فهرست انواع ضرب المثل با حرف ق
قاپ کسی را دزدیدنکسی را تحت اختیار گرفتن و مال خود کردن.
قاطی مرغها شدنجوانی که داماد شده یا مجردی که متأهل شده باشد.

جا زدن و تا آخر تحمل مشکلی را نکردن.
قال کار را کندنبه آخر رساندن و تمام کردن کار یا هر چیز دیگر، ته کار یا قضیهای را بالا آوردن.
قال گذاشتنکسی را که تنها یا به انتظار گذاشتن و به دنبال کار خود رفتن.
قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهریقدر و ارزش هر کار و هنری را خبره و هنرمند در آن میداند.
قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آیدنعمتها، خوشیها و ایام سعادت و تندرستی همیشگی و پایدار نیستند و انسان وقتی ارزش واقعی آنها را میداند که آنها را از دست بدهد و دچار مشکل و گرفتاری شود.
قربون برم خدا رو، یک بام و دو هوا رودر یک مسئله و امری واحد بنا بر مصلحت دو گونه عقیده و دو برخورد متفاوت داشتن.
قربون بند کیفتم، تا پول داری رفیقتمدوستیهای مادی، کسانی که به خاطر پول و مادیات با کسی دوستی میورزند.
قسم حضرت عباس را باور کنم یا دم خروس را؟به کسی میگویند که حقیقتی آشکار را انکار کند و برای تبرئه خود قسم بخورد.
قشقرق به پا کردنداد و قال و کولیگری، بر سر چیزی فتنه و آشوب به پا کردن.
قصاص قبل از جنایتمحکوم و مجازات کردن پیش از مشخص شدن و اثبات خطا.
قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شودتوصیه به توجه و اعتنا نسبت به هر چیز کم و اندک، سفارش به صرفهجویی که به مرور موجب جمع و قابل توجه شدن هر چیز میگردد.

اوضاع ناجور و نامساعد.
قند توی دل آب کردنخوشحالی بیش از حد، ذوقزده شدن.
قوز بالا قوزگرفتاری روی گرفتاری اضافه شدن مشکل قبلی به طوری که کار پیچیدهتر و خرابتر شود.
قوطی بگیر و بنشانپیغام پوچ و بیمحتوی یا دستور کاری بیهوده به مزاحم دادن جهت رفع مزاحمت و از سر باز کردن.
قیمه و قرمه کردنزخمی و مجروح ساختن، لت و پار کردن.
سایر ضرب المثلهای فارسی و ایرانی به ترتیب حروف الفبا:
| الف | ب | پ | ت | ث | ج | چ | ح | خ | د | ذ |
| ر | ز | س | ش | ص | ض | ط | ظ | ع | غ | ف |
| ق | ک | گ | ل | م | ن | و | ه | ی |
