هی حلقه آرزو به در کوفته ام
هی بی جواب پشت درها نشسته ام
هیچ چیز حال مرا خوب نمی کند
تاوان آرزوهای فلج هم نمی شود
دیگر چه سود بعد غروبم طلوع کردنت
وقتی دل است سیاهپوش رفتنت
هی بی جواب پشت درها نشسته ام
هیچ چیز حال مرا خوب نمی کند
تاوان آرزوهای فلج هم نمی شود
دیگر چه سود بعد غروبم طلوع کردنت
وقتی دل است سیاهپوش رفتنت
