شاه تا جایی که فکر می‌کرد خشونت اثر دارد، سرکوب می‌کرد


شاه تا جایی که فکر می‌کرد خشونت اثر دارد، سرکوب می‌کرد

استاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: شاه تا جایی که فکر می‌کرد خشونت اثر دارد، سرکوب می‌کرد.

به گزارش تجارت‌نیوز، فرشاد مومنی،رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد که در یازدهمین همایش سالانه «مرزهای دانش اقتصاد توسعه» که به مناسبت بیست و یکمین سالگرد درگذشت دکتر حسین عظیمی با عنوان «اقتصاد سیاسی تعامل با دنیای خارج در شرایط تحریم و نابسامانی‌ ها و آثار آن بر سرنوشت توسعه ملی»، سخن می‌گفت، اظهارداشت: در دوره احمدی نژاد وقتی تحریم‌ ها شروع شد، شادمانی می‌کردند که تحریم برای ما نعمت است و عزم ما را به بهبود اوضاع جزم می‌کند، در کمتر از سه ماه، وقتی با اعتراض هم باندی‌ های خود نسبت به نابسامانی‌ ها روبرو شدند، در میان هم باندی‌ های منصف‌تر احمدی نژاد عده ای گفتند بی صلاحیتی‌ ها و بی‌کفایتی‌ های اداره اقتصاد ملی هم در این زمینه نقش دارد، اما همین فرد که چند ماه قبل خوشحالی می‌کرد، پرخاشگرانه به آنها اعتراض کرد که چرا می‌گویید بخشی از آن به سوء مدیریت ما برمی‌گردد، کل ماجرای نابسامانی‌ ها ریشه در تحریم دارد!

این استاد دانشگاه با بیان اینکه این گونه سخن گفتن و اداره کشور، ۸۰ میلیون نفر را تنبیه می‌کند اما در مقابل به کسانی دیگر خیرهای بزرگ می‌رساند، اضافه کرد: از دریچه اقتصاد سیاسی قابل درک است، اما از جهت معرفتی این طرز حرف زدن، منعکس کننده سطح ادراک آنها از مسائل اداره نظام ملی هم در نظر گرفته می‌شود. بنابراین ما بسیار نیاز داریم در این زمینه کارهای جدی بکنیم. در دانش توسعه گفته می‌شود وابستگی کشورها به یکدیگر، با یکدیگر هم‌تراز نیست. هر قدر ضریب اهمیت کالاهای مورد نیاز یک کشور از کالاهایی که خود به اقتصاد جهانی عرضه می‌کند، بالاتر باشد، از درون این مناسبات رابطه یک سویه میان طرف قوی ‌تر و ضعیف‌ تر حاصل می‌شود که اسم آن را وابستگی می‌گذارند.

مومنی با تاکید بر اینکه ما نیاز داریم مطالعه شرافتمندانه و با حریت راجع به انبوه شکنندگی‌ هایی که وابستگی‌ های ذلت آور به دنیای خارج به ایران تحمیل کرده انجام دهیم، گفت: شاید در درون ساختار قدرت تمایلی برای آن وجود نداشته باشد، اما کشور برای اینکه روی پای خود بایستد به چنین دانایی‌ هایی نیاز دارد. نمی‌شود گفت هر چه وابستگی‌ های یک سویه بوده با سقوط رژیم پهلوی رفع شده این صورت‌بندی احساسی است که اعتبار علمی ندارد.

وی تاکید کرد: یکی از مهم‌ترین و حیاتی‌ترین دلایل عقیم ماندن جنبش مشروطه به عنوان جنبش اجتماعی فراگیر و تبدیل شدنش به ضد خود در طی دوره کمتر از یک ربع قرن، این بود که همچنان تابع کاپیتولاسیون بودیم. یک مواجهه نابرابر یک سویه بود که به آن رابطه وابستگی گفته می‌شود و حتی علی رغم انقلاب فراگیر مردمی اراده طرف قوی‌ تر به اراده طرف ضعیف‌ تر تحمیل شد.

این استاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه مجلس اول و دوم هر اقدام اصلاحی ریشه داری که خواستند برای نجات ایران کنند با مواجهه‌ های بسیار خشن، زورگویانه و گستاخانه طرف خارجی روبرو شدند، توضیح داد: مثلا وقتی اولین تلاش برای کاهش هزینه‌ های دربار انجام شد، واکنش اتحاد استبداد و استعمار، یعنی روس و دربار، این بود که مجلس را به توپ بستند. وقتی صنیع الدوله می‌خواست نخستین لایحه بودجه را به پارلمان ببرد، مقابل در مجلس دو تن از اتباع روسیه او را ترور کردند، در جریان محاکمه، آن ها بازجوهای ایرانی را تهدید می‌کردند که اگر از گل نازک‌تر به ما بگویید پدرتان را درخواهیم آورد! چون بر اساس کاپیتولاسیون حداکثر کاری که می‌توانستند بکنند این بود که این دو جنایتکار تروریسم را تقدیم سفارت روسیه کنند.

این اقتصاددان یادآور شد: وقتی مشروطه‌چی‌ ها به این جمعبندی رسیدند که روسها در کادر کاپیتولاسیون به راحتی می توانند ایرانی‌ ها را هدف قرار می‌دهند، بنابراین شوستر آمریکایی را وارد ایران کردند، وقتی او اولین اقدام جدی برای مالیات ستانی از اصطلاحا دانه درشت‌ ها را انجام داد، وزارت خارجه روسیه در اطلاعیه ای اعلام کرد اگر ظرف ۷۲ ساعت شوستر از ایران اخراج نشود و دارایی‌ های شعاع السلطنه که توسط شوستر مصادره شده بود به او بازگردانده نشود قوای روس تهران را اشغال خواهند کرد.

مومنی با بیان اینکه هرچه به گذشته برمی‌گردیم مسائلی که اکنون پیچیده و غیر شفاف است را می‌توان به عریانی دید و با الهام از آن، شرایط امروز را بهتر درک کرد، ادامه داد: تمام شواهد نشان می‌دهد هم برآمدن رضاشاه و هم بیرون رفتن او، با مداخله عریان خارجی‌ ها صورت گرفته است. حتما باید توجه داشته باشیم که تنظیم روابط با دنیای خارج به صورت آبرومند و عزتمدار یکی از حیاتی‌ترین مسائلی است که باید راجع به آن فکر کرد.

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد اظهارداشت بسیار مایه تاسف است که مسائل سرنوشت ساز کشور ما موضوع مناقشه‌ های حیدری - نعمتی شده است و توضیح داد: مسائل سرنوشت ساز کشور را تبدیل به مسائل جناحی و برای رو کم کنی فردی کرده اند، حرف‌ هایی می‌زنند که اهل علم وقتی می‌بینند در این بازار متاعی برای عرضه ندارند، سکوت می‌کنند. بساطی برپاست!

مومنی به تحولات رخ داده در مقاطعی از دوران سلطنت محمدرضا شاه اشاره کرد و گفت: اولین کوشش جدی برای برون رفت از دورهای باطل توسعه نیافتگی در دوره محمدرضا شاه به دولت ملی دکتر مصدق برمی‌گردد. دیدیم که هم آمریکایی‌ ها و هم روس‌ ها و هم انگلیسی‌ ها برای اینکه خودشان سلطه مطلق پیدا کنند، ابتدا تلاش کردند به تنهایی مصدق را با کودتا سرنگون کنند. وقتی ناکام شدند با اینکه خارج از ایران راجع به ده‌ ها موضوع با یکدیگر اختلاف اساسی داشتند، آن ها را محفوظ نگه داشتند و اعلام کردند در اینکه این دولت در ایران نباید ریشه‌دار شود، متفق و مشترک المنافع هستند. بنابراین در پیگیری منافع در ایران با یکدیگر مشترک بودند. مطابق آن کاری که در زمان مشروطه شد که یک سال بعد از پیروزی توافقی میان روس و انگلیس توافقنامه امضا کردند که فرمول آن این بود «نصف لی، نصف لک، والله خیرالرازقین...» حیطه‌ های نفوذشان را با یکدیگر هماهنگ کردند.

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه مشابه همین هماهنگی به شکل وقیح تر با ابزارهایی کثیف ‌تر درباره دکتر مصدق اعمال شد، ضن انتقاد از برخی مواضع که مداخله کشورهای خارجی را در کودتای ۲۸ مرداد علی رغم پذیرش آنها و حتی نگارش ده‌ ها کتاب در این باره رد می‌کنند، اظهار داشت: بالاخره اراده خارجی به ما تحمیل شد و نشان می ‌دهد وقتی قدرت مان نابرابر باشد، تاب توان نداریم. در آغاز دهه ۱۳۴۰ ماجرای اصلاحات ارزی در ایران انجام شد، که صددرصد با مداخله خارجی بود. به همین جهت است که اصلاحات ارزی در ایران جز نوادر تجربه‌ های اصلاحات ارزی در دنیا است که پس از اصلاحات ارضی تولید کشاورزی در ایران کاهش پیدا کرد. ببینید ما چقدر ماجرا داریم!

این عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه باید از این زاویه ماجرای رفتن محمدرضا شاه را نیز زیر ذره بین گذاشت، گفت: ببینید چگونه اگر ایرانی‌ ها بخواهند مصالح خود را عالمانه بفهمند پارازیت‌ هایی از بیرون و پایگاه‌ های بیرونی‌ ها در داخل، ما را گیج می‌کنند و اجازه نمی‌دهند به جمع‌بندی درستی برسیم. تصور کنید اکنون که می‌خواهند جمهوری اسلامی را متهم کنند می‌گویند کل ماجرای رفتن محمدرضا شاه از ایران در «گوادلوپ» تصمیم گیری شد. این تحلیل مانند این است که یک کاسه آب واقعی را در دریای دروغ بریزی! اینکه در گوادلوپ تصمیم گیری شد درست است، اما فرایند قابل توجهی طی شد تا به آنجا رسید.

مومنی توضیح داد: سال ۱۴۰۱، همان دست‌ های مشکوک دولت، حکومت را تشجیع می‌کردند که به معترض‌ ها با ابزارهای سرکوب پاسخ دهند و برای اینکه آن را موجه کنند این مضمون را بسط می‌دادند که محمدرضا شاه چون درباره مردم خشونت نکرد، سقوط کرد. اگر می‌کشت سقوط نمی‌کرد! باید گفت اگر می‌خواهید دروغ بگویید، چند سال دیگر هم صبر کنید تا نسل ما هم نباشند. بعد تا این میزان بی‌پروا دروغ بگویید! محمدرضا شاه تا آن لحظه که فکر می‌کرد خشونت و سرکوب کارایی دارد، از هیچ چیزی در این زمینه فروگذار نکرد. اکنون خیلی‌ ها در ایران استدلال می‌کنند که چون ما از جمهوری اسلامی ناراضی هستیم پس هرچه که در آن دوره قبلی بوده است خوب بوده! هرچند که حق دارند هرگونه که دلشان می‌خواهد فکر کنند، اما این طرز تحلیل هیچ نسبتی با علم ندارد و اگر می‌خواهیم نجات پیدا بکنیم باید تحلیل‌ هایمان با علم رابطه برقرار کند.

این اقتصاددان تاکید کرد: محمدرضا شاه وقتی ماجرای کشتار میدان ژاله وقت شدت گرفت، نه تن ها پشتیبانی‌ های بی‌دریغ و عریان آمریکا، انگلیس و فرانسه را دریافت کرد، حتی چین و شوروی که ژست ضد امپریالیستی داشتند بالاترین مقاماتشان را در مقام پشتیبانی از محمدرضا شاه به ایران فرستادند! محمدرضا شاه زمانی گردنش را کج کرد و گفت پیام انقلاب شما را شنیدیم که حتی تا برقرار کردن یک دولت نظامی هم پیش رفت و یک ژنرال را رئیس دولت کرد و بخش بزرگی از کابینه اش هم نظامی شدند. اما آن هم کار را حل نکرد.

مومنی ادامه داد: او در نطق ۷ دقیقه ای، ۱۲ بار عبارتی با این مضمون را تکرار کرد که من به وجود فساد گسترده در کشور اذعان می‌کنم. به من مجال دهید تا اصلاح کنم. اما واکنش مردم این بود که گفتند همه سرکوب‌ ها و خروج سرمایه‌ ها را انجام دادید، حالا دیگر دیر شده! اینگونه شد که مردم نپذیرفتند. ماجرای گوادلوپ هم عینا همین بود. تا لحظه ای که احتمال ابقاء محمدرضا شاه بود، تمام قدرت‌ های آن زمان از او حمایت می‌کردند. در گوادلوپ گزارشی که ارائه شد این بود که دیگر هزینه کردن برای این آدم فایده ندارد و به طور کلی این برای آنها که خود را به خارجی‌ ها می‌فروشند، دلالت‌ هایی دارد. حتی اگر در حد محمدرضا شاه نیز سرویس بدهید، اگر منافع آنها تامین نشود، شما را مانند دستمال کثیف بیرون پرت می‌کنند! ما امروز بسیار نیاز داریم که این مسائل را مطالعه و مرور کنیم.

مومنی با اشاره به پژوهش «مارک گازیوروفسکی» در کتاب «سیاست خارجی آمریکا و شاه» که در آن شاخص دست نشاندگی را مورد توجه قرار داده است، ابراز عقیده کرد: در این کتاب آمده است دست نشاندگی حکومت‌ های ایران به خارج، اگر از حدودی فراتر رود، مردم آن را تحمل نمی‌کنند. در نگرش سطح توسعه، کلید بحث این است. تنها حکومتی می‌تواند در برابر تحمیل‌های قدرت‌ های بیرونی ایستادگی کند که متکی به مردمش باشد. بنابراین از این دریچه آنها که سال ۱۴۰۱ ساختار قدرت را تشجیع به سرکوب مردم می‌کردند، را مرتبط با منافع بیرونی‌ ها می‌دانم. امکان ندارد حکومت رابطه خود را با مردمش، بر مبنای زورگویی ظلم و فساد و سرکوب قرار دهد و باقی بماند. این جزء محالات است.

این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه ما به گفت و گوهای اعتلاء بخش نیاز داریم و باید بسیار هوشیار باشیم، اضافه کرد: از جنبه دینی بر اساس نص صریح قرآن حتی پیامبران گرامی خداوند نیز در غیاب مشارکت مردم نمی‌توانند سراپرده عدل برقرار کنند. پس آن ها که جانماز آب می‌کشند و به نام دین می‌خواهند وابستگی و سرکوب را با یکدیگر پیش ببرند، باید این را بفهمند که جمهوری اسلامی تنها با فرمولی پیروز شد که در آن مردم صاحبان حق و ولی نعمتان حکومت بودند. هیچ تعارفی هم در این زمینه وجود ندارد.

وی با توضیح علل اهمیت برنامه‌ریزی در کشور، با بیان اینکه هر قدر به سال‌ های اخیر نزدیک می‌شویم، برخی در حکومت گرامی ترجیح می‌دهند به نام برنامه‌ریزی و بودجه‌ریزی ادا درآورند و ظاهرسازی کنند! ادامه داد: تقریبا از آن مسائل اساسی که بودجه و برنامه‌ریزی را معنی‌ دار می‌کند، نمی‌توان هیچ ردی پیدا کرد. می‌خواهیم به این عزیزان بگوییم ما در شرایط بسیار استثنایی هستیم که گرفتار یک نقطه عطف هستیم، آن نقطه عطف را به اعتبار اقتصاد سیاسی بین المللی مراحل سرنوشت ساز در منازعه هژمونیک بین چین و آمریکا می‌گذاریم.

این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به کتاب منتشر شده با عنوان «اقتصاد سیاسی حکمرانی فراملی» که یک استراتژیست ممتاز سنگاپوری آن را به نگارش درآورده و در آن برنامه تبدیل شدن چین به قدرت شماره یک جهان تا سال ۲۰۵۰ را ارائه کرده است، ادامه داد: مطالعه این کتاب، به خوبی نشان می‌دهد از نگاه چینی‌ ها حد ما به عنوان یک ابزار دست چندم است. عده ای با حرف‌های توخالی گفتند ما می‌خواهیم اتحاد استراتژیک با چین داشته باشیم! در حالی که اتحاد استراتژیک چین و روسیه با ما در نحوه مواجهه آنها با برجام و حماس به خوبی خود را نشان داد! وقاحت زیادی می‌خواهد! بحث نادانی نیست، وقاحت است که عده ای مسائل به این عریانی را نادیده بگیرند و حرف‌ های نسنجیده بزنند. حدود جایگاهی که چین برای ما قائل است را با مطالعه این کتاب می‌توان فهمید.

مومنی گفت: هر کس که بگوید بنا به ملاحظات امنیتی طرف‌ های خارجی امین هستند و می‌شود با آن ها رد و بدل اطلاعات کرد، اما مردم ایران که ولی نعمت و صاحب حق هستند ناامن و نامحرم هستند، اظهارات درست و خوشایندی نیست! در رسانه‌ ها نوشتند همین آدم که گفته به حکم ملاحظات امنیتی نمی‌توان داده‌ ها را منتشر کرد، در دولت قبل گفته بود هر کس این بهانه‌ ها را می‌آورد، می‌خواهد پشت پرده فساد کند! یک بام و چند هوا! اگر مسائلمان را به قاعده جلو ببریم و گرد و خاک‌ هایی که می‌خواهد ما را گیج و از مسئله اصلی دور کند را کنار بگذاریم، تشخیص درست و غلط کارها چندان دشوار نیست.

این اقتصاددان اضافه کرد: از دریچه تحلیل‌ های سطح توسعه گفته می‌شود در شرایطی که یک محیط خارجی به شدت پر آشوب دارید، تجربه تاریخی ۲۰۰ ساله گذشته ایران می‌گوید هرگاه منازعه هژمونیک وجود داشت، طرفین دعوا بر روی اینکه باید سر ایران را زیر آب کنند، با یکدیگر توافق دارند. کتاب «احمد اشرف» را درباره روایت رقابت روس و انگلیس در دوره قاجار را بخوانید. این تعبیر را دارد که روس و انگلیس ایران را در مداری انداختند که رشد اقتصادی در شرایط نیمه استعماری را تجربه کند. یعنی بلاتکلیف بماند، نه مستعمره باشد و نه مستقل. کل هزینه‌ های یک کشور مستقل را بپردازیم و نتوانیم از دستاوردهایش استفاده کنیم، کل هزینه‌ های یک کشور مستعمره را بپردازیم و از هزینه‌ های آن محروم باشیم.

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد به کتاب منتشر شده توسط «مورگان شوستر» پس از اخراج از ایران با عنوان اختناق ایران اشاره کرد گفت: چون آن زمان پیچیدگی‌ ها بسیار کمتر از امروز بود به خوبی کانون‌ های اصلی ماجرا نشان داده می‌شود. تحلیل او این است که آنچه که من مشاهده می‌کنم این است که طرفین دعوا بر روی عقیم سازی حکومت در ایران تفاهم دارند. کتاب «هنر تحریم‌ ها»، نوشته «ریچارد نفیو» نیز پروژه عقیم سازی حکومت در ایران و سازوکار های آن را به خوبی توصیف کرده است.

مومنی با تاکید بر اینکه نباید منتقدان را به عنوان پروژه نفوذ در نظر بگیرند و به انتقادات بی‌اعتنایی کنند، گفت: آنها در این کتاب می گویند اگر حکومت ایران بخواهد ساقط شود، باید رابطه مردم با حکومت قطع شود و آن ها از اصلاح پذیری حکومت سرخورده شوند. از دریچه سیاست اقتصادی نیز باید ما آنها را در کانالی بندازیم که به سمت سیاست‌ های تورم زا و اشتغال زدا حرکت کنند. باید در نظر داشت «باطل السحر» مداخله‌ های از نوع سلطه‌ گری در ایران، ارتقاء بنیه تولید فناورانه است.

وی ادامه داد: اما شما متاسفانه نه تنها به لوازم شناخته شده تولید تن نمی‌دهید، بلکه در همه زمینه‌ های شناخته شده دقیقا جهت عکس را طی می‌کنید. بودجه ۱۴۰۳ را ببینید! چگونه رابطه مردم با حکومت در آن تنظیم شده است! کمترین اعتنا به فرودست‌ترین و محروم‌ترین گروه‌ های اجتماعی صورت گرفته و غیرعادی‌ترین امتیازها به گردن کلفت‌ترین گروه‌ های اقتصادی داده شده است.

این اقتصاددان اظهارداشت: این کار، وضعیت شما را به سامان نمی‌کند. چگونه می‌شود که اگر عزیزان بخواهند یک درصد به دستمزدها اضافه کنند واویلا راه می‌افتد که تورم ایجاد می‌شود، در حالی که کسی که با تورم مشکل دارد تا این میزان بی‌پروا نرخ ارز و بهره را بالا نمی‌برد و دسترسی بنگاه‌ های تولیدی به اعتبارات تولیدی را با چالش های متعدد مواجه نمی‌کند.

مومنی با تاکید بر اینکه کارکرد شوک‌ های قیمتی، گسترش و تعمیق فساد و نابرابری و وابستگی‌ های ذلت آور به دنیای خارج است، گفت: این مساله بیش از ۳۰ بار در ۳۵ سال گذشته تجربه شده و تمام مستندات آن وجود دارد. اگر مشکل حکومت گرامی این است که تولیدات ایران ارزان‌تر به دست خارجی‌ ها می‌رسد، باید گفت تمام مطالعه‌ ها نشان می‌دهد علت این ارزانی این است که ساختار نهادی ایران به طرز بی‌رحمانه ای نیروی کار را استثمار می‌کند. گزارش‌ های رسمی نشان می‌دهد حداقل دستمزد تعیین شده بین یک، دوم تا یک، سوم خط فقر را پوشش می‌دهد. بنابراین دستمزد نیروی کار را بالا ببرید تا قیمت آن محصولات آنچنان ارزان نباشد که انگیزه قاچاق ایجاد کند.

به گزارش جماران، وی با یادآوری اینکه در تمام مطالعه‌ ها گفته می‌شود وجه قالب صادرات به اصطلاح غیرنفتی ما که محصول رانتی معدنی است همراه با هزینه‌ های نابودسازی محیط زیست در ایران و بحران آب است، ابراز عقیده کرد: این هزینه‌ ها را به قیمت تمام شده این محصولات اضافه کنید، چرا فقط ظلم به نیروی کار با شرافت بی دفاع را بلد هستید! عزیزان نابود کردن محیط زیست و نیروی کار را بلدند اما اصل ماجرا را نمی‌بینند.

مومنی با بیان اینکه باستانی پاریزی در کتاب «تلاش آزادی» تاکید می‌کند اینکه فکر کنید در شرایط منازعه هژمونیک اگر زیر پرچم یکی از قدرت‌ ها بروید تا از تعرض دیگری مصون بمانید احمقانه‌ترین کار است که در تاریخ ایران ده‌ ها بار تکرار شده، عنوان کرد: هر وقت منازعه هژمونیک اتفاق افتاد، ایران در قالب دو کادر برایش تعیین تکلیف می‌شود؛ کادر قرارداد ۱۹۰۷ و کادر قرارداد ۱۹۱۹. در واقع یعنی یا یکی از این قدرت‌ های بزرگ، کل ماجرا را به چنگ خود می‌گیرد، یا آنچه را که موجود است، میان خود تقسیم می‌کنند.

این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر اینکه به جای این کارها باید راه نجات را در پیش بگیریم، راه نجات ارتقاء بنیه تولید فناورانه است، ادامه داد: در این چهارچوب که یک ساختار سیاسی به طرز وحشتناک مشارکت زدا داشته باشیم، نمی‌توان انتظار بهبود عملکرد اقتصادی داشته باشیم. اگر بهبود اقتصادی می‌خواهید، با تقدم امر سیاسی روبرو هستید. ابتدا باید اصلاح سیاسی انجام داد. اما همچنان برای این تعبیر مشکوک و خانمان برانداز، ابراز خوشحالی می کنند. با محیط زیست نابود شده و جامعه سراسر آلوده به فساد چگونه می‌خواهند بنیه تولید بالا ببرند.

وی با بیان اینکه تولید کننده‌ ها با بحران دسترسی به سرمایه در گردش مواجه هستند، گفت: اما وقتی که مقداری قیمت ارز و تورم بالا رفت، راه حلی که عزیزان پیدا کردند این بود که به صورت رندانه و غیر رسمی یکباره نرخ بهره را ۷ درصد افزایش دادند! کمیسیون اقتصادی مجلس در گزارشی عنوان کرد از زمان فعال شدن بانک‌ های خصوصی در ایران تا یک دوره ۲۰ ساله در آمیزه فعال شدن رانت خوری، رباخوری، دلالی خوری و خام فروشی فشارهای وحشتناک به تولید کننده‌ ها صرف نظر از کیفیت آنچه که تولید خوانده می‌شود رشد تولید ۳۶ درصد بوده و رشد نقدینگی ۱۰۲۵۰ درصد! نسبت‌ ها را ببینید بعد وقتی می‌خواهند پاداش دهند به صاحبان نقدینگی با افزایش ۷ درصدی نرخ بهره پاداش می‌دهند.

مومنی اضافه کرد: بعد همین مقامات بانک مرکزی می‌گویند حواستنان باشد بخش اعظم این نقدینگی ها سپرده‌ های مدت‌دار است و ۷۴ درصد سپرده‌ های مدت‌دار متعلق به یک درصد صاحبان سپرده است. یعنی در هیچ عرصه ای از حیات جمعی ایرانیان، نابرابری ناموجه فاجعه ساز در این ابعاد وجود ندارد! بنابراین بنیه اندیشه ای که این اقتصاد و جامعه را اداره می‌کند به طرز فاجعه آمیزی ناکافی است.

وی با تاکید بر اینکه راه نجات کشور، تولید فناورانه است و باید تولید را به مثابه حیات جمعی در نظر گرفته و بایسته‌ های اصلاحی در حیطه‌ های فرهنگ، سیاست و اجتماع را همتراز با اقتصاد رعایت کنید، تصریح کرد: در هیچ جای دنیا نمی توانند داغ و درفش به روی مردم بلند کنند و بعد از آنان بخواهند جلوی قدرت‌ های بزرگ بایستند.

مومنی گفت: آمادگی دارم با وزیر امور خارجه درباره این موضوع گفت وگو کنم که تحت اراده چینی‌ ها و روس‌ ها بودن در مهم‌ترین جهت‌گیری‌ های ۱۰ ساله گذشته، چه ابعادی پیدا کرده است. شما می‌گویید این قرارداد ابعاد امنیتی دارد اما من راجع به چیزهایی صحبت می‌کنم که خودتان درباره آن صحبت کردید. اگر بخواهند صادقانه کشور نجات پیدا بکند یک گزارش شرافتمندانه ملی به ما بدهند که چینی‌ ها نفت را چگونه از ما می‌خرند؟ به چه قیمتی می‌خرند؟ و چگونه پول را ارائه می‌دهند. اینها چیزهایی است که منتشر شده؟!

مومنی با بیان اینکه علائمی وجود دارد که نسبت به میزان وابستگی ذلت آور صنایع ما به طور مشخص صنعت خودروسازی، به چین هشدار می دهد، تاکید کرد: حاضرم با وزیر صنعت در این باره مناظره کنم که الگوی روابطی که در صنعت خودروسازی میان ما و چین تعریف کردید، نسبتی با یک حکومت مستقل ندارد. حمل بر صحت می‌کنیم و می‌گوییم دقت بایسته کارشناسی نشده است. ما آمادگی داریم این‌ ها را آشکار کنیم. با نیت اینکه همین عزیزان بیشتر سر کار بمانند. اما یقین بدانید با این الگوی روابط که تعریف شده ایران نمی‌تواند به سمت بهبود وضعیت برود.

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد یادآور شد: در سند برنامه ششم عزیزان ۱۹۶ هدف کلی و حدود ۵۵۶ استراتژی تعریف کرده بودند. می‌خواستند ۵ ساله به آن برسند. گفتم شرافتمندانه تنها یک هدف را اختصاص دهید و آن ارتقاء بنیه تولید ملی باشد. اگر شرافتمندانه به تمام لوازمش تن دهید، ایران نجات پیدا می‌کند. اگر ما دل سوزانه تلاش می‌کنیم، به این دلیل است که هنوز می‌شود ایران جایگاه بایسته خود را پیدا کند. اگر وابستگی‌ های ذلت آور به دنیای خارج به حداقل برسد و رابطه ات با مردم مبتنی بر اعتماد باشد، می‌توانیم با این ظرفیت‌ های انسانی و مادی به مدد اندیشه‌ های از جنس اندیشه‌ های حسین عظیمی، ایران را نجات دهیم. عزیزان قبل از مرگ سهراب به سراغ حل مشکلات بروند.

منبع : جماران
به اشتراک گذاری

روی کلید واژه مرتبط کلیک کنید
منتخب امروز

بیشترین بازدید یک ساعت گذشته

رازگشایی از ناپدید شدن ناگهانی صدها ستاره در آسمان!