قاصدک

دسته‌بندی: شعرنو
تاریخ انتشار: ۱۴۰۳ خرداد ۱۳, یکشنبه ساعت ۲۲:۲۵۰ رأیبدون امتیاز
قاصدک

قاصدک، مامنِ امیالِ محال حاصلِ مزرعه‌ی سبزِ خیال ناجیِ باغِ زمستان‌زده‌ی رو به زوال کوله باری که به دستت دادم آخرین تکّه‌ی (امّیدِ) من است که به دستانِ دروغ از لبِ طاقچه‌ی باورم افتاد و...

قاصدک، مامنِ امیالِ محال
حاصلِ مزرعه‌ی سبزِ خیال
ناجیِ باغِ زمستان‌زده‌ی رو به زوال
کوله باری که به دستت دادم
آخرین تکّه‌ی (امّیدِ) من است
که به دستانِ دروغ
از لبِ طاقچه‌ی باورم افتاد و شکست.
برسانش به خدا
روی ماهش تو ببوس
و بگو یخ زده دلها اینجا
خسته‌ایم از سرما
بفرستد از نو
آخرین طرح ز جنسی اعلا...
قاصدک جان
مبادا که فراموش کنی باغِ مصیبت‌زده را،
برسانش به خدا...

اشتراک‌گذاری

این مطلب برای شما مفید بود؟

بازخورد شما به بهبود کیفیت مطالب کمک می‌کند.

در حال بررسی رأی شما...