شعر طنز ثبتِ نامستان پولستانى!

دسته‌بندی: سرگرمی
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷ شهریور ۱۳, سه‌شنبه ساعت ۱۲:۳۶۰ رأیبدون امتیاز

از روىِ دست اخوان ثالث ثبتِ نامستان پولستانى! شعر طنز حمید آرش آزاد « سلامت را نمى ‏خواهند پاسخ گفت» سرها سخت مشغول است «وگر دستِ محبّت سوىِ کس یازى» به اکراهِ فراوان دست بر مى ‏دارد از رایانه و ماشین حساب و چُرتکه و غیره، که فکرش پهلوىِ پول است! ××× رفیقا، نازنینا، اى …

از روىِ دست اخوان ثالث
ثبتِ نامستان پولستانى!
شعر طنز حمید آرش آزاد

« سلامت را نمى ‏خواهند پاسخ گفت»

سرها سخت مشغول است

«وگر دستِ محبّت سوىِ کس یازى»

به اکراهِ فراوان دست بر مى ‏دارد از

رایانه و ماشین حساب و چُرتکه و غیره،

که فکرش پهلوىِ پول است!

×××

رفیقا، نازنینا، اى پدرجانا!

رسیده فصلِ تابستان و وقتِ «ثبتِ نام» آمد

مدیرانِ عزیز و پُر تلاش و سختکوش نوعى از برخى مدارس را

زمانِ کوششِ جدّى شد و ایّام

تقریباً به کام آمد!

به «غیر انتفاعى» سخت مى ‏کوشد مدیر اینک

و توىِ گاو صندوق‏اش

ترافیکى سترگ و سخت سنگین است از دستِ

هزاران، صد هزاران قطعه‏ ها از اسکناس و چک!

×××

و در این سوى، یک خانه

دگر از فرش و مبل و کاسه، منقل و غیره

کاملاً عارى ‏ست،

و جاىِ این همه، از چند روزِ پیش،

دکانِ کهنه‏ ىِ یک مرد سمسارى‏ست.

و او اکنون حسابى شاد و شنگول است

و باباىِ سه طفل، اینک

به جیبش مبلغى پول است!

×××

عزیزا! گولِ ظاهر را نخور،

این سُرخى روىِ من از افزایش سطحِ ویتامین نیست.

اگر دقت کنى،

این سرخى از شرم است،

که بى پولم، ولى پولى کلان باید بپردازم،

و در اینجا،

– به قولِ آن قدیمى‏ ها که مى‏ گویند: –

چشمم کور و دنده‏ م کاملاً نرم است!

×××

عزیز من! «صدایى نیست، حرفى نیست»

رسیده ماهِ مرداد و دگر در شهر، برفى نیست!

«صدایى گر شنیدى»

«صحبتِ سرما و دندان» نیست.

براى این که – اى خنگِ خدا! – دیگر زمستان نیست.

کنون در مدرسه، هر دم

صداىِ خش خش بشمردنِ پول است،

و آقاىِ مدیر، اینک،

حسابى شاد و شنگول است!

×××

ولى خوشحال باید بود

چون نامِ مدراس «انتفاعى» نیست!

و این‏هایى که من گفتم

«رُباعى» نیست!

اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...