اطلاعاتی در خصوص نقاشی کودکان از دیدگاه روانشناسی

دسته‌بندی: روانشناسی
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶ آبان ۹, سه‌شنبه ساعت ۱۹:۲۲۰ رأیبدون امتیاز

هنگامی که کودکان مشغول به نقاشی کشیدن می کنند، شاید فکر کنید که نقاشی آن ها هیچ مفهومی نداشته باشد. اما نقاشی کودکان هم دارای محتوا است و در این مقاله از دکتر سلام می خواهیم به تفسیر نقاشی کودکان از دیدگاه روانشناسی بپردازیم. توصیه ما این است که حتما این مقاله را مطالعه کنید […]

هنگامی که کودکان مشغول به نقاشی کشیدن می کنند، شاید فکر کنید که نقاشی آن ها هیچ مفهومی نداشته باشد. اما نقاشی کودکان هم دارای محتوا است و در این مقاله از دکتر سلام می خواهیم به تفسیر نقاشی کودکان از دیدگاه روانشناسی بپردازیم. توصیه ما این است که حتما این مقاله را مطالعه کنید و از دست ندهید. با ما همراه شوید.

نقاشی خانواده، از یک سو واجد یک شکل و از سوی دیگر دارای یک محتوا است. یعنی دارای عناصر صوری و محتوایی است که هر کدام تفسیر خاص خود را دارد. تفسیر نقاشی در سطح ترسیمی شامل:

وسعت و نیروی خطوط

وسعت: خطوط با حرکتی گسترده و بخش قابل ملاحظه ای از صفحه: نمایشگر گسترش حیاتی و سهولت برونگردی تمایلات است و خطوط با گستردگی کم و بخش محدودی از صفحه، نمایشگر وقفه ‌ای در گسترش حیاتی و میل شدید به دورنگردی است.

نیرو: خط پر نیرو و پررنگ به معنای نیرومندی کشاننده‌ ها، شهامت، خشونت در برابر ترس از ناتوانی یا رهاسازی غریزی است و خط کمرنگ، مبین کشاننده های ضعیف، ملایمت، کمرویی، وقفه غرائز است.

ریتم یا آهنگ ترسیم

تکرار خطوط قرینه‌ ای (خط ‌ها یا نقطه‌ ها)، تمایل به تکرار ریتمی و رفتار قالبی است و به این معناست که کودک بخشی از حالت طبیعی و ارتجالی خود را از دست داده است و زیر تاثیر قواعد تحمیل شده زندگی می‌‌ کند در چنین مواقعی می توان فرضیه وجود یک روان آزردگی یا وجود خصیصه‌ های وسواسی و یا مراقبت موشکافانه از کودک را عنوان کرد.

ناحیه ترسیم: رمزگردانی فضایی

ناحیه پایین صفحه: ناحیه غرایز بنیادی صیانت ذات است و کودکانی که از خستگی، روان آزردگی، افسردگی و ناتوانی رنج می‌برند این بخش از صفحه را انتخاب می ‌کنند.

ناحیه بالا: ناحیه گسترش تخیلات و ناحیه افراد آرمان نگر و رؤیا پرداز است.

ناحیه چپ: این گذشته است و ناحیه آزمودنی‌ هایی است که به سوی کودکی خویشتن بازگشته‌ اند.

ناحیه راست: ناحیه آینده است.

جهت نقاشی

ترسیم از چپ به راست: حرکت طبیعی پیش رونده.

ترسیم از راست به چپ: حرکت واپس رونده.

البته در این میان باید به راست برتر بودن یا چپ برتر بودن توجه کرد. افراد راست برتر نیمرخ ها یا جهت نقاشی‌ هایشان به سمت چپ است.

تفسیر نقاشی در سطح ساخت صوری شامل:

ارزشیابی غنا و درجه تکامل نقاشی

درجه تکامل نقاشی می تواند نشان دهنده درجه رشد و رسیدگی کسی باشد آن را ترسیم کرده است و بر این اساس نقاشی به منزله سنجش طراز تحول وی در نظر گرفته می‌شود (مانند تست گوریناف) البته دو موضوع را باید مد نظر داشت: اول این که کودکان ممکن است به رشد و رسیدگی رسیده باشند ولیکن دچار مشکلات عاطفی باشد (وقفه روانی) و نقاشی خود را بدون طرح کلی، بدون زندگی تقلیل می دهند و دوم آنکه بعضی از کودکان ممکن است نارسا خوان باشند. مشکلات بدنی داشته باشند و یا در برابر کاری که از آنها خواسته می‌شود تضاد عاطفی نشان دهند.

پویایی ترسیم و تعامل بین اشخاص

از دیگر مواردی که باید به آنها توجه کرد پویایی ترسیم و تعامل بین اشخاص و روابط بین آنهاست:

ریخت تعقلی: کودکانی که به صورت منطقی و نظام دار نقاشی می‌ کنند «من» انعطاف ناپذیری دارند و قواعد سختی بر زندگی آنها تحمیل شده که یک دلیل آن می تواند آموزش نظم و انضباط آموزش دیده در مدرسه یا کپی برداری از دیگر نقاشی ‌ها.

ریخت حسی: در طرف مقابل کودکانی که به صورت راحتی نقاش می‌ کنند، «من» انعطاف پذیرتری دارند و در نقاشی آنها خطوط منحنی قالب بر خطوط راست است.

سطح محتوای نقاشی و تفسیر روان تحلیل گری نقاشی

در تست ترسیم خانواده کودک دنیای اجتماعی خویش را آن طور که علاقه‌ مند است ترسیم می‌ کند و می ‌تواند هر اندازه که دلش می‌ خواهد از واقعیت عینی فاصله بگیرد و در واقع عواطف کودک توانسته‌ اند دید وی را از واقعیت منحرف سازند. این گرایش ‌های عاطفی بر دو نوع ‌اند: مثبت و منفی

گرایش‌ های مثبت: احساسات تحسین آمیز یا عاشقانه ‌ای هستند که کودک را به سرمایه گذاری در موضوعی که برای وی برتر است هدایت می ‌کنند یعنی موجب ارزنده سازی آن موضوع در نقاشی وی می‌ شوند. برای مثال کودک نقاشی خود را با ترسیم آن شخصیت آغاز می کند، وقت بیشتری را صرف ترسیم آن می کشد، او را بلند قامت تر از سایر اعضا ترسیم می کند، برای آن فرد چیزهای غنی تری ترسیم می کند مثل کیف دستی، چتر و…

گرایش‌ های منفی: احساسات تحقیر آمیز یا کینه توزانه‌ ای هستند که فرد را بر آن می ‌دارند که از سرمایه گذاری در شخصی که موضوع آن است اجتناب کند یعنی به نا ارزنده سازی وی در نقاشی خود بپردازد. برای مثال آن شخصیت را از نقاشی خود حذف کند، کوچک تر بکشد، خط خطی کند، از دیگران با فاصله ترسیم شود، یکی از اندام های بدن وی ترسیم نشود و…

بنابراین در تحلیل محتوایی نقاشی کودک، هر گونه تغییرشکل، حذف و اضافات باید مورد بررسی قرار گیرد چرا که معرف سطح اضطرابی است که کودک از محیط بیرونی خود احساس می کند و به واسطه این اعمال این سطح از اضطراب را در خود پایین می آورد.

در دیدگاه روان تحلیلگری اعتقاد بر این است که شخصیت انسان ها از سه بعد نهاد، من و فرامن تشکیل شده است. نهاد بعد ابتدایی شخصیت هر انسانی است و بعبارتی با رفع نیازهای ذاتی انسان مثل نیاز به غذا و آب سر و کار دارد. من بعد دوم شخصیت و معقول ترین بعد شخصیت هر انسانی است و نیازهای نهاد را متناسب با واقعیت رفع و رجوع می کند. فرامن نیز بعد سوم شخصت و در واقع همان وجدان اخلاقی هر فردی است که باید ها و نبایدهای زندگی فرد را تعیین می کند. حالا وقتی صحبت از اضطراب در کودک می شود، این اضطراب در بعد من و فرامن در فرد ایجاد می شود. یعنی وقتی من نتواند نیازهای سطح اول شخصیت که لذت جو بود و با ارضای فوری نیازهای خود سر و کار داشت، برآورده کند، من باید میانجیگری کند و اگر نتواند راه معقولی برای برآورده سازی آن نیاز پیشنهاد دهد دچار سطحی از اضطراب می شود و به دنبال آن اضطراب جهت جلوگیری از فروپاشی خود از مکانیزم های دفاعی روانی که نوعی راهبردهای دفاعی جهت فروپاشی شخصیت هر انسانی هستند استفاده می کند.

گاهی اوقات کودک دست به استفاده از مکانیزم های دفاعی «من» علیه اضطراب می زند مانند:

دفاع من در برابر اضطراب ناشی از تهدید برونی

وقتی تهدید خطرناکی که اضطراب را به راه می ‌اندازد، از بیرون تحمیل شود، کودک از مکانیزم های دفاعی زیر استفاده می کند:

انکار (نفی وجود): آن فرد را از نقاشی حذف می کند.

معکوس کردن نقش ها: وی را در موضع فرزند بزرگتر قرار دهد و خود را به شکل بچه کوچک تر ترسیم کند.

همسان سازی با رقیب: به سادگی جای او را می گیرد، یعنی خود را به جای آن شخصیت ترسیم می کند.

واپس روی: خود را در سنینی قرار می دهد که شیطنت نمی کرده.

جابه جایی: اگر دختر باشد خود را در هیات یک پسر مجسم می کند.

دفاع «من» علیه اضطراب ناشی از کشاننده های درونی

وقتی که کودک با نیروی غرائز داخلی رو به رو می شود و از آن طرف با فدای من رو به رو می شود دچار اضطراب می‌ شود و در نتیجه از مکانیزم‌ های دفاعی زیر استفاده می‌ کند:

جابجایی: کودک شخص دیگری را نقاشی می ‌کند و ارضاء غرائز به وسیله آن شخص انجام می شود.

فرافکنی: کودک کشاننده گنهارانه را به شخصی که موضوع آن است نیست نسبت می دهد و سپس آن شخص است که به جای وی واجد آن گرایش می‌ شود.

اضطراب در برابر فرامن

اضطراب در مقابل فرامن، اضطراب گنهکاری است چنین اضطرابی ناشی از سختگیری والدین است. کودکانی که از این اضطراب در رنج‌ اند خود را به نحوی در نقاشی نمایان می‌ سازند که موجب بخشش آنها شود.

بازگشت کشاننده های پرخاشگرانه علیه خود: کوچک تر کشیدن خود و یا در مواقع افراطی حذف خود

بازگشت: موارد دیگر ممکن است کودک از موقعیت کنونی خود صرف نظر کند و موقعیت یک نوزاد در گهواره را انتخاب کند وخود را در قالب یک نوزاد به تصویر بکشد.

جابه جایی: ترسی که فرد را مصمم می‌ کند که از جنس خود صر فنظر کند و خود را در قالب تصویر یک دختر جلوه‌ گر سازد.

منبع: جوان آنلاین

اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...