مهارتآموزی؛ معبر برونرفت از تله فقر

در این شرایط وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی «فقر مهارتی مردم» و «مردم فقیر» را دو چالش اقتصاد ایران میداند و میگوید: بحران جامعه امروز ایران، شکاف مهارتی است و برای برون رفت از تله فقر و غلبه بر آن، باید به تربیت افراد ماهر بپردازیم. به گزارش فارس، علی ربیعی در نشستی که با کارکنان سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور داشت،
گفت: تا زمانی که مدیران ماهر نداشته باشیم و نیروهای کار از مهارت لازم برای کاهش قیمت تمامشده برخوردار نباشند، ساختن کارخانه کمکی به توسعه کشور نمیکند و اگر بدون وجود اینها کارخانهها را بسازیم، پس از چند سال قدرت رقابت خود را از دست میدهند مگر اینکه با دادن یارانه آنها را به ظاهر سودمند کنیم.
آنگونه که وزیر کار میگوید، برای رفع فقر و تحقق توسعه، باید به مهارتآموزی نیروی کار پرداخت و از این رهگذر به سمت فقرزدایی و توسعه اقتصادی قدم برداشت گرچه در عمل، اجرای چنین سیاستگذاری کلانی در جامعه ایرانی، بهویژه در حوزه بازار کار سخت بهنظر میرسد.
کار سخت بازآموزی مهارتسال گذشته بود که وزیر کار از تغییر ذائقه متقاضیان وارد شده به بازار کار خبر داد. به گفته ربیعی، درحالیکه بین نظام آموزشی کشور و نیاز بازار کار تناسب مطلوبی وجود ندارد، ذائقه افرادی که در سالهای اخیر وارد بازار کار میشوند نیز تغییر کرده و اشتغال به کارهای موجود در بازار را نمیپسندند. رد پای درستی این گفته وزیر را در آمارهای منتشر شده از سوی مرکز آمار ایران و وضعیت اشتغالزایی در کشور نیز میتوان یافت.
گزارشهای منتشر شده از سوی مرکز آمار ایران درخصوص تعداد دانشآموختگان دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی نشان میدهد که تعداد آنها در سال 1395به 9میلیون و 638هزار و 853نفر رسیده است درحالیکه این تعداد در سال 1390، 6میلیون و 361هزار و 291نفر بوده است.
به گزارش همشهری، بر این اساس تعداد دانشآموختگان دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی از سال 1390تا سال 1395با رشد سالانه 8.7درصد، درمجموع طی این 5سال 51.5درصد رشد داشته که ایجادکننده تقاضایی بالا برای سالهای آتی در بازار کار بوده و حضور موفق آنها در بازار کار، نیازمند برنامهریزی دقیقی است.
حال اگر 3مسئله اساسی کشور در حوزه بازار کار و توسعه یعنی فقر مهارت، تغییر ذائقه متقاضیان کار و تعداد بالای فارغالتحصیلان دانشگاهی را در کنار یکدیگر بگذاریم، میتوان چنین نتیجه گرفت که اشتغالزایی، توسعه و رفع فقر، جز از مسیر مهارتآموزی فارغالتحصیلان دانشگاهی میسر نمیشود. اما آیا باز آموزی مهارتهای حرفهای به این دسته از نیروی کار که بخشی از آنها وارد بازار کار شدهاند و بخشی نیز بهزودی به جرگه متقاضیان این بازار میپیوندند در عمل امکانپذیر است؟
بهنظر میرسد، برای یافتن پاسخ این سؤال، راهی بهتر از مراجعه به نتایج اجرای طرح کارورزی دولت در دسترس نباشد؛ براساس این طرح، دولت سامانهای ایجاد کرد تا فارغالتحصیلان دانشگاهی بیکار با ثبت نام در آن بهعنوان کارورز برای مدتی حدود 6ماه به بنگاهها داوطلب آموزش کار معرفی شوند و پس از اتمام دوره کارورزی، بهعنوان یک نیروی کار جذب آن بنگاه اقتصادی یا بنگاههای دیگر شوند.
در این طرح دولت مشوقهایی برای کارفرما و کارورز درنظر گرفته بود اما آخرین اظهارنظرهای متولیان این طرح حاکی از آن است که اول آبان سالجاری، از بین همه کسانی که در سامانه کارورزی ثبتنام کردهاند، فقط شرایط حدود ۹۴ هزار فارغالتحصیل بیکار دانشگاهی احراز شده است. در کنار همه نقدهایی که به طرح کارورزی میشود، باید گفت استقبال پایین از این سامانه نیز گویای مسیر دشوار مهارتآموزی به نیروی کار کشور است که به گفته وزیر کار از آن گریزی نیست.