کاریکلماتور : بی بهره است فقیر از بهره ی بانکی

دسته‌بندی: سرگرمی
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷ مرداد ۹, سه‌شنبه ساعت ۱۷:۳۳۰ رأیبدون امتیاز

سری هفتاد و ششم از سیبیل نوشت ها\ \  کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی :\ \ _در قلب مردم خانه کردم تا بی خانمان نباشم.\ _بشکن می زند بزن بهادر پیر در دعوا.\ _وقتی تردید به جانش می افتاد،چشمانش تر می شد.\ _با طناب دار نمودار شد در جمع،خود باخته.\ _برای خوشامد عروس...

کاریکلماتور : بی بهره است فقیر از بهره ی بانکی


مدیر ۱۳۹۷/۰۵/۰۹ ۱۷:۳۳ 20 بازدید بدون دیدگاه

سری هفتاد و ششم از سیبیل نوشت ها

کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی :

_در قلب مردم خانه کردم تا بی خانمان نباشم.

_بشکن می زند بزن بهادر پیر در دعوا.

_وقتی تردید به جانش می افتاد،چشمانش تر می شد.

_با طناب دار نمودار شد در جمع،خود باخته.

_برای خوشامد عروس دریایی،لباس دامادی پوشید صیاد.

_دودمانش را دود کرد تا دوستان سرخپوستش آمدند.

_ باعث شد عمرم به دنیا نباشد،بیمه ی عمر.

_دور بر می دارند در میدان،رانندگان.

_به همه سواری می داد،آدم کله خر.

_بی بهره است فقیر از بهره ی بانکی.

_آزادی خواه هستند تمام زندانیان.

_بعد از گند زدن به زندگی اش،مگس ها را صدا می زد ساده لوح.

دستهکاریکلماتور نثر طنز
برچسب ها سیبیل نوشت هاکاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی
اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...