پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی:
محورهای اصلی بیانات امام خامنه ای مدظله العالی در دیدار معلمان (1401/02/21):
1. ما در کشور تصمیمها، قانونها و سندهای خوب زیاد داریم. مهم، این است که به این تصمیمها عمل بشود.
2. مخاطبین معلّمِ آموزش و پرورش، در بهترین سنّ تأثیرپذیری و تربیتپذیری هستند.
3. فرصتی بهتر از این دوازده سال برای انتقال هویّت اسلامی ایرانی به سازندگانِ تمدن نوین اسلامی نیست.
4. تحققِ وضع مطلوب آموزش و پرورش، نیازمند برنامه، متون آموزشی و ارتقای کمی و کیفی معلمان است.
5. مهمتر از علمآموزی، این است که دانش آموز، احساس هویّت ملّی و اعتماد به نفْس ملّی پیدا کند.
6. با روحیه ی مقاومت و اعتماد به نفس ملی است که آن نسلِ تمدّن ساز به وجود میآید.
7. علوم لاینفع را از کتابها حذف کنید. علم نافع، علمی است که بتواند استعدادها را شناسایی و شکوفا کند.
8. باید به سند تحول آموزش و پرورش عمل شود و برای سنجش پیشرفت هم شاخص کمّی معیّن بشود.
9. فرزندانِ ما امانتهایی در دستان معلمند که باید این امانتها را سالم و با ارزش افزوده تحویل جامعه بدهد.
10. باید مراکز تربیت معلم و دبیرِ ما جوری باشد که واقعاً معلّمِ مطلوب از این جاها بیرون بیاید.
11. شما معلمان با ابتکارات شخصیِ خودتان خیلی کارها میتوانید انجام بدهید.
محورهای بیانات امام خامنه ای مدظله العالی در دیدار معلمان (1401/02/21):
1. ما در کشور تصمیمها، قانونها و سندهای خوب زیاد داریم. مهم، این است که به این تصمیمها عمل بشود.
1/1. هر چه دلتان بخواهد ما در کشور تصمیمها و قانونها و سندهای خوب داریم. آنچه مهم است، این است که به این تصمیمها عمل بشود؛ این را دنبال کنید.
2/1. ایجاد قرارگاه، کار آسانی است؛ لکن ادامهی کار این قرارگاهها [اعمّ از] اقتصادی، فرهنگی و ... و خروجی این قرارگاهها خیلی مهم است. بروید دنبال عمل جدّی و مجاهدانه تا انشاءالله آن کاری که شما میخواهید، عمل بشود.
3/1. ما میخواهیم معلّم شناخته بشود، ارزش معلّمی در افکار عمومی، ارزش تثبیتشده و ماندگاری باشد. باید جوری [رفتار] کنیم که معلّم به معلّمی خودش افتخار کند، خانوادهاش و جامعه به او به چشم یک موجود مفتخر نگاه کند.
2. مخاطبین معلّمِ آموزش و پرورش، در بهترین سنّ تأثیرپذیری و تربیتپذیری هستند.
1/2. معلّم به معنای آموزنده و تعلیمدهنده است؛ این، ارزش والایی است. خدای متعال جزو معلّمین است: «وَاتَّقُوا اللهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ الله» (بقره/۲۸۲)؛ پیغمبر اکرم معلّم است: «وَیُعَلِّمُکُمُ الکِتابَ وَ الحِکمَة» (بقره/151)؛ حکما، علما، فقها، دانشمندان بزرگ، شخصیّتهای برجسته و همین شهید مطهّری عزیز و مانند اینها به این معنا معلّمند.
2/2. مخاطب معلّمِ آموزش و پرورش، مجموعهای از انسانهایی هستند که احتمال تأثیرگذاری این تعلیم بر روی آنها بمراتب بیشتر است از تأثیرگذاری بر روی همهی قشرهای دیگر؛ اهمّیّت کار معلّم این است.
3/2. مخاطبین شما در بهترین سنّ تأثیرپذیری و تربیتپذیری هستند؛ مخاطبین شما کسانی هستند که آنچه را شما یادشان میدهید تا آخر عمر فراموش نمیکنند؛ این خیلی مهم است.
3. فرصتی بهتر از این دوازده سال برای انتقال هویّت اسلامی ایرانی به سازندگانِ تمدن نوین اسلامی نیست.
1/3. ما مکرّراً صحبت «تمدّن نوین اسلامی» را کردهایم. زیرساخت اصلی هر تمدّنی، منابع انسانی است. این نسل را شما میخواهید امروز بسازید. نسلی که خودساخته است. هویّت ایرانی ـ اسلامیِ محکم و عمیقی دارد.
2/3. ، برای ساخت آن تمدن، نسلی لازم است که دلباخته و فریفتهی این و آن و بازماندههای تمدّن منسوخشدهی شرق و غرب نباشد. نسلی باشد دانا، دانشمند، کارآمد، ماهر، آشنا با سبک زندگی اسلامی و سنّتهای ایرانی.
3/3. ما از اوّل انقلاب در صدد بودیم این نسل به وجود بیاید؛ موفّقیّتهایی هم داشتهایم؛ در عرصههای مختلف، عناصر تربیتشدهی این جوری به برکت همین معلّمین تحقّق پیدا کردند؛ امّا این، کافی نیست. بایستی این تربیت فراگیر بشود.
4/3. اگر بخواهیم آن تمدّن با آن فراگیری به وجود بیاید، هیچ فرصتی برای جمهوری اسلامی بالاتر و بهتر از این دوازده سال نیست تا ارزشها و آرمانهای انقلاب را بدرستی به این نسل منتقل کند و هویّت اسلامی ایرانی را در او نهادینه کند.
5/3. این، رسالت آموزش و پرورش و معلّمین است. این، کار خیلی عظیمی است؛ این فقط یک تعلیم عادّی و معمولی نیست، این یک تعلیم بنیادین است. خوشبختانه زمینهی این کار هم برای آموزش و پرورش مهیّا است.
6/3. دولت جمهوری اسلامی یک سازمان گستردهی سراسریای دارد به نام وزارت آموزش و پرورش که تا دورترین نقاط کشور و اعماق شهرها و روستاها گسترده است؛ خب این فرصت خیلی مهمّی است.
7/3. در همهی این سطح وسیع، گوشهایی و دلهایی آمادهی شنیدن هستند. در هفته ساعتهای متمادی گوشها و دلهایی دارید که منتظرند تا از دهان شما یک حرفی دربیاید و خواسته و ناخواسته در دل آنها بنشیند؛ این را باید مغتنم بشماریم.
8/3. [اگر] امروز به آموزش و پرورش نگاه کنیم، میتوانیم از امروزِ آموزش و پرورش فردای کشور را حدس بزنیم و تشخیص بدهیم که چگونه خواهد بود.
4. تحققِ وضع مطلوب آموزش و پرورش، نیازمند برنامه، متون آموزشی و ارتقای کمی و کیفی معلمان است.
1/4. برطرف کردن مشکلات آموزش و پرورش و رسیدن به وضع مطلوب، احتیاج دارد به تدبیر و دانایی، همّت و تلاش و مجاهدت، صبر و حوصله؛ مدیران خسته نشوند، دستپاچه نشوند، کار را با شکیبایی دنبال کنند.
2/4. البتّه به ابزارهایی هم احتیاج داریم. برای این کارها متن آموزشی لازم است؛ از لحاظ کمّیّت معلّمین هم دچار مشکلیم. کیفیّت معلّم هم مهم است؛ کیفیّت معلّم! هم کیفیّت سواد و درس و علم و امثال اینها.
3/4. این جور نباشد که مثلاً رتبههای پایین کنکور بروند سراغ معلمی، نه؛ ترتیبی بدهید که رتبههای بالای علمی و بعد، از لحاظ اخلاقی، تربیت اخلاقی، تربیت دینی، تدیّن، دینباوری [وارد آن شوند]؛ اینها کیفیّتهای لازم در معلّم است.
4/4.، برنامه و کارهای فوق برنامهای لازم است، و ای بسا انجام بگیرد. بحمدالله ما معلّم متعهّدِ مؤمنِ دینباورِ دلسوزِ علاقهمند کم نداریم، هستند؛ البتّه معلّمین جور دیگر هم داریم.
5/4. بخشی از مسائل، مربوط به کلّیّت آموزش و پرورش است، بعضی مربوط به خصوصِ معلّمین است. اینها را نباید مخلوط کرد؛ باید معلوم باشد نقطهنظرها و وجههی نظرها در هر مسئلهای به کجا است و مخاطب و مسئول کیست.
5. مهمتر از علمآموزی، این است که دانش آموز، احساس هویّت ملّی و اعتماد به نفْس ملّی پیدا کند.
1/5. مهمتر از علمآموزی، این است که دانش آموز، احساس هویّت ملّی و اعتماد به نفْس ملّی پیدا کند و کودک ما از عمق جان، با افتخارات کشور آشنا بشود؛ این چیزی است که امروز وجود ندارد.
2/5. شما بین بچّههای مدارستان نظرخواهی کنید ببینید چند درصد کاظمیآشتیانی را - با آن همه خدمات و آن ارزش وجودی- میشناسند و مثلاً فرض کنید رونالدو را چند درصد میشناسند! چرا افتخارات ملّی خودمان را نمیشناسیم؟
3/5. یک بخش از این چیزهایی که میگوییم «هویّت ملّی» همین است که بچّههای امروز، نسل سوّم و چهارم، افتخارات ملّی و گذشتهی علمی، سیاسی و بینالمللی را بشناسند، تلاش و مجاهدتی که شده بشناسند.
4/5. بیست و چند جلد فرمایشات و نوشتههای امام امروز در دسترس است؛ چقدر خوانده و توجّه شده به اینها؟ این جوان و نوجوان، در دبستان و دبیرستان، باید آمیختهی با آرمانهای انقلاب بشود و جان و دل او، با اینها آشنا بشود.
5/5. این حرف ما به این معنا نیست که درس را کنار بگذاریم؛ ما معتقدیم پرچم علم را باید هر روز بیشتر بلند کرد در کشور، منتها در کنارش پرچم هویّت ملّی، هویّت افتخارآمیز، هویّت انقلابی، هویّت اسلامی هم باید بلند بشود.
6. با روحیه ی مقاومت و اعتماد به نفس ملی است که آن نسلِ تمدّن ساز به وجود میآید.
1/6. [باید] بچّهها ارزش مقاوم بودن را بفهمند؛ [یعنی] اینکه اجزای یک ملّت، اجزای مقاومی هستند. در مقابل باجگیری عقبنشینی نمیکنند، در مقابل حمله به خودشان نمیلرزند، در مقابل زورگویی کوتاه نمیآیند؛ مقاوم یعنی این.
2/6. اکسیر علاج مشکلات کشور احساس مقاومت و روحیهی مقاومت است. دنیا، دنیای زورگویی است؛ شرق و غرب هم ندارد؛ باید یک ملّت بتواند در مقابل زورگوییها مقاومت بکند؛ این را باید از بچّگی یاد بگیریم.
3/6. با این ارزشهاست که آن نسل سازندهی تمدّن به وجود میآید؛ نسلی که میتواند ملّت و کشور را عزّتمند کند، به وجود میآید. همهی اینها در مدرسه انجام میگیرد. ارزش معلّم را ببینید! آموزش و پرورش متصدّیِ چنین کاری است.
7. علوم لاینفع را از کتابها حذف کنید. علم نافع، علمی است که بتواند استعدادها را شناسایی و شکوفا کند.
1/7. یک نکتهی دیگر در مورد آموزش و پرورش که به برنامهریزیهای این وزارتخانه ارتباط پیدا میکند، تفکیک بین علم نافع و علم لاینفع است. علم نافع، آن علمی است که بتواند استعداد جوان و نوجوان را شناسایی و شکوفا کند.
2/7. الان در دبیرستانهای ما و شاید در دبستانهای ما دانشهایی تدریس میشود که فایدهای به حال امروز و آیندهی این دانشآموز ندارد؛ ذهنیّاتی است که یادشان میرود و در هیچ مسئلهی زندگی به اینها کمک نمیکند، در پیشرفت علم به اینها کمک نمیکند؛ اینها را شناسایی و حذف کنید.
3/7. علم نافع طبعاً در پیشرفت و تعالی کشور هم تأثیرگذار خواهد بود. باید یک بخش از وقت به آموزش و مهارتها صرف بشود که در صحبت آقای وزیر هم بود و خوب است، دنبال کنید این قضیّه را.
4/7. سبک زندگی اسلامی، تعاون، همکاری اجتماعی، اینها را بچّه باید در مدرسه یاد بگیرد. نظم و قانونگرایی، روح مطالعه، احساس تحقیق و مطالعه در جوان، در نوجوان میتواند نهادینه بشود.
5/7. شما میتوانید این موارد را به عنوان یک مهارت به او منتقل بکنید. فعّالیّتهای جهادی؛ مبارزه با آسیبهای اجتماعی؛ افراد همه میتوانند با آسیبهای اجتماعی مبارزه کنند وقتی که این انگیزه در آنها وجود داشته باشد.
8. باید به سند تحول آموزش و پرورش عمل شود و برای سنجش پیشرفت هم شاخص کمّی معیّن بشود.
1/8. نکتهی بعد مربوط به سند تحوّل است. بیش از ده سال پیش این سند تنظیم شده، اما به آن عمل نشده. اگر چنانچه مسئولان معتقدند که ایرادی در این سند هست، سند را به روز کنند.
2/8. برای سنجش پیشرفت هم باید شاخص معیّن بشود؛ اینکه بگویند این قدر درصد از این سند عمل شد و مانند اینها، این نمیشود؛ شاخص کمّی به وجود بیاید، مشخّص بشود که چقدر پیشرفت شده در این سند.
9. فرزندانِ ما امانتهایی در دستان معلمند که باید این امانتها را سالم و با ارزش افزوده تحویل جامعه بدهد.
1/9. این بار سنگینی که گفتیم، بر دوش معلّم است؛ این، نقش منحصر به فردی است. ارزش معلّم را همه باید همین طور که عرض کردیم حس کنند؛ در درجهی اوّل هم خود معلّمین باید نقش خودشان را احساس کنند.
2/9. معلمان باید حس کنند و بدانند چه کار بزرگی بر عهدهی آنها است؛ خسته و ملول شدن، کار را کوچک انگاشتن به خاطر برخی از مشکلات معیشتی و با نظر تحقیر به این کار نگاه کردن، این، خطا است.
3/9. معلّم باید احساس امانتداری بکند. امانتی که به او سپرده شده و باید از زیر دست او سالم و با ارزش افزوده خارج بشود، عزیزترین امانتها است. از لحاظ اخلاقی، علمی، رفتاری، آگاهیبخشی، داناییبخشی؛ روح دانایی را در این امانت باید شما زنده کنید و البتّه اگر معلّم ما دینباور و دینمدار باشد، این کار به بهترین وجهی انجام میگیرد.
10. باید مراکز تربیت معلم و دبیرِ ما جوری باشد که واقعاً معلّمِ مطلوب از این جاها بیرون بیاید.
1/10. دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه شهید رجائی و همهی مراکز تربیت معلّم؛ اینها خیلی مهم هستند. یعنی واقعاً تشکیل این دانشگاهها کار لازمی بود و اهتمام به آنها هم خیلی مهم است. وظیفهی سنگینی نسبت به این مراکز وجود دارد.
2/10. باید این مراکز تربیت معلّم تقویت بشود؛ از لحاظ امکانات سختافزاری، مدیریّت، استاد، متون آموزشی و فعّالیّتهای تربیتی. این توقّعاتی که ما از معلّم داریم، در چه جور دانشگاهی برآورده میشود؟ باید تربیت معلّم و دبیر جوری باشد که واقعاً معلّمِ مطلوب از این جاها بیرون بیاید.
3/10. یک مطلب دیگر هم این است که آن طور که به من گزارش دادند، رشتهی تحصیلی بسیاری از معلّمها با درسی که میدهند منطبق نیست؛ البتّه میدانم ناشی از کمبود معلّم است، امّا به هر حال باید فکر کرد روی این مسئله.
11. شما معلمان با ابتکارات شخصیِ خودتان خیلی کارها میتوانید انجام بدهید.
1/11. در دوران کرونا هم معلّمین واقعاً زحمت کشیدند. دوران کرونا برای معلّمین دوران سختی بود؛ یک کار نامأنوس و ناآشنا، بعد، کارِ مضاعف. ما صمیمانه از معلّمین در این زمینه تشکّر میکنیم.
2/11. مسئلهی بیمه، بازنشستگی، هزینههای درمان که بموقع پرداخت بشود، به اینها بایستی حتماً توجّه کرد. البتّه مشکلاتی وجود دارد در امکانات دولتی، اینها را قبول داریم.
3/11. ما توقّعات زیادی را متوجّه آموزش و پرورش میکنیم و میخواهیم برای اینها برنامهریزی کنند؛ [امّا] شما معلّمین منتظر نمانید. شماها با ابتکارات شخصی خودتان خیلی کارها میتوانید انجام بدهید.
4/11. معلّمینی هستند که برنامهی مشخّصی هم برای تربیت به اینها داده نشده امّا با ابتکارِ عمل خودشان، با خیرخواهی و دلسوزی توانستند یک مجموعهای از دانشآموزان را تربیت کنند و پیش ببرند.
محورهای اصلی بیانات امام خامنه ای مدظله العالی در دیدار معلمان (1401/02/21):
1. ما در کشور تصمیمها، قانونها و سندهای خوب زیاد داریم. مهم، این است که به این تصمیمها عمل بشود.
2. مخاطبین معلّمِ آموزش و پرورش، در بهترین سنّ تأثیرپذیری و تربیتپذیری هستند.
3. فرصتی بهتر از این دوازده سال برای انتقال هویّت اسلامی ایرانی به سازندگانِ تمدن نوین اسلامی نیست.
4. تحققِ وضع مطلوب آموزش و پرورش، نیازمند برنامه، متون آموزشی و ارتقای کمی و کیفی معلمان است.
5. مهمتر از علمآموزی، این است که دانش آموز، احساس هویّت ملّی و اعتماد به نفْس ملّی پیدا کند.
6. با روحیه ی مقاومت و اعتماد به نفس ملی است که آن نسلِ تمدّن ساز به وجود میآید.
7. علوم لاینفع را از کتابها حذف کنید. علم نافع، علمی است که بتواند استعدادها را شناسایی و شکوفا کند.
8. باید به سند تحول آموزش و پرورش عمل شود و برای سنجش پیشرفت هم شاخص کمّی معیّن بشود.
9. فرزندانِ ما امانتهایی در دستان معلمند که باید این امانتها را سالم و با ارزش افزوده تحویل جامعه بدهد.
10. باید مراکز تربیت معلم و دبیرِ ما جوری باشد که واقعاً معلّمِ مطلوب از این جاها بیرون بیاید.
11. شما معلمان با ابتکارات شخصیِ خودتان خیلی کارها میتوانید انجام بدهید.
محورهای بیانات امام خامنه ای مدظله العالی در دیدار معلمان (1401/02/21):
1. ما در کشور تصمیمها، قانونها و سندهای خوب زیاد داریم. مهم، این است که به این تصمیمها عمل بشود.
1/1. هر چه دلتان بخواهد ما در کشور تصمیمها و قانونها و سندهای خوب داریم. آنچه مهم است، این است که به این تصمیمها عمل بشود؛ این را دنبال کنید.
2/1. ایجاد قرارگاه، کار آسانی است؛ لکن ادامهی کار این قرارگاهها [اعمّ از] اقتصادی، فرهنگی و ... و خروجی این قرارگاهها خیلی مهم است. بروید دنبال عمل جدّی و مجاهدانه تا انشاءالله آن کاری که شما میخواهید، عمل بشود.
3/1. ما میخواهیم معلّم شناخته بشود، ارزش معلّمی در افکار عمومی، ارزش تثبیتشده و ماندگاری باشد. باید جوری [رفتار] کنیم که معلّم به معلّمی خودش افتخار کند، خانوادهاش و جامعه به او به چشم یک موجود مفتخر نگاه کند.
2. مخاطبین معلّمِ آموزش و پرورش، در بهترین سنّ تأثیرپذیری و تربیتپذیری هستند.
1/2. معلّم به معنای آموزنده و تعلیمدهنده است؛ این، ارزش والایی است. خدای متعال جزو معلّمین است: «وَاتَّقُوا اللهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ الله» (بقره/۲۸۲)؛ پیغمبر اکرم معلّم است: «وَیُعَلِّمُکُمُ الکِتابَ وَ الحِکمَة» (بقره/151)؛ حکما، علما، فقها، دانشمندان بزرگ، شخصیّتهای برجسته و همین شهید مطهّری عزیز و مانند اینها به این معنا معلّمند.
2/2. مخاطب معلّمِ آموزش و پرورش، مجموعهای از انسانهایی هستند که احتمال تأثیرگذاری این تعلیم بر روی آنها بمراتب بیشتر است از تأثیرگذاری بر روی همهی قشرهای دیگر؛ اهمّیّت کار معلّم این است.
3/2. مخاطبین شما در بهترین سنّ تأثیرپذیری و تربیتپذیری هستند؛ مخاطبین شما کسانی هستند که آنچه را شما یادشان میدهید تا آخر عمر فراموش نمیکنند؛ این خیلی مهم است.
3. فرصتی بهتر از این دوازده سال برای انتقال هویّت اسلامی ایرانی به سازندگانِ تمدن نوین اسلامی نیست.
1/3. ما مکرّراً صحبت «تمدّن نوین اسلامی» را کردهایم. زیرساخت اصلی هر تمدّنی، منابع انسانی است. این نسل را شما میخواهید امروز بسازید. نسلی که خودساخته است. هویّت ایرانی ـ اسلامیِ محکم و عمیقی دارد.
2/3. ، برای ساخت آن تمدن، نسلی لازم است که دلباخته و فریفتهی این و آن و بازماندههای تمدّن منسوخشدهی شرق و غرب نباشد. نسلی باشد دانا، دانشمند، کارآمد، ماهر، آشنا با سبک زندگی اسلامی و سنّتهای ایرانی.
3/3. ما از اوّل انقلاب در صدد بودیم این نسل به وجود بیاید؛ موفّقیّتهایی هم داشتهایم؛ در عرصههای مختلف، عناصر تربیتشدهی این جوری به برکت همین معلّمین تحقّق پیدا کردند؛ امّا این، کافی نیست. بایستی این تربیت فراگیر بشود.
4/3. اگر بخواهیم آن تمدّن با آن فراگیری به وجود بیاید، هیچ فرصتی برای جمهوری اسلامی بالاتر و بهتر از این دوازده سال نیست تا ارزشها و آرمانهای انقلاب را بدرستی به این نسل منتقل کند و هویّت اسلامی ایرانی را در او نهادینه کند.
5/3. این، رسالت آموزش و پرورش و معلّمین است. این، کار خیلی عظیمی است؛ این فقط یک تعلیم عادّی و معمولی نیست، این یک تعلیم بنیادین است. خوشبختانه زمینهی این کار هم برای آموزش و پرورش مهیّا است.
6/3. دولت جمهوری اسلامی یک سازمان گستردهی سراسریای دارد به نام وزارت آموزش و پرورش که تا دورترین نقاط کشور و اعماق شهرها و روستاها گسترده است؛ خب این فرصت خیلی مهمّی است.
7/3. در همهی این سطح وسیع، گوشهایی و دلهایی آمادهی شنیدن هستند. در هفته ساعتهای متمادی گوشها و دلهایی دارید که منتظرند تا از دهان شما یک حرفی دربیاید و خواسته و ناخواسته در دل آنها بنشیند؛ این را باید مغتنم بشماریم.
8/3. [اگر] امروز به آموزش و پرورش نگاه کنیم، میتوانیم از امروزِ آموزش و پرورش فردای کشور را حدس بزنیم و تشخیص بدهیم که چگونه خواهد بود.
4. تحققِ وضع مطلوب آموزش و پرورش، نیازمند برنامه، متون آموزشی و ارتقای کمی و کیفی معلمان است.
1/4. برطرف کردن مشکلات آموزش و پرورش و رسیدن به وضع مطلوب، احتیاج دارد به تدبیر و دانایی، همّت و تلاش و مجاهدت، صبر و حوصله؛ مدیران خسته نشوند، دستپاچه نشوند، کار را با شکیبایی دنبال کنند.
2/4. البتّه به ابزارهایی هم احتیاج داریم. برای این کارها متن آموزشی لازم است؛ از لحاظ کمّیّت معلّمین هم دچار مشکلیم. کیفیّت معلّم هم مهم است؛ کیفیّت معلّم! هم کیفیّت سواد و درس و علم و امثال اینها.
3/4. این جور نباشد که مثلاً رتبههای پایین کنکور بروند سراغ معلمی، نه؛ ترتیبی بدهید که رتبههای بالای علمی و بعد، از لحاظ اخلاقی، تربیت اخلاقی، تربیت دینی، تدیّن، دینباوری [وارد آن شوند]؛ اینها کیفیّتهای لازم در معلّم است.
4/4.، برنامه و کارهای فوق برنامهای لازم است، و ای بسا انجام بگیرد. بحمدالله ما معلّم متعهّدِ مؤمنِ دینباورِ دلسوزِ علاقهمند کم نداریم، هستند؛ البتّه معلّمین جور دیگر هم داریم.
5/4. بخشی از مسائل، مربوط به کلّیّت آموزش و پرورش است، بعضی مربوط به خصوصِ معلّمین است. اینها را نباید مخلوط کرد؛ باید معلوم باشد نقطهنظرها و وجههی نظرها در هر مسئلهای به کجا است و مخاطب و مسئول کیست.
5. مهمتر از علمآموزی، این است که دانش آموز، احساس هویّت ملّی و اعتماد به نفْس ملّی پیدا کند.
1/5. مهمتر از علمآموزی، این است که دانش آموز، احساس هویّت ملّی و اعتماد به نفْس ملّی پیدا کند و کودک ما از عمق جان، با افتخارات کشور آشنا بشود؛ این چیزی است که امروز وجود ندارد.
2/5. شما بین بچّههای مدارستان نظرخواهی کنید ببینید چند درصد کاظمیآشتیانی را - با آن همه خدمات و آن ارزش وجودی- میشناسند و مثلاً فرض کنید رونالدو را چند درصد میشناسند! چرا افتخارات ملّی خودمان را نمیشناسیم؟
3/5. یک بخش از این چیزهایی که میگوییم «هویّت ملّی» همین است که بچّههای امروز، نسل سوّم و چهارم، افتخارات ملّی و گذشتهی علمی، سیاسی و بینالمللی را بشناسند، تلاش و مجاهدتی که شده بشناسند.
4/5. بیست و چند جلد فرمایشات و نوشتههای امام امروز در دسترس است؛ چقدر خوانده و توجّه شده به اینها؟ این جوان و نوجوان، در دبستان و دبیرستان، باید آمیختهی با آرمانهای انقلاب بشود و جان و دل او، با اینها آشنا بشود.
5/5. این حرف ما به این معنا نیست که درس را کنار بگذاریم؛ ما معتقدیم پرچم علم را باید هر روز بیشتر بلند کرد در کشور، منتها در کنارش پرچم هویّت ملّی، هویّت افتخارآمیز، هویّت انقلابی، هویّت اسلامی هم باید بلند بشود.
6. با روحیه ی مقاومت و اعتماد به نفس ملی است که آن نسلِ تمدّن ساز به وجود میآید.
1/6. [باید] بچّهها ارزش مقاوم بودن را بفهمند؛ [یعنی] اینکه اجزای یک ملّت، اجزای مقاومی هستند. در مقابل باجگیری عقبنشینی نمیکنند، در مقابل حمله به خودشان نمیلرزند، در مقابل زورگویی کوتاه نمیآیند؛ مقاوم یعنی این.
2/6. اکسیر علاج مشکلات کشور احساس مقاومت و روحیهی مقاومت است. دنیا، دنیای زورگویی است؛ شرق و غرب هم ندارد؛ باید یک ملّت بتواند در مقابل زورگوییها مقاومت بکند؛ این را باید از بچّگی یاد بگیریم.
3/6. با این ارزشهاست که آن نسل سازندهی تمدّن به وجود میآید؛ نسلی که میتواند ملّت و کشور را عزّتمند کند، به وجود میآید. همهی اینها در مدرسه انجام میگیرد. ارزش معلّم را ببینید! آموزش و پرورش متصدّیِ چنین کاری است.
7. علوم لاینفع را از کتابها حذف کنید. علم نافع، علمی است که بتواند استعدادها را شناسایی و شکوفا کند.
1/7. یک نکتهی دیگر در مورد آموزش و پرورش که به برنامهریزیهای این وزارتخانه ارتباط پیدا میکند، تفکیک بین علم نافع و علم لاینفع است. علم نافع، آن علمی است که بتواند استعداد جوان و نوجوان را شناسایی و شکوفا کند.
2/7. الان در دبیرستانهای ما و شاید در دبستانهای ما دانشهایی تدریس میشود که فایدهای به حال امروز و آیندهی این دانشآموز ندارد؛ ذهنیّاتی است که یادشان میرود و در هیچ مسئلهی زندگی به اینها کمک نمیکند، در پیشرفت علم به اینها کمک نمیکند؛ اینها را شناسایی و حذف کنید.
3/7. علم نافع طبعاً در پیشرفت و تعالی کشور هم تأثیرگذار خواهد بود. باید یک بخش از وقت به آموزش و مهارتها صرف بشود که در صحبت آقای وزیر هم بود و خوب است، دنبال کنید این قضیّه را.
4/7. سبک زندگی اسلامی، تعاون، همکاری اجتماعی، اینها را بچّه باید در مدرسه یاد بگیرد. نظم و قانونگرایی، روح مطالعه، احساس تحقیق و مطالعه در جوان، در نوجوان میتواند نهادینه بشود.
5/7. شما میتوانید این موارد را به عنوان یک مهارت به او منتقل بکنید. فعّالیّتهای جهادی؛ مبارزه با آسیبهای اجتماعی؛ افراد همه میتوانند با آسیبهای اجتماعی مبارزه کنند وقتی که این انگیزه در آنها وجود داشته باشد.
8. باید به سند تحول آموزش و پرورش عمل شود و برای سنجش پیشرفت هم شاخص کمّی معیّن بشود.
1/8. نکتهی بعد مربوط به سند تحوّل است. بیش از ده سال پیش این سند تنظیم شده، اما به آن عمل نشده. اگر چنانچه مسئولان معتقدند که ایرادی در این سند هست، سند را به روز کنند.
2/8. برای سنجش پیشرفت هم باید شاخص معیّن بشود؛ اینکه بگویند این قدر درصد از این سند عمل شد و مانند اینها، این نمیشود؛ شاخص کمّی به وجود بیاید، مشخّص بشود که چقدر پیشرفت شده در این سند.
9. فرزندانِ ما امانتهایی در دستان معلمند که باید این امانتها را سالم و با ارزش افزوده تحویل جامعه بدهد.
1/9. این بار سنگینی که گفتیم، بر دوش معلّم است؛ این، نقش منحصر به فردی است. ارزش معلّم را همه باید همین طور که عرض کردیم حس کنند؛ در درجهی اوّل هم خود معلّمین باید نقش خودشان را احساس کنند.
2/9. معلمان باید حس کنند و بدانند چه کار بزرگی بر عهدهی آنها است؛ خسته و ملول شدن، کار را کوچک انگاشتن به خاطر برخی از مشکلات معیشتی و با نظر تحقیر به این کار نگاه کردن، این، خطا است.
3/9. معلّم باید احساس امانتداری بکند. امانتی که به او سپرده شده و باید از زیر دست او سالم و با ارزش افزوده خارج بشود، عزیزترین امانتها است. از لحاظ اخلاقی، علمی، رفتاری، آگاهیبخشی، داناییبخشی؛ روح دانایی را در این امانت باید شما زنده کنید و البتّه اگر معلّم ما دینباور و دینمدار باشد، این کار به بهترین وجهی انجام میگیرد.
10. باید مراکز تربیت معلم و دبیرِ ما جوری باشد که واقعاً معلّمِ مطلوب از این جاها بیرون بیاید.
1/10. دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه شهید رجائی و همهی مراکز تربیت معلّم؛ اینها خیلی مهم هستند. یعنی واقعاً تشکیل این دانشگاهها کار لازمی بود و اهتمام به آنها هم خیلی مهم است. وظیفهی سنگینی نسبت به این مراکز وجود دارد.
2/10. باید این مراکز تربیت معلّم تقویت بشود؛ از لحاظ امکانات سختافزاری، مدیریّت، استاد، متون آموزشی و فعّالیّتهای تربیتی. این توقّعاتی که ما از معلّم داریم، در چه جور دانشگاهی برآورده میشود؟ باید تربیت معلّم و دبیر جوری باشد که واقعاً معلّمِ مطلوب از این جاها بیرون بیاید.
3/10. یک مطلب دیگر هم این است که آن طور که به من گزارش دادند، رشتهی تحصیلی بسیاری از معلّمها با درسی که میدهند منطبق نیست؛ البتّه میدانم ناشی از کمبود معلّم است، امّا به هر حال باید فکر کرد روی این مسئله.
11. شما معلمان با ابتکارات شخصیِ خودتان خیلی کارها میتوانید انجام بدهید.
1/11. در دوران کرونا هم معلّمین واقعاً زحمت کشیدند. دوران کرونا برای معلّمین دوران سختی بود؛ یک کار نامأنوس و ناآشنا، بعد، کارِ مضاعف. ما صمیمانه از معلّمین در این زمینه تشکّر میکنیم.
2/11. مسئلهی بیمه، بازنشستگی، هزینههای درمان که بموقع پرداخت بشود، به اینها بایستی حتماً توجّه کرد. البتّه مشکلاتی وجود دارد در امکانات دولتی، اینها را قبول داریم.
3/11. ما توقّعات زیادی را متوجّه آموزش و پرورش میکنیم و میخواهیم برای اینها برنامهریزی کنند؛ [امّا] شما معلّمین منتظر نمانید. شماها با ابتکارات شخصی خودتان خیلی کارها میتوانید انجام بدهید.
4/11. معلّمینی هستند که برنامهی مشخّصی هم برای تربیت به اینها داده نشده امّا با ابتکارِ عمل خودشان، با خیرخواهی و دلسوزی توانستند یک مجموعهای از دانشآموزان را تربیت کنند و پیش ببرند.
