باران

دسته‌بندی: شعرنو
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳ خرداد ۱۳, یکشنبه ساعت ۱۵:۱۱۰ رأیبدون امتیاز
باران

بیا لرز وجودم را تب مرداد تهران کن زمستان‌های دوری را لطیف از عطر باران کن نواز‌ش‌های چشمانت شبیه رقص نور و رنگ شب شهر وجودم را به دیدارت چراغان کن صدایت می‌برد بالا طنین هر تپش‌ها را بیا با خنده‌...

بیا لرز وجودم را تب مرداد تهران کن

زمستان‌های دوری را لطیف از عطر باران کن

نواز‌ش‌های چشمانت شبیه رقص نور و رنگ

شب شهر وجودم را به دیدارت چراغان کن

صدایت می‌برد بالا طنین هر تپش‌ها را

بیا با خنده‌ بارانت جهانم را پریشان کن

نبودت ساخته در دل دژی محکم پر از اندوه

شبیه حمله‌ی افغان بزن این قلعه ویران کن

بباف این موی جیران را بزن رویش گل مریم

بپاش عطرسرانگشتت هوا را عطرباران کن

شهناز یکتا
اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...