پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: «احمد شیرزاد» از اعضای طیف تندرو اصلاح طلب و نماینده مجلس ششم که رئیس وقت مجلس، به دلیل اظهارات مغایر با منافع ملی، لقب «صدای رادیو اسرائیل» را به او داده بود، در یادداشتی در روزنامه اعتماد با عنوان «نقش کاسبان تحریم» نوشت:«افراد و جریاناتی هم در ایران و هم در امریکا وجود دارند که مایل به دستیابی به توافق نیستند! این افراد در برهههای مختلف و هر زمان که دورنمایی از توافق مشاهده میشود، وارد میدان شده و تلاش میکنند توافق را به حاشیه بکشانند. در آمریکا، جمهوریخواهان تندرو و طرفداران ترامپ هستند که تلاش زایدالوصفی برای به بنبست کشاندن مذاکرات صورت میدهند.»
وی در ادامه نوشت:«در نقطه مقابل در ایران نیز برخی جریانات رادیکال قرار دارند که توافق را برنمیتابند و با استفاده از ابزارهای رسانهای، مالی و ارتباطیشان تلاش میکنند توافق را به حاشیه بکشانند. بخشی از مخالفان توافق را نیز کاسبان تحریم تشکیل میدهند که بهطور کلی لغو تحریمها را مخالف منافع کلان خود ارزیابی میکنند. این در حالی است که ایران برای ساماندهی به اقتصاد و معیشت و بازگشت به بازار نفت به توافق نیاز دارد.»
این عضو تندروی طیف اصلاح طلب در ادامه تصریح کرد:«آن دسته از افراد و جریاناتی که خواستار رسیدن مطالبات حداکثری از دل گفتوگوهای برجامی هستند، احتمالا درک درستی از واقعیتهای موجود در گفتوگو و مذاکره ندارند. این دسته از افراد تصور میکنند که مذاکرهکنندگان در وین دور هم جمع شدهاند تا به مطالبات ایران پاسخ دهند... نه ایران و نه امریکا نمیتوانند مطالبات حداکثری مورد نظر خود را محقق کنند و باید برای دستیابی به توافق از خود انعطاف نشان دهند. انعطافی که کاسبان تحریم همواره در برابر آن سنگاندازی کرده و در مسیر توافق مانعتراشی میکنند.»
*****************
اما واقعیت این است که ساختار حاکمیتی آمریکا- دموکرات ها و جمهوری خواهان- در غارت و چپاول منابع و دارایی های ملت های مختلف و ترور و آدم کشی، کارنامه سیاهی بر جای گذاشته است.
دولت آمریکا به دلیل خوی غارتگری و چپاول، در مقابل دیگر کشورها از 3 طریق عمل می کند؛ حمله نظامی، تحریم و مذاکره.
مواردی از جمله اسقاط پهپاد فوق پیشرفته و گرانقیمت «ترایتون» و موشک باران پایگاه عین الاسد و موارد مشابه دیگر، بیش از پیش ثابت کرد که گزینه حمله نظامی به ایران سالهاست که از روی میز مقامات آمریکایی کنار رفته است.
از سوی دیگر، مقامات و اندیشکده های آمریکایی صراحتا اذعان کرده اند که تحریم ها به حد اشباع رسیده است و بیش از این کارایی ندارد و به همین خاطر تحریم های جدید صرفاً جنبه نمادین خواهد داشت.
ناگفته نماند که بنابر تاکید کارشناسان و صاحبنظران، تحریم ها حدود 20 الی 30 درصد در مشکلات اقتصادی سهیم است و 70 الی 80 درصد مشکلات ناشی از سوءمدیریت و موارد غیرتحریمی است. برای مثال وزیر اسبق راه و شهرسازی در دولت روحانی گفت که به نساختن مسکن برای مردم افتخار می کند. وی با قصور و تقصیرهای خود منجر شد که بازار خرید و اجاره مسکن با افزایش سرسام آوری مواجه شده و بر همین اساس در دولت روحانی با افزایش 700 درصدی قیمت مسکن مواجه شدیم.
در مجموع دولت آمریکا در شرایط فعلی تنها یک گزینه در مواجهه با ایران دارد و آن مذاکره است.
یک سوال؛ آیا آمریکا از مذاکره با ایران به دنبال لغو تحریم ها است!؟ پاسخ قطعا منفی است. دولت آمریکا در پی آن است تا آن نتیجه ای که قرار بود با حمله نظامی یا تحریم به دست آورد، اکنون با مذاکره به دست آورد.
نشان به آن نشان که «وندی شرمن» عضو ارشد تیم مذاکره کننده در دولت اوباما و مقام ارشد فعلی در دولت بایدن پس از امضای برجام صراحتا گفت: «کاری که برجام با برنامه هسته ای ایران کرد، جنگ هم نمی توانست انجام دهد».
یک سوال دیگر؛ آیا باید مذاکره با آمریکا و تروئیکای اروپا حول محور پرونده هسته ای ایران را کاملا منتفی کرد!؟ پاسخ منفی است. هیچکس مخالف مذاکره نیست، بلکه مخالفت اصلی با امتیازدادن یکطرفه و چوب حراج زدن بر دارایی ها و مولفه های قدرت کشور و ملت ایران است.
آمریکا در پی آن است تا با وعده لغو تحریم ها به صورت گام به گام و پلکانی، مولفه های قدرت ایران را یکی پس از دیگری فشل کرده و در نهایت ساختار تحریم ها را نیز بدون تغییر در جای خود نگه دارد. نتیجه برجام خود مثال روشنی از این رفتار آمریکاست.
اما نکته قابل تأمل اینجاست که برخی در داخل علیرغم کارنامه سیاه آمریکا در برجام، ضمن تخطئه صنعت هسته ای و انکار فواید بی نظیر آن در حوزه های مختلف از جمله تأمین دارو، پزشکی هسته ای، تأمین برق و انرژی، کشاورزی و...دقیقا در پازل طرف آمریکایی بازی می کنند.
این جماعت در پی عادی انگاری معامله بر سر توان دفاعی و قدرت منطقه ای ایران است و راه برون رفت از وضع موجود را اجرای برجام های 2 و 3 و...معرفی میکند. به نظر شما، لقب «کاسبان تحریم» برازنده این طیف نیست؟!
وی در ادامه نوشت:«در نقطه مقابل در ایران نیز برخی جریانات رادیکال قرار دارند که توافق را برنمیتابند و با استفاده از ابزارهای رسانهای، مالی و ارتباطیشان تلاش میکنند توافق را به حاشیه بکشانند. بخشی از مخالفان توافق را نیز کاسبان تحریم تشکیل میدهند که بهطور کلی لغو تحریمها را مخالف منافع کلان خود ارزیابی میکنند. این در حالی است که ایران برای ساماندهی به اقتصاد و معیشت و بازگشت به بازار نفت به توافق نیاز دارد.»
این عضو تندروی طیف اصلاح طلب در ادامه تصریح کرد:«آن دسته از افراد و جریاناتی که خواستار رسیدن مطالبات حداکثری از دل گفتوگوهای برجامی هستند، احتمالا درک درستی از واقعیتهای موجود در گفتوگو و مذاکره ندارند. این دسته از افراد تصور میکنند که مذاکرهکنندگان در وین دور هم جمع شدهاند تا به مطالبات ایران پاسخ دهند... نه ایران و نه امریکا نمیتوانند مطالبات حداکثری مورد نظر خود را محقق کنند و باید برای دستیابی به توافق از خود انعطاف نشان دهند. انعطافی که کاسبان تحریم همواره در برابر آن سنگاندازی کرده و در مسیر توافق مانعتراشی میکنند.»
*****************
اما واقعیت این است که ساختار حاکمیتی آمریکا- دموکرات ها و جمهوری خواهان- در غارت و چپاول منابع و دارایی های ملت های مختلف و ترور و آدم کشی، کارنامه سیاهی بر جای گذاشته است.
دولت آمریکا به دلیل خوی غارتگری و چپاول، در مقابل دیگر کشورها از 3 طریق عمل می کند؛ حمله نظامی، تحریم و مذاکره.
مواردی از جمله اسقاط پهپاد فوق پیشرفته و گرانقیمت «ترایتون» و موشک باران پایگاه عین الاسد و موارد مشابه دیگر، بیش از پیش ثابت کرد که گزینه حمله نظامی به ایران سالهاست که از روی میز مقامات آمریکایی کنار رفته است.
از سوی دیگر، مقامات و اندیشکده های آمریکایی صراحتا اذعان کرده اند که تحریم ها به حد اشباع رسیده است و بیش از این کارایی ندارد و به همین خاطر تحریم های جدید صرفاً جنبه نمادین خواهد داشت.
ناگفته نماند که بنابر تاکید کارشناسان و صاحبنظران، تحریم ها حدود 20 الی 30 درصد در مشکلات اقتصادی سهیم است و 70 الی 80 درصد مشکلات ناشی از سوءمدیریت و موارد غیرتحریمی است. برای مثال وزیر اسبق راه و شهرسازی در دولت روحانی گفت که به نساختن مسکن برای مردم افتخار می کند. وی با قصور و تقصیرهای خود منجر شد که بازار خرید و اجاره مسکن با افزایش سرسام آوری مواجه شده و بر همین اساس در دولت روحانی با افزایش 700 درصدی قیمت مسکن مواجه شدیم.
در مجموع دولت آمریکا در شرایط فعلی تنها یک گزینه در مواجهه با ایران دارد و آن مذاکره است.
یک سوال؛ آیا آمریکا از مذاکره با ایران به دنبال لغو تحریم ها است!؟ پاسخ قطعا منفی است. دولت آمریکا در پی آن است تا آن نتیجه ای که قرار بود با حمله نظامی یا تحریم به دست آورد، اکنون با مذاکره به دست آورد.
نشان به آن نشان که «وندی شرمن» عضو ارشد تیم مذاکره کننده در دولت اوباما و مقام ارشد فعلی در دولت بایدن پس از امضای برجام صراحتا گفت: «کاری که برجام با برنامه هسته ای ایران کرد، جنگ هم نمی توانست انجام دهد».
یک سوال دیگر؛ آیا باید مذاکره با آمریکا و تروئیکای اروپا حول محور پرونده هسته ای ایران را کاملا منتفی کرد!؟ پاسخ منفی است. هیچکس مخالف مذاکره نیست، بلکه مخالفت اصلی با امتیازدادن یکطرفه و چوب حراج زدن بر دارایی ها و مولفه های قدرت کشور و ملت ایران است.
آمریکا در پی آن است تا با وعده لغو تحریم ها به صورت گام به گام و پلکانی، مولفه های قدرت ایران را یکی پس از دیگری فشل کرده و در نهایت ساختار تحریم ها را نیز بدون تغییر در جای خود نگه دارد. نتیجه برجام خود مثال روشنی از این رفتار آمریکاست.
اما نکته قابل تأمل اینجاست که برخی در داخل علیرغم کارنامه سیاه آمریکا در برجام، ضمن تخطئه صنعت هسته ای و انکار فواید بی نظیر آن در حوزه های مختلف از جمله تأمین دارو، پزشکی هسته ای، تأمین برق و انرژی، کشاورزی و...دقیقا در پازل طرف آمریکایی بازی می کنند.
این جماعت در پی عادی انگاری معامله بر سر توان دفاعی و قدرت منطقه ای ایران است و راه برون رفت از وضع موجود را اجرای برجام های 2 و 3 و...معرفی میکند. به نظر شما، لقب «کاسبان تحریم» برازنده این طیف نیست؟!
