرد. توجه به آسیبهای اجتماعی در حرف روحانی درخصوص سؤالی مبنی بر برنامهاش برای کاهش آسیبهای اجتماعی اظهار داشت: «یکی از مسائل بسیار مهمی که جامعه ما نگرانی و دغدغه دارد مسئله آسیبهای اجتماعی است. اعتیاد هم یکی از این موضوعات است که مردم نگران هستند و ما باید همه تلاش خودمان را انجام بدهیم برای اینکه آنهایی که اعتیاد دارند را درمان بکنیم و جلوگیری کنیم از اعتیاد و جلوگیری از موادمخدر در جامعه ما و جلوگیری از توزیع موادمخدر و ورود موادمخدر از کشورهای دیگر و دولت در این زمینه تلاشهایی کرده است و موفقیتهایی هم به دست آورده است.» اما باز هم در این زمینه تنها مشکلات را بر شمرد و نه تنها برنامهای برای برطرف کردن آن ذکر نکرد بلکه حتی نگفت که چرا این موضوعات را در قالب لایحهای که به عنوان برنامه ششم به مجلس داده است ندیده بود؟! از بین بردن فقر مطلق در کشور روحانی این را هم گفت که «یکی از هدفهای بزرگ ما در دولت دوازدهم کاهش فقر و قولی که من به مردم دادهام در انتخابات در مراسم تنفیذ هم خدمت مقام معظم رهبری و میان مسئولانی که در جلسه بودند اعلام کردم دولت دوازدهم تلاش خواهد کرد تا پایان دولت فقر مطلق را در کشور به طور کامل از بین ببرد. انشاالله در ایران فقر مطلق ریشهکن خواهد شد این یکی از قولهای ما به مردم و برای این کار برنامهریزی شده و من انشاالله پایان ۱۰۰ روز که دلم میخواهد اولین گزارش را به مردم بدهم که در ۱۰۰ روز ابتدای دولت چه کارهایی انجام شده است آنجا خواهم گفت که چه برنامههایی داریم برای از بین بردن فقر مطلق و مسئله بعدی در کنار مسئله فقر مسئله فاصله طبقاتی و تبعیض است.» اما باز هم جای خالی بیان کارهای صورت گرفته در این زمینه در دولت گذشتهاش و برنامهریزی آتی به وضوح پیدا بود. اولین تجربه بالا بردن اشتغال! درباره اشتغالزایی اما صحبتها کمی قابل تامل است به خصوص از این حیث که رئیسجمهور این اقدام را اولین تجربهاش بعد از ۴ سال فعالیت در کشور معرفی میکند! روحانی در این زمینه تأکید کرد: «تلاش ما براین است که اشتغال بالا برود اما اینکه چه رقمی را میتوانیم یا تا چه رقمی میتوانیم بالا ببریم امسال شاید اولین تجربه ما است در این چند ماه اخیر ببینیم چه کارهایی میتوانیم انجام بدهیم و سال آینده میتوانیم به مردم اعلام کنیم چه مقدار اشتغال میتوان ایجاد کرد. ما هر مقدار اشتغال به وجود بیاوریم باز هم به نسبت نیازمندیهای جامعه کم است و مردم عزیز ما بدانند که برای اشتغال راهی جز بهبود فضای کسب و کار نداریم، راهی جز اتحاد و انسجام با یکدیگر نداریم، راهی جز سرمایهگذاری نداریم و باید امنیت سرمایهگذاری را ایجاد کنیم و باید همه سرمایهگذاران داخلی و خارجی را و ایرانیان خارج از کشور را دعوت کنیم.» اما او نگفت اگر برآورد دقیقی ندارد چرا وزرای او درباره اشتغالزایی یک میلیونی صحبت میکنند! ایستادن روی وعدهها روحانی در بخش پایانی سخنان خود افزود: «من به مردم عزیز میگویم که ما نسبت به آنچه در تبلیغات انتخاباتی به ملت بزرگمان وعده کل دولت دوازدهم است ما پای عهد و وعده خود ایستادهایم و خواهیم ایستاد همچنین به آینده کشور، اقتصاد، فرهنگ، امنیت، و آرامش کشور بسیار امیدوار هستم و با امید و تلاش بیشتر میتوانیم همه گرهها را باز کنیم.» اما نگفت چه میزان از وعدههای دولت یازدهم او عملیاتی شده است. به نظر میرسد گزارش عملیاتی شدن تحقق وعدههای دولت یازدهم به مردم، گزارش راهکار چگونگی تحقق وعدههای او در دولت دوازدهم و برنامههای مبهمی که همواره به انشاالله ختم میشد و یافتن مشکل و گزارش مشکلات بدون بیان راهکار عملیاتی حل آن از ضعفهایی بود که در سخنان حجتالاسلام روحانی مشهود بود که در نهایت میتوان گفت علیرغم نکات مثبت مطرح شده در خلال گزارش نتوانست افکار عمومی را راضی کند. نویسنده: مائده شیرپور