ویژه نامه ی «ولادت امام رضا (ع)» زندگینامه امام رضا (ع)

دسته‌بندی: دینی و مذهبی
تاریخ انتشار: ۱۴۰۱ خرداد ۲۲, یکشنبه ساعت ۳:۲۸۰ رأیبدون امتیاز

زادروز ولادت امام رضا «ع»\ زندگی نامه امام رضا «ع» هشتمین امام شیعیان سرشار از ماجراهایی اسـت کـه نشان دهنده علم و بصیرت والای ایشان می‌باشد. در ادامه مرور مختصری بر زندگینامه امام رضا بـه مناسبت ولادت ایشان خواهیم داشت.با ما در تالاب (https://www.talab.org/) تا پایان همراه باشید .\ \ امام رضا علیه ...

زادروز ولادت امام رضا «ع»

زندگی نامه امام رضا «ع» هشتمین امام شیعیان سرشار از ماجراهایی اسـت کـه نشان دهنده علم و بصیرت والای ایشان می‌باشد. در ادامه مرور مختصری بر زندگینامه امام رضا بـه مناسبت ولادت ایشان خواهیم داشت.با ما در تالاب تا پایان همراه باشید .

امام رضا علیه السلام بنا بـه قول مشهور در 11 ذی القعده 148 هجری قمری ودر مدینه بـه دنیا آمده اند. پدر ان حضرت امام موسی بن جعفر و مادرشان نجمه خاتون می‌باشد. نجمه خاتون، در مورد ولادت ان حضرت گوید: هنگامی فرزندم رضا را بـه دنیا آوردم، پدرش امام موسی‌کاظم علیه‌السلام بـه من فرمود: وی را بگیر و خوب نگهدار زیرا او بقیه‌الله در زمین اسـت.

تاریخ زادروز ولادت امام رضا «ع»

اگرچه برخی از مورخان و سیره‌نگاران تاریخ تولد ان حضرت را در یازدهم ذی الحجه سال 153 و برخی دیگر یازدهم ذی القعده سال 151 و یا سال 153 قمری ذکر کرده‌اند، ولیکن مشهور و مشهور میان علما یازدهم ذی القعده سال 148 قمری، چند هفته پس از شهادت جدش امام جعفرصادق علیه‌السلام می‌باشد.

لقب های امام رضا «ع»

شایان ذکر اسـت که از میان امامان معصوم علیهم‌السلام، چهار تن از آنان بـه نام “علی” نامیده شده‌اند و آنان عبارتند از امام اول «علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام»؛ امام چهارم «علی بن الحسین علیه‌السلام»؛ امام هشتم «علی بن موسی الرضا علیه‌السلام» و امام دهم «علی‌النقی بن محمدتقی علیه‌السلام».

کنیه ان حضرت، ابوالحسن اسـت و چون کنیه امام موسی بن جعفر علیه‌السلام نیز ابوالحسن بود، کنیه امام رضا علیه‌السلام را ابوالحسن ثانی می‌گویند. لقب‌های شریفش عبارتند از: رضا، صابر، رضی، وفی، فاضل و صدیق.

اما لقب “رضا” شهرت بیشتری دارد و ان حضرت را از این نظر “رضا” نامیدند که پسندیده خدا در آسمان و مورد خرسندی رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم‌السلام در زمین بودو دوستان و دشمنان بـه اتفاق از وی خشنود و راضی بودند.

بیشتر بخوانید : اس ام اس زیـارت امام رضا «ع» | متن زیبا برای زائر امام رضا «ع»

پدر و مادر مادر امام رضا «ع» که بودند ؟

مادر ان حضرت نجمه خاتون می‌باشد.

برای مادر حضرت رضا علیه السلام چند نام ذکر شده اسـت کـه عبارتند از: نجمه – تکتم – سکن – خیزران – شقراء – اروی – سکینه -ام البنین – سمان – صقر وقتی حضرت رضا علیه السلام متولد شدند ان بانو را طاهره نامیدند.

پدر بزرگوار امام رضا«ع»؛ امام موسی کاظم«ع» پیشوای هفتم شیعیان بودند کـه درسال 183 ﻫ.ق. بـه دست هارون عباسی بـه شهادت رسیدند.

مادر گرامی امام رضا«ع» نجمه نام داشت. «الاحتجاج علی أهل اللجاج‏؛ ج 2؛ ص 374؛ الاختصاص، ص 196»

البته نام های‌ دیگری نیز برای مادر گرامیشان ذکر کرده اند. «سیره معصومان، ج 6؛ ص 142»

دوران کودکی و جوانی امام رضا«ع» در مدینه طیّبه

حضرت رضا«ع»؛ دوران کودکی و جوانی را تا سال 201 هجری قمری در مدینه طیّبـه«حیات فکری و سیاسی امامان شیعه«ع»‏؛ ص 426» کـه مهبط وحی بود در خدمت پدر بزرگوارش سپری کرد و مستقیماً تحت تعلیم و تربیت امام هفتم«ع» قرار گرفت و علوم و معارف و اخلاق و تربیتی را کـه امام کاظم«ع» از پدرانش بـه ارث برده بود، بـه او آموخت.«پژوهشی دقیق در زندگانی امام رضا «ع»‏؛ ج 1؛ ص 50»

در منابع تاریخی اطلاعاتی از حضور ایشان در بغداد هنگام زندانی بودن پدر بزرگوارشان در ان شهر در معرض نیست.

ازدواج امام رضا«ع» با کنیزش یا همسر دائمی ؟

امام رضا«ع» دارای تعدادی کنیز بودند، از جمله کنیزان ایشان، سبیکه مادر امام جواد«ع» اسـت. وی کنیزی بود کـه بـه او سبیکه یا دُرّه می گفتند، حضرت رضا وی را خیزران نام گذاشتند و این بانو از اهالی نوبه «منطقه ای در آفریقا» اسـت.«إعلام الوری بأعلام الهدی‏؛ ج 2؛ ص 91»

همسر دائمی امام رضا«ع» ام حبیبه بود.«عیون أخبار الرضا، ج 2؛ ص 147»

فرزندان امام رضا«ع»

وی همسری بـه نام سبیکه داشت «الأئمة الاثنا عشر، ص. 98»کـه گفته شده اسـت از خاندان ماریه همسر پیامبر«ص»بود. «الکافی، ج 1؛ ص 486؛الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج 2؛ ص 247»

علاوه بر سبیکه، در عده ای از منابع تاریخی، همسر دیگری نیز برای امام رضا«ع» ذکر شده اسـت:مأمون بـه امام رضا«ع» پیشنهاد داد کـه با دخترش « ام حبیب » ازدواج کند و امام نیز پذیرفت. طبری این ازدواج را در حوادث سال 202ق یاد میکند. «روضة الواعظین و بصیرة المتعظین‏؛ ج 1؛ ص 531»

گفته اند کـه هدف مأمون از اینکار، نزدیکی بیشتر بـه امام رضا و نفوذ بـه خانه وی جهت اطلاع از برنامه هایش بوده اسـت.« التتمة فی تواریخ الأئمة«ع»؛ ص 123»

یافعی نام دختر مأمون را « ام حبیبه » می‌داند کـه مأمون وی را بـه عقد امام رضا در می آورد.« الأئمة الاثنا عشر، ص 98؛ إعلام الوری بأعلام الهدی‏؛ ج 2؛ ص 41»

سیوطی نیز، از تزویج دختر مأمون با امام رضا«ع» یاد میکند ولی اسم ان دختر را ذکر نمی‌کند. «سیوطی، تاریخ الخلفاء، 1425ق، ص226»

در تعداد و اسامی فرزندان امام رضا«ع» نقل های‌ مختلفی وجوددارد؛ گروهی آن ها را پنج پسر و یک دختر، بـه نام های‌ محمّد قانع، حسن، جعفر، ابراهیم، حسین و عایشه ذکر کرده اند.«تحلیلی از زندگانی امام رضا «ع»؛ ص44»

همچنین در نقلی شیخ صدوق در سلسله سند روایتی از فاطمه بـه عنوان یکی از دختران ان حضرت نام برده اسـت؛«عیون أخبار الرضا، ج2؛ ص71»

امّا شیخ مفید بر این عقیده اسـت، کـه امام هشتم«ع»؛ فرزندی جز امام جواد«ع» نداشتند.«الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج2؛ ص271»

ابن شهرآشوب«المناقب، ج4؛ ص367» و طبرسی،«إعلام الوری بأعلام الهدی‏؛ ج2؛ ص86» نیز برهمین اعتقادند.

مدت امامت و وصایت امام هشتم رضا «ع»

امامت و وصایت حضرت رضا«ع» بارها توسط رسول خدا«ص»؛ پدر بزرگوار و نیاکان طاهرینشان«ع» اعلام شده بود. بـه ویژه امام کاظم«ع» بارها در حضور مردم، ایشان را بـه عنوان وصی و امام بعد از خویش معرّفی کرده بودند کـه بـه یک نمونه از آن ها اشاره میشود:

از محمّد بن اسماعیل بن فضل هاشمیّ چنین روایت شده اسـت کـه‏ گفت:بر امام موسی کاظم«ع» وارد شدم در حالی کـه ایشان بـه شدّت مریض بودند، بـه حضرت عرض کردم:اگر خدای ناکرده برای شـما اتّفاقی بیفتد- و خدا ان روز را نیاورد- بـه چه کسی رجوع کنیم «امام بعد از شـما کیست»؟ فرمود:«بـه فرزندم علیّ؛ نوشته او، نوشته من اسـت، و او وصیّ و جانشین من بعد از مرگم خواهد بود».«عیون أخبار الرضا، ج1؛ ص20 و 21»

پس از شهادت امام رضا «ع»

امام رضا «ع» پس از شهادت پدر، امامت بر مردم را در مدینه بر عهده گرفت و بـه رسیدگی امور پرداخت، ایشان با جمع کردن شاگردان پدر بـه دور خود بـه تدریس و تکمیل حوزه علمیه جدش امام صادق «ع» مشغول شد ودر این راستا گام های‌ بزرگ و استواری برداشت.

پس از شهادت امام کاظم«ع» کـه درسال 183 هـ ق رخ داد، آغاز امامت حضرت رضا«ع» شروع شد، و با توجه بـه این‌که هارون «پنجمین خلیفه عباسی» درسال 193 از دنیا رفت، ده سال از امامت حضرت رضا«ع» معاصر زمان هارون بود.

امام رضا«ع» بـه مدت 20 سال«17 سال در مدینه و 3 سال آخر در خراسان» امامت و رهبری مردم را بر عهده داشت.

چه زمانی و چرا امام رضا «ع» به خراسان سفر کرد ؟

هجرت امام رضا «ع» از مدینه بـه مرو درسال 200؛ یا 201 قمری بود. پس از تصمیم مأمون تصمیم مبنی بر دادن پیشنهاد ولایت عهدی بـه امام، او یکی از افراد خویش بـه نام رجاءبن ابی ضحاک را بـه مدینه فرستاد تا امام را بـه مرو محل سکونت مأمون بیاورد.«تاریخ یعقوبی، ج2؛ ص465»

مأموران مأمون، امام رضا «ع» و عده ای از بنی هاشم را از مسیر بصره بـه مرو آوردند. مأمون ان ها را در خانه ای و امام رضا را در خانه ای دیگر جای داد و وی را اکرام کرد.« مفید، الارشاد، 1372ش، ج2؛ ص259»

چرا امام رضا «ع»به شهادت رسیدند ؟

امام رضا «ع» پس از هفده سال سکونت در مدینه و تبلیغ دین و ارشاد مردم، با نقشه و حیله مأمون عباسی، راه خراسان را در پیش گرفت. ان حضرت پس از قبول اجباری ولایت عهدی مأمون و گذشت سه سال، در 55 سالگی بـه دست این خلیفۀ عباسی بـه شهادت رسید.

پس از شهادت امام رضا«ع»؛ مأمون، وی را در خانه حمید بن قحطبه طائی « بقعه هارونیه » درروستای سناباد دفن کرد.« مفید، الارشاد، ج2؛ ص271»

در تعیین سال شهادت امام نقل های‌ مختلفی بـه ثبت رسیده اسـت. گروهی سال 202 هجری قمری را سال شهادت حضرت می‌دانند.«الأئمة الاثنا عشر، ص 98»

عده ای دیگر سال 203 هجری قمری را؛ سال شهادت امام رضا«ع» میدانند کـه مشهور، نظریه دوم اسـت. «الکافی، ج 1؛ ص 486؛ الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج 2؛ ص 247»

در تعیین روز شهادت ان حضرت نیز اتفاق نظر نیست؛ مانند در روز جمعه از ماه رمضان «روضة الواعظین و بصیرة المتعظین‏؛ ج 1؛ ص531»

هفدهم ماه صفر،«التتمة فی تواریخ الأئمة، ص123»

و آخر ماه صفر.«الأئمة الاثنا عشر، ص. 98؛ إعلام الوری بأعلام الهدی‏؛ ج2؛ ص41»

معروف ترین و قوی ¬ترین نظریه در تاریخ شهادت ان حضرت، روز جمعه، آخرین روز ماه صفر سال 203 هجری قمری اسـت.«بحار الأنوار، ج‏49؛ ص 3»

فضایل اخلاق انسانی در مرتبه اعلی امام رضا«ع»

از نگاه بزرگان شیعه، امام رضا«ع» همانند دیگر امامان معصوم«ع»؛ دارنده تمام کمالات و فضایل اخلاق انسانی در مرتبه اعلی اسـت. بـه گفتۀ آنان، او ان چنان در قلّه شکوهمند کمال و فضیلت قرار دارد کـه نه تنها دوستان و پیروانش وی را ستوده اند، بلکه دشمنان کینه توز و سرسخت هم بـه مدح و ستایش او پرداخته اند.

درباره اوصاف اخلاقی ان حضرت «ابراهیم بن عباس» میگوید:

«هرگز ندیدم کـه امام رضا«ع» بـه کسی یک کلمه جفا کند و ندیدم کـه سخن شخصی را قطع کند و ندیدم کـه نیازمندی را از درگاه خویش رد کند. او هرگز در حضور افراد تکیه نمی داد و هرگز وی را ندیدم کـه با صدای بلند بخندد، بلکه خنده اش تبسم و لبخند بود. وقتی کـه کنار سفره می نشست، همه ی خدمت کاران و غلامان را کنار سفره می نشاند». «عیون اخبار الرضا «ع»؛ ج2؛ ص184»

خلفای هم دوره ی امام رضا «ع» چه کسانی بودند?

امام رضا«ع» در دوران امامت خود با سه تن از حُکّام و خلفای عباسی روبه‏رو و معاصر بود:هارون الرشید، امین و مأمون.«پژوهشی دقیق در زندگانی امام رضا«ع»‏؛ ج 2؛ ص347»

سیره معنوی امام رضا«ع»

امام رضا«ع» در مناظرات علمی کـه بزرگان ادیان و فرق در ان حضور داشتند، بـه مجرد شنیدن صدای اذان، جلسه را ترک می کرد ودر پاسخ بـه تقاضای حاضران برای ادامه بحث علمی، فرمود:

نماز می گزاریم و بازمی گردیم. «عیون اخبار الرضا، 1378ق، ج1؛ ص172»

گزارش هایی از پرستش های‌ شبانه و شب زنده داری ایشان نقل شده اسـت. «عیون اخبار الرضا، ج2؛ ص184»

سیره علمی امام رضا«ع‏»

امام رضا«ع‏» هنگام حضور در مدینه، در روضه نبوی می نشست و دانشمندانی کـه از پاسخ سؤالات درمی ماندند، از امام یاری میخواستند. «اعلام الوری، 1417ق، ج2؛ ص64»

پس از حضور در مرو نیز از رهگذر مناظراتی کـه برپا می شد، بـه تعداد زیادی از شبهات و سؤالات پاسخ می گفت. افزون بر ان امام در منزل خود ودر مسجد مرو حوزه علمی تشکیل داد ولی وقتی مجلس درس امام بالا گرفت مامون دستور تعطیلی ان را صادر کرد و امام وی را لعنت کرد. «عیون اخبار الرضا، ج2؛ ص172»

سیره تربیتی و نقش خانواده امام رضا«ع‏»

بر سیره رضوی بر نقش خانواده در تربیت فرزند تاکید شده و مواردی هم چون لزوم ازدواج با همسر صالح، «الکافی، 1363ش، ج5؛ ص327»؛ اهتمام بـه ایام بارداری، «الکافی، 1363ش، ج6؛ ص23»؛نامگذاری نیک، «الکافی، 1363ش، ج6؛ ص19» و تکریم کودک «مستدرک الوسائل، 1408ق، ج15؛ ص170»گوشزد شده اسـت.

در مورد اهتمام امام رضا«ع‏» بـه انس گرفتن با نزدیکان نیز نقل شده اسـت کـه هرگاه امام فراغتی پیدا می کرد، نزدیکان و اطرافیانش از کوچک و بزرگ را جمع می کرد و بـه گفت‌وگو با آنان می پرداخت.«عیون اخبار الرضا،ج2؛ ص159»

پیشگویی و بشارت تولد امام رضا «ع» توسط ائمه

تولد امام رضا علیه‌السلام را برخی از معصومان پیش از وی، پیش‌گویی کرده و بـه ان بشارت داده بودند. از امام صادق علیه‌السلام دراین باره احادیث چندی وارد شده اسـت. از جمله عبدالله بن فضل هاشمی روایت کرد: مردی از اهالی طوس در محضر امام جعفرصادق علیه‌السلام نشسته بودو ان حضرت بـه وی فرمود: بزودی از صلب فرزندم موسی، مردی بـه دنیا می‌آید که مورد خشنودی خداوند سبحان در آسمان و خرسندی بندگانش در زمین خواهد بود. در سرزمین شـما از روی ظلم و دشمنی مسموم و کشته می‌گردد ودر همان جا غریبانه بـه خاک سپرده می شود.

آگاه باش! هرکسی وی را در غربتش زیارت کند و بداند که او امام و پیشوای شیعیان پس از پدرش بوده و از جانب خداوند متعال مفترض الطاعه می‌باشد، همانند کسی اسـت که رسول خدا صلی الله علیه و آله را زیارت کرده باشد.

امامت و شهادت امام رضا «ع»

امام رضا علیه‌السلام در 35 سالگی پس از شهادت پدرش امام موسی‌کاظم علیه‌السلام بـه مقام امامت شیعیان نایل آمد ودر 55 سالگی در خلافت مأمون عباسی و با توطئه وی در خراسان مسموم ودر صفر سال 203 قمری بـه شهادت رسید.

صلوات مخصوص امام رضا «ع»

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِیِّ النَّقِیِ‏ وَ حُجَّتِکَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّیقِ الشَّهِیدِصَلاَةً کَثِیرَةً تَامَّةً زَاکِیَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً کَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِکَ

اللَّهُمَّ:ادیبان عرب معتقدند کلمه «اللَّهُمَّ» در اصل معادل عبارت «یا الله» اسـت کـه در ان تغییراتی ایجاد شده اسـت. و ترجمه ان بـه صورت «پروردگارا» یا «ای پروردگار» می باشد. در زبان عربی این عبارت در زمانی استفاده می‌شود کـه انسان خداوند را برای درخواستی خطاب قرار می دهد.

‏ صَلِّ: در شکل فعل امر اسـت از ریشه «صلو» ودر معنا عبارتی اسـت دعایی بـه معنای تقاضای لطف و توجه برای کسی. کـه با نزول رحمت خداوند برای ان شخص محقق می‌شود. زائر با بیان این عبارت «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا» از خداوند برای امام علی بن موسی الرضا از خداوند طلب لطف و رحمت می‌نماید.

الرِّضَا: لقب وجود مبارک امام هشتم حضرت علی بن موسی علیه السلام اسـت. این کلمه مصدر از ریشه «رضو» می‌باشد کـه بـه معنای رضایت و موافقت قلبی با جریان امور اسـت.«الرِّضَا» وصف بنده ای اسـت کـه بـه انچه خداوند عالم بـه حکمت خود جاری نماید راضی و خشنود باشد.

الْمُرْتَضَى: اسم مفعول اسـت از باب افتعال و از ماده «رضو» بـه معنای چیزی کـه مورد پسند و رضا قرار گیرد. این وصف در مقام بندگی خدا بر کسی اطلاق می‌شود کـه مورد رضای خداوند باشد.

الامام: در لغت بـه معنای پیشوا می باشد یعنی کسی کـه بـه او اقتدا می‌شود چه حق باشد و چه باطل ودر اصطلاح بـه 12 پیشوای معصوم بعد از پیامبر«ص» امام می‌گویند کـه حضرت علی بن موسی«ع» هشتمین ایشان اسـت.

التَّقِیِّ: از ریشه «وقی» وصف کسی واقع میشود کـه دارای صفت «تقوا» باشد.

النَّقِیِ‏: از ریشه «نقو» بـه معنای پاکیزه و طاهر اسـت

حُجَّه: در لغت حجّت دلیلى اسـت که مقصود را روشن میکند. با آمدن دلیل قاطع بر مقصود دیگر جای هیچ سخن و بهانه ای باقی نمی‌ماند. شیعیان بـه پیامبر«ص» و ائمه معصومین علیهم السلام “حُجَّه” می‌گویند بـه این دلیل کـه گفتار و عمل ایشان مورد تأیید خداوند اسـت و معیار عمل مسلمین قرار می‌گیرد و دیگر بعد از ان جای سخنی باقی نمی‌ماند.

الثَّرَى: بـه معنای خاکی اسـت که پس از خشک شدن خیس و نرم شده باشد.

الصِّدِّیقِ: صیغه مبالغه اسـت از ریشه «صدق» و معنای ان زیادی و فراوانی صفت «صدق» اسـت. این وصف بـه کسی اطلاق میشود کـه عملش تصدیق کننده و تأیید کننده کلامش اسـت.

الشَّهِیدِ: از ریشه «شهد » بـه معنای گواه و شاهد اسـت.

کَثِیرَةً: از ریشه «کثر» بـه تعداد زیاد از هر چیز گفته میشود.

تَامَّةً: از ریشه «تمم» بـه چیزی کفته میشود کـه بـه نهایت خودش«در کمال یا مقدار» رسیده بـه حدّى که‏ دیگر نیازى بـه ضمیمه کردن چیز دیگرى بر ان نباشد.

ریشه “زکو” می باشد. این ریشه در دو معنا استعمال میشود یکی پاکیزگی و طهارت و دیگری رشد و نمو دراین عبارت با توجه بـه کلمات «کثیره» و «تامه» کـه پیش از ان بیان شده معنای دوم محتمل تر اسـت. یعنی صلوات رشد یابنده.

مُتَوَاصِلَةً: از ریشه «وصل» اسـت و این ریشه در معنای اتصال دو شیء بـه یک دیگر بـه کار می‌رود.

مُتَوَاتِرَةً: تواتر بـه معنای تتابع و پشت سر هم قرار گرفتن اسـت.

مُتَرَادِفَةً: ترادف از ریشه «ردف» بـه معنای پشت سر هم واقع شدن اسـت.

أَفْضَلِ: از ریشه «فضل» بـه معنای زیادتر از مقدار لازم و مقرر می باشد کـه موجب برتری نسبت بـه سایرین می‌شود. «أَفْضَلِ» در ساختار اسم تفضیل بـه معنای “برترین” و “بهترین” می‌باشد.

سبک زندگی امام رضا « ع »

عده ای از ویژگی های شخصی امام رضا «ع» و رفتارهای ایشان با مردم عبارتند از:

امام رضا«ع» بـه اخلاق عالی و ممتاز آراسته بودو بدین‌سبب دوستی عام و خاص را بـه خود جلب فرموده بود.

او شبیه‌ترین مردم بـه پیامبراکرم«ص» بود. رفتاری پیامبرگونه داشت و حلم و رأفت و احسانش شامل خاص و عام می ‌شد.

کسی رابا عمل و سخن خود نمی‌آزرد.

تا حرف مخاطب تمام نمی‌شد، سخنش را قطع نمیکرد.

هیچ حاجتمندی را مأیوس باز نمی‌گرداند.

در حضور میهمان بـه پشتی تکیه نمی‌داد.

پیش روی کسی پای خودرا دراز نمی کرد.

هرگز بـه غلامانش دشنام نداد و با آنان می‌نشست و غذا می خورد.

شب‌ها کم می خوابید و قرآن میخواند.

بیشتر اوقات از اول شب تا صبح شب‌زنده‌داری میکرد.

هر سه روز یک بار قرآن را ختم ودر آیات ان تفکر میکرد.

کسی عالم‌تر و پرهیزکارتر از او نبود.

در همه ی وقت ذکر خدا می گفت.

بسیار روزه می گرفت.

هرماه 3روز حتماً روزه بود.

در نهان بـه ویژه شب‌های‌ تاریک، بسیار بـه مردم احسان می کرد و صدقه می‌داد.

کسی کـه از او تقاضایی داشت، اگر می‌توانست بی‌درنگ ان را بر می‌آورد تا مبادا از ان بی‌نیاز گردد و فرصت از دست برود.

با مردم بـه نرمی سخن میگفت.

هیچ‌گاه با سخنش کسی را نمی‌آزارد.

امام«ع» در تابستان روی حصیر ودر زمستان روی پلاسی می‌نشست.

نظافت را در هرحال رعایت می کرد و عطر و بخور بسیار بـه کار می برد.

عادتا جامه ارزان و خشن میپوشید ولی در مجالس و ملاقات‌ها و پذیرایی‌ها لباس فاخر بر تن می کرد.

غذا را آهسته و اندک میخورد و سفره‌اش رنگین نبود.

قبل از غذا دست‌ها را می‌شست.

چون صبح اول وقت نماز می‌گزارد تا بر آمدن آفتاب در سجده میماند.

سپس با مردم می‌نشست و سخن میگفت، یا سوار می ‌شد و بیرون می‌رفت.

در هر فرصت مقتضی مردم مسلمان را بـه وظایف خود آگاه میکرد.

برای خنثی‌کردن توطئه‌های‌ مأمون و اطرافیان او مراقبتی هوشیارانه داشت.

بـه طور کلی او دارای شخصیتی یگانه و صفاتی ویژه بود.

و از نظر شیعه امامیه ان حضرت دارای ملکه عصمت کـه از لوازم امامت اسـت، بود.

یاسر خادم گوید: امام‌رضا«ع» حتی در برخورد با غلامان و خادمان خود هرگز حاضر نبود کـه کرامت انسانی آنان را نادیده بگیرد و چیزی از حقوق آنان فرو گذارد.

امام بـه خادمان خود میگفت اگر کـه مشغول خوردن طعام هستید و مرا بالای سرخود ایستاده دیدید مبادا از جای خود برخیزید مگر آنکه از خوردن فارغ شده باشید.

گاهی امام خادمش را صدا می‌زد بـه او میگفتند مشغول خوردن غذاست. امام می‌فرمود بگذارید غذایش تمام شود.

عنایات امام رضا «ع» به مردم

اعطاء حقیقت علم بـه علامه حسن زاده آملی:

آیت الله حسن زاده می‌گوید«1»: در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى که در مسجد جامع آمل، سرگرم بـه صرف و تهجد، عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم؛ در رؤیاى مبارک سحرى بـه ارض اقدس رضوى تشرف حاصل کردم و بـه زیارت جمال دل آراى ولى الله اعظم، ثامن الحجج، على بن موسى الرضا -علیه و على آبائه و ابنائه آلاف التحیة و الثناء- نائل شدم.

در ان لیله مبارکه قبل از ان که بـه حضور باهر النور امام «علیه السلام» مشرف شوم، مرا بـه مسجدى بردند که در ان مزار حبیبى از احباء الله بودو بـه من فرمودند: در کنار این تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که بر آورده اسـت، من از روى عشق و علاقه مفرطى که بـه علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم.

سپس بـه پیشگاه والاى امام هشتم، پادشاه دین رضا -روحى لتربه الفداء و خاک درش تاج سرم- رسیدم و عرض ادب نمودم، بدون این‌که سخنى بگویم، امام که آگاه بـه سرّ من بودو اشتیاق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصیل آب حیات علم مى دانست فرمود: نزدیک بیا

نزدیک رفتم و چشم بـه روى امام گشودم، دیدم آب دهانش را جمع کرد و بر لب آورد و بـه من اشارت فرمود که: بنوش، امام خم شد و من زیانم را در آوردم و با تمام حرص و ولع از کوثر دهانش ان آب حیات را بوسیدم ودر همان حال بـه قلبم خطور کرد که امیرالمؤمنین على علیه السلام فرمود: پیغمبر اکرم «صلى الله علیه و آله» آب دهانش را بـه لبش آورد و من ان را بخوردم که هزار در علم و از هر در هزار در دیگرى بـه روى من گشوده شد.

پس از ان امام «علیه السلام» طى الارض را عملا بـه من بنمود، که از ان خواب نوشین شیرین که از هزاران سال بیدارى من بهتر بود بـه در آمدم، بـه ان نوید سحرگاهى امیدوارم که روزى بـه گفتار حافظ شیرین سخن بـه ترنم آیم که:

دوش وقـت سحـــر از غصه نجــــاتم دادندو اندر ان ظلمـــت شـــب آب حیــــاتم دادندچه مبارک سحرى بودو چه فرخنده شبىآن شب قـــــدر که این تازه بـــــراتم دادند

ضمانت چشم علامه توسط امام رضا علیه السلام علامه حسن زاده آملی

علامه نقل کرده اند : اینجانب بنا بر فرموده شیخ الرئیس که فرمود: «از عوامل ضعف بینایى چشم، خوابیدن با شکم سیر اسـت و لازم اسـت بین غذاى شب و خوابیدن فاصله انداخت»؛ همیشه مقیّد بودم شام را سر شب صرف کنم تا فاصله مورد نظر شیخ را مراعات کرده باشم که مبادا خداى نکرده چشمم که یکى از مهم‌ترین سرمایه هاى کسب دانش و پیمودن راه کمال اسـت ضرر ببیند و این امر سبب شود که از تحصیل علم و کمال باز بمانم «یا در شب حتى الامکان از خوردن غذا خوددارى کنم.

ولى با این همه ی شبى از شبها «در شب چهار شنبه 29 جمادى الاولی 1405 قمرى برابر با اول اسفند 1363» شامم بـه تأخیر افتاد و متأسفانه بعد از شام خواب شدیدى بر من عارض شد.

براى این که فرموده شیخ را عمل کرده باشم، بلند شدم و شروع کردم بـه قدم زدن و تا دوازده نصف شب بیدار بودم، ولى بر اثر شدت حالت خواب نتوانستم از خوابیدن خوددارى کنم، لذا خوابیدم.

خواب شیرین بودو رؤیاى شیرین تر که بـه زیارت حضرت ثامن الحجج، على بن موسى الرضا «علیه السلام» تشرف حاصل کردم. در ابتدا بـه اشاره تفهیم فرمودند که: چرا کمتر خودت را بـه ما نشان مى دهى؟ و پس از ان بـه عبارت صریح بـه من فرمودند: این قدر خودت را زحمت مده، ما چشم تو را تا آخر عمر ضمانت مى کنیم… الحمد لله که از این بشارت ان ولى الله اعظم که بـه لقب ضامن هم شناخته شده اسـت، برایم یقین حاصل اسـت که هردو کریمه من تا آخرین دقایق عمرم بینا خواهند بود، چون ضامنشان معتبر اسـت، چنان که مشمول الطاف دیگر ان حضرت نیز بودیم و هستیم.

و ان حضرت فرمود: چرا کمتر خودت را بـه ما نشان مى دهى؟ شاید علتش این بود که در ان اوان، بر اثر تراکم اشتغال درس و بحث و تصنیف و تصحیح، مدتى بـه زیارت حضرت بى بى… فاطمه معصومه «علیها السلام» خواهر ان جناب توفیق نیافتم و تشرف حاصل نکردم. شگفت این که در ان شب اصلا اندیشه ان جناب در خاطرم نبود.

دو مکاشفه علامه طباطبایی در سایه الطاف امام رضا علیه السلام علامه طباطبایی

مرحوم آیت الله شیخ محمد تقی انصاری همدانی می فرمودند : در حرم امام هشتم حضرت رضا علیه السلام، مرحوم علامه طباطبایی را ملاقات کردم و این در حالی بود کـه تازه بـه فراق مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد جواد انصاری همدانی رحمة الله علیه گرفتار شده بودیم. لذا در ان ایام ودر همان ملاقات با عطش خاصی از مرحوم علامه خواستم کـه از الطافی کـه امام رضا علیه السلام بـه ایشان داشته اند، مطلبی را بیان فرمایند. مرحوم علامه امتناع کردند، پس از ان کـه ایشان را بـه حق امام «علیه السلام» سوگند دادم، فرمودند: دو تا از الطافی کـه حضرت داشته اند بیان می‌کنم؛ اول این‌که:

مدتی اسـت کـه نمی‌توانم بخوابم چون می‌بینم تمام اشیاء اطراف مشغول بـه ذکر پروردگار هستند در نتیجه حیا میکنم بخوابم «یسبح لله ما فی السموات و ما فی الارض».

کم ز خروسی مباشمشت پری بیش نیستاز دل شـب تـا سـحرخـدا خـدا می کـند

وقتی نماز میخوانم یک «سید محمد حسین» دیگری در عالم بالا نظاره گر بـه نمازم در پایین اسـت «این اسـت معنای الصلاة معراج المؤمن»

آیت الله العظمی سید محمدرضا گلپایگانی

یکی از اعضای دفتر ایشان نقل کردند:

در یکی از سفر های آقا بـه مشهد مقدس همراه آقا بودم. بعضی از آقایان طلاب و فضلای مشهد از آقای گلپایگانی تقاضای شهریه کردند. ایشان فرمودند: «من فعلا ندارم مهمان حضرت رضا علیه السلام هستم اگر از طرف حضرت تفضّلی بشود من شهریه خواهم داد.»

سه روزبعد از این تقاضا اکثر خدمه حضرت رضا علیه السلام برای عرض ادب بـه حضور ایشان شرفیاب شدند، بعد از آنکه از خدمت آقا مرخص شدند، یک جوانی کـه لباس خدمه حضرت رضا علیه السلام در تنش بود، بسته ای کـه در روزنامه پیچیده بود آورد و گذاشت نزدیک آقا و رفت.

ما خیال کردیم کـه شاید مواد منفجره باشد، لذا من بسته را برداشتم و بـه کناری پرت کردم. کـه روزنامه پاره شد و مقدار زیادی پول از داخل ان بـه بیرون پخش شد.

آقا خودشان بلند شدند ودر حالی که گریه میکردند خودشان پولها را جمع کردند، این مبلغ مقدار کل شهریه مشهد بود کـه ایشان پرداخت نمودند.

همچنین ایشان در تابستان سال 1368 شمسی کـه مشهد مشرف بودند. طبق معمولً هرروز بـه حرم مشرف می‌شدند و گاهی در وقت شست و شو کـه حرم خلوت بود بـه حرم مشرف می‌شدند.

روزهای آخر بـه خاطر خستگی اصلاً صبح تصمیم بـه حرم رفتن نداشتند اما از آستان قدس رضوی زنگ میزنند و کسب اطلاع میکنند و مجدداً سر کشیک کـه از نیکان بودو با ائمه طاهرین علیهم السلام ارتباطاتی داشت، تماس می‌گیرد کـه «مشغول شست و شو هستیم، آقا تشریف بیاورند.»

اتفاقاً راننده آقا نبود و نیم ساعت طول میکشد. مجدداً زنگ می‌زنند کـه «اگر آقا تا یک ساعت دیگر هم تشریف بیاورند، حرم خلوت اسـت.» اتفاقاً باز وسیله رفتن آماده نمیشود. باز زنگ می‌زنند کـه خدمت آقا عرض کنید: «اصرار من بی جهت نیست و از ناحیه حضرت «علیه السلام» امر شده اسـت کـه شـما را برای زیارت امروز دعوت کنم!»

بالاخره آقا مشرف میشوند در بازگشت از مشهد آقا این جریان را نقل کرده و فرمودند: «و اما بنعمه ربک فحدّث»

عاشق امام رضا علیه السلام آیت الله گلپایگانی

آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی فرموده بودند:

من در زمان حاج شیخ «حائری» بـه مشهد نرفته بودم. از استادم اجازه خواستم کـه بـه مشهد مقدس مشرف شوم، ایشان فرمودند: «تصور میکنم اگر مشرف شوید شاید نیازمند شوی و ان استغنائی کـه برای شـما دراین مرحله لازم اسـت از دست بدهی.»

بـه مرحوم حاج شیخ عرض کردم اینطور نیست. دو قطعه فرش کـه از ارث پدرم بوده اسـت، فروخته ام و حدود 25 تومان پول دارم. «واقعاً ایشان چنان عشق و علاقه ای بـه امام رضا علیه السلام داشتند کـه حاضر بودند تمام سرمایه خویش را صرف زیارت حضرت رضا علیه السلام کنند.»

عازم مشهد شدم اول بـه تهران رفتم ودر مدرسه مروی ساکن شدم در ان زمان دولت پهلوی عمامه از سر طلاب برمی داشتند و اجازه نمی دادند کسی بدون مجوز عمامه داشته باشد.

مگر این‌که از مدرسین حوزه علمیه باشد، در ان صورت جواز عمامه گذشتن بـه آن ها می دادند. بـه تهران کـه رفتم جواز عمامه ام را فراموش کرده بودم ببرم.

رفتم خدمت حاج آقا روح الله «آقای خمینی» و جواز عمامه ایشان را گرفتم و بـه مشهد مشرف شدم ودر ان سفر توجهات زیادی از حضرت مولانا علی بن موسی الرضا علیه السلام بـه من شد.»

در ان زمان «قبل از انقلاب» مردها و خانمها در داخل حرم باهم مخلوط بودند. روی این جهت نتوانستم بـه کنار ضریح مطهر مشرف شوم. بـه حضرت عرض کردم: کـه من هم دوست دارم ضریح مبارک را زیارت کنم ولی بـه علت دوری از گناه و مخلوط شدن با نامحرمان نمیتوانم ضریح مطهر را زیارت کنم، اگر شـما صلاح میدانید، عنایت کنید کـه من بتوانم ضریح مطهر را زیارت کنم، و دوست دارم شبی را کنار ضریح شـما باشم.

جای نماز من در بالا سر بود، مشغول نماز بودم و شب سردی بود، و معمول بود کـه شبها مردم را بیرون میکردند و درها را می بستند. طبق معمول اول شب همه ی را از حرم بیرون کردند ولی کسی متعرض من نشد، درهای حرم را بستند.

من داخل حرم کنار ضریح ماندم و تا صبح در آنجا تنها بودم. وقتی کـه درب حرم را باز کردند سر کشیک اول آمد، دید کـه من داخل حرم مشغول زیارت هستم.

با تعجب پرسید شـما چه وقت آمدید، گفتم: از اول شب این جا هستم. پرسید: رمز شب را دارید؟

گفتم خیر، پرسید: با اجازه چه کسی آمدید؟

اشاره بـه قبر حضرت کردم کـه با اجازه ایشان من این جا ماندم. سپس با تعجب گفت: من چهل سال دراین مکان شریف خادم هستم و تا بـه حال چنین اتفاقی رخ نداده اسـت.

شـما از درب دیگر خارج شوید برای تجدید وضو و با جمعیت وارد شوید کـه اگر این قضیه معلوم شود برای همه ی ما مسؤلیت دارد.»

جالب این‌که ایشان فرموده بودند: « با این‌که ان شب، شب زمستانی بودو شب بلند بودو من قبل از غروب داخل حرم آمده بودم تا وقت صبح آنجا بودم ولی احتیاج بـه تجدید وضو پیدا نکردم.»

باز فرموده بودند: «در ان شب هر حاجتی کـه خواستم برآورده شد.»

عنایت رضوی در تولد آیت الله جوادی آملی «6»آیت الله جوادی آملی

پدر و جد آیت الله عبدالله جوادی‌ آملی‌؛ میرزا ابوالحسن‌ و ملا فتح‌ الله از مبلغین‌ اسلام‌ وارادتمندان‌ بـه‌ آستان‌ ولایت‌ بوده‌اند. فرزندانی‌ که‌ خدا بـه‌ پدر استاد عطا می‌کرده‌ اسـت‌؛ طبق معمولً زنده‌ نمی‌ماندند.

پیش‌ از تولّد استاد، یکی‌ از بستگان‌ در عالم‌ رؤیا میبیند که‌ شخصی‌ عصایی‌ بـه‌ دست‌ پدر استاد می دهد و او ان‌ را بـه‌ دست‌ گرفت‌. این‌ رؤیا را چنین‌ تعبیر کردند که‌ خداوند بـه‌ میرزا ابوالحسن‌؛ پسری‌ عطا خواهد کرد که‌ زنده‌ میماند و عصای‌ دست‌ پدر خواهد شد. از این‌ رو، پدر و مادر نذر کردند اگر خدا بـه‌ آن ها پسری‌ داد، وی را بـه‌ مشهد امام‌ رضا علیه السلام ببرند؛ و این‌ گونه‌؛ استاد جوادی‌ آملی‌ متولّد شد.

ماجرای تشرف آیت الله بهاءالدینی محضر امام رضا علیه السلام

روزی یکی از نزدیکان مرحوم حضرت آیت الله بهاءالدینی کـه مورد خاطرجمعی اسـت، نقل کرد کـه: خدمت آقا بودم، صحبت از مسافرت و زیارت وجود مقدس امام رضا «علیه السلام» شد. گفتم چه خوب بود می رفتیم مشهد! آقا فرمود: برویم. گفتم: چه وقت؟ فرمود: هم اکنون.آیت الله بهاء الدینی

عبا و عصای آقا را آوردم – مهیای سفر شدیم، ناگاه یادم آمد کـه هیچ پول ندارم – با خود گفتم: نکند آقا هم پول نداشته باشد. بـه خود گفتم بهتر اسـت ماجرا را بـه آقا بگویم. عرض کردم آقا من هیچ پول ندارم، فرمود من هم ندارم، گفتم پس چه کار کنیم؟ فرمود: برویم. بدون پول حرکت کردیم از حسینیه آقا پیاده آمدیم تا سر خیابان، منتظر ماندیم ناگهان دیدیم از آخر خیابان چهارمردان جوانی با دوچرخه بـه سرعت می‌آید.

وقتی نزدیک آمد، ایستاد و کیسه ای پول بـه آقا داد و گفت: آقا این پول مال شماست، آقا بدون این‌که چیزی بـه او بگوید، خطاب بـه من فرمود: فلانی بگیر و برویم.

این توکل بـه خدا کـه او در همه ی حال ناظر حالات و نیازهای مادی و معنوی بنده خود اسـت و او رزاق همگان اسـت، در همه ی انسانها یافت نمی‌شود و کمتر کسی اسـت کـه تا این قدر متوکل علی الله باشد. ولی مردان خدا در همه ی امور زندگی خود، بـه مقام معیت با خدا رسیده اند ودر امور مادی و زندگی خود هیچ گونه دغدغه خاطر ندارند و همیشه خودرا در محضر او می‌بینند و وی را ناظر و رازق می‌بینند و بـه این معارف یقین دارند.

حضرت علی‌بن موسی الرضا «ع» در یازدهم ذی‌القعده سال 148 هجری در مدینه متولد شدند ودر پایان ماه صفر سال 203 قمری، بـه دست مأمون بـه شهادت رسیدند.
اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...