
به گزارش خبرگزاری آریا به نقل از ایندیپندنت ،اگر خاورمیانه ای های مقیم آمریکا را در نظر بگیریم، اکثریت با حامیان ترامپ است ولی اگر دایره را گسترش دهیم و مسلمانان آفریقایی و آسیایی مقیم آمریکا را نیز لحاظ کنیم، حامیان ترامپ و حامیان بایدن تقریبا برابر می شوند. اما نکته سرنوشت ساز این است که کدام گروه برای جلب آراء به سوی ترامپ یا بایدن پویاتر خواهد بود.
رسانه های چپگرا و لیبرال و ترقی خواه آمریکایی که مخالف دونالد ترامپ هستند ادعا می کنند عرب ها و مسلمانان مقیم آمریکا در انتخابات آینده ریاست جمهوری به جو بایدن، نامزد حزب دموکرات رای خواهند داد، چرا که ترامپ فردی اسلام ستیز و حامی سرسخت اسرائیل است و دستور جلوگیری از ورود مسلمانان به آمریکا و انتقال سفارت آمریکا به قدس را صادر کرده است. ولی واقعیت این است که بسیاری از عرب ها و مسلمانان خاورمیانه ای مقیم آمریکا چنین باوری ندارند و قصد دارند به ترامپ رای بدهند.
حامیان عرب ترامپ معتقدند در سوابق او نشانه ای از اسلام ستیزی دیده نمی شود و ممنوع کردن اتباع شماری از کشورهای به زعم آنها حامی تروریسم به آمریکا، واکنشی به حملات تروریستی اسلام گرایانی است که بخش اصلی قربانیان حملات تروریستی آنان را مسلمانان تشکیل می دهند.
عرب های حامی ترامپ در آمریکا می گویند سفر وی به ریاض و تشویق کشورهای عربی و اسلامی به تشکیل ائتلافی علیه تروریسم و توسعه طلبی ایران، صرفا نشانه حمایت آشکار رئیس جمهور آمریکا از ملت های عربی و اسلامی است.
آمریکایی های عراقی تبار که شیعه هستند به دو دسته حامیان شبه نظامیان و مخالفان آنان تقسیم می شوند و اکثریت با مخالفانی است که به ترامپ گرایش دارند. اما سنی ها که اکثرا مخالف شبه نظامیان هستند به ترامپ رای خواهند داد. کردهای عراقی مقیم آمریکا نیز بین دو حزب (دموکرات و جمهوری خواه) تقسیم شده اند ولی اکثر آنها ترامپ را ترجیح می دهند هرچند از او به علت عقب نشینی در مسئله کرکوک ناراضی هستند.
لبنانی تبارهای آمریکا که بیشترین جمعیت را دارند عمدتا از ترامپ حمایت می کنند که با حزب الله مخالف است. اما حامیان حزب الله و چپگرایان به بایدن رای خواهند داد.
اگر خاورمیانه ای های مقیم آمریکا را در نظر بگیریم، اکثریت با حامیان ترامپ است ولی اگر دایره را گسترش دهیم و مسلمانان آفریقایی و آسیایی مقیم آمریکا را نیز لحاظ کنیم، حامیان ترامپ و حامیان بایدن تقریبا برابر می شوند. اما نکته سرنوشت ساز این است که کدام گروه برای جلب آراء به سوی ترامپ یا بایدن پویاتر خواهد بود.
پیشیگرفتن جو بایدن جهان عرب را نگران کرده است
اسکاینیوز عربی نیز در گزارشی به این موضوع پرداخته است و مینویسد که روابط میان کشورهای عربی و آمریکا از ابتدای قرن بیستم تا دهه سوم قرن بیستویکم شدت و ضعف داشته و بنا بر منافع متقابل در نوسان بوده است. صرفنظر از گرایش حزبی رؤسای جمهوری آمریکا، رویکرد و دیدگاه هریک از آنان در ماهیت و چگونگی روابط دوجانبه نیز تأثیرگذار بوده است. «لیندون بی جانسون»، سیوششمین رئیسجمهوری آمریکا که دموکرات بود، به دلیل حمایت از اسرائیل در جنگ ششروزه از حامیان این رژیم به شمار میرفت؛ اما «جیمی کارتر» از همان حزب برای برقراری صلح در منطقه از هیچ تلاشی دریغ نکرد. درباره رؤسای جمهوری آمریکا از حزب جمهوریخواه نیز این مقایسه صادق است. قضاوت درباره «جورج بوش» پسر را باید به تاریخ سپرد؛ حال آنکه «جورج بوش» پدر یکی از نزدیکترین دوستان جهان عرب به شمار میرفت. از آنچه گفته شد نتیجه میگیریم که آمریکا سیاست و فلسفه کاملا مشخصی را دنبال میکند که هدف اصلی آن تأمین منافع این امپراتوری و اجرای دیدگاههای راهبردیاش در سراسر جهان است و در چنین شرایطی فرق نمیکند که رهبر کاخ سفید، دموکرات باشد یا جمهوریخواه.
دراینمیان نتایج نظرسنجیها و پیشیگرفتن جو بایدن نگرانیهایی را در جهان عرب به وجود آورده است. آنانی که از این مسئله ابراز نگرانی میکنند، معتقدند با رویکارآمدن بایدن، دور سوم ریاستجمهوری «باراک اوباما» آغاز خواهد شد. بایدن که هشت سال را بهعنوان معاون اوباما در کاخ سفید گذراند، تنها سایهای از اوباما بود و هیچ کاریزمایی نداشت که او را از دیگران متمایز کند. آنان میگویند که اوباما به دلیل حمایت از گروههای اسلامی و تلاش آشکار و نهان برای بهقدرترسیدن آنها، فاجعه بزرگی برای جهان عرب به بار آورد که تبعات آن همچنان ادامه دارد.
البته در جهان عرب کسانی نیز هستند که سیاستهای ترامپ و تصمیمات او درباره انتقال سفارت آمریکا به بیتالمقدس، بهرسمیتشناختن قدس بهعنوان پایتخت اسرائیل و سکوت در برابر اقدامات «عثمانی» در خاورمیانه را نگرانکننده و اختلافبرانگیز میدانند و معتقدند که با منافع امنیت ملی عربی در تضاد است و بههمیندلیل انتخاب مجدد او را نویدبخش نمیدانند. در واقع میتوان گفت مسیر روابط کشورهای عربی و آمریکا باید اصلاح شود، صرفنظر از اینکه چه کسی به کاخ سفید راه پیدا میکند.
«امین امیل»، یکی از کارشناسان مسائل عرب دراینباره میگوید که سنگ بنای روابط دوجانبه از سوی افکار عمومی آمریکا، در رسانههای سنتی این کشور و شبکههای ارتباط جمعی گذاشته میشود؛ ازهمینرو کشورهای عربی اگر خود را آنگونه که هستند، به آمریکا معرفی نکنند، رسانههای این کشور آنگونه که خود میخواهند، آنها را به افکار عمومیشان معرفی خواهند کرد. او اینگونه ادامه میدهد: «بنابراین مهمترین مسئله این است که کشورهای عربی چگونه باید در این برهه زمانی حساس که جهان با خلأ راهبردی وحشتناکی روبهرو است، خود را بهعنوان بازیگر مهم جهانی معرفی کنند و مهم نیست بایدن در کاخ سفید باشد یا ترامپ».
اما «رای هانانیا» معتقد است باید به این نکته توجه کرد که انتخابات ماه نوامبر مستقیما بر آینده جهان عرب تأثیر میگذارد؛ حتی اگر اختلاف سیاستهای ترامپ و بایدن در قبال خاورمیانه اندک باشد. او نیز مانند امیل بر این نکته تأکید میکند که رهبران عرب باید با استفاده از این فرصت شبکهای هماهنگ ایجاد کنند تا بتوانند آمریکاییهای عربتبار را به سمت خود جلب کنند؛ اما به گفته او «هرچند ایجاد چنین شبکهای میتواند نیازهای جهان عرب را برآورده کند؛ اما نمیتوان از ملتی که نگاه به سمت غرب دارد، انتظار زیادی داشت». چنین اقداماتی در برخی از کشورها در حال انجام است؛ همچنین اسرائیل دارای یک لابی قدرتمند شبکهای است که از صدها کمیته سیاسی تشکیل شده است. سران این رژیم سعی میکنند از طریق رسانهها منافع خود را به دست آورند؛ بهاینصورت که پیامها را آنطور که میخواهند، به رسانهها عرضه میکنند. اسرائیل همچنین برای تأثیرگذاری بر رأیدهندگان آمریکایی کار روابطعمومی و تبلیغات گسترده انجام میدهد که تنها به دو عامل وابسته است: نخست هدف و دوم، هزینههای کلان. بنابراین در چنین شرایطی جهان عرب با داشتن رهبران غیرفعال در عرصه سیاست آمریکا، هیچگاه نمیتواند به آنچه میخواهد، دست یابد.
بازنگری در روابط امریکا و کشورهای حاشیه خلیج فارس
به گزارش میدل ایست آی ،در صورت پیروزی دموکرات ها در پاییز امسال، به احتمال قوی دولت بایدن و رهبران دموکرات کنگره به دنبال بازنگری کاملی در روابط امریکا با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس خواهند بود. اتخاذ مواضع سخت علیه این رژیم ها هزینه چندانی در سطح بین الملل برای واشنگتن در بر نخواهد داشت، اما تاثیر بسیار مثبتی بر رای دهندگان امریکایی دارد. ائتلافی که جای ترامپ را می گیرد چند قومیتی، چند مذهبی و حامی طبقه کارگر خواهد بود و مسائل مربوط به نابرابری درآمد و ثروت و همین طور احترام به حقوق بشر را در راس امور قرار می دهد. دموکرات ها به خاطر ثروت عظیم بادآورده، نابرابری درآمد و نقض حقوق بشر و دموکراسی در کشورهای حوزه خلیج فارس چندان با آنها همذات پنداری نمی کنند و حتی ممکن است این کشورها به راحتی تبدیل به کیسه بوکسی برای دولت جدید بایدن شوند. برنی سندرز، دیگر گزینه دموکرات ها با وجود اینکه نتوانست نامزد اصلی حزب خود شود، اما هنوز هم شخصیت محبوبی در میان چپگرا هاست و شکی نیست که این حزب روز به روز بیشتر به آرمان های او نزدیک تر می شود. برای مثال، محکوم سازی های عمومی عربستان از سوی او به احتمال زیاد به نمایندگی از نظر اکثریت رای دهندگان و فعالان حزب دموکرات است.
با ظهور فناوری های جدید جایگزین در حوزه انرژی و کشف میادین عظیم نفتی در امریکای شمالی، نیاز اقتصاد جهانی به نفت خلیج فارس کاهش یافته و روز به روز از اهمیت جهانی این منطقه کاسته می شود. سقوط قیمت نفت در پی همه گیر شدن ویروس کرونا نیز این روند را تسریع کرده است. ضعف ذاتی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس موجب شده است که آنها برای حیات خود حتی بیش از پیش به حمایت های خارجی وابسته باشند. امریکایی ها دیگر به ارایه چنین حمایتی تمایل ندارند، به خصوص اگر باعث به وجود آمدن ضرر های هنگفتی چون کشاندن امریکا به جنگ با ایران شود. صحت این موضوع به خصوص زمانی مشخص می شود که بایدن ترامپ را شکست داده و مردم امریکا شاهد تغییر نگرش کشورشان نسبت به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس باشند. در عین حال بعید است که سایر قدرت های خارجی مانند روسیه و چین بتوانند به جای امریکا ضامن امنیت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس شوند.
کدامیک از حاکمان عرب نگران شکست ترامپ در انتخابات 2020 آمریکا هستند؟
یاسر ابوهلاله در روزنامه العربی الجدید می نویسد:شهروندان کشورهای عربی از نزدیک انتخابات آمریکا را دنبال می کنندوازرفتن ترامپ از کاخ سفید به پنج دلیل خوشحالند از جمله به این دلیل که ترامپ طرفدار سیاسی نتانیاهو افراط گرا در الحاق کرانه باختری و جولان به این رژیم و انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به قدس و حامی حکام عرب بخصوص در مساله قتل جمال خاشقچی روزنامه نگار و منتقد خاندان سعودی بود و با اینکه محمد بن سلمان ولیعهد عربستان از سوی آژانس اطلاعاتی آمریکا (سی آی ای) و کنگره و نخبگان آمریکایی و رسانه ها و پژوهشگاه ها مورد اتهام بود، اما رییس جمهوری آمریکا از وی حمایت کرد.
وی افزود، این مساله بر روابط ترامپ و محمد بن زاید و عبدالفتاح السیسی تاثیر خواهد داشت. ترامپ در بحران میان کشورهای عضو شورای همکاری در ابتدا از کشورهای محاصره کننده قطر حمایت کرد و با اینکه تلاش کرد تا این بحران را حل کند و کشورهای محاصره کننده را تحت فشار قرار داد تا به بحران پایان دهند اما دیگر کار از کار گذشته بود و این کشورها در موضعی قرار گرفته بودند که بازگشت از آن امکان پذیر نبود.
ترامپ در بیم افکندن میان کشورهای شورای همکاری نسبت به یکدیگر و باج خواهی از آنها موفق بود و به تجهیز عربستان و امارات به سلاح بر علیه یمن ادامه داد علی رغم اینکه کنگره با این مساله مخالف بود و در حالی که ده ها گزارش بین المللی حکایت از رخ دادن جنایت جنگی در یمن به دست آنها داشت. همچنین موضع ترامپ درباره اعراب و مسلمانان در ارتباط با مهاجرت و جریان اسلام هراسی بسیار متعصبانه و افراطی بود و آنچه جان بولتن مشاور سابق امنیت ملی آمریکا در کتاب جدید خود مبنی بر موافقت وی درباره عملکرد چین در قبال ایغورها و ایجاد پادگان ها نظامی برای بازداشت آنها، نشان دهنده دیدگاه عقب مانده و متعصب آن نسبت به اسلام است.
این روزنامه نگار در ادامه اضافه کرد که اگر اعراب و مسلمانان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مشارکت می کردند بی شک طرفدار جو بایدن بودند در مقابل محمد بن سلمان، محمد بن زاید، السیسی و خلیفه حفتر در لیبی اگر می توانستند در انتخابات آمریکا تقلب می کردند تا او کاخ سفید را ترک نکند در غیر این صورت روزگارشان سیاه می شود و دیگر حمایت دولت آمریکا، سی آی ای، کنگره و دادگستری و رسانه های آمریکایی را ندارند. آنها به دشمن آمریکا تبدیل نمی شوند و همچنان متحد باقی می مانند اما مورد توبیخ و مجازات قرار گرفته و اقدامات خصمانه خود را نسبت به کشورهای منطقه و مردم آن کاهش خواهند داد.
