فهرست انواع ضرب المثل های فارسی و ایرانی که با حرف چ آغاز میگردند
چاقو دسته خودش را نمیبُردبستگان و نزدیکان به یکدیگر خیانت نمیکنند.

انسان باید ذاتاً خودش خمیره و وجود کاری را داشته باشد.
چاه کن همیشه ته چاه استکسی که بد خواه دیگران باشد خود نیز دچار مشکل و گرفتاری خواهد شد.
چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسیهر کس به دیگران بدی کند و ناراحتی به وجود آورد، خوش هم به آن دچار خواهد شد.
چپ چپ نگاه کردننگاه خشم آلود و غضبناک و قهر آمیز.
چپ میره راست میآیدکار یا حرف ناراحت کنندهای را مدام تکرار کردن مثل: گله، بهانه گیری، توقع بیجا، منت گذاشتن و غیره.
چپ اندر قیچیبه هم ریخته و آشفته. کج و راست بودن و پیچ و خم داشتن چیزی.
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانینتیجه کار نسنجیده و تحقیق نشده، پشیمانی و زیان است.
چراغ ظلم تا صبح نمیسوزدظلم و ظالم همیشه دوام نمییابد.
چراغانی پارسالبه کسی که در جریان امری نباشد و سؤوالات ناشی از عدم اطلاع بکند، میگویند.
چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام استاول رسیدگی به وضعیت خود و خانواده و فراهم کردن آسایش آنها سپس کمک به دیگران.
چشته خورکسی که مفتخوری و کمک گرفتن همیشگی از دیگران عادت کرده باشد.
چشم بسته غیب می گویدکس که از موضوعی روشن و واضحی خبر میدهد.
چشمت روز بد نبینددر هنگام تعریف موضوع و صحنه بد و ناراحت کننده یا ترسناک که آرزو کنند شنونده از دیدن آن دور باشد.
چشم چشم را نمیبیندتاریکی بیش از حد.
چشم حسود کورانشاالله کسی که نمیتواند خوشی و پیشرفت کسی را ببیند کور شود.
چشم دیدن کسی را نداردبسیار حسود و بدخواه است.
چشم زدننظر زدن، وقتی کسی یا چیزی با دیدن و تعریف کسی بیمار یا خراب یا دچار خطر و ضرر میشود.
چشم و دل سیرنسبت به مال یا خوردن بیتفاوت بودن و طبع بلند داشتن.
چشم و گوش بستهکسی که از حقایق امور آگاه نیست و چیزی نمیداند.
چشمها را درویش کردننظر ناپاک نداشتن، چشم روی چیزی یا کاری بستن و دیده را نادیده کردن.
چشمهایش آلبالو گیلاس میچینهاشتباهی دیدن، چیزی را که جلو چشم است نمیبیند و از این و آن سوال میکند.
چشمش هزار کار میکنه که ابروش نمیدونهزیرک و موذی.
چشم هم چشمیرقابت از روی حسادت.

راه چاره پوچ و بیهودهای که در هنگام خشم یا برای شوخی ارائه میگردد.
چنته خالی شدنتمام شدن، از دست دادن و نداشتن سرمایه یا علم و یا سخنی برای گفتن و...
چند کلمه هم از مادر عروس بشنوتمسخر و تحقیر کسی که خود را داخل حرف دیگران کند.
چنگی به دل نمیزندچیزی که جالب و دلچسب نباشد و مطبوع و مطلوب واقع نشود.
چوب خدا صدا نداره، اگر زنه دوا نداردوقتی خدا بخواهد کسی را تنبیه کند به طریقی چنان درمانده و گرفتارش میکند که شخص حتی فکرش را نکرده.
چوب خط پر شدنزیاد شدن بدهی و یا پر و لبریز شدن پیمانه عمر.
چوب دو سر طلاکسی که نزد هر دو طرف دوست و دشمن خفیف و بیآبرو شده باشد.
چوب را که برداری گربه دزد فرار میکنهمقصر با کوچکترین حرکتی میترسد و میگریزد.
چوب لای چرخ کسی گذاشتناشکال تراشی و مزاحمت، جلوگیری از پیشرفت کار.
چوب معلمه گُله، هر کی نخوره خُلهخشم و عتاب معلم نه از سر آزار بلکه عین مهربانی است و هر کس آن را تجربه نکرده باشد در واقع چیزی نیاموخته.
چوپان بیمزدزحمت بیفایده، برای نادان و حق ناشناس رنج بردن.
چو دخلت نیست، خرج آهستهتر کنباید متناسب با مقدار موجودی و درآمد خرج کرد.
چوسی آمدنقمپز در کردن، تعاریف مبالغهآمیز و فخر فروشانه.
چهار دیواری اختیاریمعمولاً در جواب اعتراض همسایه در مورد ایجاد مزاحمت میگویند؛ یعنی صاحب خانه هستم و اختیار تام امور خانه را دارم.

با دقت و با کنجکاوی یا تعجب نگریستن.
چهارشنبه یکی پول گم میکنه یکی پیدا میکنهموقعی که رنج و غم کسی باعث شادی دیگران شود.
چهار میخه کردنمحکم کاری کردن.
چهار نعل تاختنتندروی در هرکاری.
چه علی خواجه، چه خواجه علیفرقی نمیکند، هر دو حرف یا هر دو حساب یکی است و اختلافی ندارد.
چه کشکی، چه پشمیانکار طلب یا وعده و قول و...
چیزی که عوض نداره گله ندارهنباید از مقابله به مثل ناراحت شد.
سایر ضرب المثلهای فارسی و ایرانی به ترتیب حروف الفبا:
| الف | ب | پ | ت | ث | ج | چ | ح | خ | د | ذ |
| ر | ز | س | ش | ص | ض | ط | ظ | ع | غ | ف |
| ق | ک | گ | ل | م | ن | و | ه | ی |
گروه سرگرمی ستاره
