ژن برتر انسانیت

دسته‌بندی: سیاسی
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶ شهریور ۱۱, شنبه ساعت ۰:۰۸۰ رأیبدون امتیاز

امروز که محسن حججی جوان رعنای دهه هفتادی سرش را در راه نجات مظلوم و حفظ حریم کشور فدا کرده، این روزها که با صحنه‌های مبارزه رئیسعلی دلواری در سال 1294 هجری شمسی مقابل استکبار انگلیس و مبارزه اندرزگو با رژیم پهلوی عجین شده، و در دوره‌ای از تاریخ هم به نام شهدای ارمنی و زرتشتی زیادی در مبارزات دفاع مق...

امروز که محسن حججی جوان رعنای دهه هفتادی سرش را در راه نجات مظلوم و حفظ حریم کشور فدا کرده، این روزها که با صحنه‌های مبارزه رئیسعلی دلواری در سال ۱۲۹۴ هجری شمسی مقابل استکبار انگلیس و مبارزه اندرزگو با رژیم پهلوی عجین شده، و در دوره‌ای از تاریخ هم به نام شهدای ارمنی و زرتشتی زیادی در مبارزات دفاع مقدس ثبت شده، نباید درباره برتری ژنی که باعث می‌شود مردان میدان مردانگی کشور تا پای جانشان برای مبارزه با ظلم و ستم و استکبار بایستند و مبارزه کنند تا ما در امنیت نفس کشیده و از ارزش‌های اخلاقی دفاع کنیم، بی‌انصافی کنیم. ژنی که می‌تواند ایرانی باشد یا برپایه آرمان‌های انسانی - دینی حتی خارج از ایران شکل گرفته باشد. ژنی که هر قدر از رانت و مال‌اندوزی و پارتی‌بازی متنفر است به مقاومت در برابر ظلم و استکبار وفدا کردن جان در راه امنیت هموطنان و اعتلای آرمان‌های دینی و اخلاقی اشتیاق دارد. تاریخ مقاومت مردم ایران در برابر استکبار و تسلیم نشدن مقابل ناحق تابستان و پاییز نمی‌شناسد، تقویم‌مان پر است از روزهایی که به نام حماسه‌آفرینان نوشته شده، کوچه‌ها و خیابان‌های شهرهای مختلف کشورمان نیز نام‌های این حماسه‌آفرینان را به خاطر سپرده است. اصلا ژن اصیل انسانی اینطور است آنقدر ناب و خوب. آنهایی که دارای ژن انسانی هستند فارغ از هر مذهب و نژاد و رنگ نمی‌توانند مقابل ظلم ساکت بنشینند و نظاره‌گر چپاول سرمایه ملی خود توسط استعمارگران شوند. ایرانی‌ها اقلا این ژن انسانی را به طرز باورنکردنی در بدن خود دارند و فرقی ندارد در انقلاب اسلامی زندگی کرده باشند و مورد تهاجم بیگانگان قرار گرفته باشند، یا در رژیم ستم‌شاهی، ظلم و وطن‌فروشی را دیده باشند و یا اصلا صدای فریاد مظلومی را در فرسنگ‌ها دور از مرزها شنیده باشند، در هر یک از این شرایط یک ایرانی دارای ژن انسانی و خوب لباس رزم می‌پوشد و به کمک می‌شتابد تا مظلوم را از ظالم و کشور را از متجاوز پاک کرده و ریشه استکبار را بخشکاند تا دست‌درازی نکند. گواه این امر هم شهدایی است که در طول سالیان دراز از قبل از انقلاب تا حتی در زمان جنگ تحمیلی در کشور بوجود آمده‌اند. بر همین اساس نمونه‌ای از ژن‌های خوب ایرانی‌ها را که با پی گرفتن مسیر ژنتیکی انسانی و آموزه‌های دینی توانستند مسیر آزادگی را پیش بگیرند مرور می‌کنیم. یادآوری ژن خوب در قرن قبل درست در سال ۱۲۹۴ بود که رئیسعلی دلواری در سرزمینی که هنوز انقلابی نشده بود و پادشاهی اداره می‌شد در مسیر دفاع از انسانیت مقابل استکبار و استعمار ایستاد و جانش را فدای راه انسانی‌اش کرد. رئیسعلی در عصر مشروطیت، جوانی ۲۴ ساله، بلند همت، شجاع، در صدق و صفا کم مانند و در حب وطن و توکل به خدا، ضرب‌المثل بود. اگرچه سواد و معلومات کافی نداشت، اما پاکی و سرشت و صفات حمیده او زبانزد اطرافیان بود. رئیسعلی بعد از اینکه قوای اشغالگر انگلیس بوشهر را به تصرف خود درآوردند، با شجاعتی وصف‏ناپذیر به مقابله با تجاوزگران پرداخت و شکست‏های سنگینی بر آنان وارد کرد. پس از اشغال بوشهر در رمضان سال ۱۳۳۳ه.ق، نیروهای انگلیسی قصد تصرف دلوار را می‏کنند. محلی که پیش از آن، چند بار سربازان انگلیسی به آنجا یورش برده و هر بار طعم تلخ شکست را چشیده بودند. رئیسعلی همراه با یاران خود، علیه اشغالگران وارد نبرد شده و نیروهای متجاوز را که قریب به پنج هزار نفر بودند، تار و مار می‏کند. قیام مردم تنگستان بر روی هم هفت سال به طول انجامید و در این مدت، دلیران تنگستان، دو هدف عمده را دنبال می‏کردند: پاسداری از بوشهر، دشتستان و تنگستان به عنوان منطقه سکونت خود و جلوگیری از نفوذ قوای بیگانه به درون سرزمین ایران و دفاع از استقلال وطن. با کودتای ضد انقلابی لیاخوف روسی علیه مشروطه‌خواهان در هزار و سیصدو بیست و شش هجری قمری و بمباران مجلس شورای ملی و استقرار دیکتاتوری محمدعلی شاه قاجار، رئیسعلی به همراه سیدمرتضی علم‌الهدی اهرمی به مبارزه علیه استبداد صغیر پرداخت. در سال هزار و سیصد و بیست و هفت هجری قمری با کمک تفنگچی تنگستانی، بوشهر را از عناصر مستبد وابسته به دربار محمدعلی شاه پاک کرد و اداره گمرک و انتظامات و دیگر ادارات را تسخیر کرد. این کار دلیران تنگستان بر انگلیسی‌ها که اداره گمرک را در اجاره داشتند گران آمد وآنان برای تضعیف مشروطه‌خواهان و استمرار سلطه بر حیات اقتصادی و سیاسی جنوب ایران به جنگ با دلیران تنگستانی پرداختند و در این راه از دیگر خوانین جنوب ایران یاری جستند. جنگ میان رئیسعلی و دلیران تنگستان از یک‌سو و انگلیسی‌ها و خوانین متحد آنان از سوی دیگر به طور پیاپی و پراکنده تا شوال ۱۳۳۳ ه.ق ادامه یافت و انگلیسی‌ها نتوانستند بر رئیسعلی و یارانش پیروز شوند اما حمله انگلیسی‌ها به بوشهر در شب بیست و سه شوال ۱۳۳۳ هنگامی که رئیسعلی در محلی به نام «تنگک صفر» قصد شبیخون به قوای انگلیسی‌ها را داشت، از پشت مورد هدف گلوله یکی از همراهان خائن قرار گرفت و در دم به شهادت رسید. مبارزات رئیسعلی دلواری برگ زرین دیگری در تاریخ مقاومت دلیر مردان ایران در مبارزه با استعمار است. او ۱۲ شهریور و در سن ۳۳ سالگی بعد از ۷ سال مبارزه با متجاوزان شهید شد این یکی از ژن‌های انسانی و برتری است که به فضای کشور و تعداد همراه و میزان تجهیزات دشمن در نبرد علیه متجاوز و حراست از کشور توجهی ندارد. البته این تنها مشتی نمونه‌‌ای از خروار است. ژن خوب بچه‌های انقلاب نسلی که کمک کرد تا انقلاب اسلامی ایران به ثمر نشیند پر بود از ژن‌های خوب انسانی که بدون توجه به منافع شخصی در مسیری که انسانی و الهی بود پیش می‌رفت. درست است که در سالروز شهادت اندرزگو، شهید رجایی و باهنر قرار داریم اما قرار نیست نقل شهدای انقلاب را که از طیف گسترده دینی و اعتقادی بودند نادیده گرفته و ژن‌های آنها را که نسبت به انسانیت و مسایل روز حساسیت داشت و آزادگی را درک کرده بودند به حساب نیاوریم. مبارزات انقلابی از دهه هایی قبل از ۵۰ شروع شده بود و تا سال ۵۷ ادامه یافت، ژن‌های خوب حتی بعد از انقلاب هم حمایه‌های باشکوهی را در سمت‌هایی که به امانت می‌گرفتند به جای گذاشتند، از روابط شهید باکری و کمک او به مردم سیل زده تا روایت بازگرداندن اضافه حقوق مدیران به خزانه! این نسل در زمان تجاوز رژیم بعث به کشور هم همه توان خود را در حراست از کشور به کار گرفت و اتفاقا به جایگاهی که لیاقتش را داشت (شهادت) رسید. حجتی که تمام می‌شود روایت ژن‌های برتر انسانی را که برایتان نقل کردیم شاید به دو دهه قبل برسد، اما درست در زمانی که عده‌ای در تلاش بودند تا ثابت کنند بچه‌های نسل بعد از انقلاب دید متفاوتی دارند، بحران سوریه آغاز می‌شود تا بیشترین افرادی که برای حراست از مرزهای معنوی ایران راهی این کشور می‌شوند را دهه هفتادی‌ها تشکیل دهند، در این میان شهید حججی که این روزها پیکر بدون سر او به کشور باز‌ می‌گردد شاید نمونه یک ژن انسانی و خوب بود که در تصاویر به وضوح دیدیم، نمونه یک فردی که در مسیری که انتخاب کرده با ثبات پیش می‌رود حتی اگر بداند خنجر دشمن ساعاتی دیگر گلویش را می‌برد. کسی که همسر دهه هفتادی‌اش هم با وجود غمی که از دوری او دارد خم به ابرو نمی‌آورد تا دشمن لحظه‌ای به مسیری که انتخاب کرده‌اند نخندد. پدر شهید محسن حججی هم این روزها با ابراز خوشحالی از شنیدن خبر بازگشت پیکر پسرش گفت: ما چشم به راه رسیدن محسن هستیم و امیدواریم هرچه زودتر پیکر محسن از تدمر به دمشق و بعد هم به تهران برسد.در این دو روزی که خبر مبادله پیکر محسن مطرح شد ما هم مثل مردم خوب کشورمان از شنیدن خبر خوشحال شدیم. او این را هم گفته که «محسن راهی را رفت که سرنوشتش بود و خدارا شاکریم که مایه سربلندی همه ما شد.» همین اظهارنظرها باعث می‌شود که بدانیم ژن‌های خوب و انسانی در هر نقش و جایگاهی که باشند می‌توانند حماسه‌سازی کنند. ژن‌های خوبی که همچنان پیش می‌روند واقعیت ژن‌های خوب انسان‌ها به همین خلاصه می‌شود به اینکه بدانیم در کجا و چطوری قرار است بهترین مسیر انسانی را برگزینیم و خدمت کنیم، گاهی لازم است برای تشییع غواصان دست بسته حماسه خلق شود و گاهی بهتر این است که راهی میدان مبارزه شوی و گاهی هم باید بار و بنه همسر یا پسرت را ببندی و از زیر قرآن بگذرانیش وبدانی شاید این آخرین دیدار با روی عزیزت باشد و گاهی هم در زمان صلح لازم است منصب امانتداری را تجربه کرده و خدمتگذار واقعی شوی. ژن‌های خوب نه رانت‌بازی را بلدند، نه می‌توانند در دوربین زل بزنند و به مردم دروغ بگویند، نه بلدند حقوق و ملک نجومی بگیرند و نه نسبت به کشور و مردم مظلوم جهان بی‌تفاوت هستند، این است نمونه کامل یک ژن خوب و انسانی؛ حتی اگر هیچ وقت دانشنامه دکتری نگرفته باشد. ژن‌های خوب اینطورند که با درک صحیح از زمان و مکان همه امکانات را محصور به خودشان نکرده و تلاش دارند تا ضمن ارتقای روحی خودشان به رشد مسیری که به آن می‌اندیشند کمک کرده و در این مسیر از فداکردن جان و مالشان هیچ‌ ابایی ندارند. آنهایی که دارای ژن خوب انسانی هستند هیچ‌گاه در خفا با دشمن نمی‌خندند و بر سر معاملاتی که ممکن است مشهورشان کند منافع مردمشان را به خطر ‌نمی‌اندازند. انسان‌های دارای ژن خوب برایشان مهم نیست که صدای مظلوم از روهینگیا می‌آید یا از لبنان و یا از یمن و سوریه، حتی در دل امریکا نیز توجه به مظلوم برایشان مهم است، آنها برایشان مهم نیست مظلوم مسلمان است یا مسیحی، حتی سیاه و سفید بودن مظلوم هم درجه حساسیتشان را بالا و پایین نمی‌برد، انسان‌های دارای ژن خوب گاهی شاید لازم باشد مانند امام موسی صدر ترک دیار کرده و در کشور دیگری خدمت کنند و به آگاهی‌بخشی آن مردم کمک کنند. آنها گاهی مانند شهید چمران قید استخدام در ناسا و شرکت‌های معتبر امریکایی را می‌زنند و ضد طاغوت تحسین کرده و در لبنان دوره چریکی می‌بینند. ژن‌های خوب کسانی هستند که در هر حال فریب ابزار زندگی مادی را نخورده و برایشان توجه به انسانیت به قدری مهم و حیاتی است که هیچ‌یک از ابزارهای مادی نمی‌تواند متقاعدشان کند که چشم بر روی بی‌عدالتی و ظلم و استکبار ببندند و از آن بگذرند. آری ژن‌های خوب دنیا این شکلی هستند و اینطور زندگی می‌کنند حالا اگر ژن ‌خوبی پیدا شد و ادعا کرد باید از همین فاکتورها رو کند نه مال و اموال و زندگی اعیانی و نه حتی کارنامه‌ای با معدل بالا چراکه ژن‌های خوب کارنامه‌ اعمالشان را خدایی می‌سنجند نه دنیایی. اگر قرار است مردم ژن‌های خوب را بشناسند بهتر است که به سراغ افرادی با این خصوصیات بروند نه آنهایی که به دور از خانواده در کانادا بزرگ می‌شوند! بهتر است امثال ماندلاها و امام ‌خمینی‌ها و باکری‌ها را بیابند نه افرادی که برند می‌پوشند و نسبت به حال همسایگانشان بی‌تفاوت هستند. ژن خوب در خانواده مغنیه، در جهاد مغنیه پسر شهید عماد مغنیه می تواند تبلور یابد کسی که با وجود شهادت پدرش نگفت وظیفه‌مان را به مقاومت ادا کرده و نوبت دیگران است که بروند تا من سهمم را از این شهادت بردارم، رفت و مردانه شهید شد. ژن خوب در شهدای هسته‌ای متبلور می شود در امثال داریوش رضایی‌نژادها که مقابل فرزند خردسالش بدون داشتن محافظ و ماشین آنچنانی شهید می‌شود. ژن خوب‌ها امثال تهرانی مقدم‌ها هستند که با وجود داشتن لقب پدر موشکی باز هم از کار باز نمی ایستند وآانقدر می‌مانند تا به حقشان که شهادت است برسند. خلاصه بگوییم انسانهای دارای ژن خوب و ژن انسانیت تا به حقشان که شهادت در مسیر خداست نرسند از حرکت باز نمی‌ایستند و متوقف نمی‌شوند. حتی اگر مانند شهید بهشتی بدانند جانشان در خطر است حاضر به قصاص قبل از جنایت حزب منتقدشان نمی‌شوند. ژنهای خوب همه در هر کجای کره زمین که وجود داشته باشند خصوصیاتی هم‌سان دارند و حاضر نیستند انسانیت را با هیچ یک از ادوات مادی معامله کند. این انسانهای دارای ژن خوب ممکن است مانند راشل کوری در امریکا متولد شده باشند اما مقابل ظلم رژیم غاصب صهیونیستی به خانواده بی‌پناه فلسطینی تاب نیاورند و اجازه دهند تانک از روی بدنشان بگذرد اما تسلیم نشوند.نویسنده: مائده شیرپور

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...