شاعر به عددِ تَرَک هایِ روح،
به اندازه یِ زخم هایِ دل،
واژه در آستین دارد!
تا که غمی سر می رسد،
یک سبد واژه دارد که به دامن ریزد!
یا اگر از سرِ شوق
فریادها دارد در دل،
با بارشِ جوهر بر صفحه یِ کاغذ،
بذرِ طَرَب می کارد!
ساده تر گویم:
شاعر با هر خنده و غم
قلم بر می دارد!
به اندازه یِ زخم هایِ دل،
واژه در آستین دارد!
تا که غمی سر می رسد،
یک سبد واژه دارد که به دامن ریزد!
یا اگر از سرِ شوق
فریادها دارد در دل،
با بارشِ جوهر بر صفحه یِ کاغذ،
بذرِ طَرَب می کارد!
ساده تر گویم:
شاعر با هر خنده و غم
قلم بر می دارد!
