کاریکلماتور : زوایای تاریک روحم را با چراغ قوه دید زد،روان پزشک

دسته‌بندی: سرگرمی
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷ دی ۷, جمعه ساعت ۲۰:۱۲۰ رأیبدون امتیاز

سری هشتاد و پنجم از سیبیل نوشت ها  کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی _شب ها بیرون نمی رفتم،تا ریخت ماهش را نبینم. _وارد بازی های کثیف کردند،کودک درونم را،مافیای گیم. _به راحتی راه زندگی می آموزد،فرزند وزیر راه. _زوایای تاریک روحم را با چراغ قوه دید زد،روان پزشک. _کاسه ی چه کنم را شکستم،کاسه ی گدایی …

سری هشتاد و پنجم از سیبیل نوشت ها

کاریکلماتورهای محمد مهدی معارفی

_شب ها بیرون نمی رفتم،تا ریخت ماهش را نبینم.

_وارد بازی های کثیف کردند،کودک درونم را،مافیای گیم.

_به راحتی راه زندگی می آموزد،فرزند وزیر راه.

_زوایای تاریک روحم را با چراغ قوه دید زد،روان پزشک.

_کاسه ی چه کنم را شکستم،کاسه ی گدایی دستم گرفتم.

_به اعضایی که در جلسات بچه بازی در می آورند،اسباب بازی هدیه می کنم.

_علوم غریبه را با دانشجویان آشنا کرد،استاد.

_سراب گوسفندان است،چمن مصنوعی.

_با وعده های انتخاباتی کسی سیر نمی شود.

_خطاط بی کار با پرورش ماهی مرکب روی می آورد.

_برای اینکه دورم نزنند سمت میادین شهری نمی روم.

_نامه ی سرگشاده تحویل مردم می داد،پستچی فضول.

اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...