نسیم مرعشی در جاهایی بهتر از احمد محمود مینویسد
لیلی گلستان روز گذشته به خانه صفوی اصفهان آمد تا از کتاب «زندگی پیش رو» نوشته رومن گاری بگوید.
او در بخشی از سخنان خود گفت: من آثارم را با عشق انتخاب میکنم نه اینکه چون اثری پرفروش بوده سراغش بروم و آن را ترجمه کنم و جالب اینکه با این وجود همیشه هم کارهای ترجمهام پرفروش بوده است.
وی در ادامه افزود: من در اصل اثر تغییر نمیدهم و تا جایی که بتوانم همان که هست را ترجمه میکنم. کتاب «زندگی پیش رو» از رومن گاری نیز به خاطر موضوعش که داستان یک مادر بدکاره بود مدتها توقیف بود. در این کتاب یک شخصیت کودک بود که به خاطر محیط زندگی بیادب بود. گفتند تا بچه را تربیت نکنی اجازه چاپ نمیگیری و من گفتم تربیت نمیکنم.
گلستان افزود: من در اعتراض به فروش افست کتاب در بازار خودم کتاب را به گالری آوردم و روزی ٢٥ جلد از آن میفروختم و بسیار خوشحال بودم. با یک روزنامه مصاحبه کردم و گفتم من یقه آن کسی که کتاب من را ممنوعالچاپ کرده میگیرم. نهایتا قبل از عید یک تماس از ارشاد داشتم. آقای خوشرویی پای خط تلفن بود که گفت خانم یقه چه کسی را میخواستی بگیری؟ بیا بگیر. کتابت اجازه چاپ گرفته و من البته خیلی خوشحال شدم.
وی در ادامه گفت: من این روزها کارنویسندههای جوان را زیاد میخوانم و لذت میبرم. مثلا خانم نسیم مرعشی نویسنده کتاب «هرس» فوقالعاده نوشته است. این روایت از آدمها و جنگ بینظیر بود. من حتی او را با زمین سوخته احمد محمود مقابسه کردم و به نظرم در جاهایی حتی او بهتراز محمود نوشته است.
گلستان درباره تاثیر و تاثر ادبیات و نقاشی نیز گفت: من از آن گالریدارهایی هستم که نمیگذارم کسی روی نقاشی اسم بگذارد و برایش داستان بگویند. نقاشی باید خودش گویا باشد. البته وضعیت سپهری فرق میکرد. سهراب را خانم سیحون معرفی کرد و او واقعا بین نقاشی و شعر سیر میکرد.
گلستان درباره دلیل علاقهاش به گالریداری نیز گفت: من از کودکی با پدر و مادرم به افتتاحیه گالریها که اندک هم بود میرفتم. آن روزها مدتها میایستادیم و نقاشی میدیدیم و دربارهاش گفتوگو میکردیم. حالا میآیند نقاشیها را میبینند یک صدور میزنند و میروند.
«زندگی در پیش رو» کتاب رومن گاری، نویسنده، فیلمنامهنویس، کارگردان، خلبان جنگ جهانی دوم و دیپلمات فرانسوی است که او را با نام مستعار برای دومین بار موفق به دریافت جایزه ادبی گنکور ۱۹۷۷ کرد.
او این رمان را با نام مستعار امیل آژار منتشرکرد. از این رمان، فیلمی نیز توسط Moshé Mizrahi درسال ۱۹۷۷ ساخته شده است. گاری پیش از این جایزه گنکور را برای کتاب «ریشههای آسمان» در سال ۱۹۵۶ دریافت کرده بود .
منبع: ایبنا
لیلی گلستان معتقد است؛ روایت نسیم مرعشی از آدمها و جنگ بینظیر بود. من حتی او را با زمین سوخته احمد محمود مقایسه کردم و به نظرم در جاهایی حتی او بهتر از محمود نوشته است.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
تاریخ : چهارشنبه 1397/08/30 ساعت 08:50

لیلی گلستان روز گذشته به خانه صفوی اصفهان آمد تا از کتاب «زندگی پیش رو» نوشته رومن گاری بگوید.
او در بخشی از سخنان خود گفت: من آثارم را با عشق انتخاب میکنم نه اینکه چون اثری پرفروش بوده سراغش بروم و آن را ترجمه کنم و جالب اینکه با این وجود همیشه هم کارهای ترجمهام پرفروش بوده است.
وی در ادامه افزود: من در اصل اثر تغییر نمیدهم و تا جایی که بتوانم همان که هست را ترجمه میکنم. کتاب «زندگی پیش رو» از رومن گاری نیز به خاطر موضوعش که داستان یک مادر بدکاره بود مدتها توقیف بود. در این کتاب یک شخصیت کودک بود که به خاطر محیط زندگی بیادب بود. گفتند تا بچه را تربیت نکنی اجازه چاپ نمیگیری و من گفتم تربیت نمیکنم.
گلستان افزود: من در اعتراض به فروش افست کتاب در بازار خودم کتاب را به گالری آوردم و روزی ٢٥ جلد از آن میفروختم و بسیار خوشحال بودم. با یک روزنامه مصاحبه کردم و گفتم من یقه آن کسی که کتاب من را ممنوعالچاپ کرده میگیرم. نهایتا قبل از عید یک تماس از ارشاد داشتم. آقای خوشرویی پای خط تلفن بود که گفت خانم یقه چه کسی را میخواستی بگیری؟ بیا بگیر. کتابت اجازه چاپ گرفته و من البته خیلی خوشحال شدم.
وی در ادامه گفت: من این روزها کارنویسندههای جوان را زیاد میخوانم و لذت میبرم. مثلا خانم نسیم مرعشی نویسنده کتاب «هرس» فوقالعاده نوشته است. این روایت از آدمها و جنگ بینظیر بود. من حتی او را با زمین سوخته احمد محمود مقابسه کردم و به نظرم در جاهایی حتی او بهتراز محمود نوشته است.
گلستان درباره تاثیر و تاثر ادبیات و نقاشی نیز گفت: من از آن گالریدارهایی هستم که نمیگذارم کسی روی نقاشی اسم بگذارد و برایش داستان بگویند. نقاشی باید خودش گویا باشد. البته وضعیت سپهری فرق میکرد. سهراب را خانم سیحون معرفی کرد و او واقعا بین نقاشی و شعر سیر میکرد.
گلستان درباره دلیل علاقهاش به گالریداری نیز گفت: من از کودکی با پدر و مادرم به افتتاحیه گالریها که اندک هم بود میرفتم. آن روزها مدتها میایستادیم و نقاشی میدیدیم و دربارهاش گفتوگو میکردیم. حالا میآیند نقاشیها را میبینند یک صدور میزنند و میروند.
«زندگی در پیش رو» کتاب رومن گاری، نویسنده، فیلمنامهنویس، کارگردان، خلبان جنگ جهانی دوم و دیپلمات فرانسوی است که او را با نام مستعار برای دومین بار موفق به دریافت جایزه ادبی گنکور ۱۹۷۷ کرد.
او این رمان را با نام مستعار امیل آژار منتشرکرد. از این رمان، فیلمی نیز توسط Moshé Mizrahi درسال ۱۹۷۷ ساخته شده است. گاری پیش از این جایزه گنکور را برای کتاب «ریشههای آسمان» در سال ۱۹۵۶ دریافت کرده بود .
منبع: ایبنا