قصیده ی طنز آبیه از مجتبی احمدی

دسته‌بندی: سرگرمی
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷ تیر ۱۶, شنبه ساعت ۰:۴۹۰ رأیبدون امتیاز

مجتبی احمدی آه، واحسرتا، دریغا آب! بی‌پناه و غریب و تنها،‌ آب روزگاری کیابیایی داشت بود در هرکجای دنیا، آب گاه با رود می‌دوید به دشت گاه می‌ماند توی دریا، آب بس که بسیار بوده پیش از این گشته در قصه‌ها هویدا، آب می‌شده گاه کوزه از او پُر می‌رسیده به دستِ «لیلا»، آب ……\ این محتوا فقط برای کاربران است....

قصیده ی طنز آبیه از مجتبی احمدی


مدیر ۱۳۹۷/۰۴/۱۵ ۲۰:۱۹ 22 بازدید بدون دیدگاه

مجتبی احمدی آه، واحسرتا، دریغا آب! بی‌پناه و غریب و تنها،‌ آب روزگاری کیابیایی داشت بود در هرکجای دنیا، آب گاه با رود می‌دوید به دشت گاه می‌ماند توی دریا، آب بس که بسیار بوده پیش از این گشته در قصه‌ها هویدا، آب می‌شده گاه کوزه از او پُر می‌رسیده به دستِ «لیلا»، آب ……

لطفا برای دیدن ادامه مطلب وارد شوید. یا ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
دستهشعر شعر طنز
برچسب ها اشعار طنز مجتبی احمدیشعر طنز آبشعر طنز خشکسالیقصیده آبیه
اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...