طیف سیاسی اصلاح طلب در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 پشت سر حسن روحانی قرار گرفت و از او حمایت کرد.
طیف وسیعی از جریان های سیاسی اصلاحات و شخصیت هایی که با این جریان حش و نشر داشتند، به حمایت از نامزدی روحانی در انتخابات ریاست جمهوری 92 پرداختند.
جدای از جریان اصلاحات، کارگزارانی ها و با سردمداری مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی از حامیان آقای روحانی بودند.
بی تردید حمایت ها، تبلیغات و وعده های داده شده از سوی حامیان روحانی به مردم بود که باعث شد او در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 برگزیده شود.
شعارها و وعده هایی که آقای روحانی در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری داد، برگرفته از سیاست هایی بود که اصلاح طلبان ارائه داده بودند. در واقع تولید محتوایی تبلیغات انتخاباتی را اصلاحات انجام داد، چرا که نوع تبلیغات و رقابتی که در انتخابات سال 92 و حتی 96 جریان داشت، از جنس اصلاح طلبان بود!
حمایت ها در دوره نخست ریاست جمهوری آقای روحانی با قوت ادامه داشت، مطالباتی هم که از سوی اصلاح طلبان از دولت تدبیر و امید درخواست شده بود، در طول چهار سال دوره نخست همراه با حمایت پیگیری می شد.
اصلاح طلبان در جریان رقابت های انتخاباتی و تبلیغاتی که برای روحانی انجام می دادند، بخشی از تبلیغات را به مسائل اقتصادی اختصاص دادند و بخش دیگر را هم به مسائل سیاسی، در واقع از هر دو حربه برای پیروزی بهره بردند.
پس از پیروزی روحانی در انتخابات، سران اصلاحات و لیدرهای جریان شامان از این پیروزی سرخوش و مست در اندیشه تغییر و تحولاتی بودند که شاید بر زبان نیاوردند، اما در مغز خود آنها را پرورش داده بودند.

سعید حجاریان یکی از تئوریسینهای جریان اصلاحات که از حامیان روحانی بود و در سال های اولیه با تعابری خاصی از دولت تدبیر و امید حمایت میکرد، 31 خرداد 93 درباره دولت آقای روحانی چنین گفته بود؛ «اصلاحطلبان حامی و ستون فقرات برنامههای روحانی هستند، اگر اصلاح طلبان بشکنند روحانی هم شکسته است چرا که وی با حمایت هاشمی و خاتمی و همچنین کنارهگیری عارف و بسیج اصلاح طلبان رأی آورد. پس در صورت عدم حضور اصلاحطلبان جریان راست،روحانی را به ورطه شکست میبرند.»
این تعبیر و تعریف را از سعید حجاریان تئوریسین جریان اصلاحات داشته باشید (که البته از این تعابیر و تعاریف از سوی او و همفکرانش بسیار وجود دارد) تا امروز که با تغییر 180 درجه ای در مواضع خود و جریان اصلاحات، به منتقد جدی و سرسخت دولت تبدیل شده اند.
کافی است به روند حمایتی اصلاح طلبان از روحانی و دولت تدبیر و امید نظری بیفکنیم و به اهداف آنها از این رفتار سیاسی پی ببریم.
روشن است که اصلاح طلبان پس از رفتارهای ناشایستی که در فتنه 88 از خود بیرون ریختند و بروز دادند، جایگاه و پایگاه سیاسی و اجتماعی خود را از دست دادند، نه صد در صد بلکه درصد قابل توجهی از جایگاه را از دست رفته می دیدند.
روحانی تیری شد در تاریکی برای اصلاح طلبان، اگر او در انتخابات پیروز می شد، اصلاح طلبان القاء می کردند که نقش ما باعث پیروزی او شدف اگر هم شکست می خورد خود را کنار کشیده و آن ناکامی را نمی پذیرفتند.
در واقع انتخابات ریاست جمهوری سال 92 با وجود فردی همچون آقای روحانی در انتخابات، به مثابه نردبانی برای اصلاح طلبان بود.
اما دیری نپایید که این نردبان، دیگر برای اصلاح طلبان کارآیی نداشت، چرا که نتوانست خواسته های اصلاح طلبان را برآورده کند.
نباید نقش اصلاح طلبان در حمایت از دولت تدبیر و امید را نادیده گرفت، بخش زیادی از ناکامی های دولت باید به پای اصلاحات نوشته شود.
اتفاقاً جریان سیاسی اصلاح طلب در پی آن است تا شکست ها، ناکامی ها و وعده هایی که به مردم داده شد اما برآورده نشد، به گردن روحانی و دولت او بیفتد. آنها در پی تطهیر خود هستند در حالی که هم در به وجود آمدن دولت تدبیر و امید و هم در ادامه راه سهیم بوده و هنوز هم هستند.
مدتی است دیگر از آن تعاریف و تعابیری که برای دولت و شخص روحانی به کار می رفت، خبری است، در عوض هر چه انتقاد بخواهید، از سوی اصلاح طلبان وجود دارد.
جالبی ماجرا در این است، زمانی که حجاریان آن جمله بالا را گفت، «اصلاح طلبان ستون فقرات برنامه های روحانی هستند) برخی از دولتیان به آن واکنش نشان دادند.
یونسی دستیار پیشین ویژه رئیسجمهور درباره سخنان حجاریان گفته بود؛ این تعابیر، تعابیری شوخی است و اصلاحطلبان ستون فقرات دولت نیستند.
روشن است که آن سخنان و حمایت های گسترده از روحانی و دولت تدبیر و امید اکنون با وجود انتقادات تند و تیز جریان اصلاحات، نمی تواند به فراموشی سپرده شود.
اصلاح طلبان سیاست فرار از شکست را در پیش گرفته اند علاوه بر این که با چنین سیاستی سعی دارند با ارائه تهوری های خود، جامعه را به سوی یک اغتشاش بکشانند، سخنان آقای حجاریان نشانگر آن است که پروژه آشوب سازی برای ایجاد اعتراضات مدنی آغاز شده و در مواضع اصلاح طلبان همچون سعید حجاریان دیده می شود.

اصلاح طلبان از فضای ایجاد شده در فرانسه بهره برده و سعی دارند تاآن با به ایران نیز سرایت دهند و باعث شوند چنین اتفاقی در ایران نیز بیفتد.
سعید حجاریان به تازگی گفته است« اصلاحطلبان هیچگاه با روحانی عقدی به معنای ائتلاف نبسته بودند و حالا که آقای روحانی از خودش عبور کرده، طبیعی است که برخی اصلاحطلبان با او زاویه پیدا کنند. روحانی به بسیاری از وعدههایش عمل نکرد و...»
ماه عسل یا پیک نیک اصلاح طلبان با دولت تدبیر و امید را باید پایان یافته دانست؟!
آقای حجاریان که پیش از این و در آغاز دولت تدبیر و امید، اصلاح طلبان را ستون فقرات برنامه های روحانی دانسته بود، اکنون چگونه میگوید که اصلاح طلبان با روحانی ائتلاف نکرده اند؟!
اگر ستون فقرات نباشد، سرپا ایستادن برای هر بدنه ای ناممکن خواهد بود و اگر ائتلافی وجود نداشته است، پس آن همه حمایت های عمیق و گسترده از دولت تدبیر و امید و شخص روحانی در چهار سال نخست چه بود؟
عبور اصلاح طلبان از روحانی مدتها است آغاز شده، هر چند نشانه هایی از اختلاف در اردوگاه آنها دیده می شود و جالب است این اختلافات را پنهان هم نمی کنند و حتی به گفته حجاریان طبیعی است، اما نباید اختلافات بازگو شده و علنی آنها را جدی گرفت.
اگر اصلاح طلبان زمانی که برای حمایت از روحانی ورود کردند، هیچ اختلافی میان آنها وجود نداشت، اکنون نیز پشت کردن به دولت تدبیر و امید را نباید با بروز اختلاف در اردوگاه آنها دانست.
اصلاح طلبان اختلافی میان خود در قطع حمایت و اعلامن برائت خود از دولت روحانی ندارند، بلکه سعی می کنند از فضای ایجاد شده در کشور بهره برداری کنند.
برای اصلاح طلبان انتخابات و روند دموکراتیک که در ایران مردمسالری دینی است، موضوعیت ندارد، حجاریان حتی برگزاری انتخابات را برای جریان اصلاحات بی اهمیت و گدایی قدرت تعریف کرده است، یعنی آنها دیگر نمیخواهند از مسیر قانونی و دموکراتیک وارد شوند، برای همین است که پس از عبور از روحانی، در سر ایجاد آشوب و نافرمانی مدنی را پیگیری می کنند.
اما آیا در صورت موفقیت دولت روحانی در برآورده کردن وعده ها نیز اصلاح طلبان چنین موضعی می گرفتند؟
قطعاً در آن شرایط اصلاح طلبان موفقیت ها را به نام خود ثبت میکردند، تا جایی که بتوانند جایگاه و پایگاه تضعیف و تخریب شده خود را باز یابند.
رفتارهای ناهنجار اصلاح طلبان این برداشت را می رساند که آنها قصد دارند برنامه ای با هدف ایجاد اعتراضاتی در کشور دنبال کنند. در چنین شرایطی آشکار کردن نیت آنها برای مردم و افکار عمومی میتواند از درصد تأثیر برنامه آنها بکاهد و تبعات آن را نیز پاین بیاورد. با چنین تفکیری باید از طریق مردم پاسخ داد.